گوناگون

سیاست‌های ریاضتی

در علم اقتصاد سیاست ریاضتی خیلی ساده به طرحی گفته می‌شود که برای کاهش هزینه‌ها و رفع کسری بودجه به کاهش یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی صورت می‌گیرد. این طرح در مواقعی با افزایش میزان مالیات و افزایش دریافت وام‌ها و کمک‌های مالی خارجی نیز صورت می گیرد. متاسفانه دولت‌های مستقر در کشور ما بعضا برای جبران کسری بودجه اقدام به بالا بردن نرخ ارز می‌کنند…
هیچکس حتی افراطی‌ترین حامیان دولت نیز نمی‌توانند منکر اوضاع بد اقتصادی در نتیجه سیاست‌های دولت طی یکسال اخیر باشند. باید اذعان کرد شاهد تورم کم‌سابقه یا بی‌سابقه در کشور هستیم که ده‌ها بسته حمایتی نیز نمی‌تواند ده درصد آن را پوشش دهد. البته همین سیاست بسته‌های حمایتی نیز با ابهام‌های مختلفی روبه رو است. در تشریح سیاست بسته حمایتی آمده است که این بسته به سرپرست خانوارهایی اعطا می‌شود که زیر ۳ میلیون درآمد ماهیانه داشته باشند. آیا اگر فردی درآمد ماهیانه آن ۳ میلیون و ۵ هزار تومان و بالاتر باشد جز طبقه مرفه جامعه محسوب می‌شود؟ وقتی بارها از طرف برخی مسئولین اعلام می‌شود هزینه زندگی در برخی شهرها حتی نیازمند درآمد بالای ۱۰ میلیونی است آیا افرادی که درآمد ۴ الی ۵ میلیون با اقساط ۲ الی ۳ میلیونی هستند باید از مشمول حمایت دولت خارج شوند؟
آیا فراموش شده است زوج‌های جوان زیادی وام‌های مسکن ۱۶۰ میلیون تومانی اخذ کردند که اقساط این وام در طی ۱۰ سال در ماه حدود ۲ میلیون است؟ حال اگر این زوج چون ۴ میلیون درآمد دارند دیگر نباید مشمول همین بسته‌های حمایتی ناچیز شوند؟ آیا آن‌ها موظف به پیش بینی نرخ تورم آن‌هم در این سطح بودند تا بر اساس محاسبه نرخ تورم اقدام به اخذ وام نمایند؟
اساسا این امر محل پرسش است که چرا همیشه به جای سیاستگذاری صحیح و اصولی در فکر پرورش سیستم یارانه‌ای هستیم؟ با رصد اظهارات مسئولان مختلف و اختلاف آن‌ها در روایت جلسه حساس تصمیم‌گیری قیمت‌گذاری نرخ طی چندهفته گذشته به وضوح می‌توان ملاحظه کرد که بالا رفتن رشد بی‌رویه نرخ ارز و به تبع آن رشد قیمت بی‌سابقه تمام اقلام، بیشتر ناشی از سیاست‌های دولتی برای رفع کسری بودجه بود. اینکه طی چند ماه دایم نقدینگی مردم مورد بحث قرار می‌گرفت، آیا واقعا برای خارج کردن نقدینگی از دست مردم، سیاست‌های ریاضتی در قالب بالارفتن نرخ ارز اتخاذ شده بود؟ آیا اساسا کنترل نقدینگی در جامعه برای جلوگیری از تورم نیست؟ چرا با وجود اتخاذ سیاست‌های کنترل نقدینگی مردم در قالب سیاست‌های ریاضتی شاهد رشد بی‌سابقه تورم هستیم؟ آیا کاهش به یکباره سپرده‌های مردم بدون کاهش سود تسهیلات یا واگذاری انواع اوراق در قالب سیاست‌های ریاضتی یا همان کنترل نقدینگی نیست؟
نکته مغفول مانده دیگر و نقد به اظهارنظرهای تحلیلگران مختلف علی الخصوص حوزه اقتصادی اینکه هنگام محاسبه نقدینگی دست مردم و زوم کردن روی آن‌ها و ارائه آمارها با آب و تاب، توجه نمایند که پس انداز همه مردم در بانک‌ها از روی وضعیت عالی زندگی و در رفاه بودن نیست. خیلی از طبقات متوسط یا پایین بخاطر بالا بودن تورم و کم بودن ارزش پول ملی به ناچار پول‌های خود را در بانک‌ها پس انداز می‌کنند تا در روز مبادا بتوانند عهده‌دار هزینه سنگین زندگی همچون تعمیر مسکن، ازدواج فرزندان، هزینه‌های دانشجویی، درمان و بهداشت، مراسم فوت …. شوند. بنابراین نباید پول‌های ۲۰ الی ۳۰ میلیونی مردم را که در حاضر بی‌کیفیت‌ترین ماشین داخلی را نیز نمی توانند تهیه نمایند در بانک‌ها سر جمع زد و اشاره کرد چندین هزار میلیارد تومان نقدینگی دست مردم است و بر اساس این تحلیل‌ها اقدام به سیاستگذاری برای کنترل نقدینگی مردم کرد. بنابراین باید گفت سیاست‌های ریاضتی که در قالب بالابردن نرخ ارز با تصمیمات اشتباه و تحلیل‌های تقلیلی صورت گرفته، با بسته‌های حمایتی جبران نخواهد شد بلکه منجر به افزایش شکاف اقتصادی دارا و نادار شده و در نهایت نارضایتی و اعتراض اقشار ضعیف[ کارگرام و دیگر زحمتکشان] و حقوق‌بگیر را رقم خواهد زد.

روزنامه مستقل – رحمت مهدوی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا