جوانان

چه‌طور از کودکان در برابر انبوه خبرهای بد مراقبت کنیم؟

می‌گوید حین گفتن این جمله که حالا سقوط هواپیما و سوختن زن و بچه مردم را کجای دل‌مان بگذاریم، نگاهش به «روزبه» افتاده و دیده پاهای کوچک پسرک می‌لرزند ….

«سمیرا» صبح روز بعد از حمله ایران به پایگاه نظامی عراق و مرگ تعدادی شهروند کرمانی در ازدحام مراسم تشییع «قاسم سلیمانی»، متوجه بحران روحی روزبه می‌شود. وقتی برای بیدار کردن پسرش، به اتاق او سرک می‌کشد، می‌بیند کودک ۱۱ ساله رخت‌خوابش را خیس کرده و شبیه به یک کلاف درهم تنیده یا یک جنین ترس خورده در شکمش، گلوله شده است.

می‌گوید حین گفتن این جمله که حالا سقوط هواپیما و سوختن زن و بچه مردم را کجای دل‌مان بگذاریم، نگاهش به «روزبه» افتاده و دیده پاهای کوچک پسرک می‌لرزند و دو چشم نگرانش خیره شده‌‌اند به حد فاصله بین دندان‌ها و کلمات مادر.
«سمیرا» صبح روز بعد از حمله ایران به پایگاه نظامی عراق و مرگ تعدادی شهروند کرمانی در ازدحام مراسم تشییع «قاسم سلیمانی»، متوجه بحران روحی روزبه می‌شود. وقتی برای بیدار کردن پسرش، به اتاق او سرک می‌کشد، می‌بیند کودک ۱۱ ساله رخت‌خوابش را خیس کرده و شبیه به یک کلاف درهم تنیده یا یک جنین ترس خورده در شکمش، گلوله شده است.
مادر روزبه روز قبل در مورد احتمال قریب‌الوقوع حمله امریکا و این که هر آن ممکن است خاک ایران را به توبره بکشند یا در مورد آواره شدن مردم و فقری که ممکن است دامن‌گیرشان بشود، گفته بود. او از له شدن هفتاد و اندی شهروند کرمانی در جریان تشیع جنازه قاسم سلیمانی زیر دست و پای سایر مشایعت‌کنندگان و هم‌چنین احوال خانواده‌های ۱۷۹ انسان بی‌گناهی که بی‌خبر از همه جا، سوار بر هواپیمای اوکراینی، راهی خانه‌ها و دانشگاهایشان بوده و ناگهان بین زمین و آسمان، درگیر بلا و آتش شده‌‌اند، با صدای بلند حرف زده بود. در تمام این مدت، دختر و پسر ۹ و ۱۱ ساله و هم‌چنین کودک سه ساله‌‌اش بی‌آن که او متوجه این بی‌دقتی‌ خود باشد، شاهد خاموش آن حرف‌ها بوده‌اند.
«آزاده مقدم»، روزنامه‌نگار و گوینده قصه‌های کودکانه که یک کانال تلگرامی قصه‌گویی برای کودکان را اداره می‌کند، به بحران این روزهای کودکان اشاره می‌کند: «حواس‌تان به کودکان باشد. مدلی که آن‌ها اخبار بد را درک می‌کنند، با بزرگ‌سالان متفاوت است. مراقب باشید وقتی دارید اخبار یک فاجعه را دنبال می‌کنید، کودکان شما به قدر کافی دور از صدا و تصاویر باشند.»

«نیما ستارزاده»، روان‌شناس بالینی کودکان به «ایران‌وایر» می‌گوید این روزها حجم اخبار خشونت‌آمیز و نگران کننده در جامعه ایرانی بالا گرفته و جامعه در قلب بحران و التهاب بعد از حوادث متعدد است.

او می‌گوید در چنین وضعیتی، یکی از مهم‌ترین وظیفه‌ای که به دوش والدین گذاشته شده، مراقبت و حمایت روانی از کودک و دور نگه داشتن او از اخبار تهدیدکننده است: «روز گذشته پدری با دختر ۱۳ ساله‌‌اش به مرکز مشاوره ما مراجعه کرد. او توضیح داد که شب قبل از آن، دخترک دچار حملات هستیریک شده است. دخترک در حضور من به یک گوشه خیره شده بود در حالی که ناخن‌هایش را تا انتها جویده بود. بعد از گفت‌وگو با کودک و والدینش، متوجه شدم به شدت احساس ناامنی، ترس و اضطراب کرده و تصور می‌کند زندگی‌‌اش در معرض تهدید و خطر است. او تصاویر خشونت‌بار زیادی، از جمله تصویر پیکر یکی از کشته‌شدگان حمله امریکا در عراق و چیزهایی بیشتر از آن را در طول هفته گذشته از طریق تلویزیون دیده یا شاهد شنیدن گفت‌وگوی والدینش در این مورد بوده است.»
به گفته این روان‌شناس، کودکانی که در معرض اخبار تلخ یا تصاویر خشونت‌بار قرار می‌گیرند، ممکن است ابتدا به اضطراب، افسردگی و ترس شدید مبتلا یا حتی بعد از چند هفته، به «پی‌تی‌اس‌دی» یا سندرم اضطراب بعد از واقعه دچار شوند: «آن‌ها مقایسه و هم‌ذات پنداری می‌کنند. چرا که لازم نیست کودکان خودشان به طور مستقیم در معرض قتل، انفجار، جنگ یا گروگان‌گیری باشند تا اضطراب بعد از واقعه را تجربه کنند بلکه واکنش کودکان نسبت به حوادثی که از طریق شبکه‌های اجتماعی از آن خبردار می‌شوند، ممکن است متفاوت باشد.»

به گفته ستارزاده، واکنش انسان‌ها به حوادث تلخی که رخ می‌دهند، یکسان نیست: «یک کودک ممکن است نسبت به اتفاقات وحشتناکی که خارج از دایره خانه و خانواده رخ می‌دهد، بی‌تفاوت باشد و هیچ واکنشی نشان ندهد. در نقطه مقابل، کودک دیگر ممکن است با دیدن یا حتی شنیدن اخباری که تصور می‌کند همان حوالی در حال رخ دادن است، خیال کند که این اتفاق ممکن است در آینده برای خودش یا عزیزانش رخ بدهد. به همین دلیل هم به شدت دچار اضطراب و حتی حمله هیستریک و واکنش‌های روانی شود.»
«اعظم مطلبی»، روزنامه‌نگار ساکن اهواز به «ایران‌وایر» می‌گوید روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، بعد از آن که تلفنی با یکی از مسوولان محلی درمورد احتمال وقوع جنگ بین ایران و امریکا مصاحبه می‌کرده، دخترش را گوشه انباری در حال دعا کردن و مکالمه با خدا پیدا کرده است: «تارا دخترم نشسته بود روی زمین. دست‌هایش را به حالت دعا در هم گره زده و سرش رو به آسمان بود و با خدا حرف می‌زد. او را بغل کردم. به او گفتم قرار نیست اتفاقی بیفتد و هرچه که رخ بدهد، من و پدرش از او مراقبت می‌کنیم.»
تارا به مادرش می‌گوید دارد برای پدر بزرگ و مادربزرگش دعا می‌کند که در یکی از شهرهای مرزی بین ایران و عراق زندگی می‌کنند: «من تازه متوجه شدم شب گذشته، وقتی در مورد این نگرانی که خانه والدینم فاصله معناداری با استان انبار عراق ندارد، با خواهرم گفت‌وگو می‌کردم و در آن شرایط سخت متوجه حضور تارا نبودم، او حرف‌هایم را به دقت گوش می‌داده است. حتی بعد از مکالمه با خواهرم، چند مصاحبه با مسوولان محلی در خصوص احتمال وقوع جنگ گرفتم.»
صفحه تلگرامی «مدرسه افروز» که یک مدرسه آنلاین برای آموزش معلمان و علاقه‌مندان به آموزش است، در این مورد توصیه کرده هرگز کودکان را در شرایطی که تارا تجربه کرده است، قرار ندهیم.

آن‌ها گفته‌اند هرگز تصور نکنید کودکان شما از اخبار سر در نمی‌آورند یا شما می‌توانید با مشغول کردن‌شان به درس و بازی و سرگرمی، حواس آن‌ها را از اخبار ناخوشایند پرت کنید.
«کامن سنس مدیا» (Common Sense Media)، سازمانی غیرانتفاعی که هدفش آموزش خانواده‌ها در حوزهٔ تکنولوژی و رسانهٔ ایمن برای کودکان است، پیشنهاد می‌کند بچه‌های زیر هفت سال را به کل باید از اخبار و رادیو و تلویزیون و شبکه‌های خبری دور نگه داشت. اگر روزنامه می‌خوانید، آن را دور از دسترس کودکان این گروه سنی نگاه دارید. دلیل عمدهٔ این تأکید این است که کودکان پیش از دبستان به راحتی واقعیت را با خیال و فانتزی‌های بسیار ترسناک اشتباه می‌گیرند. تماشای تصاویر خشونت‌آمیز، جنگ، فجایع طبیعی، سوانح و سوگواری‌ها یا شنیدن دربارهٔ این مسایل برای کودکان زیر هفت سال بسیار ترسناک‌تر از آن است که ما فکر می‌کنیم.

اگر بچه‌ها کنجکاوی می‌کنند یا به نحوی در معرض اخبار قرار گرفته‌اند و سؤال دارند، به پیشنهاد آکادمی پزشکان کودک امریکا، بهترین راه این است که اطلاعات را از طریق گفت‌وگو به آن‌ها بدهید و هم‌چنان مانع رو در رو شدن تصویری یا حضوری آن‌ها با مسایل بشوید. این گفت‌وگو بهتر است با پرسیدن دربارهٔ آن‌چه می‌دانند و احساس‌شان دربارهٔ اتفاق‌ها شروع شود.
دکترستارزاده توصیه سازمان کامن سنس مدیا را جدی و ضروری می‌داند و تایید می‌کند که والدین مراقب باشند مداخله کودکان در اخبار تلخ روز یا دیدن صفحات اجتماعی و تلویزیون را کاملا مسدود کنند.
او می‌گوید گاهی با والدینی برخورد می‌کند که معتقدند باید فرزندان‌شان را برای داشتن آمادگی لازم در مقابله با واقعیت‌ها و مشکلات آینده زندگی، در معرض اتفاقات ناخوشایند هم قرار بدهند: «یک مادر به داستان بودا اشاره می‌کرد که وقتی شاهزاده بود، تا سن جوانی هیچ درکی از پیری، بیماری و مرگ نداشت اما در ادامه زندگی، ناچار شد با حقایق تلخ زندگی مبارزه کند و برای همین هم منطقی نیست که فرزندمان را لای پر قو بزرگ کنیم چون ما در ایران و جغرافیایی زندگی می‌کنیم که مستعد اخبار و حوادث تلخ است و وظیفه داریم کودکان‌مان را آماده این حوادث کنیم. اما این نظریه به شدت انحرافی و اشتباه است و توصیه می‌کنم والدین هرگز در این تله خطرناک نیفتند.»

این روان‌شناس بالینی توضیح می‌دهد که افراد بزرگ‌سال دارای مکانیزم‌های دفاعی متعددی برای مقابله با اخبار تهدید کننده هستند اما مغز کودکان فاقد چنین مکانیزمی برای مواجه با اخبار بد است.
او تاکید می‌کند لزومی ندارد کودکان را در معرض غیرضروریاتی گذاشت که بی‌دفاع و نگران‌شان می‌کنند: «در مقابل پرسش‌های آنان، با صبوری برخورد کنید و البته توضیح لازم را بدهید اما لزومی ندارد توضیحات‌تان را بسط بدهید یا وارد جزییات بشوید. لزومی ندارد ویژگی آدم‌های بد یا اتفاقات بد را بشمارید یا در مورد مواجه با مرگ، وارد جزییات ترسناک بشوید. می‌توانید آن‌ها را مطمین کنید که هر اتفاقی که رخ بدهد، شما او را تنها نمی‌گذارید.»

اما گاهی کودکان‌ به شدت کنجکاوند؛ مثل دختر «رها فصیحی». رها می‌گوید دختر ۱۲ ساله‌اش به شدت نسبت به اتفاقات دلهره‌آور اجتماعی کنجکاو است: «به محض گوش دادن به اخبار، توجهش جلب می‌شود و اطراف من می‌چرخد و مدام مرا تحت پرسش‌های مختلف قرار می‌دهد؛ مثلا چرا فلان کشور به کشور دیگر حمله کرده یا چرا کارگران فلان جا اعتراض می‌کنند یا فلان فروشگاه دستمزد کارگرهایش را نمی‌دهد؟ بعد به شکل رگباری با سوالات متعددی مواجه می‌شوم که شیوه پاسخ‌گویی درست به آن‌ها را نمی‌دانم. تصور می‌کنم او در سن و سال قضاوت کردن یا تصمیم گرفتن در مورد نیروهای خیر و شر دنیای اطراف است.»
نیما ستارزاده توصیه می‌کند که به بچه‌ها نباید دروغ گفت: «به طور مصنوعی وانمود نکنید که خوشحال هستید یا از یک موضوع، عصبانی. اجازه بدهید احساسات واقعی‌تان بروز کند اما این احساسات را تا حدی کنترل کنید تا ویرانگر و سهمگین نباشند و به مرحله تعادل نزدیک باشند. فرزند ما حق دارد بداند ما در مورد فلان اتفاق غمگین یا در مورد فلان واقعه شادیم و آن اتفاقات، ارزش شاد بودن یا غمگین بودن را دارند. اما همه چیز باید تحت کنترل ما باشد. احساسات ما نباید فوران کنند یا هیجانی و غیرقابل کنترل باشند؛ خصوصا در مورد اتفاقات بد، لازم نیست همه حقیقت ماجرا را در منظر کودک‌مان عریان کنیم.»
محققان معتقدند در شرایط بحران روانی، مهم‌ترین کاری که والدین باید انجام بدهند، ایجاد فضای امن، در آغوش گرفتن کودک و ایجاد این اطمینان خاطر است که شما در هر شرایطی او را در مقابل حوادث تنها نخواهید گذاشت.

ماهرخ غلامحسین‌پور – ایران وایر

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا