دیدگاه‌ها

مطالبات بازنشسته‌ها

ناصر آقاجری: از این رو شعارهای بازنشستگان باید شامل این واقعیت ها باشد. نه اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری که با سیاست های نولیبرالی که به وسیله حاکمیت کاربردی می گردد، حرفی بی محتوی و عبثی است.

در حاشیه تظاهرات ۲ دیماه۹۸

چند فعال از بازنشسته های کشوری که همیشه به صورت انحصاری تریبون را در اختیار می گیرند، البته با یاری لابیگری با مقامات دولتی، قطعنامه ای را در پایان تظاهرات ۲ دیماه ۹۸ خواندند با این مضمون (چکیده ی قطعنامه):

۱ ـ اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۸۶ و پرداخت خسارت ناشی از عدم اجرای آن

۲ ـ اجرای همترازی حقوق خود با شاغلین و بازنشستگان دیگر نهاد های دولتی

۳- تصویب بودجه لازم حداقل به میزان ۱۶ میلیارد تومانی برای هم ترازی در بودجه ۹۹

۴ ـ اجرای دقیق ماده ۸۵ قانون مدیریت خدمات کشوری در مورد بیمه تکمیلی در بودجه ۹۹

۵ ـ اجرای کامل احکام صادره توسط دیوان محاسبات در حق بازنشستگان

۶ ـ افزایش حقوق سالیانه برابرقانون مدیریت خدمات کشوری و قانون برنامه ششم برابرنرخ تورم

در خاتمه: تا حق خود نگیریم از پای نمی نشینیم.

گویی استبداد حکومتی به یک شیوه ای متداول درمیان برخی حقوق بگیران تبدیل گردیده است که حتی نیروهای کار خدماتی کشوری را که تنها مشتی حقوق بگیر بوده اند و سرمایه ای ندارند (البته به جز تکنوکرات های آنها)، هم گرفتار این استبداد در عمل کردهای شان، نموده است. در اکثر تظاهرات ایجاد شده به وسیله بازنشستگان درجلوی مجلس استصوابی یا جلوی سازمان برنامه و بودجه ویا وزارت کار وتعاون که در واقع وزارت دفاع ازمنافع سرمایه داری است نه کار، کارگرو تعاون، که تعاون‌شان همان شرکت های خصوصی سرمایه داری با مسیولیت محدود است، اگر چه اکثریت بازنشستگان را بازنشستگان تامین اجتماعی و فرهنگیان تشکیل می دهند، نه بازنشستگانِ وابسته به مدیریت خدمات کشوری، این جماعت در روزهای اول تظاهرات بازنشستگان، چند نفری ازبازنشستگان مدیریت خدمات کشوری که صاحب تریبون شان یک سلطنت طلب حزب اللهی است و با لابیگری با مقامات کشوری شهامت شرکت در تظاهرات را به دست آورده اند، تصور می کردند که همه شرکت کنندگان در تظاهرات از گروه خودشان هستند، از این رو به شدت با شعار های رادیکالی که به وسیله بازنشستگان داده می شد، مخالفت می کردند.

ولی متوجه شدند شعارهای محافظه کارانه آنها مورد استقبال قرار نمی گیرد و جمعیت بازنشستگان در همه تظاهرات انجام شده بدون اعتنا به تریبون راه خود را می روند. از این رو اگر چه برایشان درد ناک بود ولی سر تسلیم فرود آوردند ودر قبال شعارهای رادیکالی هم چون: ” زندانی سیاسی آزاد باید گردد ویا معلم، کارگر، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد”، به جای مخالفت سکوت می کردند. ولی آن چه با واقعیت روز اعتراضات کارگران ، فرهنگیان و همه بازنشستگان قابل انطباق و درک نیست، تقاضاهای وابستگان به مدیریت خدمات کشوری در قطعنامه هایشان است. این فعالان مجری تظاهرات خدمات کشوری بدون این که حتی نامی از خواسته های دیگر بازنشستگان، که به غارت صندوق های بازنشستگی به وسیله دولت اعتراض دارند و آن را فریاد می زنند و یا نفی خصوصی سازی را که به جای رونق، صنایع کشور را نابود کرده و بیکاری را در جامعه گسترش داده است، تقاضا دارند قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۸۵ باید کاربردی گردد!!!!

گویی این جماعت در ایران زندگی نمی کنند و برنامه دراز مدت و تنها مناسبات اعلام شده به وسیله حاکمیت را که تعدیل ساختاری و خصوصی سازی است، هنوز به گوششان نخورده است. یا آن قدر بی خبر و بی اطلاع از وقایع این ۳۰ سال کاربردی شدن نولیبرالی در ایران هستند که نمی دانند علت این که ” قانون مدیریت خدمات کشوری” کاربردی نمی گردد، چیست. لذا در همه تظاهرات کودکانه همین خواسته را تکرار می کنند. البته این بی خبری عمدی مختص این بازنشستگان نیست، حتی برخی فعالان سیاسی – کارگری که بند ناف دمکراسی لیبرالی را نبریده‌اند و در توهم تئوریک گرفتارند، آنها هم در این ورطه غوطه ورند و از وحشت خوردن برچسب ” سنتی” بودن، نولیبرالی را به صورت کامل نفی نمی کنند و برای این که از قافله اعتراضات اجتماعی عقب نمانند، با سخن رانی ها و صغری و کبری کردن دور و دراز فقط بر نفی خصوصی سازی تکیه می کنند و نمی‌خواهند بپذیرند که خصوصی سازی یکی از سیاست های تعدیل ساختاری است وجزئی ازکل این ساختار است. و همه این سیاست ها از یک ریشه آب می خورند که آن هم، سرمایه داری جهانی است. مناسباتی که هرروزیک شیوه نویی را به کار می‌‌برد تا بحران های بی پایان و لاعلاج ش را درمان کند، در یک دوران با نگرش استعماری به نسل کشی می پردازد و در دوره دیگر با سیاست های امپریالیستی و پس از شکست جبهه کار جهانی در اروپا، به سیاست جهانی سازی و د د منشانه ترین سیاست های استثمار گرانه بر علیه کارگرانی که به آنها وعده داده بود سرمایه داری و نولیبرالی در روند خود فاصله طبقاتی را از میان می برد و جامعه جهانی را به صلح وتوسعه می رساند، و برابری و آزادی را در شعار های خود گنجانده بود. ولی در عملکرد اجتماعی یا پراتیک خود، نشان داد تئوریهای لیبرالی و نولیبرالی آب در هاون کوبیدن است و همه ادعاهای آنها را باید وارونه دید. آری استبداد حاکم از دوران رضاخان و پهلوی جنایت کارِ دوم و میراث دار پهلوی‌ها، حاکمیت نولیبرالی فعلی، چنان ابعاد گسترده ای دارد که حتی دانش آموختگان ما هم از واقعیت ها و علل بنیادی که جامعه را با شتاب یه ورطه ورشکستگی می‌کشاند بی خبرند و خود را در جزییات گم کرده اند.

باید از ابتدا شروع کرد و به این جماعت گفت: تعدیل ساختاری یعنی قانون زدایی، یعنی آزادی مزد و بازار آزاد، یعنی دولت متعهد به اجرای هیچ قانونی نیست و آن را به قانون کور عرضه وتقاضای بازار واگذار کرده است. پس استناد کردن به قانون مدیریت خدمات کشوری یعنی توهین به شعور باز نشستگان. شعار روز باید نفی نولیبرالیسم و بنیاد آن، سرمایه داری جهانی باشد. مگر همین آقایان که سنگ سرمایه داری آن هم از نوع دلالی ش را به سینه می زنند روزهای اول انقلاب شعار نمی دادند ” نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی” پس آن مناسباتی که در ظاهر می‌باید هم سرمایه داری و هم سوسیالیست نفی کند یک سرمایه داری فاشیستی نولیبرالی بوده است؟! باید به این حاکمیت گفت: اگر واقعیت ها را وارونه نمی کنید، پس چرا اموال صندوق‌های بازنشستگان را که اندوخته ی خصوصی چندین نسل زحمتکشان است و به کارگران و حقوق بگیران وباز نشستگان تعلق دارد، غارت می کنید؟! این عمل کرد دولت های پس از جنگ را با چه نامی می توان توجیه کرد؟ آیا این شیوه خصوصی سازی در عمل، نام ش گردنه زنی نیست؟ نه خصوصی سازی. از سوی دیگرسرمایه داران از هر فرصت پیش آمده‌ای برای استثمار بیشترکارگران بهره جویی می کنند، می بینیم همین که تعدیل ساختاری و قانون زدایی ش کاربردی شد، سرمایه داران بی شرمانه حتی حقوق توافق شده ی با کارگران را پرداخت نمی کنند و با وقاحت وبیشرمی در رسانه هایشان با افتخاراز ماه‌ها عدم پرداخت حقوق کارگران می نویسند. در این میان نه دولت، که دیگر هیچ انسان با خردی انتظاری از آن ندارد و نه روحانیون ارشد که مدعی دفاع از حقوق ” مستضعفین” هستند، واکنشی از خود بروز نمی دهند ومهر سکوت بر لب می زنند. در واقع به دین گونه این جنایت های پنهان سرمایه داری وطنی را که خانواده ی زحمت کشان را به فقر و تن فروشی، کلیه فروشی و مرگ تدریجی کشانده، ندیده می گیرند. این تنها یک قلم از تعدیل ساختاری است.

آزادی مزد و آزادی بازار و . . . جای گفتگوی فراوانی دارد. در این شرایط در هنگامه تظاهرات دوم دیماه ۹۸ که بازنشستگان با ندیده گرفتن سرکوب خونین آبان ماه بدون ترس به خیابان برای اعتراض آمده بودند، یکی از بازنشستگان تامین اجتماعی به این چند نفر از بلند گو بدستان مدیریت خدمات کشوری اعلام نمود: اگر شما نمی توانید از سیاست های نولیبرالی دولت نقد کنید اجازه بدهید ما آن را مطرح کنیم. ولی آقایان موافقت نکردند. و جز قطعنامه خود به کسی دیگر اجازه سخن گفتن ندادند. بازنشستگان تامین اجتماعی و ” اتحاد سراسری بازنشستگان ایران” هم برای حفظ هم آهنگی و جلوگیری از سوء استفاده پلیس، اختلاف را بیشتر دامن نزدند تا حداقل امکان اتحاد با دیگر باز نشستگان از میان نرود. لذا استبداد چند فعال را به عطایشان بخشیدند. آن هم در شرایطی که دولت فعلی مانند دولت احمدی نژاد قصد دارد و رسما اعلام نموده است که شستا که سرمایه بین نسلی کارگران است باید خصوصی سازی شود. برخی از روحانیون در حاکمیت هم خود را به بی خبری زده اند و سرمایه خصوصی کارگران را دولتی می بینند. تا بدین وسیله دولت این سرمایه های بین نسلی کارگران و حقوق بگیران ایران راغصب کنند و وصله ای به خشتک پاره خود به نام بودجه سالانه اش بزنند. از این رو شعارهای بازنشستگان باید شامل این واقعیت ها باشد. نه اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری که با سیاست های نولیبرالی که به وسیله حاکمیت کاربردی می گردد، حرفی بی محتوی و عبثی است. صندوق های بازنشستگی که عمری بیش از چند برابر این حاکمیت دارند ورشکسته شده اند تنها به دلیل غارت این صندوق ها به وسیله دولت های پس از جنک و اجرای سیاست های تعدیل ساختاری پیشنهادی نهاد های امپریالیستی هم چون صندوق بین المللی پول، آن وقت چند فعال خدمات کشوری در نهایت کوته بینی با چشمانی که از دیدن نک بینی خود هم عاجز است، چنین قطعنامه ای را به عنوان نظر آخر بازنشستگان مطرح می کنند وآن را، می خوانند. آیا همراهی با این گروه لابیگرحکومتی، یک دور باطل نیست؟

بازنشسته ای از اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران.

ناصر آقاجری

۸ آذرماه ۹۸

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا