دیدگاه‌ها

بحران اخلاقی در رسانه‌ها

به نظر می‌رسد که هیچ قاعده و متر و معیاری بر رفتاررسانه‌ای حاکم نیست وبه‌ویژه برخی رسانه‌‌ها هر کاری که درجهت نفع فردی یا اجتماعی‌‌، سیاسی و اقتصادی جناح همسویشان‌‌، انجام می‌دهند‌‌. انگار به خود رها شده‌ایم و قوانین یا وجود ندارد یا اگر هست کارا نیست و مشروعیتش را از دست داده یا منطبق با واقعیت‌‌‌های این زمان نیست.

فریبرز بیات-‪همدلی: موضوع بحث ما اخلاق حرفه‌ای در حوزه رسانه‌‌ها‌‌، مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی است. از منظر اخلاق حرفه‌ای‌، روزنامه‌نگاران با مجموعه‌ای از مشکلات و دو راهی‌‌های اخلاقی مواجه هستند. مسائلی از قبیل اینکه آیا هر خبری را می‌توان منتشر کرد یا هر خبری قابلیت انتشار دارد؟ خبر چیست و چه چیزی خبر نیست و چه کسی این را تعیین می‌کند و تشخیص می‌دهد: خبرنگار‌‌، سردبیر‌‌، سازمان رسانه‌ای‌‌، دولت‌‌، گروه‌های فشار و یا صاحبان آگهی‌‌ها و آنهایی که قبل از انتشار رسانه را خریداری می‌کنند؟ این یک وجه از دوراهی و پارادوکس اخلاقی است که روزنامه‌نگاران با آن مواجه هستند‌‌. وجه دیگر چالش اخلاقی در این حرفه آن است که آیا خبرنگار می‌تواند به خاطر کاهش اثرات منفی یک خبر با نگاه خیرخواهانه آن را ویرایش کند‌‌؟ و یا برعکس‌‌، به خاطر افزایش اثرات مثبت یک خبر آن را بزرگتر کند‌‌؟
در مورد پیامدهای خبر چطور‌‌؟ اگر انتشار یک خبری پیامد منفی داشته باشد و عدم انتشار آن هم پیامدهای منفی دیگری داشته باشد چه باید کرد و چگونه باید تصمیم گرفت‌‌؟ این موارد نشان‌دهنده تعارض‌‌، پارادوکس‌‌، سرگشتگی و بلاتکلیفی در حوزه کار رسانه‌ای است.
یک خبرنگار با این قبیل دو راهی‌‌ها و بلاتکلیفی‌‌های اخلاقی در حوزه کاری خود هر روز مواجه است. مثل انتشار عکس فجایع و قربانی‌‌های قتل‌های خانوادگی که متاسفانه آمارش در ایران بالا رفته است. آیا انتشار این تصاویر ایجاد حساسیت می‌کند یا خشونت را عادی جلوه می‌دهد‌‌؟ مشابه آن صحنه‌ای که چند سال پیش در سعادت‌آباد دیدیم‌‌، فردی را دارند می‌کشند اما همه در حال عکس انداختن از آن صحنه هستند‌‌. مسئولیت اجتماعی خبرنگار در این‌گونه مواقع چیست‌‌؟ اینکه بایستد و عکس بگیرد و بگوید مسئولیت من جلوگیری از قتل نیست و فقط بایدعکس بگیرم و اطلاع‌رسانی کنم‌‌، یا اینکه به ندای وجدانش گوش دهد و انسانی را از مرگ نجات دهد؟ آیا متهمی را باید قبل شنیدن دفاع در رسانه‌‌هایمان محکوم کنیم و پیشاپیش حکم به محکومیتش بدهیم یا منتظر شنیدن دفاعیات متهم بمانیم و از پیشداوری و جوسازی پرهیز کنیم‌‌؟ اینجاست که اخلاق باید دست ما را بگیرد و به کنش و رفتار ما جهت بدهد.
آنچه مطرح شد بیشتر مسائل کلاسیک و کلی اخلاقی در حوزه حرفه روزنامه‌نگاری بود. اما در جامعه ما صورت‌ها و اشکال جدیدتری از معضلات اخلاقی در حوزه رسانه‌‌ها و روزنامه‌نگاری به چشم می‌خورد. از رسانه ملی‌مان شروع کنیم‌‌، چقدر پاسخگو است‌‌؟ چقدر اخبارش متوازن و برابر است‌‌؟ چقدر منابعش معتبر است‌‌؟ چقدر ترجمه‌‌هایش درست است‌‌؟ ترجمه‌ای را که رسانه ملی درباره متن توافق برجام انجام داد لابد ملاحظه کردید‌‌، مترجم دو بارمی گوید«اتحاد جماهیر شوروی»‌‌، چند سال است که دیگر چنین عنوانی وجود ندارد‌‌. رسانه ملی‌‌، برابری‌‌، تکثر و تنوع افکار را در جامعه چقدر نشان می‌دهد‌‌؟ در مورد پاسداری از زبان ملی چه عملکردی دارد‌‌؟ مگر یکی از رسالت‌های رسانه پاسداری از زبان و ادبیات ملی نیست‌‌؟ در بقیه رسانه‌‌هایمان چطور‌‌، آگهی- خبر چقدر در نشریاتمان داریم‌‌؟ خبر بدون ذکر منبع چطور‌‌، چه تعداد از اخبار روزنامه‌‌های ما بدون ذکر منبع است؟ یکی از آفت‌هایی که رسانه‌‌های ایران با آن مواجه هستند‌‌، عدم ذکر منبع است‌‌. البته منبع ذکر می‌کنیم اما غیر امانت‌دارانه خبر را به اسم خبرنگار نشریه خودمان می‌زنیم‌‌، منبع اصلی که می‌تواند به خبر اعتبار دهد کجاست‌‌؟ مورد دیگر‌‌، هدیه‌‌هایی است که این روزها خبرنگاران می‌گیرند‌‌؟ در چنین شرایطی خبرنگار چقدر نسبت به آن کسی که هدیه می‌دهد وامدار می‌شود که بعداً خبرهایش را خوب پوشش دهد‌‌، هوایش را داشته باشد و خبرهایش را بالای صفحه و در جای مناسبی چاپ کند‌‌. از طرف دیگر‌‌، ما به‌عنوان خبرنگار چقدر محافظه‌کار هستیم و خود سانسوری می‌کنیم‌‌؟ سرقت ادبی چطور، چند درصد از خبرنگاران ما دچار آن هستند؟ من در چند رسانه‌ای که بوده‌ام چند بار مطالب خودم را برای خودم فرستاده‌اند‌‌. در برخی نشریات ۸۰ درصد مطالبی که مخاطبان می‌فرستند کپی پیست است، این یعنی اخلاق یا بی‌اخلاقی‌‌؟ در حوزه‌‌های علمی و پژوهشی پایان‌نامه فروشی در میدان اتقلاب چقدر غیر اخلاقی است؟ فقط اینها نیست. چند وقت پیش خبری مبنی بر سرقت رمز کارت‌‌های بانکی انتشار یافت‌‌. می‌دانید این خبر می‌تواند چند نفر را دچار سکته کند‌‌؟ خبرنگاری بدون اینکه بداند رمز و شبکه و سیستم پشتیبان یعنی چه؟ با یک اطلاعات جزئی چنین خبری را مطرح کرده و موجی از ناامنی را در جامعه ایجاد می‌کند‌‌. می‌دانید وقتی خبری در ارتباط با بیماری ایدز می‌زنیم‌‌، ممکن است چه واکنش‌‌هایی در جامعه داشته باشد‌‌. طنز‌‌هایی که در مورد قومیت‌ها می‌زنیم‌‌، می‌دانید می‌تواند چه بلواها و تنش‌های اجتماعی درست کند؟ این موارد همه نشان دهنده آن است که بحران اخلاقی رسانه‌‌های ما را تهدید می‌کند‌‌. به نظر می‌رسد که هیچ قاعده و متر و معیاری بر رفتاررسانه‌ای حاکم نیست وبه‌ویژه برخی رسانه‌‌ها هر کاری که درجهت نفع فردی یا اجتماعی‌‌، سیاسی و اقتصادی جناح همسویشان‌‌، انجام می‌دهند‌‌. انگار به خود رها شده‌ایم و قوانین یا وجود ندارد یا اگر هست کارا نیست و مشروعیتش را از دست داده یا منطبق با واقعیت‌‌‌های این زمان نیست.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا