فرهنگی

بر شاخسار شکوفه ها

رحمان: روی تکه هایی از دنیا

که ترس و جنون،

دروغ پراکنده شده

راه می روم

قطار می رود

من سرِباز ایستادن در ایستگاهی

ندارم

 

دنیا در چشمانم

سیاه،

در حال غبار شدن است

این است کیفر خواست زندگی!؟

 

چه فایده..‌.

آرزوهایم چه می شود؟

دنیا با آدمها و چیز های خوب –

 

حضور دنیایی

با رفیق –

که سرچشمه شرافت

و شادمانی اند،

 

رویِ تکه هایی از دنیا

راه می روم

با همه آرزوهایم

که بدون من هم بر شاخسارِ شکوفه ها

به بار می نشیند.

 

ا-رحمان ۲۰ / ۳ / ۱۳۹۸

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا