گوناگون

درخت گردو

سرم کُپّه کُپّه ابر،
درون و بیرونم دریاست
من درخت گردویی هستم
در پارک گلخانه.

گردوی پیری
شاخه شاخه، چاک چاک
نه تو این را فهمیده ای و نه پلیس.

من درخت گردویی هستم در پارک گلخانه.
برگ هایم
همچون فلس ماهیان در آب
درخشان.
برگ هایم
همچون دستمالی ابریشمین
نرم و نازک،
گلِ من…
برگ هایم را بچین
و اشگ چشمانت را پاک کن،

برگ هایم دستان من اند،
درست صدهزار دست دارم من!
با صدهزار دست لمس می کنم تو را،
استانبول را.
برگ هایم چشمان من اند،
مبهوت نگاه می کنم.
با صدهزار چشم
تماشا می کنم تو را،
استانبول را
همانند صد هزار قلب
می تپند برگ هایم…

من درخت گردویی هستم در پارک گلخانه.
نه تو این را فهمیده ای و نه پلیس.

«ناظم حکمت»
برگردان: جهان – تابستان ۱۳۹۷

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا