یادمان و رویدادها

«بهمن کشاورز» وکیل مردمی، پربار و ثمربخش چشم از جهان فروبست

نبودن برخی انسان‌ها، تنها نبودن یک جسم خاکی نیست، بلکه فقدان یک جان آگاه است.درگذشت «بهمن کشاورز»حقوق‌دان ایرانی، وکیل دادگستری  و رئیس پیشین اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری کشور چنین فقدانی است. بهمن کشاورز در نزد افکار عمومی اسم بیگانه‌ای نیست. آن‌هایی که او را به‌خوبی می‌شناسند و با او حشر و نشر داشته‌ و به کارنامه یک عمر کوشش‌های خستگی‌ناپذیر و صادقانه وی آگاهی دارند، خوب می‌دانند که ایران ما چه مرد بزرگی را از دست داده است. …

کشاورز را بشناسیم
کشاورز مردی کم نظیر و وکیلی کهنه کار بود که دغدغه ایران و ایرانی را همواره با خود به همراه داشت، او در جامعه و سیستمی ردای وکالت بر تن کرد که وکیل را دوست نداشت و نمی‌خواست، اما با این حال، وی نه تنها کشورش را ترک نکرد، بلکه به قول خود هرگز به رفتن از ایران هم فکر نمی‌کرد، چرا که ایران و ایرانی را از عمق جانش دوست داشت و عشق به کشور را در طایفه‌اش موروثی می‌دانست. پیش‌تر به شرق گفته بود: «تیره و طایفه ما از نظر وابستگی به ایران و وطن ارتباط خاصی دارند».
کشاورز عمیقا وکیل بود و معیارش قانون. او از ۱۶ اردیبهشت سال ۱۳۵۰ که پروانه وکالت گرفت ، فقط وکالت انجام داد و هیچ گونه شغل آزاد دیگری نداشت. در یکی از مصاحبه‌هایش با رسانه‌ها گفته بود:« اگر تاریخ تکرار شود، باز هم همین راه را خواهم پیمود».
کشاورز همواره بر اجرای قانون تاکید داشت و از آن وکیل‌هایی بود که در تمام عمر کاری‌اش سعی داشت با توسل به قانون دردی از دردهای مردم کشورش را بکاهد یا حداقل نسبت به آنها هشدار دهد. خود در یکی از گفت‌و گوهایش با «شرق» پایبندی اش به قانون را این گونه توصیف می‌کند:«برای پیروز شدن معیارم همیشه قانون بوده و هست. در محدوده قانون هر کاری می‌توان انجام داد».
کارنامه وکالت کشاورز پر از پرونده‌هایی است که متهمان برای رهایی، چشم امید به دهان و اقدام حقوقی وی دوخته بودند. حتی در مقاطعی وکالت افراد متهم به قتل را هم می‌پذیرفت، چرا که معتقد بود
« وکیل باید دستی را که برای کمک به طرفش دراز شده بگیرد»، مگر آن که نسبت به متهم حب یا بغضی داشته باشد. اما قبول وکالت غلامحسین کرباسچی، شهردار سابق تهران که محاکمه آن در رسانه ملی به نمایش درآمد، نگاه‌های بیشتری را به سمت‌اش چرخاند و در نزد افکار عمومی وی را شناخته‌‌تر کرد. بعدها در گفتگو با فرهیختگان گفته بود: « نمی‌خواستم وکالت آقای کرباسچی را قبول کنم و زمانی که من از این انتخاب باخبر شدم، اول عذرخواهی کردم و خواستم از وکیل دیگری کمک بگیرند چراکه همیشه از سیاست و هرآنچه مربوط به سیاست می‌شد، دوری کردم اما کرباسچی اعلام کرد که من فقط شما را به‌عنوان وکیل انتخاب می‌کنم و درنهایت وکالت ایشان را پذیرفتم».
با وجود این که از دنیای سیاست فراری بود و خود بارها به این موضوع اقرار داشت، اما همواره برخی تلاش داشتند با نسبت دادن پدر او به حزب توده او را به سیاست وصل کنند. ادعایی که همیشه کشاورز رد می‌کرد و یک بار در این زمینه به فرهیختگان گفت: «پدرم هم مثل من همیشه از سیاست دوری کرده است و شخصی که عنوان می‌شود عضو حزب توده بوده، عموی من است؛ عموی من فریدون کشاورز نه‌تنها عضو حزب توده بوده بلکه عضو کمیته مرکزی این حزب هم بوده و بارها به اشتباه پدر من اعلام شده است».
اگر چه کشاورز همواره دغدغه دفاع از متهمان را با خود به همراه داشت و در این راه کوچکترین کوتاهی را نیز نمی‌پذیرفت، اما با این حال به رعایت شان وکیل خیلی اصرار داشت و در کتاب‌ «هنر دفاع در دادگا‌ه‌ها» هم نوشت وکیل نباید در دفتر موکلش حاضر شود و موکل حتی اگر وزیر هم باشد باید به دفتر وکیل بیاید.
او از بد حادثه وارد دنیای وکالت نشده بود، بلکه خواندن خاطرات یک وکیل مشهور نیویورکی به نام «ساموئل لی بووتیز» او را به حرفه وکالت علاقمند کرد. کتاب « جنایاتی که آمریکا را تکان داد» زندگی بهمن کشاورز را هم تکان داد و او را به مسیری برد که بعدها یکی از بزرگترین و سرشناس‌ترین وکلای ایران نام گرفت.کشاورز خود در مورد اینکه چگونه ردای وکالت را برتن کرد، این گونه تعریف کرده است: « یکی از عواملی که در این انتخاب تاثیرگذار بود، کتابی است که هنوز هم دارم. فکر می‌کنم پنجم یا ششم ابتدایی به دستم افتاد، اگر اشتباه نکنم، مرحوم «مدحت امیدواری» (که قبلا قاضی دادگستری بودند) به یکی از اقوام داده بودند.کتاب «جنایاتی که آمریکا را تکان داد»، مجموعه پرونده‌های یک وکیل مشهور نیویورکی «ساموئل لی بووتیز» که همکار بسیار دانشمند ما، مرحوم «آلبرت برناردی»، آن را ترجمه کرده بود. خواندن این کتاب، به‌شدت بر من تاثیر گذاشت و همان‌موقع تصمیم گرفتم وارد این حرفه شوم. بعدها هم بارها خواندنش را تکرار کردم و هنوز هم اگر فرصت پیدا کنم باز هم می‌خوانم و نمی‌دانم چندبار آن را خوانده‌ام. البته سیستم وکالت در آمریکا با ایران آن زمان ما و به طریق اولی با این زمان ما بسیار فرق دارد، اما پشیمان نیستم، اما به مرحوم برناردی که نسبت به من محبت داشت مکرر می‌گفتم که «اگر اتفاقی برای من بیفتد تقصیر شماست.»
کشاورز فقط حقوق‌دان و وکیلی زبردست نبود، بلکه نویسنده توانایی بود و آثار و تالیفات زیادی از وی برجای مانده است که می‌تواند تا سالیان سال راهگشای جوانانی باشد که قدم در راه پرمشغله وکالت می‌گذارند.
علاوه بر این، کشاورز شخصیت رسانه‌ای نیز بود و همواره به رسانه‌ها روی خوش نشان می‌داد. وی در یادداشت‌هایی که برای برخی روزنامه‌ها می‌نوشت یا در مصاحبه‌هایش رسانه‌ها ضمن این که از چارچوب ادبیات حقوقی خارج نمی شد، از واژگانی استفاده می‌کرد که برای افرادی که ناآشنا به علم حقوق بودند، نیز قابل استفاده و فهم باشد و به همین خاطر مخاطبانی بسیار گسترده‌تر از موکلان خود داشت.
اکنون جامعه‌ ایران و اصحاب حقوقی کشور سوگوار مردی شدند که نزدیک به نیم قرن با خوش‌نامی در صحنه حقوقی ایران فعالیت داشت. بهمن کشاورز متولد ۱۳۲۳ و فرزند کریم کشاورز مترجم و نویسنده است.
کشاورز دارای کارشناسی حقوق قضایی از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی از دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از دانشگاه شهید بهشتی بود. وی استاد حقوق و رئیس پیشین اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری کشور بود و در دو دوره درخشان این کانون در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ ریاست این اتحادیه را بر عهده داشت.
بهمن کشاورز در ساعت ۷ صبح دیروز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان مهراد تهران درگذشت. خبر درگذشت این وکیل پرآوازه کشور را کریم کشاورزِ پسر وی تایید کرد و گفت: «شامگاه دوم اردیبهشت ۱۳۹۸- پس از ابراز ناراحتی از ناحیه قلب به بیمارستان مراجعه کردیم و بستری شد ولی صبح سه شنبه ۳ اردیبهشت درگذشت.»
روزنامه همدلی نیز فقدان این حقوق‌دان برجسته را به خانواده او و همچنین جامعه حقوقی کشور تسلیت عرض می‌کند و امیدوار است آنچه از دستاوردهای زندگی پربار و ثمربخش او بر جای مانده که یادگارانِ اندیشه‌ورزی و کارآمدی او به‌شمار می‌آید، قدر دانسته شود و همچون چراغی برای روشنگری به نسل جوان‌ انتقال یابد.

همدلی – ستاره لطفی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا