بین‌المللی

۲۱- مین نشست احزاب کمونیست کارگری جهان در ترکیه

م. چابکی: به ابتکار حزب کمونیست ترکیه و حزب کمونیست یونان ۲۱- مین اجلاس بین المللی احزاب برادر درازمیر (سومین شهر بزرگ ترکیه ازلحاظ وسعت و موقعیت شهری، تجاری، صنعتی وبندری بعد از استانبول و آنکارا) تشکیل گردید.

در این نشست که درتاریخ ۱۸ تا ۲۰ اکتبر ۲۰۱۹ صورت گرفت از ۵۸ کشور درقاره جهان ۷۴ حزب کمونیست و کارگری ۱۳۷ نماینده از جمله حزب توده ایران شرکت داشته اند.

مراسم با سرود إنترناسیونال که ویدئوی آن در سایت حزب کمونیست انتشار یافت آغاز گردید. رفیق کمال اوکیان، دبیرکل حزب کمونیست ترکیه اولین سخنران افتتاحیه ٢١ مین اجلاسیه بود. با توجه به اهمیت این سخنرانی برگردان خلاصه ای از آن دراختیار پژوهشگران و پیروان سوسیالیسم علمی قرار می گیرد.

کمال اوکیان دبیر کل حزب کمونیست ترکیه ضمن خوش آمد گویی به حاضران گفت:

این نشست فرصتی است که اعلام نمائیم درسال آینده که ۱۰۰ – مین سالگرد تاسیس حزب کمونیست ترکیه در همین شهر ازمیر است، افتخار حضور به ما خواهید داد.

مسئله دیگر رویداد های سیاسی و فرهنگی است که از شما دعوت می کنیم تا چهره عملیات نظامی جدید ترکیه در سوریه را که با توضیح حزب ما در آخرین تحولات در اختیار شما مهمانان قرار می گیرد حضور بهم رسانید.

همچنین من دراین فرصت می خواهم از زحمات رفقای حزب کمونیست یونان در تدارک فنی وهمکاری برای برگزاری این نشست، از دبیرکل تا مبارزان جوان ابراز قدر دانی کنم. البته با پشتیبانی رفقا من مطمئن هستم ما با این همکاری در حوزه جغرا فیایی بهشتی خواهیم ساخت تا مردم کشورمان با برادری و برابری در نظم اجتماعی در کنار هم به زندگی صلح آمیز ادامه دهند.

رفقای عزیز!

بیست و یکمین نشست جهانی حزب های کمونیست و کارگری در زمانی تشکیل گردید، که یک قرن از انترناسیونالیسم کمونیست ها، که اهمیت تاریخی آن برای ما قابل درک است می گذرد.

انترناسیونالیسم برای ایجاد یک اراده مشترک، یعنی مرکز انقلابی که پرولتاریا برای مقابله با سرمایه داری نیاز داشت، تأسیس شد. در این رابطه هیچ گونه اشتباهی در تاسیس انترناسیونال سوم وجود ندارد.

قدرتی که انترناسیونالیسم در مدت کوتاهی با امکانات محدود به دست آورد را نباید کم بهاء دهیم، با شروع مارس ۱۹۱۹انترناسیونالیسم کمونیست ها تشکیل گردید هیأتی که از کشورهای مختلف به کنگره می آمد بسیار ضعیف بود و بیشتر احزاب عضو وزن خود را نداشتند. کشورها علاوه بر بلشویکها که فقط یک سال و نیم پیش در روسیه به قدرت رسیدند با این حال، آنها با عزمی راسخ و خوش بینی به آینده عمل کردند. بحران عمیقی که سرمایه داری در آن چرخید و بسیج میلیون ها پرولتاریا در مواجهه با این بحران برای کمونیست ها مشکلات کافی بود. آنها نه بر نقاط ضعف خود بلکه بر مسئولیت ها و وظایف تاریخی خود تمرکز می کردند و معتقد بودند که بورژوازی قابل غلبه است. بنابراین، با کمک بلشویکها، احزاب کمونیست نه تنها در مدت زمان کوتاهی به یک قدرت بزرگ تبدیل شدند، آنها تلاش کردند که طبقه کارگر را به قدرت برسانند در برخی موارد نیزموفق نشده اند. امروز نباید کمونیستها را در ماجراجویی های مجارستان، اسلواکی، آلمان و سایر کشورها سرزنش کرد. کمونیست ها کسانی بودند که برای قدرت انقلابی جنگیدند، به فلسفه اساسی انترناسیونالیسم پرولتری وفادار بودند و به دلایلی هم پیروز نشدند و در جایی هم شکست خوردند.

رفقای عزیز!

دلایلی وجود داشت که من این موضوع را با شما در میان می گذارم. دوری از موازنه قدرت بین طبقات برای تعیین خط مشی سیاسی درست بسیار حائز اهمیت است. انقلاب با تصمیمات ما انجام نمی شود. وظیفه ما انقلاب نیست، بلکه رهبری انقلاب است، زیرا انقلاب اراده ای نیست که بتوان انجام داد. با این وجود، این نیز صحیح است که بین بحران های سرمایه داری و افزایش فرصت های انقلابی و حتی رشد انقلاب ارتباط دیالکتیکی وجود دارد. به این معنا، ارزیابی استاتیک از موازنه قدرت، به ویژه در مواقع بحرانی، بسیار پیچیده می گردد.

در سال ۱۹۱۹ احزاب کمونیستی با معیارهای کمی و کیفی مانند امروز برخوردار نبودند. امروز ما از ضعف جنبش کمونیستی، زمانی که تاریخ را مرور می کنیم گله مندیم، اما در سال ۱۹۱۹، هنگامی که انترناسیونال کمونیست ایجاد شد قدرت بیش از آن نمی توانست حاصل گردد.

اما چه تفاوتی داشت؟ در نگاه اول تحرک و سازماندهی توده های کارو زحمت بلافاصله به ذهن خطور کرد. اگرچه طبقه کارگر تحت حمایت احزاب سوسیال دموکرات بود، اما به طور گسترده ای درگیر مبارزه سیاسی شد، در برخی کشورها اتحادیه ها از پتانسیل جدی برخوردار نبودند.

پدیده دیگری که می توان به عنوان تفاوت گفت، واکنش ناشی از جنگ امپریالیستی، نابودی و فقر و این واقعیتی بود که جنگ به بحران عمیق اقتصادی پایان نداد و حتی ابعاد جدیدی به آن افزود.

با این حال امروز نیز نمی توان گفت جهان سرمایه داری پایه دار تر، با دوام تر از ۱۰۰ سال پیش است. امپریالیسم

با بحران ساختاری در چند دهه از هر نظر از هم پاشیده می شود و چیزی جدیدی برای گفتن درهیچ جای جهان از نظر اقتصادی، ایدئولوژیکی یا سیاسی برای بشریت ندارد.

من نمی خواهم گذشته را باز گو کنم امروز مابا شرایط زمان و با ابزار و روشهای مناسب تر تحلیل می کنیم با این وجود، تعیین وظایف ما بدون اشاره به تفاوت های ۱۰۰ سال گذشته غیرممکن است.

حضورانقلابی طبقه کارگر در یک قرن، خواسته های عظیم صدها میلیونی یا نظم سوسیالیسم و مساوات که از نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز گردید، کارگران مبارز هرچند ابتدایی ولی در صدد نابودی ساختار سرمایه داری بوده اند. من از استراتژی و برنامه های سیاسی حزب خودمان و تمایل به تغییر یک نظام واقعی صحبت نمی کنم. این خواسته از انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ هم ناشی نمی شود اما انقلاب اکتبر حس جدید و واقعیت ها را با انرژی تمام به این آرزو رساند و آن را به یک جغرافیای وسیع تر گسترش داد.

باید تکرار کنم سرمایه داری امروز پایدارتر و با دوام تر از ۱۰۰ سال گذشته نیست. صدها میلیون انسان قربانی جنگ شده اند، میلیاردها نفر از مردم نظم اجتماعی را رها کرده اند رشد نژادپرستی و جنبشهای پوپولیستی راستگرایان و نقش آنان برای میلیون ها مردم جای ابهام باقی گذاشت تا از حاکمان تابیعت کنند و یا حداقل تا زمانیکه گروه های جدید (مردمی) که دررهبری انتخابات دیده نمی شود پیروی کنند.

دراینجا باید بپذیریم که یکی از مهمترین تفاوت ها در ۱۰۰ سال با این ایده که می توان سرمایه داری را نابود و نظام برابر خواهانه در جهان برقرار کرد واقعیت تا حد زیادی هنوز برای توده ها پذیرفته نشده است.

این تنها با شرایط عینی قابل توضیح نیست. وظیفه اصلی کمونیست ها حمایت ازاین تفکر وتجسم آن در ذهن و قلب توده ها است که از طبقه کارگر برای تعادل قدرت شروع می شود.

با نگاهی به ۱۰۰ سال، باید اعتراف کنیم که ما نیز گناهکار هستیم زیرا بشر نمی تواند بگوید که امروز یک نظم قوی تری درجهان که سرمایه داری را به زوال بکشاند وجود دارد. من به منطقه خود ترکیه بر می گردم که به موقع خود چقدر انرژی و توان نیاز دارد.

رفقا، جلسه ما همزمان است با یک تهاجم جدید ترکیه در خاک سوریه و این اولین بار نیست که ارتش ترکیه برسایرنقاط جهان دخالت دارد، این بخشی از جنگ ناعادلانه برای دفاع از منافع امپریالیسم آمریکا است. در سال های مختلف سربازان ترکیه در بسیاری از عملیات انحصارهای نظامی بین المللی «ناتو» این سازمان تروریستی شرکت کرده اند. در قبرس، استقلال و یکپارچگی جزیره به مدت ۴۵ سال نادیده گرفته شده است. بسیاری از عملیات مرزی در عراق و همچنین پایگاه های بیشماری متعلق به ارتش ناتوی ترکیه است امروز نیزآغاز تهاجم به خاک سوریه به بعهده ترکیه گذشته شده است.

رفقای عزیز!

در پشت تصاویر سرمایه داران قدرتمند ترکیه با، اعتماد به نفس، سیاست داخلی و خارجی آنان بدون درک منافع این طبقه غیر ممکن است.

باید یادآور شوم که اردوغان امروز در تقسیم کار جهانی قرار دارد. صفت های مختلفی توسط محافل به اصطلاح دموکرات و آزادیخواه به او داده می شود، از نخستین دوره های صعود تا سال ۲۰۱۰ از او حمایت شده است. این حمایت نه تنها از پایتخت های اصلی، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا است، بلکه “چپ” با تفاوت هایی از جنبش ملی کرد در ترکیه، آنان کسانی بوده اند که حزب کمونیست را فرا خواندند زیرا ما از همان ابتدا علیه قدرت حزب عدالت وتوسعه این فاشیست ها جنگیده ایم. سپس، هنگامی که سیستم درون امپریالیستی رقابت و تضاد را شدت بخشید، اردوغان با مشکلات بزرگی در سیاست داخلی روبرو شد و با استفاده از این رقبا و تضادها و فضا کشف شده، امید آنها به بورژوازی حاصل شد. این واقعیتی است که بسیاری از”چپ” ها نا دیده می گیرند. من با ارائه سند وقت رفقا را نخواهم گرفت.

می خواهم بگویم آرزوی دموکراسی و آزادی محتوای طبقاتی ندارد، با بیان واضح تر می گویم، هدف دور نمای سوسیالیستی را در مرکز قرار نمی دهد. این دمکراسی آشکار یا پنهان با اتحادیه اروپا و ناتو خواهد بود و این رویکرد منجر به فرسایش مبارزه طبقاتی کشورما می شود.

اما تلاش برای استقلال؟ وقتی مفاهیم استقلال از پایه طبقاتی در حاکمیت قرار ندارد با همان اندازه مفاهیم “آزادی و دموکراسی” خطرناک می شوند. ما می بینیم که در بسیاری از کشورها و در جامعه چنین شکافی وجود دارد از یک طرف، تمایل به همکاری با بورژوازی از طریق مفاهیم “آزادی و دموکراسی” و از سوی دیگر، با مفهوم “استقلال و غیره” که تمایل به آشتی و تقسیم غنایم جنگی در دستور کار قرار می گیرد.

این دقیقاً وضعیت ترکیه است به ما گفته شده است که برای عقب راندن اردوغان ما به اتحاد قدرتهای اصلی احتیاج داریم امپریالیسم آلمان در این اتحاد با ما است، ترکیه دارای یک پشتیبان وسیع دولت آمریکایی سوسیال دمکرات به اصطلاح چپ و یا لیبرال ها و برخی از اسلام گرایان در مقابل اردوغان است، بله با چنین اتحادی بدون شک می توان فاشیست را کنار زد اما این «دمکراسی و آزادی» هرگز برای مردم پیروزی نخواهد آورد.

آنها معتقدند که امپریالیسم ناقض اصول است به همین دلیل انواع ظلم، ارعاب، واکنش به جنگ وجود دارد و آنرا به ایالات متحده آمریکا محدود می کنند. (امریالیسم بد امپریالیسم خوب – م) آنها می گویند کمونیست ها در هرکشور جغرافیایی مجبور به اتخاذ یکی از دو الگو هستند با امپریالیسم ویا همکاری با دمکراسی و آزادی یا استقلال و یا سکوت در برابر ظلم سایر امپریالیست ها.

آیا شعار استقلال، آزادی برای کمونیست ها بی اهمیت هست؟ پاسخ هرگز اما استفاده ابزاری از این مفاهیم آسیب های فراوانی به ما رساند. یک راه کار برای برون رفت ازاین مبالغه وجود دارد ۱۰۰ سال پیش با ایجاد کمینترن، دستوری به روند مبارزه اضافه گردید و آن ایجاد یک اراده مشترک، یعنی مرکز انقلابی پرولتاریا در برابر سرمایه داری جهانی بود. کسی به دنبال اغتشاش نیست اما نماینده بورژوازی در ایالات متحده آمریکا و در کشور مان اردوغان درطمع سود بیشتر دنبال آشوبگری هستند! جای تاسف اینجاست که کارگران ترک، کرد و عرب با توهم به استقلال وآزادی از امپریالیست های اروپایی انتظار دارند با توصیه از ایالات متحده آمریکا این دمکراسی وآزادی را بدست آورند.

در این نتیجه گیری نقاط ضعفی وجود دارد همانطور که در ابتدای سخنرانی ام گفتم بگذارید با این موضوع شرایط را به توازن قدرت تبدیل کنیم. هنگامیکه کمینترن برای اولین بار تاسیس گردید، تعداد کمی از کمونیست ها در این پیکار بوده اند آنها با عزمی راسخ و خوش بینانه به آینده نگریستند نه تنها در مدت زمان کوتا به یک قدرت بزرگ تبدیل شدند، آنها تلاش کردند که طبقه کارگر را به قدرت برسانند.

رفقا! حزب ما با این رویکرد حرکت خواهد کرد ماهم بزودی مانند ۱۰۰ سال پیش با ادعاها با شور و شوق پیروزی به هدف مدرنیته سوسیالسم پیش خواهیم رفت.

برگرفته از سایت حزب کمونیست ترکیه م. چابکی ۰۱ آبان ۱۳۹۸ برابر ۲۳/ ۱۰/ ۲۰۱۹

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا