گوناگون

آنان دشمن امیدند محبوب من…

دشمن آب روان
درخت به بار نشسته
و زندگی شکوفنده.

دشمن رجب حوله چی اهل بورسا
و حسن تصفیه چی کارخانه ی کارابوک.

دشمن خدیجه، زن فقیر روستایی
دشمن سلیمان چاه کن.
دشمن تو، دشمن من…
دشمن هر اندیشه گر انسان…
میهن پناه آنان است ای عزیز
و آن ها میهن را دشمنان…
زیرا که مرگ
کوبیده است مهرش را
بر پیشانی آنان…

آنانی که همچون دندانی پوسیده
و گوشتی ریخته از تن
همگی فروخواهند افتاد بی گمان .
– بی که بازگشتی باشد براشان – .
و شکی نیست محبوب من
شکی نیست که آزادی
سلانه سلانه خواهد گشت در این دیار
– با فاخرترین تن پوش خود –
با جامه ی کارگران !..

«ناظم حکمت»
برگردان: جهان – تابستان ۹۷

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا