جوانان

از سوز پایان پاییز تا سرآغاز سرد زمستان، از سوگ تبعیض تا داغ خون؛ چه خواهید کرد؟

کارنامه حکومت « اسلامی»  آغشته به خون انسان ها است و هیچ ناظر منصف و آگاه داخلی و خارجی نیست که بتواند این واقعیت را انکار کند. این رد خونینی است که  توسط  رژیم «ولایت فقیه» تکرار می‌شود و هربار یا به مرگ مظلومانی، منتقدانی، زندانی، شهروندان  مخالفی، دانشجویان مبارزی، زنان برابر طلب، کارگران مبارز و معلمان حق طلب  انجامیده و در دهه های  اخیر از حوادث کوی دانشگاه در تیرماه ۱۳۷۸، همچنین  سال  ۸۸ خونین به سرکوب ملت و ریختن خون شهروندان  معترض  و نیز دی ماه ۱۳۹۶ تا آبان ماه ۱۳۹۸، در کوی و خیابان ارتقاء یافته است، ….
حال اعتراض ملت به دزدیدن رای باشد یا دزدیدن مال یا دزدیدن حیثیت تفاوتی نمی‌کند؛ مسئله حضور مردم در خیابان است که باید به سرعت جمع شود از آنجا که موقعیت رژیم خونریز و ستمگر به خطر می افتد. این مقولهٔ‌ «به خطر افتادن امنیت رژیم «فقاهتی» با حضور اعتراضی مردم در خیابان» هم البته گزاره ای است که هیچ گاه توضیح روشنی از سوی رژیم مدعی برپا کننده قسط و عدل برای اقشار محروم و مستضعف و تحت ظلم و ستم دولت های ظالم منطقه دریافت نکرده است. می‌بینید مسئله چیست؟

در عرض کمتر از دوماه، دو رخداد خونین؛ در سرزمینی که فرهنگ تاریخی ش آمیخته با تساهل و مدارا و همزیستی ادیان و فرق و مذاهب است و نظام سیاسی اش آویخته به سرکوب، یکدست سازی قالبی، منافق پروری و چاپلوس سازی در ارکان و اذناب مدیریت کشوری و لشکری و تفتیش عقاید به واضح ترین شکل ممکن.

سخن بر سر تبعیض و تداوم تبعیض و تعمیق تبعیض و اساساً تشدید تبعیض در ساختار جمهوری اسلامی است و شاید باورش سخت باشد اما باور است که کشته شدن قاسمی هم برگی از همین دفتر سیاه تبعیض است که سالهاست در جمهوری اسلامی ورق می خورد.

ورق خوردنی نه با سرانگشت جبر و فقر و استیصال حکومت که توگویی راه گریزی از آن نیست، بل با تحدید عامدانه آزادی های مردم، نقض آگاهانه قانون اساسی، از میان بردن عامدانه معنا و مفهوم انتخابات، هدم و نابودی بی مجامله ثروت ملی و اخذ مالیات خلاف منطق و عدالت از مردمی که به عینه، بالبیان می‌بینند غول پیکر ترین بنگاه ها و بنیادهای تجاری و اقتصادی کشور که جملگی در تیول رهبری و پیروان خالص و مخلص ولایت است. مردم این تبعیض سیاه را به چشم می‌بینند و اعتراض آن را با خون خود رنگ می‌کنند. این رد خونینی است که در چشم ملتی که زیر بار تبعیض له می‌شوند از آبان خونین به دی ماه خون رنگ راه می کشد! مردمی که از خود می پرسند آیا ما ملت ایران، مردم مستضعف و طبقه متوسطی که قرار بود وارثان زمین باشند و احیاگر ارزش های قرآنی و انسانی، همان ها که بواسطه سیاست های کاسبکارانه مشتی دلال به نام حکومت دینی روز بروز فقیرتر، ضعیف تر و از دین و اخلاق و انسانیت بریده تر و دور تر می‌شویم برای این حکمرانی ارزشی هم داریم؟

ارزش خون صدها نفر، ارزش خون ۶۳۱ نفر، ارزش خون این همه انسان در جمهوری اسلامی که به ما می‌گوید مرکز محور مقاومت در مقابل استکبار و شیاطین و قدرت های ظالم و ستمگر و جهان خوار است، چقدر است؟

میدانید چه چیز ذهن مردم را بخود مشغول کرده؟  اینکه چرا سه روز عزای عمومی و تهدید به انتقام سخت و برهم ریختن تمامی ارکان و اذناب حاکمیت را در اینجا می بینیم

و در آبان، در قبال مردم، در قبال اعتراض ملت، در قبال خونی که حکومت بدست خود از مردمش ریخت؛ خنده، بی اعتنایی، شلیک نه فقط به سر و قلب که به پا و کمر! و النهایه بازداشت خانواده سوگواران و دزدیدن اجساد جوانان شان و دفن در رودخانه و سد و خرابات محلات و البته نیزار!

چرا؟!

دم از عدل را چگونه از زبان ظالم بشنویم؟!

شکوه به نهادهای حقوق بین المللی را چگونه از زبان سرکوبگر باور کنیم؟!

ادعای تلاش برای مقاومت در برابر حملات رژیم تبعیض آمیز اسراییل را چگونه از زبان سرکرده تبعیض گران به قلب بنشانیم و اکنون در برابر چشمانمان چگونه باور کنیم ؟

پس چگونه میتوان واکنش خشم آلود و اندوهگین و محکوم کننده بخشی از ملت را به این ترور درک نکرد؟ هرچند آن را نپذیرید اما نمی توانید دیده بر درک ریشه های مسموم آن ببندید!

آن ریشه هایی است که خود به دست خویشتن آب داده اید.

آبی مسموم از تبعیض! تبعیض مداوم و مستمر و اکنون آن درخت و میوه هایش چگونه در کنارتان درد مشترک را درک کند؟

چگونه از تبر بر درختی کرم خورده بهراسد؟

چگونه از تبر بدست بهراسد حال آنکه نه روزگار و دشمن که باغبان بر او آفت زده است؟

آنچه وضعیت کنونی را بوجود آورده و تداوم داده و مدام بر آتش آن سوخت می‌ریزد تداوم تبعیض است.

چگونه تا تبعیض برجاست به پابرجایی خود اطمینان دارید؟

چگونه عبرت نمی‌گیرید و نمی اندیشید که این روند سیاه تبعیض عامدانه و تزویر سیستماتیک وضع کنونی را موجب شده و تداوم ش به تعمیق تنفر انجامیده است؟

مسئله همینجاست: آن چیزی که به سقوط نظام می انجامد نه کشته شدن قاسم سلیمانی و سلیمانی ها، نه مرگ رهبر و رهبران،خونخوار و ظالم، خون مردم را در شیشه کرده اند، نه بمباران موشکی و تحریم و فشار همه جانبه بلکه بمباران مردم زجر کشیده با موشک تبعیض و ستم است که می رود تا تمامی شریان های حیاتی ملت را قطع کند و ایران را به یغما برد.

جای آنکه صبح را شام کنید در حالیکه می اندیشید ترامپ چه می‌کند و آمریکا در پی چیست و به کجا موشک بفرستید و عمق استراتژیک تان آسیب نبیند و حلقوم صلح طلبان را در داخل بفشارید و ایادی فتنه به ضرب گلوله به بصیرت کشانید به این فکر کنید که ملت را به کجا کشانیدید و اوضاع فلاکت چیست و آمار بیکاری و اعتیاد و طلاق را آیا با موشک میتوان درمان کرد؟

صبح تان را به این شام کنید که چگونه با این همه فساد و مفسد شمارا مصلح و مجاهد بدانند و بر ضمیر مقاومت تان ضرب صحت زنند؟

چگونه توبه دزدان اموال عمومی و ثروت مردم  را باور کنند و بر محکمه آنکه حکم خونشان را داده عریضه به طلب حق برند و خون بها بستانند؟

به این بیندیشید که چگونه اعتماد ملت را باز سازید. راه نجات اینجاست. وگرنه کدام دولت برآمده از رضایت و خواست ملت و محبوب مردم از اندیشه دشمنان خود ساخته، عمق استراتژیک می‌سازد تا خوزستانش را سیل ببرد و سیستان ش را فقر برباید و تهران ش در دود غرق شود و کردستان ش تا ابد سوگوار جوانان تحصیل کرده کولبری باشد که از بی هنری و بی دینی و بی غیرتی حکمرانانشان باید از راه مالرو جان به کوه بسپارند یا به ضرب گلوله سربازان، بار بر دوش و خون‌آلود بر زمین سرد آرام گیرند!

صبح تان را به فکر حقوق ملت شام کنید که کلید حیات و بقای ملک اینجاست. رمز تداوم و بقای هر بنی قدرتی در حفظ و استیفا و درک این قدرت نهفته است و این ملک را نه خون ملت که حقوق او پایدار می‌سازد.

اقتباس از سایت کلمه – امیر  آخولقه

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا