زنان

زخم دشنام‌ها بر کالبد زنان

قصه آزارهای مردان علیه زنان در خیابان و فضاهای عمومی شهری آنقدر تکراری است که گفتن ندارد. تجربه‌ای که شاید بین همه زنان با هر تعلق مذهبی، اقتصادی و جغرافیایی مشترک باشد، اما آن چیزی که در این میان مشترک نیست واکنش آنها در مقابل این آزارهاست…..

صدای ترمز ماشین لاکچری مشکی‌‌رنگ بلند می‌شود، راننده عنان زبان از کف داده، سرش را از شیشه دودی ماشین بیرون می‌آورد و چند فحش را نثار خواهر و مادر موتوارسوار کناری می‌کند. موتوارسوار که گویا جلوی چرخ ماشین راننده فحاش بی‌هوا ترمز گرفته بود، مانند تیری از کمان رها شده به سرعت در حال دور شدن است، با شنیدن ناسزاها نیش ترمزی می‌زند، سرش را به عقب برمی‌گرداند و در حالی که با دستش به نشانه تاکید به ماشین شاسی‌بلند مشکی‌رنگ اشاره می‌کند، با نقض مرزهای هنجاری کلامی علاوه بر خواهر و مادر راننده ماشین مشکی‌رنگ، عمه او را نیز مورد خطاب قرار می‌دهد و بدون کوچکترین تعللی فحش‌های رکیک را در فضا منتشر می‌کند.

به فاصله چند قدم از ضیافت فحش‌های جنسیتی موتورسوار و ماشین شاسی‌بلند مشکی‌رنگ، چند مرد میانسال با لباس‌های شیک و ظاهری آراسته گرم گپ و گفت بر روی صندلی‌های پارک هستند. صدای یکی از آنان که با قهقهه خنده آمیخته شده در پباده‌رو هم شنیده می‌شود. او با هیجان و اشتیاق خاصی از هنر بازیگری فردی غایب تعریف می‌کند و چندین بار با فحش‌هایی که به شدت رنگ و بوی مونث دارد، هنر فرد غایب را تحسین و این گونه از او یاد می‌کند.
در صندلی جلویی تاکسی نشسته‌ام. دو پسر جوان در صندلی عقب تاکسی غرق گفت‌وگو هستند. سوژه صحبت موفقیت مالی «محمد»، یکی از همکلاسی‌های سابق دو طرف است. دو نفر در حالی که در بیان و شمردن دارایی‌های مالی محمد از هم پیشی می‌گیرند، بعد از بیان هر موفقیتی چند ده بار دشنام‌هایی با مضامین جنسی متوجه مادر، خواهر و دیگر کسان محمد می‌کنند.
شنیدن این ناسزاهای در یک مسیر ۱۵ دقیقه‌ای برای خبرنگار همدلی رخ داد. روزانه هزاران هزار فحش‌هایی که رنگ و بوی جنسیتی و جنسی دارند، بین بسیاری از مردم در کوچه و خیابان‌ها یا چهاردیواری خانه‌ها ردوبدل می‌شوند.
فحش‌های جنسیتی که محدود به فضاهای شهری نیست، شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر و فیس‌بوک نیز به میدانی برای جولان دادن فحاشی‌ها تبدیل شده است. برای صحت‌سنجی این ماجرا کافی است سری به یکی از صفحات افراد سلبریتی‌های حقیقی یا مجازی بزنیم، آن وقت با سیل فحش‌های جنسیتی روبه‌رو می‌شویم که نویسنده کامنت که مشخصاتش در پروفایل‌اش نیز موجود است، هیچ ابایی از به زبان آوردن این الفاظ رکیک ندارد.
قصه تلخ ماجرا آنجاست که این الفاظ رکیک زنان را دستمایه ناسزاهای خود قرار می‌دهند و خشونت کلامی به حساب می‌آید، فقط مختص به یک قشر خاص از جامعه که معمولا اسم‌شان با فقر- اعم از فقر فرهنگی، فقر اقتصادی و …- گره خورده است، نمی‌شود، این مدل ادبیات حتی به ادبیات برخی از سلبریتی‌ها یا افراد به ظاهر موجه با صدها هزار فالور نیز نفوذ کرده است و آنان بدون هیچ ملاحظه‌ای با این ادبیات با برخی از منتقدان خود برخورد می‌کنند، به نحوی که برخی از آنان چنان اتهامات و اهانت‌های جنسی را پشت سر هم ردیف می‌کنند که در باور نمی‌گنجد.
نمونه بارز آن برخورد مسترتیستر چشنده معروف با منتقد گیاه‌خوارش بود یک شبه جنجال زیادی را خلق کرد و انتقادات زیادی را برانگیخت. ماجرا از اینجا شروع می‌شود که مسترتیستر در سفر به یکی از شهرهای مرکزی ایران به یک قصابی برای خرید گوشت شتر مراجعه می‌کند. در این ویدئو که در صفحه مسترتیستر منتشر شده، او تصویر سر شتری را نشان می‌دهد که پوست آن کنده شده و واقعاٌ ترسناک است.
پس از انتشار این تصویر، یکی از بانوان کارتونیست ایرانی فعال در فضای مجازی که گیاه‌خوار و حامی حقوق حیوانات است، اقدام به کشیدن کاریکاتور مستر تیستر و نقد این تصاویر می‌کند.
مسترتیستر که از این ماجرا با خبر می‌شود، در خصوصی صفحه اینستاگرام از او می‌خواهد که این کاریکاتور را حذف کند. بانوی کاریکاتوریست این کاریکاتور را نقدی بر رفتار او معرفی می‌کند و دلیلی برحذف آن نمی‌بیند.پس از امتناع از حذف کاریکاتور، مسترتیستر حتی موقعیت اجتماعی خود را نادیده می‌گیرد و به کارتونیست می‌تازد و در پیام‌های شخصی به او از الفاظ به شدت ناپسند و فحاشی استفاده می‌کند. انتشار پیام‌های شخصی مسترتیستر جنجال‌های زیادی در فضای مجازی به راه انداخت. البته مسترتیستر ادعا کرده است پیام‌های منتشر شده منتسب به وی فتوشاپ است.
علاوه بر دعواها که فحش ادبیات رایج آن است، فحش‌های جنسیتی آن قدر به ادبیات برخی از مردم نفوذ کرده است که در تعریف، تمجید و تحسین‌ و حتی بیان شگفتی و تعجب نیز به کار می‌برند، شوخی‌های جنسی و جنسیتی هم گوی سبقت را از بقیه شوخی‌ها ربوده است. گویا اگر این الفاظ از سخنان برخی از افراد حذف شود، آنان در بیان و انتقال پیام و منظورشان به دیگران دچار مشکل ‌می‌شوند، در واقع فحش‌های جنسی و جنسیتی حداقل در بخش زیادی از افراد کشور ما تبدیل به یک راه میان‌بر برای ارتباط و انتقال پیام به دیگران شده است.
امروزه فحش‌های جنسیتی و رکیک در میان گروهی از مردم آنقدر فراگیر و زیاد شده است که نه به چشم می‌آید و نه حتی احساس تعجب، ناراحتی یا شکایتی را برمی‌انگیزد. این در حالی است که درفرهنگ ملی ایرانیان و همچنین آموزه‌های دینی مردم کشور ما همواره به حرمت گذاشتن به زن و احترام به جایگاه والای مادر توصیه شده است. حتی در آموزه‌های دینی و نظام ارزشی جامعه، مادران از چنان جایگاه و احترامی برخوردار هستند که هدیه‌ای مانند بهشت در انتظارشان است. جمله «بهشت زیر پای مادران است» یکی از آموزه‌های دینی ماست.
مثلث فحش‌های جنسیتی که معمولاً در راس آن مادر، خواهر یا گاهی عمه قرار دارد و زنان را مورد هدف قرار می‌دهد، به نوعی خشونت کلامی جنسی علیه زنانی است که نه تنها در صحنه حادثه حضور ندارند بلکه هیچ دلیلی برای مخاطب قرار گرفتن هم ندارند.
واقعیت این است که فحش‌هایی که از دهان مردان خارج می‌شود، می‌تواند نشان‌دهنده فرودست دانستن زنان دریک جامعه دانست. در این نوع جوامع به دلیل تبعیض و نابرابری قدرت و احترام، مردان در جایگاه فرادست و زنان در جایگاه فرودست‌تری قرار می‌گیرند و قدرت تقریبا نامحدودی که نهاد¬های مختلف در طول سالیان متمادی به جنس مرد اعطا کرده به استمرار فرادستی مردان و فرودستی زنان منتج شده است. البته نمی‌توان فحش‌های جنسی در دنیا را انکار کرد، در تمام دنیا دشنام‌هایی با مضامین جنسی رواج دارد و استفاده می‌شود، اما شدت و حدت آن بستگی به نوع نگاه آن جامعه به جنس «زن» دارد.
ارتباط مستقیمی بین دوری از عقلانیت، با فحاشی جنسی وجود دارد که می‌توان نمونه‌اش را در جوامعی نظیر جامعه ایران هم دید. در هر جامعه‌ای که زن را هویت مستقل از مرد فرض کنند و آن را شهروند درجه دو ندانند قطعا میزان فحش‌های جنسی کمتر است. اما در جوامعی که زن را مایملک مرد و مرد را مالک بلامنازع زنان بدانند، بنابراین نمی‌توانند هویتی بدون مرد برای آن قائل شوند. در این جوامع زن‌ها به ابزار فشاری برای انتقام‌گیری از مردها تبدیل می‌شود. دشنام‌های جنسی که در دعوای مردانه مثل نقل و نبات از زبان مردها بیرون می‌آید، نشان روشنی بر این ادعاست. معمولا مشاهده می‌شود در دعواهای بین دو مرد هر کدام از آنان به نوامیس همدیگر که حتی در صحنه حضور ندارند، می‌تازند.
خیلی از زنان کشور ما یک تنه هم مادر و هم پدر بودند، اما از مسئولیت و نقش مادری و اجتماعی‌شان عدول نکردند، خیلی از زنان ما پشت ورزشگاه‌های بسته مدال آوردند و افتخار آفریدند، خیلی از زنان ما سختی کشیدند، رویشان اسید پاشیدند، اما نقش‌شان را به نحو احسن در جامعه ایفا کردند، آنان بی‌پروا خندیدند، گریستند، شعر گفتند، کتاب نوشتند و موجودیت خودشان را فریاد زدند. اکنون روا نیست جمله تاریخی مردان این کشور «از زن کمتر است» باشد. روا نیست زنان مورد حمله کلامی قرار گیرد که فحش‌هایی جنسی از زبان هر خردینه پسری نثارشان شود. خشونت‌های کلامی بر زنان روا نیست، اما روا شده است.
همدلی – ستار لطفی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا