اجتماعی

حضور روحانی در دانشگاه تهران؛ گفتار درمانی به هدف فریب مردم

حسن روحانی امسال هم همچون سال گذشته با حضور در دانشگاه با سخنان تکراری سیا ست های کلی نظام را بیان کرد. بررسی عملکرد دولت وعموم نهادهای حاکمیتی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد آن‌ها بیش از هر چیز بر گفتاردرمانی به هدف فریب مردم تاکید داشته اند.

«امیددرمانی» در امتداد «گفتاردرمانی»؟
حسن روحانی روز گذشته و آیین آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، از «کلیدواژه» تازه‌ای در ادبیات سیاسی دولت دوازدهم رونمایی کرد. او با تاکید بر واژه «امید» این مفهوم را یک ضرورت به منظور خروج از بن‌بست‌ها و برو‌ن‌رفت از شرایط نامساعد عنوان کرد.

تردیدی نیست که «امید» در هر جامعه‌ای، به هر شکلی و در هر قالبی، می‌تواند و باید به یک «الگوی زیستی» تبدیل شود و گروه‌های گوناگون اجتماعی را متاثر سازد. اما باید توجه داشت که مفهوم «امید» اقتضائات، پیش‌نیازها و ابزاری «عینی»، «کارکردی» و «ملموس» را طلب می‌کند. بدون شک بدون توجه به سه‌گانه اصلی نیازهای «امیدآفرینی» هر مواجهه، برخورد و بکارگیری آن از حد «گفتاردرمانی» فراتر نخواهد رفت.

چه این‌که باورمندی به مقوله‌ای مانند امید را نمی‌شود و نباید با رویکردی «کپسولی» و «انتزاعی» مورد مطالعه قرار داد. در حقیقت آنچه «امیدآفرینی» را تولید، تبیین و ترویج می‌کند، نه در کلام مدیران و مسئولان، که در عملکرد، رفتار و کنش مدیریتی آن‌ها جلوه‌گر می‌شود. ملاحظه شرایط و بررسی موقعیت و عملکرد عموم نهادهای حاکمیتی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد آن‌ها بیش از هر چیز بر «گفتاردرمانی» به مثابه یک «راه نجات» توجه کرده‌اند. در حقیقت تاکنون کنشی اثربخش، عمیق و مبتنی بر مطالعات علمی و گزاره‌های کارشناسی از سوی این نهادها مشاهده نشده است. در چنین شرایطی نمی‌توان از مفهوم «امید» سخن گفت. اگر دولتمردان، نمایندگان مجلس، مدیران نهادهای انتصابی، دولت در سایه و … بنا را بر همان روش و منش و شیوه قدیم گذاشته باشند، نباید توقعی از بروز و ظهور این مفهوم داشته باشند.

البته توجه به مفهوم «امید عمومی» در کشور همواره قابل توجه، احترام و تکریم بوده و هست. از این منظر، رونمایی از این کلیدواژه جدید توسط روحانی هم قابل احترام است. اما باید از روحانی، وزرا، مدیران و مسئولان دولتی پرسید، چه اقدامات عملی، اجرایی و کاربردی برای نیل به ابعاد بزرگ و کوچک «امیدآفرینی» دارند؟ گرچه ادبیات رئیس دولت دوازدهم و بازگشت او به جملات کلیشه‌ای و استمزاج از رسانه‌ها و ارباب جراید، نشان می‌دهد روحانی هنوز هم بر همان طبل می‌کوبد. اگر رئیس دولت دوازدهم به واقع در پی «امیدآفرینی» در جامعه خسته، کلافه، نگران و سردرگم ایران است، باید هرچه سریع‌تر تکلیف برخی مسائل و موضوعات را روشن کند. جای تعجب است که روحانی از «امیدآفرینی» می‌گوید در حالی که بیش از سه ماه است هیچ پیوند رسانه‌ای با افکار عمومی و آحاد جامعه ندارد؛ هیچ توضیحی درخصوص انتخاب‌ها و انتصاب‌هایش ارائه نمی‌کند؛ وزیر سیاسی کابینه را به سخنگویی امور اقتصادی می‌گمارد و در جریان «نبرد اقتصادی» با تحریم‌ها، وزارتخانه‌های اقتصادی‌اش بلاتکلیف یا بی‌وزیر مانده‌اند؛ آیا بهتر و زیبنده‌تر نبود روحانی پیش از طرح این موضوع با اهالی و اصحاب دانشگاه، مسئله را با سیاست‌پیشگان موافق و مخالفش در میان می‌گذاشت؟ آیا با طرح همین مسئله با برخی مجلسی‌های مخالف دولت و جلوگیری از تعمیق اختلاف‌ها و ظهور و بروز آن‌ها در مجامع و محافل عمومی، «امیدآفرینی» تحقق بیشتری پیدا نمی‌کرد؟

به نظر می‌رسد روحانی عامدانه یا از سر سهو، گروه مخاطب درستی را برای این کلیدواژه پیدا نکرده است. او در جمعی از «امیدآفرینی» سخن می‌گوید که کمترین حضور و تاثیر را در ساختار مدیریتی و اجرایی کشور دارند. دانشگاهیان، نه قدرت تصمیم‌گیری دارند، نه توان اثرگذاری بر نهادهای قدرت و نه امکان لابی با لایه‌های پنهان؛ با این اوصاف چگونه می‌توان از آن‌ها انتظار «امیدآفرینی» داشت؟ مگر آن‌که روحانی تصمیم گرفته باشد این مفهوم را هم در امتداد و ادامه «گفتاردرمانی»های دو دولت گذشته تعریف کرده باشد.

باز هم بخواهد سهم دیگران را در بروز شرایط و موقعیت فعلی بیش از دولتش بنامد و بار این موضوع را بر دوش گروه نخبگان دانشگاهی بیندازد. در این رهگذر البته رسانه‌ها را هم هدف قرار می‌دهد. موضوعی که نشان می‌دهد در این مسیر راه نجات و مقصد درستی مشاهده نمی‌شود.

علیرضا صدقی- روزنامه ابتکار

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا