راهکار برون‌رفت از این وضعیت چیست؟

اصلا پروژه عملیاتی این سیاستمداران برای اصلاحات بنیادین در ساختار مدیریتی کشور چیست؟ مگر اثبات نشد که صرف رسیدن به قدرت در قوه مجریه، هیچ تضمینی برای پیشبرد اهداف اصلاحات نیست؟  

اخیرا جمعی از فعالان سیاسی و مدنی، بیانه‌ای برای نجات ایران منتشر کردند که حاوی لیست محدود و کلی از آسیب شناسی مدیریت سیاسی و اقتصادی کشور و ارائه راهکارهای غیراختصاصی برای برون رفت از گرفتاری‌های موجود بود. سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق نیر  طی نطقی در جمع نمایندگان ادوار مجلس، ضمن عذرخواهی از مردم، راهکارهایی را برای «خروج از بن بست ناکارآمدی مدیریت سیاسی کشور» پیشنهاد داده بود. وقتی به این راهکارها دقیق می‌شویم، غبراز شعارهایی با انشاء «خوب» از آنها مستفاد نمی‌شود، بلکه بسان گفتار درمانی‌های دولتمردان در قوای سه گانه، تجویز «بایدهایی» برای «اشخاص» مجهول در «فردا» است!

معلوم نیست مخاطب این سیاستمداران و دولتمردان کیست؟ مردم باید اقدام به اصلاح امور بکنند، قوای سه‌گانه باید اصلاح گری پیشه بکنند و یا جمع این دوتا؟ شفاف هم سخن نمی‌گویند و این پیشنهادات علیرغم آن که خاستگاه مطالبات مردمی دارد، ولی بیشترین دغدغه اش، حفظ قدرت و «تداوم سیاست اصلاح‌طلبی محافظه‌کارانه» است.  امروزه مشکلات کشور، ساختاری است و محدود به یک قوه نیست.

اگر بخواهیم قطار مدیریت و راهبری اجرایی به ریل باز گردد، باید اصلاحات ساختاری در همه شوونات اجرایی، تقنینی، قضایی صورت بگیرد. در هیچ تاریخی از عمر انقلاب اسلامی، تا این حد استقلال قوا از بین نرفته بود. استیضاح فضاحت بار و ضعیف کشانه، علی ربیعی، وزیر کار سابق، قله کوچکی از یخ روابط ناکارآمد و مفسده انگیز بین دولت و مجلس است. در این دو دولت اخیر، هیچ مدیرکل، فرماندار و رئیس اداره شهرستانی بدون مجوز و خواست نماینده مجلس صورت نمی‌گیرد و در عزل و نصب‌ها، وزراء با نمایندگان مجلس هماهنگ هستند و استانداران به عنوان نماینده عالی دولت، به مقام تشریفاتی تبدیل شده‌اند و  قوه قضائیه و… همه این نمونه‌ها نشان می‌دهد در حوزه عمل، نهادهای قدرت علیه هم عمل می‌کنند و کشور با کمال ناباوری و در دوره بلوغ خود که باید عصر شکوفایی و جهش‌های توسعه‌ای و گام‌های بلند رشد و تعالی ملی باشد، به «بحران ناکارآمدی» گرفتار آمده است.

آیا در ایجاد این بحران ناکارآمدی، فقط اصولگرایان مقصر بوده‌اند و اصلاح طلبان حاضر در دولت‌های یازدهم و دوازدهم بی تقصیر هستند؟ چرا جریانی که ادعا می‌کند عامل اصلی پیروزی روحانی در دو کارزار نفس گیر انتخاباتی بوده است، این قدر منفعلانه در برابر تیم اجرایی دولت عمل می‌کند؟ مگر نه این است که حوزه تصمیم گیری در دولت به واعظی و نهاوندیان محدود شده است و همان داستان مشائی و بقایی در این دولت هم در حال تکرار است؟ آیا با شعار و بیانیه و رفتارهای محافظه کارانه و یکی به نعل و یکی به میخ زدن، می‌توان اصلاحات بنیادین کرد؟

اصلا پروژه عملیاتی این سیاستمداران برای اصلاحات بنیادین در ساختار مدیریتی کشور چیست؟ مگر اثبات نشد که صرف رسیدن به قدرت در قوه مجریه، هیچ تضمینی برای پیشبرد اهداف اصلاحات نیست؟ کشور با گرفتاری‌های اساسی مواجه است که بخش عمده این گرفتاری‌ها به روابط قوم و خویش سالارانه، منفعت طلبانه و فاسد تعداد محدودی مردان و زنان چهار فصل بر می‌گردد. اصلاح طلبان باید متوجه این امر مهم باشند که نمی‌توانند عضوی از یک دولت ناکارآمد باشند و در عین حال نقش اپوزیسیون را بازی بکنند. کشور با روزهای سختی در آینده روبرو خواهد شد. آن چه اکنون شاهدش هستیم بخش کوچکی از گرفتاری‌هاست. اگر این ساختار بیمار و معیوب درمان نشود، تمامیت ارضی کشور در معرض مخاطره است. حساب و کتاب کار مشخص است و منطق مملکت داری هم از محاسبات ریاضی تبعیت می‌کند و خیلی راحت می‌توان عواقب تداوم این ناکارآمدی را با عدد و رقم محاسبه کرد.

راهکاراین وضعیت  چیست؟

با شعار، بیانیه، هشدار و انذار کاری از پیش نمی‌رود. اصلاح‌طلبان باید تکلیف خود را با دولت مستقر، با خود و با مردم مشخص کنند. ابهام گویی و موکول کردن امور به محال، حاصلی ندارد. بازگشت به قانون اساسی و شهروندان، مهمترین راه برون رفت از بحران است. مهم نیست که اصلاح طلبان چه آمال و آرزویی دارند، مهم آن است که قانون اساسی برای اداره امور کشور چه می‌گوید و شهروندان چه خواسته‌ای از دولت (حاکمیت) دارند. اصلاح طلبان اکنون دچار «راستگرایی» مفرط شده اند. این «راستگرایی مفرط» پایگاه اجتماعی آنها را به شدت تضعیف کرده است.

فعالان ارشد اصلاح طلب باید بدانند در خوشبینانه‌ترین حالت و در همین شرایط فعلی به‌اندازه محبوبیت رئیس جمهور (۲۰درصد) محبوبیت دارند و اگر در این دوسال به پایگاه اجتماعی خود بازنگردند درکلیه انتخابات آتی شکست سنگینی خواهند خورد. اصلاح طلبان باید از فاز سیاستگذاری بگذرند و دستورالعمل اجرایی (procedure) ارائه بکنند. سیاست‌های حکمرانی خوب بارها از سوی اصلاح طلبان اعلام شده است، باید روش اجرایی خود را با مردم درمیان بگذارند.

بهارنیوز – هوشنگ عطاپور  

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email