“فَرَشگرد” و چرخه استبداد و دیکتاتوری

در ست فهمیده اید، کمونیستها با کعبه آمال شما، «نظام پهلوى » به مخالفت برخاستند اما دلیل داشت، آنها علیه دیکتاتورى و فاشیسم بودند، هم این ها بودند که در تمام سال هاى سکوتِ رهبران و همفکران کنونى شما، باز هم بار اصلى مبارزه با فاشیسم اسلامى را بر دوش کشیدند. جریانى که از امروز براى دیگران خط و نشان مى کشد و نمره «زیانبارى و ویرانگرى» مى دهد اگر بر فرض محال به قدرت دست یابد هیچ مسیرى جز آن‌چه تاریخ صد ساله ما طى کرده است نخواهد پیمود و تنها و تنها حلقه اى خواهد بود در چرخه استبداد و دیکتاتورى، این بار به نام گروه و دسته اى دیگر…

چهل تن “فَرَشگرد” اطلاعیه داده اند، حرفهاى خوب هم زده اند و وعده هائى هم به دنبالش ردیف شده‌است که هم نسیه است وهم تجربه نشده در نظامى که گویا سرمشق آنها در قبل از انقلاب بوده است.

اما از یک بند آن، تاریخ ما تجربه روشن دارد و آن‌هم بند زیر است:

«ما با اسلام سیاسی و ایدئولوژی‌های کمونیستی (ارتجاع سرخ و سیاه) مرزبندی مشخص داریم و معتقدیم این ایدئولوژی‌ها، در گذشته، حال و آینده ایران، زیانبار و ویرانگر بوده‌اند و خواهند بود».

بنیاد این بند به جهت « قانونى» به دست رضا شاه ریخته شد (البته ارتجاع سرخش) و فرزند آن محمد رضا به اعتبارش هزاران نفر را به زندان انداخت و صدها نفر را کشت [ تنها در دو ماهه پایان پاییز ۱۳۲۵، در آذربایجان ۲۵ هزار تن کشتند و ده ها هزار تن را به  تبعید فرستاده شدند.]و البته مانع آن‌هم نگردید که کشور را دو دستى وکَت بسته تحویل ارتجاع سیاه بدهد.

تاریخ دو قرن گذشته نشان داده است که متأسفانه به نام کمونیسم قدرتهائى بوده اندکه انسان کشته اند، اما به طور مطلق ثابت شده است که رژیمهاى ضد کمونیست که از کمونیستها چنین باور ى داشته اندکه آنها براى جامعه «زیانبار و ویرانگر بوده اند و خواهند بود» حتما به دیکتاتورى و فاشیسم ختم شده اند. هیچ برو برگردى هم در آن نبوده است.

مگر مى شود نقش یکى از نیروهاى اجتماعى و سیاسى اى را در جامعه چنین تصور کرد و حرف از لیبرالیسم و دمکراسى زد ؟ من مى توانم با ایدئولوژى و عقیده شما مخالف باشم، که هستم، اما به رسمیت شناختن حق فعالیت شما حرف دیگریست.

جالب است که این حضرات در جوامع غربى زندگى مى کنند و چنین درکى از دمکراسى را مى خواهند براى ایران به ارمغان ببرند. آن شیادى هم که قدرت را بعد از انقلاب در ایران قبضه کرد تا بدین حد از شعور تهى نبود که در خارج بنشیند و به کمونیسم بتازد. او هم گفت «در ایران مارکسیستها آزادند فعالیت کنند» و بعد از سوارشدن بر خر مراد بود که حمام خون راه انداخت و کمونیستها در نوک حمله آن قرار گرفتند.

در ست فهمیده اید، کمونیستها با کعبه آمال شما، «نظام پهلوى » به مخالفت برخاستند اما دلیل داشت، آنها علیه دیکتاتورى و فاشیسم بودند، هم این ها بودند که در تمام سال هاى سکوتِ رهبران و همفکران کنونى شما، باز هم بار اصلى مبارزه با فاشیسم اسلامى را بر دوش کشیدند. اگر «جوان» هستید و ندیده اید بروید سراغ آمار زندانیان و قتل عام شدگان دهه شصت و هفتاد، تا سهم هر یک را در این مبارزه بهتر بفهمید.

ایران بعد از سال‌ها حکومت موروثى و دیکتاتورى مذهبى، تشنه آزادى براى همه طبقات، اقشار، اقوام، احزاب، مطبوعات و انجمن‌ها و تشکلات صنفى و فرهنگى مى باشد و نیروئى مى تواند حرف از بدیل بزند که هیچ حصر و استثنائى براى فعالیت اجتماعى، سیاسى و فرهنگى مردم قائل نباشد. همه در برابر قانون برابر اند و به قانونى که خود در تدوین آن بدون هیچ تبعیضى مشارکت مى کنند پایبند مى باشند. ‌جریانى که از امروز براى دیگران خط و نشان مى کشد و نمره «زیانبارى و ویرانگرى» مى دهد اگر بر فرض محال به قدرت دست یابد هیچ مسیرى جز آن‌چه تاریخ صد ساله ما طى کرده است نخواهد پیمود و تنها و تنها حلقه اى خواهد بود در چرخه استبداد و دیکتاتورى، این بار به نام گروه و دسته اى دیگر.

رضا اکرمی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email