اجتماعی

کودکان؛ اسیر هیولای فقر

چندی پیش خبرهایی مبنی بر افزایش قاچاق کودکان به ایران در ۶ ماه اخیر منتشر شد، علاوه بر این مسئولین ذیربط سعی دارند که بگویند کودکان کار اکثرا مهاجر هستند اما این موضوع با چیزی که ما در جامعه می‌بینیم منافات دارد.

کودکانی که سر چهار راه می‌بینیم اکثرا ایرانی هستند و تبعه افغانستان خیلی کم بین آن‌ها دیده می‌شود! درگوشه و کنارشهر آنها را می‌توانید ببینید، کم نیستند، موقع گذر از چهار راه‌ها و پشت ترافیک بارها ملتمسانه از شما می‌خواهند گل و دستمال بخرید، شاید هم برایتان اسفند دود کنند اینها همان کودکان کار می‌باشند که گفته می‌شود تبعه افغانستان هستند!

براساس سازمان جهانی کار۶۱ درصد کودکان کار جهان درآسیا هستند. ۲۵۰ میلیون کودکان کار زندگی برده‌ وار دارند. آنها غیر از کار اجباری در دست افراد سودجو سرنوشت‌ دیگری ندارند که البته این نوع فقر، انواع و اقسام فحشا را نیز به دنبال خود می‌آورد. کودکان کار در شرایط بسیار نامطلوب از نظر تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک و حاد به سر می‌برند. این کودکان می‌توانند به راحتی بازیچه دست بزهکاران حرفه‌ای اعم از سارقین یا باندهای توزیع مواد مخدر، عوامل ایجاد خانه‌های خاص و… قرار گیرند و همچنین عدم بهره گیری از آموزش و تحصیل علم و فن، قدرت رقابت با سایر کودکان در ایجاد یک زندگی سالم را هر چه بیشتر از این کودکان سلب می‌کنند. این افراد زیر ۱۸ سال محروم از تحصیل در خیابان زندگی و کار می‌کنند.

جامعه ما درحال توسعه است، قبول کنیم که وجود بچه‌های کار آسیب جدی به جامعه می‌زند. زیرا ویژگی عمده کودکان کار این است که احساس امنیتی را که به طور طبیعی، خانواده در طی مراقبت، تغذیه، آموزش و بازی با کودکان فراهم می‌کند، بدست نمی آورند، در نتیجه اصول اخلاقی حاکم بر جامعه و روابط موجود در آن از سوی افراد فوق مردود شناخته شده و اکثراً نیز تمایل به رفتارهای مجرمانه، خود تخریب‌گرایانه همچون مصرف مواد، بی بند و باری‌ و نظایر آن دارند. این گروه از کودکان نسبت به خرده فرهنگ گروهی خود شدیداً پایبند بوده و از انسجام گروهی بالایی برخوردارند، با این حال در مراقبت از خود سهل‌انگار بوده و حس هویت آنها باعث بیگانگی هر چه بیشترشان از جامعه می شود. شرایط زندگی این گروه از کودکان بویژه در سنین اولیه به گونه‌ای است که امکان همنوایی با جامعه و هر گونه ساختاری را مشکل می سازد و در نتیجه به دلیل پرورش در چنین وضعیتی، اثرات عمیقی بر ابعاد جسمانی، هیجانی و عقلانی این کودکان بر جای می نهد که به ناچار تا سنین جوانی و بزرگسالی ادامه می یابد.

طبق نظر یونیسف، کودکان خیابانی با واقعیت تلخ جدایی از خانواده و خطر از دست دادن امکانات اساسی همچون بهداشت و آموزش مواجه‌اند. متاسفانه سیاست گذاری نامتناسب، فقدان برنامه‌ریزی‌های مناسب، سوء مدیریتها، ناهماهنگی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی موجب شده ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای در حال گذار در معرض این پدیده نابهنجار قرار گیرد.

با نگاهی به پدیده کودکان کار خیابانی، می‌توان درجه صحت و سلامت نظام خانواده و جامعه را سنجید و در این راستا افزایش کودکان خیابانی نشانه‌ای از کژ کار کردها و کار کردهای نامناسب نهادهای اثر گذار در ظهور این آسیب است وگرنه هیچ کودکی، با افکار مجرمانه و بزهکارانه به دنیا نمی آید. براساس آمارهای بهزیستی، ۷۵ درصد کودکان کار سرپرست دارند، ۳۰ درصد این کودکان کار به مدرسه نمی‌روند، ۳۱ درصد آنها شش تا یازده سال دارند و ۹ درصد آنها زیر شش سال دارند. افزون بر آن ۶۰ درصد این کودکان نان آور خانواده خود هستند که نشان از تنگدستی خانواده‌هاست. قبول کنیم این کودکان آسیب پذیرند و قادربه دفاع از خود نیستند و نیاز به حمایت و کمک بزرگسالان دارند. تا زمانی که اعتقاد ما بر این باشد که دولت بیاید این مسئله را حل کند و خود را از مشارکت‌های مردمی دور کنیم، به همان میزان از حل معضل آسیب کودکان کار وخیابان دور شده‌ایم؛ برخورد با این آسیب اجتماعی همکاری همه نهاد‌های فرهنگی را می‌طلبد و ما برای معرفی و شناسایی بیشتر به همکاری رسانه‌های اجتماعی احتیاج داریم. حل آسیب جدی واکسینه کردن جامعه ما در آینده است.

آفتاب یزد

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا