گوناگون

از زنده به گور کردن جوجه های یک روزه تا دفن مدیریت و برنامه ریزی

در اقتصاد از هم پاشیدهٔ کشور ما، از هر زاویه که موردتوجه قرار گیرد، عامل‌هایی غیرعادی و بسیاری روندهای ناهنجار به‌چشم می‌خورد. تولید بخش مهمی از پروتئین حیوانی موردنیاز کشور با عیار بسیار بالائی از وابستگی پدیده‌ای است خطرناک که باید به‌طور دقیق بررسی شود. این شیوه تولید کاذب با خصلت صد در صد انگلی‌اش مانند رشته‌های تجاری و بازرگانی، خرطوم‌های مکنده‌اش را در عرصه‌های اقتصاد ملی عمیقاً فروبرده و اثرات مخربش را بر کل جامعه و اشتغال افراد برجای نهاده است.

اخیرا فیلمی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود که در آن میلیونها جوجه یک روزه ، زنده به گور می شوند. یا در فیلمی دیگر این موجودات مظلوم، درون کیسه های بزرگ زباله ریخته شده و برای معدوم کردن بارگیری می شوند.

دیدن چنین صحنه های دلخراش اگرچه در نگاه اول ذهن بیننده را به حق، متوجه سقوط ارزش های انسانی و اخلاقی در جامعه می کند اما جدای از این مسئله مهم، ضعف مدیریت و برنامه ریزی در تولید و اقتصادکشاورزی، سبب اصلی این فاجعه است.
اجازه بدهید برای فهم بیشتر موضوع به تشریح این مطلب بپردازیم.

با نگاهی به مدل های توسعه اقتصادی در دنیا می بینیم که تولیدات کشاورزی، سنگ بنای این توسعه در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه بوده اند.مشهورترین این مدل ها ، مدل توسعه «آرتو لوئیس» است که تنها راه توسعه کشورها را توجه به تولیدات کشاورزی و ساماندهی آن می داند. با این تفسیر در کشور ما با توجه به گستره جغرافیا و تنوع اقلیمی و به تبع آن امکان تولیدات مطلوب کشاورزی به لحاظ کمی و کیفی، شانس بالایی برای توسعه می توانستیم داشته باشیم. این مهم اما تا به امروز در کمند مشکلات مدیریتی و برنامه ریزی، محبوس و مغفول ماند.

این درحالی است که بخش کشاورزی در اقتصاد ما می توانست به راحتی ارزآوری کرده و زمینه را برای توسعه بخش صنعت آن هم بدون اتکا به پول نفت، فراهم کند.

متاسفانه حرکت به سمت توسعه اقتصادی با محوریت بخش کشاورزی، آنگونه که باید در اقتصاد ما جدی گرفته نشد به گونه ای که هنوز هم بخش قابل توجهی از کشاورزی ما سنتی و معیشتی است.

محوریت بخش کشاورزی در اقتصاد باید با برنامه ریزی دقیق در مورد میزان تولید و تأمین نیاز داخل و در نهایت امکان سنجی برای صادرات باشد که متأسفانه در سیستم مدیریتی بخش کشاورزی دیده نشده اند.

اقتصاد مصرف گرای ایران اما بیمار تر از آن است که این خلا بزرگ در آن دیده شود.
بدتر اینکه فضای سیاسی جامعه آنقدر ملتهب است که این دردهای ریشه دار شانسی برای نمود ندارند.

در اقتصادی که فقط رانت و تورم و رکود یکه تازی می کنند، توجه به اصول زیربنایی و نیل به توسعه، خواسته ای دور از انتظار است.
درد ریشه دار عدم توجه به تولیدات کشاورزی برای مردم ما آشناست و به آن الفت دیرین دارند. داستان معدوم کردن و زنده به گور کردن جوجه های یک روزه هم به همین درد قدیمی مربوط می شود.

واقعیت این است که وزارت واقعا بی برنامه جهادکشاورزی باید متولی و ناظر تولیدات کشاورزی باشد. این وزارت خانه در بودجه اش برای تنظیم محصولات کشاورزی و خاصه دامی، ردیف دارد. به این صورت که باید مازاد تولیدات کشاورزی را از محل این اعتبار به قیمت کف بازار ، برای حمایت از تولیدکننده بخرد و در زمان کمبود تولید محصول، به قیمت تعادلی به منظور حمایت از مصرف کننده در بازار بفروشد. بدبختی آنجاست که علی رغم اختصاص بودجه در این زمینه، نه تنها هیچ اتفاق مثبتی نمی افتد بلکه در اوج ناباوری، همین تشکیلات تنظیم بازار وزارت خانه خود عامل اصلی بی نظمی و زیان تولیدکننده و مصرف کنندگان می شوند.

به این صورت که اعتبار تخصیص یافته به تنظیم بازار، در هر زمینه دیگری نظیر ساخت و ساز و واردات کالاهای غیر ضرور به جز آنجایی که باید هزینه می شود. بخشی از این اعتبار نیز به دلالان سفارشی و خبره داده می شود که اتفاقا کار خود را خوب بلدند. این دلالان ماهر با خیال راحت و بدون کمترین ترسی از نهادهای نظارتی، در زمان زیاد بود تولید ابتدا صبر می‌کنند تا تولیدکننده بیشترین فشار را متحمل شود و با کمترین قیمت ممکن از آن می خرند. پس تا اینجای کار نصف هدف تخصیص اعتبار که حمایت از تولیدکننده بود به هیچ وجه محقق نشد. حتی در مواردی مثل این ماجرای مورد بحث، آنقدر بی باک می شوند که اصلا ار خرید جوجه امتناع می‌کنند تا تولیدکننده مجبور به معدوم سازی آن شود.

قصه اما به همین جا ختم نمی شود چراکه دلالان محترم، هنگام کمبود محصول در بازار نیز همچنان بدون ترس از کسی، آنقدر صبر میکند تا محصولی را که قبلا به کمترین قیمت از تولیدکننده خرید حالا با بالاترین قیمت به مصرف کننده می فروشند به این ترتیب شق دوم کار که مصرف کننده باشد نیز حسابی زیان می بیند. خلاصه مطلب اینکه، اعتباری که قرار بود در جهت حمایت از تولیدکننده و مصرف کننده، تخصیص یابد، دو دستی تقدیم دلالان سفارشی می شود تا چونان گرز محکمی بر سر تولیدکننده و مصرف کننده نواخته شود. اینها همه درحالی است که طبق مصوبات داخلی وزارت خانه و با نظر کارشناسان خبره، قیمت کف و سقف بازار قبلا تعیین می شود. یعنی فلسفه تخصیص اعتبار صریحا این است که قیمت برای حمایت از تولیدکننده در برهه ای از زمان ،از حدخاصی پایین نیاید (قیمت کف)و همچنین برای حمایت از مصرف کننده ، از حد خاص و معینی بالاتر نرود(قیمت سقف). که قضاوت درخصوص میزان عملی شدن این موضوع را به خوانندگان می سپاریم.

با این تفاسیر می توان گفت:« زنده به گور کردن جوجه های یک روزه، در حقیقت دفن کامل مدیریت و برنامه ریزی در بخش کشاورزی ماست. »

همان بخشی که برای برون رفت از مشکلات اقتصادی و نیل به توسعه، به شدت به آن نیازمندیم و شاید اصلا راهی غیر از این نمی توانیم داشته باشیم.

اما افسوس و هزار افسوس که سردمداران حکومت ما راه برون رفت از مشکلات فعلی را به اشتباه، نزدیک شدن به کشتی های جنگی آمریکا در خلیخ فارس می دانند.

بدبختی مطلق اینجاست که از مانور مغرورانه نظامیان ما در تقابل با کشتی های جنگی آمریکا تا دفع مظلومانه جوجه های یک روزه، فقط یک روز فاصله است. بدبختی بیشتر آنجاست که در چنین اوضاع و احوالی شعار سال ” جهش تولید” اعلام شده است!؟ اگر نام این کار نمایشی و بی بنیان رسوایی و مضحکه نیست پس چیست؟

کلمه – فرهاد محبی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا