اجتماعی

پدران کشورمان را دریابیم

بیکاری این روزها به یک معضل اجتماعی تبدیل شده که جوانان بسیاری در پی این موضوع به بیراهه کشیده می‌شوند اما عدم امنیت شغلی و بیکاری پس از اشتغال موضوعی است که علاوه بر فرد، یک خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد، چرا که در خیلی از موارد، افرادی که با عدم امنیت شغلی رو به رو می‌شوند دارای همسر و فرزند هستند و این بیکاری پس از اشتغال نه تنها زندگی خود فرد را به بیراهه می‌کشاند بلکه خانواده را نیز با آسیب‌ها‌ی فراوانی رو به رو می‌سازد و در برخی از موارد می‌تواند صدمات جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد…

تفاوت بیکاری با عدم امنیت شغلی
فرد بیکار ممکن است معاشش را از طریق سرپرست خانواده که در بسیاری از موارد پدر خانواده است تامین کند اما فردی که دارای خانواده است و با بیکاری پس از اشتغال رو به رو می‌شود، با هجمه‌ای از فشار‌ها‌ی اقتصادی و روانی مواجه می‌شود و خیلی از سرپرستان خانواده از پس این فشارها بر نمی‌آیند! در سال جاری با دو خود سوزی رو به روی ساختمان بهشت رو به رو بودیم که هر دو مورد در رابطه با کارگرانی بود که از طرف کار فرما حق و حقوقشان پرداخته نشده بود و به نوعی با بیکاری بعد از اشتغال رو به رو بودند. مسلما تحمل این بار خارج از توان این سرپرستان خانواده بود، در یکی از این موارد حتی شاهد بودیم که فرد می‌خواست همراه با فرزندش دست به خودسوزی بزند! همین موضوع گواه فشار‌ها‌ی اجتماعی و اقتصادی است که عدم امنیت شغلی بر جامعه وارد می‌کند! البته اینها تنها نمونه‌ها‌ی کوچکی از افرادی هستند که زیر فشار‌ها‌ی ناشی از عدم امنیت شغلی کمرشان خم شده است و راضی به از سر گیری زندگی نیستند. برای بررسی بیشتر این موضوع با محسن محبی، فعال مدنی و عضو شورای راهبری گفتگوی ملی خانواده به گفت‌و‌گو نشستیم.

 آسیب‌ها‌ی عدم امنیت شغل ابعاد متفاوتی دارد
محسن محبی می‌گوید: «به طور کلی آسیب‌های ناشی از عدم امنیت شغلی در سه سطح مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ یکی از بعد خانواده دوم از بعد اجتماعی و روانی جامعه و بعد سوم، بعد اقتصادی ماجرا است که عدم سرمایه‌گذاری در کشور و خروج نخبگان را شامل می‌شود؛ این اتفاق‌ها در کشور آسیب‌ها‌ی بسیار عظیم و جبران ناپذیری را در پی دارد که در بازه زمانی بلند مدت می‌تواند عواقب جبران ناپذیری را برای کشور ایجاد کند. در پی بیکاری پس از اشتغال اختلالات اجتماعی به وجود می‌آید که اولین آنها بالا رفتن آمار طلاق است، پس از آن نیز می‌توان به مواردی مثل خروج دختران در سنین پایین از خانه، بالا رفتن آمار اعتیاد در پسران در سنین پایین و معمولا دبیرستان و افزایش ترک تحصیل پسران اشاره کرد چون زمانی که خانواده با بحران اقتصادی رو به رو می‌شود اولین اتفاق این است که پسران ترک تحصیل می‌کنند و همین موضوع مشکلات بسیار زیاد دیگری را به همراه دارد. در این بین ما با افزایش مشاغل سیاه نیز روبه‌رو هستیم.»

 کار سیاه بزرگترین ثمره عدم امنیت شغلی است
او در ادامه افزود:« مشاغل سیاه صرفاً کار غیر قانونی نیست بلکه اشتغالی است که در آن مالیات را نمی‌توان محاسبه کرد و زمانی که مقدار مالیات را نتوانیم محاسبه کنیم، انگار که آن کار به طور کلی در کشور انجام نمی‌شود! مشاغل سیاه مشاغلی مثل دلالی است؛ البته این نوع بهترین نوع اشتغال سیاه به شمار می‌آید. اگر بخواهیم از بدترین نوع آن صحبت کنیم، می‌توانیم به مواردی مثل کاشت ماری جوانا در خانه، یا خرید و فروش مواد مخدر یا حتی توزیع مشروبات الکلی اشاره کنیم که همگی زیر مجموعه این نوع اشتغال محسوب می‌شوند. البته مشاغلی مثل سرمایه گذاری در بیت کوین و سایت‌ها‌ی قمار نیز جزو اشتغال‌ها‌ی سیاه هستند! وقتی یک نفر تا دیروز به عنوان سرپرست خانواده دارای شغلی بوده و حالا به دلیل عدم امنیت شغلی شغلش را از دست می‌دهد؛ دو حالت برایش به وجود می‌آید یا خانواده او دچار اختلالات ذکر شده می‌شوند و یا خودش درگیر اشتغال سیاه و اختلالات اجتماعی و اقتصادی می‌شود و این موضوع، موضوع بسیار مهمی است.»
این فعال اجتماعی می‌گوید:« اختلال دیگری نیز در پی عدم امنیت شغلی ایجاد می‌شود اما معمولاً آماری از آن ارائه نمی‌شود، این اختلال آسیب اجتماعی به نام افزایش بداخلاقی است که این موضوع به دو دسته درون خانواده و بیرون از خانواده تقسیم می‌شود.

عدم امنیت شغلی باعث خروج نخبگان می‌شود!
او در ادامه توضیح داد:« به طور کلی عدم امنیت شغلی موضوع بسیار مهمی است که پیرو آن قشر تحصیلکرده و نخبگان کشور نیز در پی آن مورد آسیب می‌بینند؛ در حال حاضر قشر عظیمی از نخبگان کشور در حال مهاجرت به خارج از کشور هستند؛ نخبگان کشور صرفاً یک پدر پولدار ندارند که بگوییم سرمایه از کشور خارج می‌شود بلکه یک سرمایه علمی دارند و این موضوع سبب می‌شود که سرمایه‌ها‌ی عظیم علمی ما که سال‌ها‌ برای رشد آن زحمت کشیده شده در کشور دیگری شکوفا شوند! با توجه به اینکه ادارات دولتی معمولاً پذیرشی برای جوانان ندارند و از سوی دیگر بازار آزاد نیز از امنیت شغلی مناسبی برخوردار نیست، نخبه کشور وقتی با این موضوع مواجه می‌شود که امنیت شغلی در کشور وجود ندارد ترجیح می‌دهد زندگی اش را خارج از کشور بگذارند که امنیت شغلی او تضمین شود! اتفاقی که در پی این موضوع رخ می‌دهد این است که زاد و ولد نخبه خارج از کشور صورت می‌گیرد و این موضوع سبب می‌شود که ما با موضوع عدم بازتولید نخبه در کشور مواجه شویم!

 با عدم بازتولید نخبه در کشور مواجه هستیم
این فعال مدنی افزود:« تا سال ۷۸ بر اساس نتایج علمی ضریب هوشی ما در کشور نزدیک به ۷۸ بود اما در حال حاضر این ضریب هوشی به زیر ۸۰ رسیده است! این یعنی نخبه‌ها‌ از کشور خارج شدند و در خارج از کشور زاد و ولد کردند و ما با عدم باز تولید نخبه در کشور مواجه هستیم! البته نخبه صرفاً به مسائل علمی باز نمی‌گردد، بلکه نخبگان حتی در مسائل ورزشی و هنری نیز وجود دارند! به این طریق مخاطرات عدم امنیت شغلی هم بر پیکره خانواده تاثیرگذار است و هم تاثیر ملی به همراه دارد! چرا که به نظر من بزرگترین مخاطره عدم امنیت شغلی، خروج نخبگان از کشور است چون بعد از آن دیگر اقتصاد کشور مولد نمی‌شود و سرمایه‌گذار متوجه می‌شود که خلاقیت و نوآوری باعث ورشکستگی می‌شود؛ بنابراین به این روی می‌آورد که با پول کار کند و از پول پول در بیاورد! به این صورت چرخه مولد صنعتی متوقف می‌شود و در آخر ما شاهد بازتولید فساد اقتصادی هستیم!

 همه مشکلات ریشه اقتصادی دارد
محبی در ادامه تصریح کرد: «ما قویاً معتقدیم که مشکلات فرهنگی امروز در کشور ما ریشه اقتصادی دارند و در واقع مولد اصلی این آسیب‌ها‌، مشکلات اقتصادی هستند! اگر فرهنگ با مشکلاتی مواجه است یا خشونت در کشور بیداد می‌کند، ریشه همه این مسائل اقتصادی است و عدم امنیت شغلی یکی از شاهراه‌های هلاکت است. هلاکت به معنی تمام مشکلات و اختلالاتی است که پیش از این ذکر کردیم؛ در حال حاضر اگر تماسی با ۱۳۷ گرفته شود متوجه می‌شوید که میزان خشونت در کشور و در خانواده‌ها‌، قبل و بعد از عید در سال جاری به چه صورت بوده و تا چه میزان از بعد از عید تاکنون افزایش یافته است! مشکل همه این معضلات ریشه در اقتصاد کشور دارند، در حال حاضر که فشار اقتصادی افزایش پیدا کرده نهادهای فرهنگی نیز هیچ کمکی به تخلیه فشارهای اقتصادی و ایجاد سرگرمی برای مردم نمی‌کنند و این، مشکلات را روز به روز افزایش می‌دهد. روز گذشته در اخبار اعلام شد که در تهران ۱۵ میلیون نفر یارانه بگیر هستند! دلیل اصلی این یارانه گرفتن‌ها‌ عدم امنیت شغلی است! عدم امنیت شغلی صرفاً به بیکاری پس از اشتغال خلاصه نمی‌شود بلکه کسانی که کار انجام می‌دهند اما درآمدشان کفاف گذران زندگی را نمی‌دهد و مجبورند به کار دوم یا کار سوم رو بیاورند هم جزو افرادی با عدم امنیت شغلی محسوب می‌شوند؛ برخی از این افراد گاهی برای شغل دوم و سوم از اشتغال سیاه استفاده می‌کنند و آماری از آنها ارائه نمی‌شود، افرادی که به اینگونه کارها رو می‌آورند از حقوق کارگری نیز بهره مند نمی‌شوند و این موضوع آسیب‌ها‌ی اجتماعی در جامعه را افزایش می‌دهد!»
همین الان، در خیلی از نقاط کشور، افرادی وجود دارند که تا دیروز شاغل بودند و خرج زن و زندگیشان را تامین می‌کردند اما امروز شرمنده زن و بچه شان هستند چون دیگر شغلی برای تامین معاش ندارند! پدرانی که برای درخواست‌ها‌ی گاه و بیگاه فرزندشان تنها باید به کلمه «شرمنده ام» اکتفا کنند و خستگی را دلیلی برای زود خوابیدن و کمتر مواجه شدن با اعضای خانواده عنوان کنند، پدران کشورمان را دریابیم قبل از این که آسیب‌ها‌ی اجتماعی ناشی از عدم امنیت شغلی دامان آن‌ها‌ و همه افراد جامعه را بگیرد.
آفتاب یزد

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا