گوناگون

بدترین در سال بد؛ مدیریت‌های ضعیف و ناکارآمد

با نگاهی به ارزیابی‌های متفاوتی که در خصوص سالی که گذشت در رسانه‌ها منتشر شده است شاهد هستیم که با هر رویکردی که به حوادث۹۸ نگریسته می‌شد نتیجه آن «سال بد» بود….
دیگر تفاوتی نداشت که در چنین ارزیابی‌هایی کدام جریان سیاسی را به خود نزدیک ببینیم و یا منتقد دولت و حاکمیت باشیم و یا مدافع آن؛ در هر حالتی وقایع منفی چنان سهمگین بودند که نمی‌شد از کنار آن به سادگی عبور کرد، شاید بتوان گفت که مردم ایران یکی از بدترین سال‌های تاریخ معاصر را تجربه کردند.
از حوادث طبیعی همچون سیل فروردین که عید جنوب و شمال ایران را پر از سختی و گرفتاری کرد تا روند فزاینده و غیرقابل توقف مشکلات اقتصادی که زندگی و معیشت روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داده بود.
از فشار تحریم‌ها تا بی تدبیری در نظام حکمرانی کشور، به ویژه در قوه مجریه که اندک گشایش‌های احتمالی نیز مسدود ساخت. از افزایش سیصد درصدی قیمت بنزین که به شکل ناگهان و شبانه به مرحله اجرا رسید تا حوادث تلخ و ناگوار پس از آن که سبب جان باختن تعداد قابل توجهی از شهروندان این سرزمین شد، تعدادی که با گذشت این زمان طولانی هنوز هم اعلام نشده است. از ترور فرمانده ارشد نظامی کشور و بازگشت سایه شوم جنگ تا خطایی بزرگ در هدف قرار گرفتن یک هواپیمای مسافربری و در نهایت کرونا، این ویروس مرگبار که از چین آغاز و امروز جهانی را با خود به کام مرگ می‌کشاند.
اما هدف از بیان حوادث سال گذشته، آن هم یک ماه پس از آغاز سال نو چیست؟ واقعیت آن است که بررسی حوادث سال کهنه تنها به قصد یادآوری تلخ و شیرینی‌ها نیست و هدف از بیان چنین حوادثی می‌باید تجربه‌اندوزی و یافتن راهی برای تکرار نشدن آن‌ها باشد. اگر با این رویکرد به چنین موضوعی بنگریم آن‌گاه اهمیت این پرسش دوچندان می‌شود که بدترین اتفاق و تصمیم در سالی که گذشت چه بود؟ و چگونه می‌توان از تکرار آن جلوگیری به عمل آورد؟
با نگاهی به اکثریت قریب به اتفاق حوادث تلخی که به شکلی گذرا از آن‌ها سخن به میان آمد می‌توان به این نتیجه رسید که ریشه وقوع اغلب آن‌ها به مدیریت ضعیف و ناکارآمد بازمی‌گردد. مدیریتی که بیش ازبرنامه و فکر به شور و شعار متکی است و با فاصله‌گیری از دانش و تجربه جهانی با کلیدواژه راه‌حل‌های بومی ضعف‌ها و ناتوانی خود را پوشش می‌دهد. اما این مدیران حاصل چه نظام ارزیابی هستند و چگونه انتخاب می‌شوند؟ واقعیت این است که رنگ غالب در انتخاب مدیران به رنگ گزینش و نظارت استصوابی است و پیروز میدان در چنین ساختاری افرادی هستند که بیشتر از دیگران خود را به رنگ تعهد در بیاورند، حتی اگر در واقع هم اعتقادی در میان نباشد.
کنار رفتن متخصصان در حوزه‌های مختلف و خانه‌نشین شدن آنان که در بیشتر زمان‌ها به دلیل همین سخت‌گیری‌های استصوابی رخ داده است سبب روی کار آمدن کسانی می‌شود که در حوادث سرنوشت‌ساز و بزنگاه‌ها بیشتر از آن که نقش گره‌گشا را ایفا کنند، گره بر گره می‌زنند. کوتاه سخن آن که درس سال سخت ۹۸ برای سالی که در آن هستیم تغییر رویکرد در ساختار انتخاب مدیران در کشور است؛ درسی که اگر فراگرفته شود می‌توان به تکرار نشدن آن حوادث اندکی امیدوارتر بود وگرنه …!

بهار نیوز

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید

@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا