فرهنگی

اعتراض جمعی از سینماگران به محکومیت محمد رسول‌اف

شماری از سینماگران ایرانی از صدور حکم زندان برای محمد رسول‌افت ابراز تأسف کرده و تأکید کرده‌اند جای او زندان نیست….

پیش از این شماری از جشنواره‌ها، نهادها، فیلمسازان و روزنامه‌نگاران سینمایی در جهان صدور حکم زندان برای محمد رسول‌اف را محکوم کرده و خواستار لغو آن شده‌اند.

جعفر پناهی، رسول صدرعاملی، عبدالرضا کاهانی و بهنام بهزادی نیز از جمله سینماگران ایرانی هستند که از این حکم ابراز تأسف کرده‌اند.

***

محمد رسول‌اف: قاضی گفت چرا درباره هولوکاست فیلم نمی‌سازی؟

محمد رسول‌اف، فیلمساز ایرانی به اتھام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی و اجتماعی محکوم شده است. شاکی پرونده او به گفته آقای رسول‌اف اطلاعات سپاه پاسداران است و فیلم‌ها و فعالیت‌های سینمایی او به عنوان مصادیق اتهام این کارگردان در نظر گرفته شده‌اند.

در چند روز گذشته شماری از جشنواره‌ها، نهادها و سینماگران صدور حکم زندان برای محمد رسول‌اف را محکوم و خواستار لغو آن شده‌اند. جعفرپناهی، عبدالرضا کاهانی، رضا درمیشیان، رسول صدرعاملی، ناصر صفاریان از جمله سینماگران ایرانی هستند که از این حکم ابراز تاسف کرده‌اند.

محمد رسول‌اف می‌گوید که در جریان بازجویی‌ها درباره سه فیلم آخرش یعنی «به امید دیدار» که درباره زندگی یک وکیل است، «دستنوشته‌ها نمی‌سوزند» که به موضوع قتل‌های زنجیره‌ای رو شنفکران در دهه ۷۰ پرداخته و «لرد» که به فساد سیستم اداری ایران پرداخته، بیشتر مورد پرسش و بازخواست قرار گرفته است. با او درباره آنچه در این دو سال بر او گذشته گفت و گو کردهایم.

می‌خواهم از دو سال پیش شروع کنم، زمانی که پاسپورتتان در فرودگاه توقیف شد. چه توضیحی به شما دادند؟

  • توضیحی ندادند. تقریبا یک دو ساعتی من را نگه داشتند برای این که نمی‌دانستند می‌خواهند مرا بازداشت کنند یا ماجرا در حد گرفتن پاسپورت است. یازده شب پاسپورتم چک شد و من تا حدود ساعت یک و نیم شب در فرودگاه بودم تا بالاخره آن‌ها توانستند با مرجعی که میخواستند تماس بگیرند و بر اساس تصمیم آن مرجع فقط لوازم شخصی من مثل دوربین عکاسی، لپتاپ و… را چک کردند و بعد پس دادند و پاسپورتم را ضبط کردند و گفتند برو.  دو یا سه روز بعد از دادسرای فرهنگ و رسانه یک ابلاغیه ارسال کردند. در ابلاغیه از من خواسته بودند که فکر می‌کنم به شعبه ۸ دادسرای فرهنگ و رسانه بروم. البته شماره شعبه اول یادم نیست چون بعد شعبه رسیدگی عوض شد.

زمانی که به دادسرا مراجعه کردید چه گفتند؟

  • یادم می‌آید ابتدا به ساختمان اصلی دادگستری در میدان ارک رفتم. وقتی وارد شدم یک خانمی داشت صبحانه میخورد و خیلی عصبانی به من گفت چه کار داری؟ گفتم: به من گفتند امروز ساعت ۸ صبح اینجا باشم. گفت: برو، مگر نمی‌بینی ما اثاث کشی داریم، بعدا با شما تماس می‌گیریم. جلسه اول به این شکل سپری شد و من تا مدت‌ها اصلا نمی‌دانستم به کجا باید مراجعه کنم. تا این که چند ماه بعد تماس گرفتند و بازجویی‌ها شروع شد. در این فاصله دادسرای فرهنگ و رسانه به ساختمان دادسرای جرائم پزشکی در خیابان مطهری منتقل شده بود، من رفتم آنجا و بعد به من گفتند شعبه رسیدگی عوض شده و من با آقای سعادت مهر بازپرس شعبه ۱۲ روبه رو شدم.

در این دو سال چند بار برای بازپرسی احضار شدید و در کل برخوردها چطور بود؟

  • دقیقن به یاد ندارم. می‌توانم بگویم بیش از ده بار در شعبه ۱۲ دادسرای فرهنگ و رسانه توسط آقای سعادت مهر بازپرسی شدم. در اغلب موارد رفتار آقای سعادت مهر بسیار خشن، غیر انسانی و از موضع قدرت بود. چند بار هم درگیری بین من و ایشان اتفاق افتاد. اولین جلسه اصلا به خاطر رفتار ایشان برخورد تندی بین من و ایشان پیش آمد. من مقابل ایشان نشستم و به عادت همیشه پای راستم را روی پای دیگر انداختم به من نگاهی کرد و گفت: درست بنشین، اینجا دادگاه است. من هم گفتم این طرز صحبت کردن مودبانه نیست و برای یک زمان طولانی با ایشان حرف نزدم. ایشان سوال میکرد و من می‌گفتم: من با این رفتار شما، صحبتی نمی‌کنم. مدتی گذشت بابت لحن کلامشان عذرخواهی کردند. من گفتم خیلی ممنون، عذرخواهی کردید حالا می‌توانیم صحبت کنیم. نماینده اطلاعات سپاه هم آنجا بود. البته این مشکلات و نوع برخورد از موضع قدرت ادامه پیدا کرد.

در مصاحبه‌های دیگر شما گفته‌اید شاکی پرونده شما اطلاعات سپاه و قرارگاه ثارالله است، چه زمانی متوجه این موضوع شدید؟

  • در اولین جلسه‌ای که من را بازجویی کردند. خودشان را معرفی کردند. در لابه لای حرف‌هایشان گفتند ما همان سازمان سینمایی اوج هستیم از اطلاعات سپاه و قرارگاه ثارالله. ما اصلا وزارت اطلاعات را قبول نداریم، وزارت اطلاعات شماها را لوس کرده، یعنی چه که سال ۸۹ حکم زندان به شما دادند و اجرا نکردند.

یعنی به طور علنی سازمان سینمایی اوج را وابسته به خودشان معرفی کردند؟

  • بله، به طور علنی، حتی گفتند ما می‌گوییم که چه کسی فیلم بسازد چه کسی فیلم نسازد. در یک جلسه که حدود چهار ساعت و نیم طول کشید و سه نفر از سپاه صحبت می‌کردند این مسائل مطرح شد.

این جلسه در دادسرای فرهنگ و رسانه برگزار شد؟

    • این جلسه دو یا سه ماه بعد از توقیف پاسپورتم برگزار شد. در یک ساختمان چند طبقه در خیابان مهناز. محیط کاملا شبه نظامی بود. برای ورود به ساختمان بازرسی بدنی شدم بعد از یک گیت مخصوص عبور کردم. جلسه حدود نه صبح شروع شد و تا ساعت یک و نیم بعداز ظهر طول کشید. من چشم‌بند نداشتم و هر سه نفر را می‌دیدم. یک نفر بیشتر سوال میکرد، یک نفر بیشتر می‌نوشت و یک
      نفر هم فقط نگاه می‌کرد. تلاش می‌کردند فضای مرعوب کننده‌ای به وجود بیاورند. یکی از آن‌ها که جوان نا آگاه و کم سوادی بود و از پاسخ‌های من یاداشت بر میداشت ناگهان با لحن تند و غیر محترمانه به من گفت چقدر ثقیل صحبت میکنی، من هم گفتم بهتر است شما کمی کتاب بخوانید. طی این بازجویی، بازجوی اصلی در چند نوبت به ایشان بابت رفتار تند و غیر محترمانه‌اش تذکر داد و گفت رسول اف بعدا همه این‌ها را فیلم می‌کند. یادم می‌آید وقتی برایم چای آوردند یک از بازجوها با لحنی میان شوخی و جدی گفت بخور در چایی سم نریخته ایم. به نظر می‌رسید فکر می‌کردند بطور طبیعی باید از آنها بترسم. بعد از این جلسه، بقیه فشارها بیشتر از طریق بازپرس شعبه ۱۲ دادسرای فرهنگ و رسانه بود.

مسئله‌شان با شما چه بود؟

  • موضوعشان کلی است. تحمل این که کسی که شبیه خودشان فکر نمی‌کند، فیلم بسازد برایشان سخت است. تعاریف خودشان را دارند که من هیچوقت متوجه نشدم چه می‌گویند. مثلامی‌گویند فیلمهای تو سیاه‌نمایی دارد. من می‌گفتم یک نهاد سینمایی به نام ارشاد وجود دارد و من اگر قرار باشد درباره فیلم‌هایم صحبت کنم باید آنجا بروم. با این حال جواب سوالاتشان را میدادم.
    روی موضوع بهاییت در فیلم «لرد» هم تاکید داشتند. اصرار می‌کردند که دارم از بهاییت دفاع می‌کنم و اصرار داشتند که به من بفهمانند نباید از آنها دفاع کنم چون بهاییت را یک فرقهٔ استعماری می‌دانند. من هم توضیح دادم در فیلمم هیچ اشاره مستقیم به بهاییت نشده و نقد من به تبعیض عقیدتی است. حرف من این است که یک ایرانی با هر طرز فکری حق دارد در ایران تحصیل کند. به آنها توضیح دادم درباره ساختار حکومتی حرف میزنم که حقوق انسان‌ها را با نوع عقیده آنها می‌سنجد. اشارات اندک من در فیلم لرد به تبعیض عقیدتی به هیچ وجه برایشان قابل قبول نبود.

کلا عجیبترین موضوعی که در بازجویی‌ها عنوان شد چه بود؟

  • می‌گفتند چرا در فیلمت اینقدر عکس خمینی و خامنه‌ای وجود دارد؟ گفتم: وقتی همه جا هست من چه کنم؟ همین‌جا که آمدم بازجویی شوم از در ورود تا این صندلی که روی آن نشسته‌ام تعداد زیادی عکس از آنها دیدم. بعد پرسیدم دوست دارید عکسها را در پلانها حذف کنم؟

شما «لرد» را با پروانه ساخت جلوی دوربین برده بودید و گویا برای اکرانش در ایران هم تلاشهایی کرده بودید؟

  • برای گرفتن پروانه ساخت تلاش خیلی زیادی کردم. و نهایتا با پروانه ساخت فیلم را جلوی دوربین بردیم. من برای اکران هم تلاش زیادی کردم. در دوران جشنوارهٔ فجر به مسوولان سینمایی گفتم: اجازه بدهید فیلم من در داخل اکران شود، فیلم را به هیچ فستیوال خارجی نمی‌دهم. اما اصلا آنها وجود فیلم را انکار کردند. به دوستان گفته بودند اینقدر فیلم بی‌کیفیت است که نمی‌توانیم در جشنواره نمایش دهیم. دبیر جشنواره هم همانوقت در تلویزیون گفت فقط دو فیلم مشکل ممیزی دارند که نام فیلم من در بین آن دو فیلم نبود همانوقت به او پیامکی ارسال کردم و پرسیدم: چطور میتوانید اینقدر راحت دروغ بگویید؟ اصلا حاضر نبودند اسم فیلم را بگویند چه برسد به نمایش.

هیچوقت در بازجویی‌ها پیشنهاد همکاری گرفتید؟

  • در بازجویی‌ها چنین پیشنهادی نگرفتم اما قاضی ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب از من پرسید چرا درباره هولوکاست فیلم نمیسازم. گفتم: من الویتهای بزرگی در کنارم دارم. ابتدا باید به الویت‌هایم در رابطه باموضوعاتی که میشناسم توجه کنم.

بعضی رویه فیلمسازی شما را مورد انتقاد قرار می‌دهند و می‌گویند سوژه‌ها و نوع پرداخت شما حساسیت‌برانگیز است

  • خوب چه اشکال دارد؟ این که موضوعات مورد توجه من برای برخی از آدم‌ها ترس آفرین است اشکال کار من است یا آنها؟ ترجیح میدهند من هم مثل آنها تسلیم خفقان و ارعاب شوم؟ وظیفهٔ خود می‌دانم تا آنجا که ممکن است به عمیق‌ترین لایه‌های که می‌بینم
    توجه کنم. ترجیح میدهم به جای نمایش معلول‌ها به علت‌ها توجه کنم. دوست دارم به نقد ساختاری بپردازم که این بلا را سراین کشور آورده است. برای من فرق نمیکند این ساختار کیست. جمهوری اسلامی است یا پهلوی و یا حتی حکومت آینده ایران.
    چیزی که من درفضای اطرافم میبینم یک سوء مدیرت و فضای آشفته‌ای از تخریب کشور و تولید ریاکاری و انهدام دین و فرهنگ عمومی است. فرقی ندارد چه کسی این کار را انجام می‌دهد، برای اصلاح این شرایط باید توان پذیرش نگاه منتقد و تحلیلگر در بدنهٔ حاکمیت بوجود بیاید. من واقعا دنبال جنگ با دستگاه امنیتی نیستم اما در این کشور اگر به هر موضوعی عمیق نگاه کنیم دچار فعل سیاسی شده‌ایم. مثال میزنم: شما الان اگر تصمیم بگیرید فیلمی درباره آلودگی هوای تهران بسازید، اولین موضوعی که باید به آن بپردازید نقد مدیریت شهری است بعد مساله اصرار به تولید خودروهای بی‌کیفیت بعد موضوع بنزین بی‌کیفیت بعد سوء مدیریت در اجرای قوانین معیوبی که داریم… در حاکمیت کم تحمل، طرح هرکدام از این معضلات بی‌آنکه بخواهید سیاسی است. پس اگر بخواهید فیلم بدون برداشت سیاسی بسازید باید بگویید: آخ آخ چه هوای آلوده ای! مردم نباید ماشینهایشان را بیرون بیاورند. خب ۴۰ سال است حکومت همین را می‌گوید.
  • ***

محمد رسول‌اف؛ دست‌نوشته‌هایی که نمی‌سوزند.

جایزه‌های جهانی که نصیب خود کرده است بسیار است. آخرینش همین جایزه‌ بهترین فیلم بخش «نوعی نگاه» هفتادمین جشنواره فیلم کن است که به فیلم «لِرد» تعلق گرفته است. سهمش اما در داخل کشور زندان بوده و محدودیت و محرومیت و توقیف گذرنامه. محمد رسول‌اف کارگردان نام‌آشنای ایرانی که در جشنواره‌های خارجی جوایز بسیاری را از آن خود کرده است پس از حوادث انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۱۳۸۸ به همراه جعفر پناهی، دیگر کارگردان شهیر ایرانی، در حال تهیه فیلمی بود که توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد. او دوشنبه شب دهم اسفندماه ۱۳۸۸ در حال فیلم‌برداری صحنه‌هایی از فیلمش بود که دستگیر و روانه‌ زندان شد. رسول‌اف پس از محاکمه‌ای که در آذرماه ۱۳۸۹ صورت گرفت به شش سال حبس محکوم شد که از این میزان پنج سال آن به اتهام «اجتماع و تبانی به منظور اقدام علیه امنیت ملی» و یک سال آن با اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام صورت پذیرفت. در محکومیت او ۲۰ سال محرومیت از فیلم‌سازی نیز وجود داشت.

پوستر فیلم لِرد

این کارگردان سینما در دادگاه تجدید‌نظر از اتهام اقدام علیه امنیت ملی تبرئه شد و در نهایت حکم زندان او به یک سال کاهش پیدا کرد.

پاسپورت رسول‌اف اما در دست حکومت گروگان بود.

رسول‌اف در سال ۲۰۱۰ فیلم «به امید دیدار» را ساخت که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و توانست جایزه‌ بهترین کارگردان در بخش «نگاه دیگر» جشنواره کن ۲۰۱۱ را به خود اختصاص دهد. رسول‌اف به جشنواره کن دعوت شده بود اما گذرنامه‌ نداشت.

گذرنامه‌ او اما چند روز قبل از شروع جشنواره کن از توقیف درآمد اما نتوانست در جشنواره حضور پیدا کند چرا که می‌بایست از چند مرجع قانونی دیگر برای دریافت گذرنامه‌اش اقدام کند و زمان برگزاری جشنواره سپری شد.

محمد رسول‌اف در سال ۲۰۱۳ فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» را ساخت که برای اولین بار در جشنواره کن به نمایش درآمد و برنده‌ جایزه فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم شد. داستان این فیلم درباره قتل‌های زنجیره‌ای و کشتار نویسندگان ایرانی و ماجرای اتوبوس حامل تعدادی از نویسندگان ایرانی بود که در مسیر ارمنستان قرار بود به ته دره پرتاب بشوند.

پس از ساخت و نمایش این فیلم بار دیگر گذرنامه‌ و وسایل شخصی محمد رسول‌اف در شهریورماه ۱۳۹۲ در فرودگاه توقیف شد.

تجربه‌ زندان و توقیف گذرنامه و دیگر محدودیت‌هایی که از جانب حکومت بر رسول‌اف اعمال شد اما هیچ‌کدام عزم راسخ رسول‌اف را در بیان نظراتش سست نکرد و او همچنان مانند گذشته هنرمندی منتقد باقی ماند.

حمایت رسول‌اف از جنبش سبز

محمد رسول‌اف در پاسخ کسانی که سینمای او را سیاسی می‌دانند اما نظر دیگری دارد. او می‌گوید که احساس نمی‌کند که فیلم سیاسی می‌سازد:

«احساس نمی‌کنم دارم فیلم سیاسی می‌سازم. موضوع خیلی ساده است، من همیشه داستان‌هایم را در اطرافم پیدا می‌کنم. معتقدم آدم ها اغلب محصول شرایط هستند. طبیعی است که شرایط شخصیت‌های داستان‌هایم را در واقعیت زندگی آن‌ها جستجو کنم. از طرفی من به موقعیت‌های خاص برای شخصیت‌های داستانی‌ام علاقه زیادی دارم اما وقتی می‌خواهم ریشه‌های موقعیت‌های پیش روی شخصیت‌های داستان را بیابم، اغلب به سنگ قدرت می‌خورم. این‌جا ست که باید راهی برای عبور از ممیزی پیدا کنم. قبل‌تر، برای گریز از ممیزی، ادبیات کهن ایران، که متاثر از شرایط اختناق، در فرم، به استعاره پناه برده بود، برایم الهام بخش شد. آن موقع دلم می خواست این فرم را از ادبیات کهن به عاریت بگیرم و آن را در سینما استفاده کنم. پیش از من کسانی مثل بهمن فرمان آرا یا فرخ غفاری در سینمای ایران این کار را به‌خوبی انجام داده بودند. دلم می‌واست من هم آن را تجربه کنم. اما دستگاه ممیزی همان را هم بر نتابید. «گاگومان»، «جزیره آهنی» و «باد دبور» دچار ممنوعیت نمایش شدند. «کشتزارهای سپید» را به پایان رسانده بودم که تحولات اجتماعی سال هشتاد و هشت، منظر تازه‌ای برایم به جامعه گشود. جامعه‌ای که می‌خواست نقش تعیین کننده‌ای برای خودش داشته باشد، این بود که همان روزها، برای اولین بار داستانی به ذهنم رسید که جنبه های نمادین‌اش خیلی کمرنگ‌تر از کارهای قبلی‌ام بود. داستان یک خانواده چهار نفری که متاثر از شرایط نا آرام بعد از انتخابات می‌خواست در خودش به یک آرامش برسد. اما تناقض‌های زندگی روزمره و موقعیت‌های پیش روی شخصیت‌های داستان، وصول خواست این خانواده را در ابهام فرو می‌برد. موقع ساخت آن فیلم و در صحنه فیلمبرداری بود که به اتفاق همه همکارانم دستگیر شدیم و برخورد امنیتی و قضایی آن‌جا آغاز شد. …»

پوستر فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند»

رسول‌اف می‌گوید آن‌ها که فیلم او را سیاسی می‌دانند یک نکته مهم را فراموش می‌کنند و آن این‌که در شرایط موجود ایران چه چیزی سیاسی نیست و پرهیز و یا بی‌توجهی هنرمند به موقعیت دردناکی که در آن قرار دارد برای هنرمند امتیاز محسوب نمی‌شود.

فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» به گمان برخی از خط قرمزهای نظام اسلامی عبور کرده است.

این فیلم به صورت پنهانی ساخته شد. حتی قرار بود که اسامی عوامل فیلم به جز کارگردان مخفی بماند و در واقع همین اتفاق نیز افتاد اما در  نهایت مشکلاتی برای نقش اول و دوم این فیلم رخ داد و مجبور شدند که برای حفظ جانشان پناهنده بشوند.

علی نظریان بازیگر نقش اول فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» در این فیلم نقش مامور قتل نویسندگان را بر عهده دارد.

علی نظریان که خلاف دیگر عوامل ساخت فیلم – به جز کارگردان – در ایران زندگی می‌کرد پس از بازی در این فیلم به آلمان پناهنده و در روستایی در شمال آلمان ساکن شد. پس از آن به برلین منتقل شد و در یکی از مراکز بی‌خانمان‌های برلین ساکن شد.

علی نظریان در ایران کار تئاتر، مجسمه‌سازی و سفال‌گری می‌کرد.

علی نظریان هنرپیشه نقش اول «دستنوشته‌ها نمی‌سوزند»

علی نظریان در مصاحبه‌ای با دویچه‌وله، گفت‌وگویش با محمد رسول‌اف برای ساخت این فیلم را این‌گونه شرح می‌دهد:

«گفتند (رسول‌اف) شما در این فیلم بازی می‌کنی٬ بخشی اینجاست بخشی خارج از کشور است. ما می‌رویم آنجا فیلم‌برداری می‌کنیم و شما مجبورید مدتی خارج از کشور بمانید. گفتند چون فیلم عواملی دارد که چون تو بازیگری و دیده می‌شوی و شناخته می‌شوی و به واسطه تو ممکن است آن‌ها هم به دردسر بیفتند بنابراین تو بهتر است خارج از ایران بمانی تا مسائل حل شود. من هم قبول کردم.»

علی نظریان می‌گوید که این فیلم با ترس و لرز ساخته شد و همه عوامل استرس داشتند. فیلم «لِرد» ساخته‌ محمد رسول‌اف محصول سال ۱۳۹۵ خورشیدی است. در این فیلم رسول‌اف به فساد اقتصادی می‌پردازد. رسانه‌های اصول‌گرا مرتب در رسانه‌های خود به رسول‌اف می‌تازند.

محمد رسول‌اف کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده ایرانی در سال  ۱۳۵۱ در شهر شیراز به دنیا آمد.

او فارغ‌التحصیل رشته‌ جامعه‌شناسی از دانشگاه شیراز است. رسول‌اف دوره‌ تدوین را در دانشگاه سوره سپری کرده است.

از فیلم‌های او می‌توان به گاگومان، جزیره آهنی،  باد دبور، کشتزارهای سپید، به امید دیدار، دستنوشته‌ها نمی‌سوزند و ِلرد اشاره کرد.

محمد اسلامی‌راد-نسیم ادبی-رسول‌اف – سودابه بیضایی در جشنواره کن برای فیلم لِرد

رسول‌اف در دوره فعالیت هنری خود توانسته است جایزه‌های متعدد داخلی و خارجی را از آن ِ خود کند که از آن‌ جمله می‌توان به مدال نقره فعالیت هنری از فستیوال تلوراید ۲۰۱۳، جایزه منتقدین بین‌المللی برای دستنوشته‌ها نمی‌سوزند در فستیوال کن ۲۰۱۳، تقدیر ویژه فستیوال بین‌المللی فرایبورگ ۲۰۱۳ برای فیلم دستنوشته‌ها نمی‌سوزند، جایزه بهترین فیلم سیاسی از فستیوال هامبورگ ۲۰۱۳ برای دستنوشته‌ها نمی‌سوزند، جایزه دستاورد فعالیت هنری از فستیوال نورنبرگ ۲۰۱۳، جایزه بهترین فیلم از فستیوال میلواکی ۲۰۱۳ برای به امید دیدار، جایزه منتقدان (فیپرشی) برای دستنوشته‌ها نمی‌سوزند در فستیوال کن ۲۰۱۳، تک‌شاخ طلایی فستیوال بین‌المللی امی ینز ۲۰۱۱ برای مجموعه فعالیت حرفه‌ای، جایزه بهترین کارگردانی از فستیوال بین‌المللی کن (نوعی نگاه) برای به امید دیدار ۲۰۱۱، جایزه منتقدین فرانسیس شاله در فستیوال کن برای به امید دیدار ۲۰۱۱، تقدیر ویژه برای فیلم به امید دیدار در فستیوال بین‌المللی دوربان ۲۰۱۱، جایزه دایرفت (منتخب تماشاچیان) از فستیوال روتردام برای به امید دیدار۲۰۱۱، جایزه کریستف کیشلوفسکی برای بهترین فیلم از فستیوال بین‌المللی دنور ۲۰۱۰ برای کشتزارهای سپید، جایزه ویژه هیئت داوران فستیوال بین‌المللی دبی ۲۰۱۰ برای کشتزارهای سپید، جایزه بهترین فیلم برای کشتزارهای سپید از فستیوال دوربان ۲۰۰۹، جایزه بهترین فیلم برای جزیره آهنی از فستیوال بین‌المللی آوانسا ۲۰۰۷، جایزه بهترین فیلمنامه برای جزیره آهنی از فستیوال بین‌المللی آوانسا ۲۰۰۷،جایزه ویژه فستیوال بین‌المللی گیخن برای فیلم جزیره آهنی ۲۰۰۵، جایزه منتقدین فستیوال هامبورگ برای فیلم جزیره آهنی ۲۰۰۵، جایزه طاووس طلایی بهترین فیلم از فستیوال هند ۲۰۰۵ برای جزیره آهنی، جایزه بهترین فیلمنامه از فستیوال مونترال، سینمای نو ۲۰۰۵ برای جزیره آهنی، جایزه بهترین فیلم از فستیوال مونترال، سینمای نو ۲۰۰۵ برای جزیره آهنی و جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول به فیلم گاگومان از جشنواره فیلم فجر ۲۰۰۳ اشاره کرد

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا