گوناگون

اعتماد آمپول نیست که تزریق شود

امروزه تقریبا در تمامی کتاب‌فروشی‌ها، شاهد چاپ‌های چند ده باره کتب به اصطلاح زرد روان‌شناسی هستیم که مدعی ترویج سبک زندگی صحیح، ایجاد اعتماد به نفس و سازندگی درونی انسان‌اند….
اما این دست کتب که عمدتا بخش وسیعی از آنها شامل کتب ترجمه شده می‌شود، مشتمل بر ترویج گونه‌ای از سبک زندگی هستند که نه تنها زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن در کشور وجود ندارد، که به نظر می‌رسد با روش‌های اشاره شده، چندان توفیقی نیز در اصلاح درونی انسان در فاصله زمانی اندک حاصل نخواهند کرد. امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس در گفت و گو با همدلی ضمن تبیین علل رشد روزافزون کتب زرد روان‌شناسی در کشور، به تشریح دلایل دیده شدن بسیار این دست کتب می‌پردازد.
به باور شما اقتصاد و ساختارهای اقتصادی کشور چه نقشی در چاپ و فروش کتاب‌های زرد روان‌شناسی دارند؟
قطعا اقتصاد نقش بسیاری در فروش این نوع کتاب‌ها خواهد داشت، مانند تمامی روزنامه‌های زرد موجود در کشور. البته فراموش نکنید که جامعه هم به دلیل شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی تشنه این اخبار است، بدین معنا که هر روز خبرهای مختلفی اعم از جرم و جنایت، طلاق، زندان، برخوردهای تشنج‌زا، کشمکش و انواع و اقسام کیف‌قاپی، چاقوکشی و غیره در جامعه از طریق روزنامه‌های داخل و همچنین رسانه‌های بیگانه و تلویزیون‌های ماهواره‌ای و انواع و اقسام خبرگزاری‌ها به سمع و نظر مخاطبان داخل می‌رسد. در واقع این دست رسانه‌ها، مردم را با این گونه فضاسازی‌ها، تحریک و تشنه می‌کنند تا به دنبال عواملی که بر این اتفاقات و حوادث تاثیر می‌گذارند بروند، چرا که جامعه ما کوشش کرده که همواره گناه را به گردن فرد، یا حتی اراده آزاد فرد بیندازد. اراده آزاد فرد به این معنا تعبیر می‌شود که چون شخص آزاد است می‌توانست آن کار را انجام ندهد و در این مواقع گفته می‌شود چرا فلانی، فلان کار را انجام داد و گناه را از گردن سیستم به گردن جامعه می‌اندازد. البته بر خلاف نظر جامعه‌شناسان که جرم را ذاتی، ارثی، نژادی، روحی و روانی نمی‌دانند، از نظر روان شناسان همه مسائل، روانی و روان‌شناختی است و علم روان‌شناسی می‌تواند فرد را مداوا کند، در نتیجه مردم به کتاب‌های زرد روان‌شناسی گرایش پیدا می‌کنند. با این وجود هرگز از خودشان نمی‌پرسند آیا این فرد اگر در جامعه متفاوت و در شرایط و اوضاع و احوال دیگری زندگی می‌کرد، یا اگر در فضای حیاتی، شرایط زندگی والدین و دوستان دیگر و حتی وضعیت اقتصادی متفاوتی را دارا بود، باز چنین وضعیتی پیش می‌آمد؟ جواب منفی است. همان‌طور که می‌دانید علم روان‌شناسی فرد را مورد مطالعه قرار می‌دهد، البته این روان‌شناسی قرن هجدهم است، اما از قرون هجده و نوزده به بعد روان‌شناسان دریافتند که اگر این فرد در یک شهر و دیار دیگر، قوم و خویش‌های دیگری داشت سرنوشتی این گونه نمی‌یافت. در حالی که در جامعه ما، در عرض و طول رسانه‌ها و آموزش و پرورش، مدام در گوش ما خوانده‌اند که فرد مقصر است، یعنی اگر شما فرد مناسبی نیستید خواسته خودتان بوده است یا حتی اگر انسان پسندیده‌ای هستید هم خواسته خودتان بوده است، اما این گونه نیست. این شرایط پدر و مادر و اطرافیان است که امروز فرد را به جایگاه و مقطعی چه خوب و چه بد رسانده است. در نتیجه عوامل و شرایط ذکر شده در فرد تجمیع شده و باعث می‌شود به روزنامه‌ها و کتب زرد علاقه پیدا کرده و در اصطلاح تشنه خواندن مطالب آن شود، در حالی که اصلا فکر نمی‌کنند که فرد به چه دلیل این گونه شده و معتقد هستند که این ذات، فطرت و وراثت او بوده است و به دنبال آن اگر ذات دیگری داشت قطعا بهتر از این فردی که امروز هست می‌بود. البته همان‌طور که شما هم اشاره کردید اقتصاد نیز عامل موثری در این حوزه است، اما اصل این مسئله اجتماعی و علمی است.
نظر شما در مورد ادعاهایی که در کتاب‌های زرد روان‌شناسی با مضمون سبک زندگی صحیح مطرح می‌شود، چیست؟
به نظر من همه این ادعاها بی‌خود است، چرا که نیل به اعتماد نیازمند یک فرآیند طولانی‌مدت است. اعتماد از بدو تولد فرد به تدریج به وجود آماده است. در جامعه‌ای که بی‌اعتمادی بر همه مسائل و شئون زندگی انسان حاکم باشد، امکان به وجود آمدن اعتماد وجود نخواهد داشت. فرانسیس فوکویاما معتقد بود که اعتماد افقی یعنی اعتماد میان مردم با مردم، همچنین اعتماد عمودی یعنی اعتماد میان مردم و مسئولین و بالعکس وجود ندارد. همه این ادعاها عوام‌فریبانه هستند، چرا که اگر از خود آنها پرسیده شود که چگونه ممکن است یا اینکه چرا خودت این اعتماد را بهره‌مند نیستی، پاسخی نخواهند داشت. اعتماد آمپول نیست که تزریق شود. اما متاسفانه مردم ما زودباورند و به دلیل شرایط اجتماعی به سراغ کتاب‌های زرد می‌روند. واقعیت این است که تا جامعه بهبود نیابد که بسیار هم مشکل است، این حرف‌ها و ادعاها که دروغی بیش نیست همچنان به راه خود ادامه خواهند داد. این ادعاها مردم را فریب می‌دهد و مدعیان آن صرفا قصد کسب درآمد دارند. مگر می‌شود؟ اعتماد آن هم در یک شب؟ باید از آنها سوال شود که چرا برخی حکومت‌ها در طول تاریخ نتوانسته‌اند اعتماد افراد را جلب کنند. حالا آنها می‌خواهند با آمپول زدن این اعتماد را حاصل کنند. جامعه یک آزمایشگاه است که دارای یک ورودی و مرحله بعد از آن پردازش و خروجی است. تا این فرآیند درست نشود، مثل کشورهای کره و ژاپن که در امر اعتمادسازی موفق عمل کردند، اعتماد عمومی حاصل نمی‌شود.
فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد که احساس می‌شود چنین کتاب‌هایی بر روی جامعه تاثیرگذار هستند؟
همه افراد به خاطر این دروغ‌گویی‌ها تشنه شده‌اند. البته ممکن است این کتاب‌ها بر روی فرد تاثیر بگذارد، اما بلافاصله این تاثیر از بین می‌رود. در واقع فرد کتاب را می‌خواند، تحت تاثیر هم قرار می‌گیرد، اما تاثیر آن آنی و زودگذر خواهد بود. مولوی در داستان کنیزک و پادشاه می‌گوید: «نرم نرمک گفت شهر تو کجاست/ که علاج اهل هر شهری جداست/ و اندر آن شهر از قرابت کیستت/ خویشی و پیوستگی با چیستت/ گفت چون بیرون شدی از شهر خویش/ در کدامین شهر بودستی تو بیش/ سوی قصه گفتنش می‌داد گوش / سوی نبض و جستنش می‌داد هوش. به گفته دکارت تا زمانی که مردم شک نکنند، یعنی نپرسند چرا، مثل حیوان و چوب هستم، چرا که هر بار می‌شنوم بگویم بله. دکارت معتقد بود شک می‌کنم پس هستم.
عمدتا کاربرد علم روان‌شناسی در ایران سازنده است یا مخرب؟
بدون شک سازنده است، چرا که روان‌شناسانی مانند فروید و ده‌ها نفر دیگر در این حوزه با اطلاعات بسیار وجود دارند. من حدود هفتاد واحد روان‌شناسی در دانشگاه خوانده‌ام و می‌گویم که مطالعه روان‌شناسی در ایران سازنده است. وای به حال این جامعه که هر چه می‌نویسند کسی نیست بگوید چرا می‌نویسند.

روزنامه همدلی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا