گوناگون

درس‌های نیاموختنی سیل

نخستین باران و سیل، سال ۹۸ را تلخ کرد. دیدن تصاویر و فیلم‌های هموطنان گرفتار در سیل و واکنش آنان به از دست دادن دارای‌هایی که دسترنج سالیان طولانی‌شان بود بسیار ناراحت‌کننده است، اما فارغ از تمام این سخنان و تلخی‌ها که با آمدن هر سیل و زلزله شاهدش بوده و خواهیم بود، تصمیمات مدیریتی و رفتارهای عجیب مدیران ارشد هنگام وقوع بحران است.

و حال چند نکته در همین خصوص؛ اول: حضور مدیران ارشد در لحظه بروز بحران در میدان عملیات نه تنها کمکی به حل آن نمی‌کند بلکه به دلایلی از جمله همراه شدن عکاسان، خبرنگاران، تیم مرتبط با مدیر مربوطه و همچنین اسکان و جابه‌جایی‌ها مدیر ارشد دشواری‌های بحران را برای مدیران اجرایی بیش از همیشه می‌کند. در واقع به جای آنکه فکر و وقت مدیران میانی بر حل ماجرا و عبور از بحران فعلی متمرکز شود به همراهی و ارائه گزارش‌های وقت‌گیر به مدیر ارشد رها می‌شود.

دوم: انتشار تصاویر مدیران ارشد در وسط خیابان‌های آب گرفته، کمک کردن به مردم گرفتار در سیل و حتی شنیدن حرف‌ها و درد‌دل‌های شهروندان. اگر تمام داستان حضور تبلیغاتی و گرفتن عکس‌های یادگاری مدیران را مثبت و از روی اخلاص بی‌مثال نگاه کنیم با توجه به ساختار بسیار فربه دولت با هزاران کارمند و مستخدم، غیرضروری است. تجربه حضور کارکنان دولت بعد از وقوع زلزله بم و مدیریت بحران در آن دیار درس‌های بسیار را در خود داشت که آموخته نشد. حداقل آنکه مستند «بم، شهر بی‌دفاع» نشان می‌دهد که حضور تیم‌های امدادرسان غیرسازمان‌یافته و مردمی که برای کمک به زلزله‌زدگان به بم شتافتند و خصوصا مدیرانی که گاه و بیگاه در شهر حضور می‌یافتند غیر از دردسر و مزاحمت در امدادرسانی به آسیب‌‌دیدگان، عمل مثبتی انجام ندادند. اگر قرار به کمک‌رسانی مادی و بسیج تیم‌های تحت مدیریت بحران است چنین عملی با چند تماس تلفنی و سپردن کار به تیم‌های اجرایی به سادگی انجام‌شدنی است.

سوم: تجربه‌های سال‌های گذشته نشان می‌دهد نه تنها از سیل اخیر که از سایر بحران‌ها نیز درس‌هایی گرفته نشده است. تجربه زلزله منجیل و رودبار پیش‌روی ماست، تجربه بم نیز، تجربه زلزله‌های اخیر در کرمانشاه و ایلام، آتش‌سوزی و ویران شدن تمام ساختمان پلاسکو و حال تجربه سیل ویرانگر روبه‌روی ماست. گویا حضورهای سر‌زده مدیران ارشد، فعالیت‌هایی که به اسم امدادرسانی‌ از سوی بازیگران و بازیکنان انجام می‌شود و ابراز همدردی‌های انبوه در شبکه‌های اجتماعی حامل آورده‌ای برای آسیب‌دیدگان نبوده و نیست. خانواده‌‌ها و شهروندان گرفتار در بحران سیل و زلزله نیازی به گرفتن عکس‌ یادگاری و خاطره‌ساز ندارند، نیازی به سر زدن و برگزاری جلسات ستاد بحران و توضیحات مدیران محلی به مدیران ارشد ندارند بلکه تنها و تنها نیازمند شرایطی هستند که سریع‌تر توسط مدیران ارشد و میانی به زندگی عادی بازگردانده شوند.

چهارم: بی‌انصافی نکنیم معمولا و با وقوع هر بلای طبیعی سازوکارهایی برای رفاه شهروندان از سوی دستگاه‌های مربوطه انجام شده است. در فاز نخست بحران شاهد تلاش‌ها، جلسات، تصمیمات و واکنش‌های بی‌اندازه مثبت از سوی مردم کشور بوده‌ایم ولی رفته‌رفته و با گذر از بحران شکل‌گرفته تلاش‌ها برای کمک به مردم آسیب‌‌دیده از سوی دستگاه‌ها به شدت کمرنگ و بعضا به دست فراموشی سپرده یا در نظم اداری روند فرسایشی به خود می‌گیرد. اینجا بیش از آنکه با دشواری عظیمی برای حل بحران روبه‌رو باشیم با ساختاری فربه روبه‌رو هستیم که بخشی از توان خود را صرف اداره خویش می‌کند و از پاسخ دادن به گرفتاری‌های جدید و عبور کامل از بحران‌ها ناتوان است.

سخن پایانی؛ سیل و وقوع سایر بلایای‌ طبیعی به دلیل آنکه وقت و هزینه‌ای صرف بازخوانی رفتار سایر نهادهای امدادرسان و ساختار دولت بعد از فروکش کردن بحران نمی‌شود، با بروز حادثه‌ای دیگر و برای مرتبه‌ای چندباره شاهد رفتارهای نادرست از سوی مدیران ارشد و میانی بوده‌ایم. تا زمانی که گزارش‌های کارشناسی و مستقل از سوی نهاد ناظر درباره تک‌تک وقایع و بحران‌های جاری تهیه و منتشر نشود نمی‌توان به صورت دقیق تصویری از کاستی‌ها و ناهماهنگی‌ها داشت و این همه در نهایت به این نقطه منتهی می‌‌شود که با بروز اتفاق ناگوار دیگر باز هم ناظر ناهماهنگی و واکنش‌های غیرقابل‌هضم از سوی مدیران در دستگاه‌های مختلف باشیم.
رضا صادقیان
صنعت

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا