حرف های معلمان کشور را بشنوید

رژیم استبداد قرون‌وسطایی در عرصۀ آموزش‌وپرورش نوک پیکان حمله‌اش را متوجه بخشی از آموزگاران شریف و محروم کرده تا با مسخ شخصیت آنان، امر حیاتی تعلیم و تربیت نسل آینده کشورمان را مختل کند. رژیم جمهوری‌اسلامی ثابت کرده است که ماهیتاً توان پاسخ‌گویی عادلانه به خواست‌های هیچ قشر زحمتکشی ازجمله قشر آموزگاران را ندارند. با پیوند سراسری مبارزات مردمی و انسجام و اتحاد نیروهای مردمی و وطن‌دوست و گسترش آن به کل کشور، می‌توان و می‌بایست رژیم ولایی را به‌عقب‌نشینی و تسلیم وادار ساخت….

محمدرضا نیک نژاد

یونسکو (سازمان علمی فرهنگی سازمان ملل) از سال ۱۹۹۴، ۵ اکتبر برابر ۱۳ مهر را به عنوان روز جهانی معلم اعلام کرده و هر سال برنامه های ویژه ای در راستای تاکید بر نقش پر رنگ معلم در آموزش و پرورش به معنای کلی آن برگزار می کند. در همین راستا این سازمان سال هاست که به فراخور این روز شعارهایی تهیه کرده و به همراه پوسترهای پر معنا و زیبایی منتشر می کند. شعار امسال روز جهانی معلم «حق برخورداری از آموزش به معنای حق برخورداری از معلم دارای صلاحیت است»، برگزیده شده است. به تاکید یونسکو انتخاب این شعار در پیوند با هفتادمین سال تصویب «اعلامیه جهانی حقوق بشر» است! اما پرسش این‌جاست که روز جهانی پاسداشت معلم چه پیوندی می تواند با حقوق بشر داشته باشد؟

در ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر می خوانیم :

«۱- آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش بایددست کم در دوره‌های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی باید اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای نیز باید قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی‌های فردی صورت پذیرد.

۲- آموزش و پرورش باید در جهت رشد همه جانبه شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری (تسامح) و دوستی میان تمامی ملت‌ها و گروه‌های نژادی یا دینی و نیز به برنامه‌های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند».

بنابر ماده ۲۶ این اعلامیه آموزش از حقوق اولیه انسان ها بوده و کشورها و نهادهای رسمی و غیر رسمی در آن ها وظیفه دارند برای ادای این حق به انسان ها بکوشند. اما بی گمان برآورده شدن حق آموزش برای انسان ها بدون یکی از مهم‌ترین ستون های فرآیند آموزش یعنی معلم امکان پذیر نخواهد بود؛ آن هم معلمی با کیفیت، توانمند و دارای صلاحیت های حرفه ای. اگر معلم در ارائه آموزشی حرفه ای ناتوان باشد به حقوق تاکید شده در ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر آسیب های جدی وارد خواهد شد. اما عدم صلاحیت، آموزش نیافتگی، نداشتن شایستگی حرفه ای و در کل ناتوانی در شغل معلمی کمتر به خود معلم و بیشتر وابسته به ساختاری است که او را برای معلمی برگزیده است و تلاش می‌کند او را در این حرفه نگه‌دارد. بی گمان معلم دارای صلاحیت در ساختار دارای صلاحیت آموزش دیده، پرورش یافته و آماده حرفه مهم آموزش می شود و همچنان آمادگی و شایستگی اش حفظ خواهد شد. اکنون در این زمینه بد نیست به معلم ایرانی و ساختاری که قرار است صلاحیت های حرفه ای او را بالا برده و حفظ کند، نگاهی گذرا بیندازیم. آموزش معلمان در ایران آشفته بازاری است. از سویی پردیس های دانشگاه فرهنگیان به تاکید استادان و دانشجویانش در بیشتر موارد در پرورش معلمان دارای صلاحیت های حرفه ای ناکار آمد و ناکام هستند. از دیگر سو ناتوانی و ناکارمدی ساختار آموزشی و نارضایتی های صنفی-آموزشی به ویژه در سطح معیشتی- منزلتی معلمان، بسیاری از آنان را از این حرفه دلزده کرده است. این خستگی و بی‌انگیزگی سر راست بر صلاحیت های حرفه ای شان اثر گذاشته و کیفیت آموزش را به شدت پایین آورده است. پر پیداست که تا معلم از حقوق انسانی و حرفه ای خویش برخوردار نشود، نمی توان او را یکی از عامل های برآورده کردن حقوق تاکید شده در ماده ۲۶ اعلامیه حقوق بشر به شمار آورد. با توجه به شرایط کنونی کشور معلم ایرانی در روز جهانی معلم بیش از هر زمانی نیازمند نگاهی ویژه است زیرا که «حق برخورداری از آموزش به معنای حق برخورداری از معلمی شایسته و دارای صلاحیت است».

***

تضعیف مدارس دولتی، اجحاف در حق کودکان مستعد اما بی بضاعت

حفیظ اله مشهور

بچه که بودیم بزرگ‌ترها می گفتند اگه می‌خواهی برای خودت کسی بشوی، درس بخوان. می‌گفتند نگاه کن فلانی خانواده اش فقیر و ندار بودند ولی بچه‌شان درس خواند دکتر شد، مهندس شد، معلم و کارمند شد و…واقعا هم همین‌طور بود. خیلی ها تو شهر و محله مان بودن که با درس خواندن به جایی رسیده بودند و نه تنها خودشون زندگی خوبی داشتند بلکه خانواده پدری هم که اوضاع مناسبی نداشت حالا تحت حمایت شان بود. اون روزها کم نبودند بچه پولدارهایی که حسرت جایگاه همکلاسی بی بضاعت اما درسخوان و با استعدادشان را می‌خوردند. کنکور با همه بدی هایی که داشت، اما اون روزها فقط بچه های زحمت کش را از سد خودش عبور می‌داد و برای تحصیل و طی مدارج عالی در دانشگاه‌هایی که آن روزها طعم کاسبی را نچشیده بودند، تنها تلاش و استعداد خدادادی ملاک بود.

حالا سال ها از آن روزها گذشته و شاید جایگاه امروز خود ما هم نتیجه نصیحت آن روز بزرگ‌ترهای‌مان باشد.اما این روزها با خود فکر می کنم که آن نصیحت های پدرانه و مادرانه چقدر می تواند برای فرزندان ما اثر بخش باشد. من یک معلم هستم اما به هیچ عنوان شرایط امروز کلاس و مدرسه ام را قابل قیاس با دوران دانش آموزی ام نمی بینم. آن روزها مدرسه من و دوستانم بدون توجه به مکنت و توانایی مالی مان یکی بود، ما مدارس پولی را نشناخته و ندیده بودیم. آن روزها بنگاه های مدرک‌فروشی با تابلویی به نام دانشگاه مرسوم نشده بود. آن روزها شاید علم بهتر از ثروت بود. اما امروز خانواده مستضعف به فرزندش چه بگوید؟ آیا حضور در کلاسی که تنفس در آن نیز مشکل است، استعداد ذاتی اش را شکوفا خواهد کرد، آیا کودک روستایی در کلاس معلمی که هیچ دوره آموزش معلمی ندیده و خود نیز تحت عنوان معلم شرکتی به بیگاری گرفته شده راه پیشرفت برایش فراهم خواهد بود و آیا کنکور باز هم مثل گذشته با استعدادها را سوا خواهد کرد یا کسانی که در مدارس چند ۱۰ میلیونی تبدیل به ماشین تست زنی شده اند.حال مدارس دولتی مان خوب نیست، قرار هم نیست خوب بشود. اینجا چیزی به نام کیفیت عرضه نمی شود. معلم و دانش آموز خوب در این مدارس زجر می کشند اما توییت های زیبا هر روز در فضای مجازی منتشر می شود. «مهر امسال هیچ کلاسی بدون معلم نماند»جمله زیبایی است اما برای درج این جمله زیبا چه اتفاق‌هاکه رخ نداد. مدیران و معاونان به کلاس ها روانه شدند تا اسم شان در برنامه کلاسی ثبت باشد اما هوش و روان‌شان در پی گرفتاری های بیشمار مدرسه، کلاس‌های زیادی ادغام شدند تا به مرز ۴۰ نفر برسند و توییت شود مدرسه محوری کرده و مدیریت منابع انسانی را به مناطق تفویض کرده ایم. هزاران دانش آموز از نعمت داشتن حتی یک معلم متخصص و با تجربه محروم ماندند تا با طرحی شکست خورده به نام خرید خدمات آموزشی صرفه جویی را به عنوان اولویت اول و آخر سیستم آموزشی تحقق بخشیم.امروز دیگر آن نصیحت قدیمی خیلی معنا و مفهوم ندارد و باید هزینه کنید تا به جایی برسید. آموزش طبقاتی کار را برای کودک مستعد اما مستضعف سخت کرده است. امروز تضعیف مدارس دولتی اجحاف در حق کودکانی است که خود هیچ نقشی در انتخاب خانواده خود نداشته اند، ولی ما آگاهانه آن‌ها را در همان طبقه و جایگاه متوقف می کنیم.

****
شعار امسال روز جهانی معلم و گردونه انتخاب های ما

عبدالجلیل کریم پور

آموزش به عنوان مهم‌ترین مولفه ارتقای جامعه نیازمند عواملی با اثرگذاری بالایی است که حضورشان می‌تواند باعث تحول جامعه شود. شعار امسال روز جهانی معلم، برخورداری از حق آموزش به معنای برخورداری از معلمی شایسته و دارای صلاحیت است . این شعار ، مبین این واقعیت است که توجه به معلمان با صلاحیت های پذیرفته شده مرتبط با آموزش، امری ناگسستنی برای یک ساختار منطقی است . فقدان یک معلم اثربخش و حتی کمبود آن می‌تواند رسیدن به این هدف را دچار چالش کند. انتخاب این مجموعه در یک قالب پذیرفته شده و توسط انتخاب‌گران کارشناس به دور از همه مولفه‌های نامربوط می‌تواند به رونق آن کمک کند.

تدوین یک برنامه جامع با فاکتورهای آموزشی ، تربیتی، تخصصی و شغلی با درونمایه‌های علمی برای جذب گروهی که بتوانند افرادی لایق و اثرگذار را تربیت کنند، نیازی ضروری است. این نیاز ، مستلزم ارائه نظریه های تربیتی منطبق با محیط های متنوع فرهنگی در جامعه ماست.

برای رسیدن به این هدف ابتدا باید صلاحیت‌ها را در قالبی علمی مبتنی بر اندیشه‌ورزی تعریف کرد و سپس مهارت حضور آن‌ها را برای آموزشی اثربخش، سنجید. کسی را که برگزیده می شود ، باید در محیطی علمی، آموزشی آماده کرد و او را از لحاظ مسائل مادی به حدی فربه کرد که ذوق پژوهش در پشت دغدغه‌های مالی گم نشود.

زمانی می‌توان به شکوفایی آموزشی و تربیتی دل بست که ساختارها به درستی طراحی شده باشد و زیرساخت ها نیز برای انجام آن محقق و مهیا شده باشد.

برای این منظور باید استانداردهای جهانی را برای فضای ارائه ، تعداد دانش آموزانی که باید در کلاس حضور داشته باشند ، محتوای قابل قبولی که همه افراد جامعه را یکسان در نظر بگیرد و برنامه‌هایی که در پایان تحصیلات عمومی ، دانش‌آموزی را تربیت کند که مجهز به اصول و قواعد اولیه زندگی باشد نه کسی که کار چندمش را معلمی برگزیده است ، رعایت کرد .

یک معلم باید بتواند مستقل بیندیشد تا بتواند استقلال اندیشه را آموزش دهد. باید خلاقیت داشته باشد تا خلاقیت پرور باشد وآزاداندیش باشد تا آزادی عمل را به دانش‌آموز یاد دهد. یک معلم باصلاحیت را نمی‌توان با ضرایب مولفه‌های غیر تخصصی سنجید و آن را ملاک تبلور برای او درنظر گرفت بلکه باید به این مهم توجه کرد که معلمان شایسته زمانی می‌توانند تحول گرا باشند که درست انتخاب شوند، توسط انتخابگرهای صحیح و قابل ، انتخاب شوند و سیستم های تاثیرگذار برای انتخاب، اعتبار او را در اولویت قرار دهند، آن‌گاه است که می‌شود امیدوار بود که این معلم می‌تواند جامعه را به سمت خردگرایی و قانون مداری سوق دهد.

قانون

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email