فرهنگی

بررسی آسیب‌پذیری کشور از نقش واسطه‌گری

سلطه دلال‌ها بر زندگی توده های مردم؛
وقتی به اینترنت و گشت در این شبکه اطلاع‌رسانی می‌روید و جست‌وجویی برای واژه دلال یا دلالی را مدنظر قرار می‌دهید، بعد از انواع و اقسام پست‌ها و صفحات بی‌معنی در باب بیان کلمه دلال و دلالی، نوبت به همان افتضاحات فرهنگی مختص زندگی همین روزهای خودمان می‌رسد‌. همان‌هایی که نشان‌دهنده قدرت و وجود معنی این مفهوم در فرهنگ زندگی روزمره ماست و آنچنان نقش اثرگذاری برای ما داشته است که به طرز دردآوری احساس می‌شود که دلالی و دلال‌منشی نوعی فخر کاری و اجتماعی محسوب می‌شود‌. …

همین مدتی پیش بود که یکی از دوستان عکس دلال بزرگ کاغذ را نشانم داد و با خواهش و تمنا برای عدم انتشارش، پذیرفتم که صرفا عکس را نگاه کنم‌. مردی با سبیل‌های پهن و قطور چند انگشتر با نگین‌های بزرگ در دست، کشکول و دعا و تبرزین بر دیوار و تکه فرشی دستباف روی میزش، نگاهی تلخ و سرد و عصبی به دوربین انداخته بود‌. دلالی که به تعبیر او کلی خدم و حشم از قِبَلش نان می‌خورند و در بازار اعتباری فراوان دارد‌. اینگونه بود که یک بار دیگر وضعیت دلال و دلالی آنقدر مهم شد، باز به این نکته مهم و اساسی رسیدیم که در کمال تاسف دلال در فرهنگ روزمره ما از چنان درجه و اعتباری برخوردار شده است که هم گرایش به سمت دلالی باب شده و هم تمایل به کسب رزق و روزی از کنار دلالان رواج یافته است‌. پس دلال بدون شک یکی از بزرگ‌ترین عناصر نامطلوب اجتماعی ما در سه الی چهار دهه اخیر بوده و خواهد بود‌.
دلالان به طرز شرم‌آوری نقش افراد اثربخش را نیز در مناسبات اجتماعی- اقتصادی و حتی فرهنگی ایران امروز بازی می‌کنند و به طرز بسیار موثر و مشروع نیز دامنه فعالیت خود را بدون کوچک‌ترین ترس اخلاقی از عقوبت کارشان تبلیغ کرده و گسترش می‌دهند‌. برای نمونه وقتی گستره جست‌وجو را مقداری افزایش می‌دهید با این عبارات نیز روبه‌رو می‌شوید: چگونه با پنج میلیون تومان دلالی کنید؟ چگونه کسب‌وکار دلالی راه بیندازید؟ با دلالی میلیونر شوید و‌.‌.‌. بله دلال و دلالی این چنین است که بعضا به صورت آزادانه توسط برخی مسوولان قدرت و ذی نفوذ فعالیت می‌کنند، بعضا هم به شیوه‌های خلاقانه خود چنان قدرتی به دست می‌آورند که می‌توانند بازار کل کشور را از این‌ رو به آن رو کنند‌. نمونه بارز آن دلالان ارز در خیابان منوچهری و چهارراه استانبول‌.
مشکل بزرگ نیز دقیقا همین‌جاست‌. برای مثال به همین چند روز گذشته برگردید‌. با افزایش قیمت گوشت به طور عام و سراسری و نایاب شدن تهیه و خرید آن در بخشی از مناطق کشور و ورود دولت به عنوان اهرم اثرگذار در کاستن قیمت آن و همچنین رساندن درست و صحیح گوشت به دست مصرف کننده، به ناگاه چرخه دلالی و دلالان در مقابل فروشگاه‌های توزیع گوشت ظاهر می‌شود و این مشکل را هم به آن سمت که به نفع‌شان است می‌کشانند‌. گویی دلالان همیشه آماده هستند که در شرایطی اثرگذار و مطلوب تجهیز قدرت و قوا کنند و به محض بروز وضعیتی خاص با تمام قوا به جان مردم و اقتصاد کشور بیفتند و برای ایجاد وضعیت ناملایم و ناپایدار محصول یا کالایی که مورد نیاز مردم است، فتنه‌ای به پا کنند تا منفعت مالی بسیار زیاد و حتی از دید ما غیرقابل تصوری را برای خود محفوظ نگه دارند‌. شاید دیده باشید وقتی دوربین سیمای کشور در همان وضعیت نبود گوشت و فروش گوشت با نرخ مصوب دولتی، به سراغ این افراد در بیرون از مراکز فروش می‌رفت، چگونه تعداد وسیعی از دلالان به این سو و آن سو می‌رفتند تا چهره‌شان توسط دوربین ثبت و ضبط نشود‌. می‌توان گفت شکل‌گیری چرخه‌ای این گونه منظم و به اصطلاح پای‌کار، نشان از وابستگی دلالان به شبکه‌های بزرگتر مالی و بازارهای سیاه و نامشروعی دارد که وظیفه آنها جز ظلم و خیانت به مردم و اقتصاد سالم و منصف کشور نیست و نخواهد بود‌. به همین راحتی و با متدی بسیار ساده و شرم‌آور است که دلالان در جامعه ما رشد کرده‌ و با شعار خدمت‌رسانی حتی در سطوح بسیار کلان خود را تثبیت و شروع به مکیدن خون جامعه می‌کنند و درصدد ضربه ‌زدن به اقتصاد پایه‌ای کشور بر آمده‌اند‌.
فرقی هم نمی‌کند کجا، چه چیز، چه زمانی، چه کسی و به چه قیمتی؟ در هر کار و صنفی و در هر فعالیت اقتصادی که بنا باشد مبلغی پول یا اجناس داد و ستد شود، بدون هیچ تردیدی شبکه دلالی و واسطه‌گری ایجاد می‌شود و شروع به افزایش بالای قیمت اجناس یا خدمات، به طریقی ناجوانمردانه می‌کنند‌.
دلالی برای جامعه عادی شده است
در حال حاضر وسعت و گردونه اقدامات و فعالیت‌های دلالی مساله اساسی مبحث نیست، بلکه پرسش اساسی در این میان این است که فرهنگ روزمره و اثرگذار ما روی شخصیت‌ اجتماعی و فعالیت‌های عمومی افراد، دارای چه خصایص، تاثیرات و رویکردهای منحصر به خود شده است که دلالی به طور کاملا مطلوب برای بسیاری از افراد طبقه ضعیف فکری و سطح سواد و تحلیل اجتماعی پایین هم امری مطلوب تلقی می‌شود؟ چه شده که آنها توانسته‌اند در این ابعاد گسترده رشد کنند؟ از طرف دیگر آنچنان دلالی در جامعه ما موردی طبیعی محسوب می‌شود که در اغلب مشاغل شاخه دلالی نیز به عنوان تخصصی قابل قبول در حال رشد و ارائه آپشن‌های مطلوب و ویژه کاری و حرفه‌ای خود است‌.
دلالی در خودرو و محصولات و قطعات جانبی، دلالی در صنایع و مواد غذایی، دلالی در بخش ساختمان از خرید و فروش و اجاره منزل یا محل کسب گرفته تا محصولات ساختمانی اعم از مصالح ساختمانی و امور مربوط به زیبایی بناها، دلالی در حوزه لباس و جزئدیات وابسته به صنعت پوشاک، دلالی باورنکردنی در حوزه تجهیزات و خود حیوانات خانگی و مراتع، دلالی در حوزه ارتباطات درمانی- دارویی و محصولات پزشکی و . . ‌.
در مورد تک ‌تک این موارد و بسیاری از گزینه‌ها و مشاغل دیگر اعم از رسمی و غیررسمی شبکه دلالی به نحو بسیار گسترده و کارآمد مشغول به فعالیت است‌.
اگرچه دید عمومی همیشه به دلالی وضعیت ثابتی ندارد و دلالان همیشه انسان‌هایی زرنگ و فرصت‌طلب و در عین حال مقبول قشر عمومی بازاری و تشنه پیشرفت مالی محسوب می‌شوند، اما نگاه قانونی به دلالی نیز تصور و حکم خودش را در باب دلالی دارد‌. لازم به ذکر است ماده ۳۳۵ قانون تجارت عنوان می‌کند: دلال کسی است که در مقابل اجرت، واسطه انجام معامله یا معاملات می‌شود یا برای کسی که می‌خواهد معامله‌ یا بیعی انجام دهد، طرف معامله (خریدار) را پیدا می‌کند‌.
برخی از نظریه‌پردازان اقتصاد سطح پایین اجتماعی، از دلالی به عنوان حرفه‌ای لازم یاد می‌کنند‌. دلالی یا واسطه‌گری یک ضرورت در فرآیند تولید تا مصرف محسوب می‌شود و نبود آن را برای پویایی اقتصاد مضر تلقی می‌کنند‌. در واقع واسطه‌ها را موجب افزایش تولید و سهولت در مصرف می‌دانند‌. البته نباید عملکرد بسیار بد برخی از دلالان را نادیده گرفت‌. درست مثل عملکرد بد برخی از پزشکان، مهندسان ناظران ساختمان، معلمان و… اما عملکرد بد برخی از این افراد دلیل بر رد کردن نقش مفید و ضروری این مشاغل در جامعه نیست‌. برای مثال عنوان می‌شود که همه بنگاه‌های معاملات ملکی، بنگاه‌های معاملات اتومبیل و همه کسانی که در هر حال واسطه انجام معاملات می‌شوند، تحت هر عنوان دیگری عملیات دلالی را انجام می‌دهند که عمل‌شان، عمل تجاری و مشمول ماده ۳۳۵ قانون تجارت است‌. اما در همین شرایط هیچ وقت عنوان نمی‌شود همین مشاغل دلالی وقتی که هیچ فعالیت مثبت و اثربخشی در ارائه قیمت معقول و قابل قبول در خرید و فروش محصولات در جامعه نمی‌کنند و متناسب با سود و منفعت خود حتی اگر لازم باشد در مقابل جامعه می‌ایستند، آنگاه چه باید کرد؟! باید عملکرد آنها را معقول دانست یا خیر؟ متاسفانه شبهاتی نیز در نگاه قانونی وجود دارد که به نوبه خود مشکلات را دوچندان می‌کند اما در حال حاضر مجالی برای پرداختن به آن نیست‌.
وقتی دلالی مساوی با تجارت محسوب می‌شود!
برای نمونه در جامعه ما تصور مردم بر این است که تاجر کسی است که فقط خرید و فروش کالا یا صادرات و واردات انجام می‌دهد، در حالی که برخلاف آن‌که قانون تجارت خرید و فروش ملک را تجاری نمی‌داند، اما وساطت در خرید و فروش را تجاری می‌داند و بنگاه‌های ملکی تاجر محسوب می‌شوند‌. اما می‌بینید که به اندازه وسعت جامعه ما، واژگان اثربخش نیز وسعت معنایی بسیار گسترده و عجیبی دارند و عملا در یک آن می‌توانند بدترین معانی را به بهترین توجیهات و بالعکس بدل کنند‌.
بر این مبنا اگرچه تناقضاتی نیز به دلایل حقوقی و حتی تعریفی از حیث قوانین تجارت وجود دارد اما شبکه گسترده و مخرب دلالی در کشور نیز علنا به صورت هماهنگ طوری عمل می‌کند که هیچ خللی در راه کسب‌وکار نامطلوب و نامشروعش ایجاد نشود‌. سال‌هاست دولت به طور یکپارچه و حتی موقتی به انحای مختلف بنا را بر مبارزه با این نوع مشاغل و فساد منشعب از آن در جامعه گذاشته، اما عملا نه تنها هیچ اتفاق نامحسوس و محسوسی رخ نداده، بلکه با توجه به بحران بیکاری در سال‌های اخیر بی‌هیچ شک و شبهه‌ای بخش قابل توجهی از بیکاران به گردونه فعالیت‌های دلالی روی آورده‌اند و از این طریق امرارمعاش می‌کنند یعنی کم و زیاد می‌توانند از این طریق خرج زندگی و خانواده‌شان را تقبل و تامین کنند‌.
منتقدان واسطه‌گری اعتقاد دارند دلال‌ها با دلال‌بازی قیمت نهایی هر کالای مورد نظر و هدفی را بالا می‌برند، اما یک سوال اساسی وجود دارد‌. آیا می‌توان دلال‌ها را حذف کرد؟ به این معنا که آیا می‌توان اثر مخرب آنها را نیز به طرز قابل قبولی به حدی کم کرد که اینچنین تاثیر حضورشان زندگی‌هایمان را به تباهی و تضعیف روزانه نکشد؟ بیایید تصور کنیم که این امر ممکن است‌. حالا برگردیم به همان مثال‌های مطرح شده مثلا در بخش قطعات خودرو و تامین مواد غذایی‌. حال اگر دلال یا واسطه نباشد، تولیدکننده مواد غذایی یا محصولات کشاورزی خود باید محصول را به بازار عرضه کند تا مشتریان اقدام به خرید کنند‌. باغدار در شهرهای شمالی مرکبات را آماده کرده و مشتریان در تمام ایران منتظر محصول هستند‌. چگونه باغدار محصول را از شهرهای شمالی به تهران، اصفهان، شیراز، قم و… برساند؟ طرح چنین پرسش‌هایی بسیار درست و در عین حال مهم است‌. در اینکه به هر حال واسطه‌گران باید وجود داشته باشند شکی نیست اما واقعیت خاص در مورد ما و ایران این است که طرح همه این پرسش‌های اقتصادی را به طرز جدی باید منکر شد، به دو دلیل‌.
اول آنکه: دلال یا واسطه‌گر در ایران امروز ما تحت هیچ شرایطی کار انجام نمی‌دهد! یعنی به هیچ عنوان فعالیت مطلوب اقتصادی یا متناسب با شعور انسانی انجام نمی‌دهد و فقط به طور نشسته و بدون دخالت در فرآیند اقتصادی تمایل به افزون‌خواهی دارد‌.
دوم آنکه: هیچ حد و حصری برای نظارت یا کنترل دلال‌ها وجود ندارد‌. درحالی که آن واسطه‌گران سالیان سال است در فرآیندهای اقتصادی کشور نقش بازی می‌کنند، اما آنها واسطه‌گر هستند و خواهند بود‌. نه دلال و اقتصادگر بی‌خاصیتی که فقط در حق مردم و اقتصاد کشور خیانت را پیشه خود قرار داده است‌.
دلالی آنقدر عادی شده که خلأ آن زندگی روزمره را دچار مشکل می‌کند
این روزها هم برای ما به عنوان روزهای نامتعادل اقتصادی و معیشتی به نحوی جا افتاده که نقش دلال مانند یک اختاپوس روی اقتصاد و سبد خانوار سایه انداخته و به طرز بسیار ناموزونی چرخه تعادل مالی و سبد خانوار را تحت تاثیر خودش قرار داده است‌. اساسا اصلی‌ترین انگیزه از فعالیت اقتصادی به کسب سود و منفعت معطوف شده و همه نشانه‌های فرهنگ روزمره زندگی در ایران نشان می‌دهد که واسطه‌گری در معنای بد کلمه، یعنی دلالی؛ عنصری مازاد و تحمیلی بر ما نبوده است‌. ما دلالی را در خودمان پرورش داده‌ایم و اینک نیز لطمات سخت آن را این چنین تحمل می‌کنیم. آن چنان واسطه‌گری در جامعه ما طبیعی و عینی است که برخی نماینده‌های مجلس و بسیاری از مدیران اقتصادی نیز تمایل عجیبی به گرفتن حق دلالی و پورسانت‌هایی از این دست دارند‌. از تمایل به گرفتن حق دلالی و به طرز شرم‌آوری به کاربردن واژه حق کمیسیون از داروهای وارداتی گرفته تا پذیرش یا تحقق قانونی اقتصادی به نفع دلالان، در میان تاثیرگذاران و مردان اقتصادی آنچنان باب و امری معمول است که فقط می‌توان یک کلام آن هم به طرز دردناکی ادا کرد: «دلالی امری طبیعی و روزمره شده است.» به طوری که امری لازم برای کسب سودهای مالی فراوان برای بسیاری از افراد شده است و فقدان و خلأ آن امکان استمرار زندگی عادی و مطلوب را برای بسیاری عملا غیرممکن کرده است‌. پس اگر به هر دلیلی اقتصاد ناسالم و ناکارآمد بوده، شرایط نیز به هر طریق ممکن مهیا و آماده بوده تا به ورطه‌ای بزرگتر به نام پاسداشت مقام و منزلت دلالی بیفتد‌. دقیقا حضور همه ارکان موجه و شخصیت‌های موثر اجتماعی و حتی سیاسی و فرهنگی به عنوان دلال در مناسبات اقتصادی کشور هم موید حس «دلال‌پروری» و «دلال محبوبی» تاسف‌آور در اجتماع ماست و هم تثبیت شخصیت دلالان در اجتماع و نبود هیچ شرمی برای ظلم به مردم را نشان می‌دهد‌. این روزها حتی برخی بازیگران سینما و تلویزیون ما دلال شده‌اند‌. حتی برخی اساتید دانشگاه با دلال مسلکی در حال فعالیت هستند. برخی کارمندان دولت در برخی زمینه‌ها و بخش‌ها دلالی می‌کنند و..‌. آنقدر مثال دلالی هست و از قضا نیز زیاد است که صرفا چند مورد از آنها را بیان کردیم تا بتوانید از سایر دلال‌ها و دلالی‌ها ردگیری کنید‌. ضد فرهنگی که متاسفانه فرهنگ معمول و مرسومی شده است‌. پس با این وضعیت دیگر چطور می‌توان اولا از واسطه‌گری به عنوان طریقی متعادل و مرسوم صحبت کرد؟‌
در واقع، آنچه مورد نقادی قرار می‌گیرد به سودها و منافع مالی و اقتصادی‌ای بازمی‌گردد که به واسطه عناصری کسب می‌شوند که نه تنها مولد و مبدع نیستند و اساسا نقش خاصی در ارائه خدمات ایفا نمی‌کنند، بلکه متاسفانه پایه‌های اقتصادی کشور و ظرفیت‌های اصیل تولیدی و صنعتی جامعه را نیز هدف قرار داده و آن را با خسارات و خسران وحشتناکی مواجه می‌سازند‌. در این میان نباید از موانعی که در مسیر تولید ایجاد می‌شوند نیز به سادگی گذشت‌. در کنار چنین وضعیت‌ ناپایدار اقتصادی از سوی مدافعان اصلی دلالی و دلال‌پروری، طبیعی است که فعالیت‌های شریف و مفید اقتصادی برای مردم چگونه بی‌اثر می‌شوند و فرو می‌ریزند‌.
کلام آخر
آیا دلالی از میان می‌رود؟در سطور فوق از بحث واسطه‌گری مفید و ضرورت وجود آنها‌ از دید کارشناسان گفتیم‌. اما در پایان باید از نبود دلالی نیز بگوییم. اتفاقا برای وجود و ادامه حیات واسطه‌گری باز چاره‌ای جز از میان بردن دلالی وجود ندارد‌. بنابراین برای رشد برخی از شاخه‌های اقتصاد و واسطه‌گری که به هر حال در نوع خود نشان از اقتصادی ضعیف دارد، باید دلالی شنیع را ریشه‌کن کرد یعنی برای رسیدن به اقتصادی میانه و سطح پایین اما سالم، نیاز جدی به نبود دلالی و دلال‌مسلکی در اقتصادمان داریم‌؛ معضلی که با وجود تحلیل‌ها و توجیهات فراوان، در فرهنگ اقتصادی و اجتماعی روزمره ایرانی جایگاهی موجه و اثربخش پیدا کرده است. اما بعید به نظر می‌رسد بتوانیم برای آینده نزدیک، از اقتصادی سالم و هدفمند با عدم حضور دلالان در این اقتصاد سخن بگوییم‌.

جهان صنعت – محمد میلانی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا