فرهنگی

اهمیت و جایگاه کتاب

مطالعهٔ کتاب‌های فلسفی، اقتصادی، تاریخی، ادبی و فرهنگی بالأخص اگر از روی برنامه و هدفمند باشد، آدمی را دارای دید اجتماعی کرده و نگرش او را به مسائل اجتماعی ژرفش و غنا می‌بخشد. چشمان افراد را به معضل‌های اطرافش یعنی معضل‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و خانوادگی می‌گشاید و به ریشه‌یابی دلیل‌های این معضل‌ها رهنمون می‌شود و راه برون‌رفت ازگره‌گاه‌های دشوار زندگی را نشان می‌دهد، و اوقات فراغت انسان را لذت‌بخش می‌کند…

نامهربانی با یارمهربان
همدلی|ستاره لطفی: چند روز پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم افتتاح نمایشگاه کتاب تبریز آماری ناامید کننده از سرانه مطالعه در کشور را اعلام کرد.
آماری که حاکی از بی مهری با یار مهربان است و نشان می‌دهد کتاب در کشور ما با احتلاف فاحشی از اینترنت و تلویزیون جا مانده و در گوشه رینگ این دو تکنولوژی گرفتار شده است.
به گفته عباس صالحی میانگین مطالعه ایرانیان در روز ۱۳ دقیقه است. این در حالی است که در برابر ۱۳ دقیقه مطالعه، ایرانیان روزانه ۷۲ دقیقه از تلویزیون و ۱۶۹ دقیقه، یعنی نزدیک به سه ساعت از اینترنت استفاده می‌کنند. درواقع میانگین سرانه استفاده از اینترنت ایرانی‌ها ۱۳ برابر بیشتر از سرانه مطالعه است.
اعداد و ارقام سرانه مطالعه در ایران همواره متفاوت و مختلف بوده است و هر نهاد درگیر با این موضوع با توجه به استانداردهای خود اعداد مختلف را به‌عنوان سرانه مطالعه اعلام کرده‌اند. اعداد و ارقام متفاوت از سرانه مطالعه کشور به این دلیل است که سازوکار محاسبه سرانه مطالعه در ایران تعریف دقیقی ندارد، تا جایی که دریکی دو دهه اخیر سرانه مطالعه ایرانیان از دو دقیقه تا ۱۲۰ دقیقه در شبانه‌روز اعلام‌شده است.
شش ماه پیش (۲۱ اردیبهشت ۹۸) دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز نتایج گزارشی با عنوان «رصد فرهنگ رفتاری خانواده ایرانی در سال ۱۳۹۶» را منتشر کرد که حاصل پژوهش آماری در مناطق شهری و روستایی ایران در میان افراد ۱۵ ساله و بیشتر بوده است.
بر اساس گزارش شورای عالی انقلاب فرهنگی، تنها ۵۸ درصد مردم ایران مطالعه غیردرسی دارند و میزان مطالعه این بخش از جامعه به‌طور میانگین ۷ ساعت و ۴۱ دقیقه در ماه است که ۳ ساعت و ۷ دقیقه آن صرف خواندن قرآن و ادعیه می‌شود.
سرانه مطالعه به میزان مطالعه مردم در طول یک سال معین گفته می‌شود که معمولاً به‌صورت میانگین زمان مطالعه در یک شبانه‌روز برای هر نفر بیان می‌شود، اما شورای عالی انقلاب فرهنگی در گزارش خود این آمار را به‌صورت ماهانه و صرفاً بر مبنای درصدی از جمعیت که مطالعه غیردرسی دارند استخراج و منتشر کرده است.
به‌طور دقیق‌تر و به فرض صحت آمار و ارقام موجود در این گزارش، سرانه مطالعه غیردرسی بدون احتساب خواندن قرآن و ادعیه در میان حدود ۶۰ میلیون نفر که جمعیت بالای ۱۵ سال ایران را تشکیل می‌دهند، حدود ۵ دقیقه در شبانه‌روز در سال ۱۳۹۶ بوده است. و اگر این رقم درست باشد، در مقایسه با آمار رسمی سال ۸۱ نشان می‌دهد که سرانه مطالعه به نسبت ۱۵ سال قبل دو دقیقه در شبانه‌روز نیز کمتر شده است.
سال‌ها پیش علی‌اکبر اشعری، رئیس کتابخانه ملی در دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد، سرانه مطالعه ایرانی‌ها را تنها دو دقیقه اعلام کرده بود. اما همان زمان محمد سالاری مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و مطالعات فرهنگی و کتاب‌خوانی گفته بود آمار قدیمی ۲ دقیقه در روز که همه‌جا گفته می‌شود و به آن استناد می‌کنند، سیاه نمایی است و آمار واقعی ۱۲۰ دقیقه است!
همین اعداد و ارقام متفاوت و استانداردهای چندگانه برای سنجش امر مهمی مانند مطالعه کتاب خود بیانگر جایگاه متزلزل کتاب در نزد ایرانیان امروزی است.
درحالی‌که آمارها از نامهربانی ایرانی‌ها با کتاب سخن می‌گویند، در کشورهای توسعه‌یافته خلاف این رویه در حال جریان است. باوجوداینکه پیشرفت تکنولوژی و وجود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در کشورهای توسعه‌یافته شروع‌شده است، اما این پیشرفت‌ها نتوانسته در مطالعه آنان تاثیر منفی بگذارد. به‌نحوی‌که منتقدان «کتاب نخوانی ایرانیان» از آمار ۹۰ دقیقه مطالعه در ژاپن، انگلیس و ۵۵ دقیقه در مالزی و ترکیه سخن می‌گویند.
به‌هرحال، آنچه مسلم است پایین بودنِ آشکارِ سرانه مطالعه ایرانیان در قیاس با کشورهای توسعه‌یافته و حتی کشورهایی چون ترکیه و مالزی است که گفته می‌شود سرانه مطالعه در آن‌ها در همین بازه زمانی چندین برابر ایران بوده است.
کاهش سرانه مطالعه کتاب به مجموعه عوامل متعددی در سال‌های اخیر مربوط بوده و امروز به یک زنگ خطر تبدیل‌شده است. به باور کارشناسان اجتماعی فقر مطالعه در جامعه یک مشکل فردی یا طبقاتی نیست. بلکه مشکلی به‌غایت اجتماعی است که دلایل و زمینه‌های اجتماعی هم دارد. امروزه بخش زیادی از جامعه حاضر نیستند بخشی از درآمدشان را برای خرید کتاب هزینه کنند. درواقع کتاب از سبد خرید بسیاری از خانواده‌ها حذف‌شده و از اولویت خارج‌شده است.
بی‌مهری به کتاب حتی به کودکان هم منتقل‌شده است، در یک آزمایش اجتماعی جالب از بچه‌هایی که در پارک‌ها مشغول بازی بودند پرسیده شد دوست دارید کتاب هدیه بگیرید یا پفک؟ و بیشتران پفک را انتخاب کرده بودند!
کارشناسان برای کاهش سرانه مطالعه دلایل مختلفی را بیان می‌کنند. به اعتقاد برخی در میان ایرانیان تغییر ذائقه فرهنگی رخ‌داده است و بسیاری از مردم دیدن فیلم و شنیدن موسیقی را به مطالعه کتاب ترجیح می‌دهند.
برخی دیگر انگشت اتهام را به سمت شرایط نه‌چندان آسان زندگی امروزی مردم نشانه می‌گیرند و معتقدند دغدغه‌های روزمره و گرفتاری‌های مردم سبب شده است، سرانه مطالعه در کشور پایین بیاید.
اما بسیاری حاکمیت اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های تصویری را علت قهر جامعه ایران با کتاب می‌دانند و معتقدند قسمت زیادی از ذائقه فرهنگی جامعه توسط تکنولوژی‌های امروزه پاسخ داده می‌شود. بنابراین مردم احساس نیاز به مطالعه کتاب نمی‌کنند. کمبود کتابخانه آیتم دیگری است که کارشناسان به آن توجه ویژه‌ای دارند. طبق آمار کنفرانس بین‌المللی کتابداری و اطلاع‌رسانی در هر جامعه‌ای برای هر ۳ تا ۵ هزار نفر باید یک کتابخانه عمومی وجود داشته باشد و اگر حداقل استاندارد را در نظر بگیریم باید برای هر ۵۰۰۰ نفر یک کتابخانه وجود داشته باشد، یعنی در کشور ما با توجه به جمعیت، باید حدود ۱۴۰۰۰ کتابخانه عمومی وجود داشته باشد، درحالی‌که طبق آمار ارائه‌شده حدود ۱۵۰۰ کتابخانه داریم و اگر کتابخانه‌های مدارس، حوزه‌های علمیه و مساجد و غیره را هم در نظر بگیریم درمجموع حدود ۴۰۰۰ کتابخانه عمومی داریم و این بدین معنا است که ۱۱۰۰۰ کتابخانه کم داریم.
با تمام این تفاسیر، اما می‌توان مهم‌ترین علت روی خوش‌نشان ندادن ایرانی‌ها به کتاب را به نهادینه نشدن فرهنگ مطالعه در خانواده‌های ایرانی گره داد.
فرهنگ مطالعه در جامعه ما آن‌طور که بایدوشاید جا نیفتاده است و هنوز بسیاری از مردم کتاب خواندن را یک امر فانتزی می‌دانند. بسیاری از مردم در چشم برهم زدنی می‌توانند شجره‌نامه ورزشکاران ازجمله فوتبالیست‌ها یا هنرمندان و حتی شاخ‌های فضای مجازی را به زبان بیاورند اما تعداد کمی از آنان نویسنده‌ها یا آثارشان را می‌شناسند.
وقتی در جامعه‌ای نویسنده‌ها گمنام و مهجور بمانند، محصول آنان نیز که کتاب هست با استقبال مواجه نمی‌شود.
بدون تردید اگر مردم بیشتر از بازیکنان فوتبال، نویسنده‌ها را در تلویزیون می‌دیدند، اگر پدران و مادران جلوی بچه‌های خود بیشتر از گوشی تلفن کتاب را در دست می‌گرفتند و به‌جای غرق در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی کتاب می‌خواندند و اگر مسئولان فرهنگی کشور به‌جای تیغ سانسور بر کلمات کتاب‌ها و برخوردهای قهری و گاه امنیتی به نویسنده‌ها ارج‌وقرب می‌گذاشتند، وضعیت مطالعه در جامعه ما این نبود که حالا هست.
فقط کتاب نیست که مورد بی‌مهری ایرانی‌ها قرارگرفته، روزنامه وضعیتی به‌مراتب بدتر دارد. چند وقت پیش مرکز آمار، یافته‌های یک پژوهش را منتشر کرده است که نشان می‌دهد در ایران ۷۰ درصد از افراد ۱۵ ساله و بالاتر از آن‌، که سواددارند روزنامه نمی‌خوانند و ۳۰ درصد افراد روزنامه می‌خوانند. این آمار هم برای «جامعه» نگران‌کننده است و هم برای روزنامه. َ
ناگفته پیداست سوق دادن مردم به‌سوی مطالعه اعم از کتاب یا روزنامه درگرو فرهنگ‌سازی است. گرایش مردم به‌سوی کتاب و کتاب‌خوانی نیاز به فرهنگ‌سازی دارد و در این راستا صداوسیما، رسانه‌ها، آموزش‌وپرورش و سایر نهادهای فرهنگی باید به کتاب و مطالعه آن بهای بیشتری بدهند تا بتوانیم فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی را در جامعه نهادینه کنیم.

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا