گوناگون

بحران کرونا و تأثیر آن بر آینده نظم جهانی

«بحران جهانی کرونا» هم‌اکنون مهم‌ترین «مسئله جهانی» است، هرچند خود نتیجه مستقیم فرایند «جهانی‌شدن» نیست اما تغییر اساسی در «نظم جهانی» را با خود به‌همراه خواهد داشت. اگر نقش و تأثیر فزاینده این پدیده نادر را فقط در صد روزی که از ظهور آن در جهان می‌گذرد نظاره کنیم، بی‌شک باید آن را تأثیرگذارترین پدیده و فرایندی دانست که صورت‌بندی و ساختار روابط بین‌الملل دچار دگرگونی و مبنای تفکیک زمان و تکوین پارادایم نوین در تاریخ معاصر خواهد شد. فراگیرشدن این ویروس و عکس‌العمل جهانی در قبال آن ابعاد مختلفی داشته و شاید هنوز زود است که به ارزیابی اثرات واقعی و دقیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن بر آینده و روند جهانی‌سازی و نظم جهانی در سطح بین‌المللی بپردازیم. اما در همین مدت کوتاه تأثیرات بسیار عمیقی بر مبانی و ساختار فکری و معرفتی مردم، اندیشمندان و سیاست‌مداران جهانی گذاشته است….

به گفته هابر‌ماس بیشترین تأثیر کرونا در حوزه معرفت‌شناسی ما انسان‌هاست، چون بحران کرونا باعث شد ما به بی‌اطلاعی خود از جهان بیش‌از‌پیش پی ببریم. شاید نتوان حقیقت و واقعیت این پدیده را در دریای دنیای واقعی و از بعد وجود‌شناسی مشاهده کرد، اما می‌توان جرعه‌ای از این تحول را در تغییر شناخت‌شناسی اندیشمندان و صاحب‌نظران جهانی نظاره کرد. هر پارادایم یا «الگو‌واره» فکری سه رکن اصلی مرتبط دارد شامل: ابعاد وجودشناسی Ontology، معرفت‌شناسی Epistemology  و روش‌شناسی Methodology و تغییر در پارادایم‌ها عموما از مواجهه با واقعیات و در ابعاد شناخت‌شناسی آغاز می‌شود و هر دو رکن دیگر را اساسا اما به‌تدریج متأثر خواهد کرد. با رجوع به دیدگاه و اظهارات صاحب‌نظران جهانی می‌توان شاهد تغییر در معرفت‌شناسی آنها بود و با شناخت آن، گوشه‌ای از روند تحول و طلیعه تغییرات در جهان واقعی و پارادایم‌های حاکم بر «جهان پساکرونا» را منعکس کرد.
بحران کرونا و باور جهانی‌سازی خواستگاه‌های ایدئولوژیک و حرفه‌ای متعدد، تعاریف متفاوتی برای جهانی‌شدن یا به تعبیری جهانی‌سازی ارائه کرده‌اند که جای طرح آن در این مجمل نیست. اما به‌شکل اجمالی فرایند جهانی‌شدن محصول کاهش فاصله‌های فیزیکی و لاجرم اندیشه‌ها و تشدید ارتباط جهانی است؛ فرایندی که نهایتا وابستگی متقابل و آگاهی مردم را درباره جهان پیرامون متحول کرده و لاجرم منجر به شکل‌گیری شبکه‌ای جدید از ارتباطات می‌شود چنانکه مردمی که پیش‌ازاین در کره خاکی، دورافتاده و منزوی بودند در وابستگی متقابل و مسیری مشترک ادغام می‌شوند. این مفهوم و باور به عبارت دیگر، جهانی‌شدن را رشد وابستگی متقابل اقتصادی کشورها در سراسر جهان ازطریق حجم و تنوع مبادلات کالا و خدمات و جریان سرمایه در ماورای مرزها و همچنین ازطریق پخش گسترده‌تر و سریع‌تر تکنولوژی می‌داند.
با توجه به تعاریف فوق می‌توان جهانی‌شدن را فرایندی در نظر گرفت که در آن مرزهای اقتصادی میان کشورها هر روز کم‌رنگ‌تر شده و تحرک روزافزون منابع، تکنولوژی، کالا، خدمات و سرمایه و حتی نیروی انسانی در ماورای مرزها سهل‌تر صورت می‌گیرد که در نتیجه باید هزینه‌ها را کاهش و به افزایش تولید داده و مصرف در کشورها بینجامد. اما این فقط یک‌روی سکه جهانی‌سازی است که تحول در روابط و فاصله‌ها را بیان می‌کند، روی دیگر و ناپسند این سکه نتیجه عملی این فرایند بر کاهش کیفیت زندگی و عدالت در برخورداری از مزایای جهانی‌شدن است. سال‌هاست که تأثیرات جهانی‌شدن به‌ویژه از جنبه هزینه و فایده در سطح بین‌المللی، ملی و طبقات اجتماعی درون جوامع جهان سوم مورد پرسش جدی قرار گرفته است و بسیاری را نسبت به تسلیم به این پدیده که خود را یک تقدیر غیرقابل گریز وانمود کرده، به شک واداشته و آن را توجیهی بر شیوه استثمار نوین با رهبری آمریکا می‌دانند. این گروه جهانی‌شدن را ترفندی برای تسلیم در قبال فرایندی می‌دانند که یک درصد از جمعیت جهان را مالک بیش از ۹۰ درصد از ثروت جهان کرده و هر رویدادی را نتیجه گریزناپذیر و پذیرفته‌شده این جبر تاریخی می‌دانند.
پدیده کرونا آزمون جهانی بزرگی بود تا ابعاد پنهان پدیده جهانی‌سازی را به تماشا بگذارد و آن را صرفا از یک جدال سیاسی و مبحث فلسفی و معرفتی به یک پدیده مورد سنجش در جهان واقع تبدیل کند. ظهور عالم‌گیر و شیوع برق‌آسای کرونا به بیش از ۲۰۰ کشور جهان در کمتر از صد روز بدون توجه به مرزهای جغرافیایی و سیاسی، از یک‌طرف و شیوه مواجهه و تعامل متفاوت و متنوع کشورهای جهان به این پدیده، از سوی دیگر، به‌شکل مؤثری بر نوع نگرش و دیدگاه عامه مردم، صاحب‌نظران و سیاست‌مداران ‌ به ابعاد ناشناخته جهانی‌سازی ‌تأثیر جدی گذاشته است. اولین رویارویی کرونا با رکن اساس جهانی‌سازی که همانا فشرده‌شدن روابط و کاهش فاصله‌هاست، ازطریق اعمال قرنطینه، فاصله‌گذاری اجتماعی در سطح محلی، ملی و بین‌المللی بود که در یک قرن اخیر نوع بشر آن را تجربه نکرده بود. عمق و سطح وابستگی کشورها به همدیگر و اقتصاد جهانی در فرایند شیوع بحران کرونا دو تجربه و درس دردناک را برای شهروندان، رهبران و اندیشمندان جهان باخود به‌همراه داشت.
اولین درس، هزینه‌های بسیار زیاد این وابستگی و سلب اختیار دولت‌ها در کنترل عوامل تأثیرگذار در مدیریت بحران کرونا حتی در حوزه مرزهای داخلی بود و دومین درس آن بود که باوجود تمام شعارهای اخلاقی و جهان‌وطنی در فرایند جهانی‌سازی، در شرایط بحرانی بدون حضور سازمان‌های چندجانبه و تخصصی، هر کشور و نظام سیاسی صرفا منافع خود را دنبال کرده و برای آن بدون ملاحظات و معاهدات بین‌المللی با چنگ و دندان مبارزه خواهد کرد. حتی می‌توان به‌صورت عریان، عصیان و پشت‌کردن آنها را به سازمان‌های بین‌المللی، مانند سازمان بهداشت جهانی که صرفا برای مواجهه هماهنگ جهانی با این‌گونه بحران‌ها ایجاد شده‌اند، شاهد بود.‌این‌گونه مواجهه سیاست‌مداران و دولت‌ها با بحران، عملا قضاوت عمومی، رسانه‌ها و اندیشمندان جهانی را درباره مفهوم و فرایند جهانی‌شدن به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. در نظرخواهی‌ای که مجله فارین‌پالیسی از ۱۲ نفر از استراتژیست‌های جهانی درباره تأثیر‌گذاری کرونا به عمل آورده، اکثر سیاست‌مداران و اندیشمندان معتقدند که بحران کرونا باور به جهانی‌شدن را به‌شدت مورد سؤال قرار داده است.

در این نظرخواهی، رئیس شورای روابط خارجی سنای آمریکا معتقد است بر اثر ظهور کرونا و تأثیرات آن تمایل به جهانی‌شدن کمرنگ‌تر شده است. رئیس مؤسسه پژوهشی آسیا حتی معتقد است کرونا عملا باعث شده روند عبور از «جهانی‌شدن آمریکایی» تسریع شود. به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران بین‌المللی بحران کرونا از دو جنبه باور جهانی‌شدن را به زیر سؤال برد. از یک‌سو به دلیل تأثیر برق‌آسا و عالم‌گیر کرونا که باعث زمینگیرشدن فوری تمامی ابزار و شبکه‌های ارتباطات بین‌المللی و ناتوانی اقتصاد جهانی و بی‌دفاع‌بودن مکانیسم‌های تکنولوژیک و ابزار دفاعی جهان توسعه‌یافته غرب و به‌ویژه آمریکا در قبال این ویروس بود. مهم‌تر آنکه ناتوانی «ناظم خودخوانده» نظم جهانی از درک علمی و مدیریت منسجم این بیماری نه‌تنها توان مدیریت خود را در سطح ملی و داخلی زیر سؤال برده بلکه با پشت‌پا‌زدن به بسیاری از پیمان‌های بین‌المللی و معاهدات تجاری دوجانبه در سه سال اخیر عملا به دنبال سیطره منافع یک‌طرفه خود بود تا از این طریق حاکمیت خود را در روند جهانی‌شدن به رخ جهانیان کشیده و آنها را در نظم جهانی با هدف تأمین منافع ملی خود مطیع خود سازد. ضعف در شناخت و تحلیل علمی و دقیق شرایط از یک‌سو و ناهماهنگی و دوقطبی‌شدن مفرط نظام سیاسی این کشور در اعمال مدیریت منسجم از سوی دیگر، بر مشکلات ساختاری و عدم خلاقیت و انسجام در فرایند تصمیم‌گیری و دوقطبی‌شدن این کشور افزوده و به قضاوت بسیاری از صاحب‌نظران، ناتوانی آشکار آمریکا در کارزار مقابله با کرونا، چه در صحنه جهانی و در سطح ملی، بار دیگر ضعف مفرط او در اقتدار و پایبندی به اخلاق و نهایتا نداشتن لیاقت به‌منظور رهبری در نظم نوین جهانی پسا‌کرونا را به اثبات رساند.
جهانی‌شدن کرونا و نظم جهانی
نه‌تنها مبانی باور به جهانی‌شدن بیش از پیش با شک و تردید جدی سیاست‌مدران روبه‌رو شده بلکه این سؤال به‌صورت جدی مطرح شده که برنده و بازنده بازی کرونا کیست و نظم جدید جهانی پساکرونا به چه سمت تمایل خواهد یافت. در پاسخ به این پرسش اساسی نیز می‌توان به روند تحولات صدروزه اخیر اشاره کرد و به برداشت‌های رهبران سیاسی جهان اشاره کرد که هرروز نه‌تنها شاهد مرگ هزاران شهروند بی‌دفاع خود هستند بلکه با دقت ولی شگفتی هرچه تمام‌تر به باطل‌بودن بسیاری از باورهای قبلی خود، ازجمله «جبر جهانی‌شدن»، پی برده و اعتراف می‌کنند.

رهبران، دیپلمات‌ها و تحلیلگران ژئوپلیتیک جهانی نیز به‌خوبی می‌دانند که آنها در برهه‌ای از تاریخ به سر می‌برند که مردم کوچه و بازار هم امروزه با کمک شبکه‌های اجتماعی و مجازی مداوم و به دقت تدابیر و اقدامات آنها چشم دوخته و کارنامه آنان را در مقایسه با دیگر رهبران و کشورهای جهان ارزیابی می‌کنند. مقابله با بحران کرونا به‌عنوان یک آزمون سراسری و دشوار سریع و پیچیده عملا نه‌تنها توان مدیران و رهبران بلکه کارآمدی سیستم‌های سیاسی و ایدئولوژیک را در سطح جهانی به‌صورت عریان و مقایسه‌ای به دید جهانیان گذاشته است. در دهکده جهانی همه رهبران در حال درس‌گرفتن از رویدادها هستند. هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه ایالات متحده (در زمان ریچارد نیکسون)، می‌گوید هم‌اکنون حاکمان در جهان باید برای نظم جدید پساکرونا آماده شوند. در سرزمین ناپلئون، مکرون پیش‌بینی کرده است: «این دوره به ما چیزهای زیادی می‌آموزد. بسیاری از اطمینان‌ها و یقین‌ها از بین خواهد رفت. بسیاری از غیرممکن‌ها ممکن می‌شود و فردای پیروزی در مقابل کرونا امکان تکرار نظم گذشته دیگر وجود نخواهد داشت. دبیرکل سازمان ملل متحد، آنتونیو گوترش، در مواجهه با خلأ قدرت مطلق و تقابل قدرت‌های در ‌حال ‌ظهور اظهار کرد: «اصلاح رابطه بین ابرقدرت‌ها در هیچ دوره تاریخی به این اندازه کارایی نداشته است. کرونا به طرز چشمگیری نشان می‌دهد یا ما همه با هم پیروز می‌شویم یا می‌توانیم همگی شکست بخوریم». «در ایتالیا نخست‌وزیر سابق خواستار تشکیل کمیسیونی به‌ منظور تصمیم برای آینده دنیا شده است. در اسپانیا نخست‌وزیر جوان و سوسیالیست خواستار اجرای طرح حقوق و دستمزد برابر همه مشاغل شده و به دنبال اجرای طرحی همانند طرح مارشال در دوره بعد از جنگ جهانی در همه اروپا است. در انگلستان که به‌تازگی از مخمصه برگزیت رهایی یافته و در مواجهه با کرونا با دشواری زیاد روبه‌رو شده، نیز گرایش‌های سوسیالیستی مانند دوران سخت جنگ جهانی در مردم ظاهر شده و ممکن است روند و مسیر سیاسی این کشور به نفع حزب کارگر دچار تغییر شود. بسیاری از اندیشمندان و متفکران جهانی و اندیشکده‌های بین‌المللی نیز در کنار سیاست‌مداران و رهبران جهانی به صورت دقیق‌تر روند تغییرات نظم جهانی را دنبال می‌کنند. در یک ماه گذشته مقالات متعددی از سوی این مؤسسات و درباره رقابت شدید چین و آمریکا در مواجهه با بیماری کرونا منتشر شده است که مسیر تحول نظم جهانی آینده را ترسیم می‌کند. این مقالات معتقدند چالش مواجهه با کرونا در واقع یک آزمون بزرگ و وزن‌کشی جهانی در تعیین شایستگی چین در مواجهه با ویروس کرونا در سطح ملی و جهانی است. آنها معتقدند چین در رویارویی با دشمن مشترک (ویروس کرونا) که در چین ظاهر شد، با وجود آمادگی زمانی کمتر کارنامه بسیار درخشان‌تری در حوزه شناسایی، مقابله و کنترل از خود نشان داده است. آنها معتقدند نظام منسجم سیاسی حاکمیت در چین، توان اقتصادی و لجستیکی اعم از بهداشتی، پزشکی و زیر‌ساختی این کشور در کنار توان مدیریت جمعیت عظیم که نشانه اعتماد عمومی به نظام سیاسی و دولت است، از دلایل اصلی موفقیت آنها است. گذشته از سردرگمی ابتدایی مسئولان چینی در قبال شناسایی این بیماری، توان مقتدرانه دولت در کنترل بیماری با سرعت و قدرت مثال‌زدنی باعث تقدیر سازمان بهداشت جهانی و افکار عمومی در صحنه بین‌المللی شد. اقدام چین در کمک به همه کشورهای جهان در مواجهه با این بیماری و اعزام گروه‌های امداد و پزشکی نیز چهره دیپلماتیک و بین‌المللی این کشور را در بین جهانیان به‌شدت بهبود داد. همین امر باعث شد که کشمکش جدی بین آمریکا و چین در شرایطی به حادترین شکل خود برسد که آمریکا در پیش‌بینی و پیشگیری از این بیماری آن‌هم با تأخیری شش‌هفته‌ای در مقایسه با چین در مدتی کوتاه با موج عظیمی از بیماران و تلفات عظیم روبه‌رو شد. نوع مواجهه آمریکا با سازمان بهداشت جهانی و برخوردهای غیرکارشناسی و غیر‌علمی در مدیریت این بیماری به وجهه بین‌المللی این کشور که در نقش رهبر بسیاری از بحران‌های بین‌المللی بعد از جنگ جهانی عمل کرده بود، لطمه فراوانی وارد کرد. در جهان غرب، اروپا نیز کارنامه ضعیفی در شناسایی، کنترل و مواجهه با این بیماری از خود نشان داد، تشتت و اختلاف در میان اعضای اتحادیه اروپا از یک سو و رقابت در پرهیز از هزینه و ریسک در حوزه مرزهای جغرافیایی از سوی دیگر باعث شد که مانند آمریکا اولویت و اهمیت جان و حیات مردم و سالمندان در پرده‌ای از ابهام باقی بماند؛ اما چین با اولویت‌دادن به جان مردم و قبول هزینه سنگین اقتصادی (نزدیک به هزارو ۵۰۰ میلیارد دلار) در اعمال قرنطینه نه‌فقط به شهروندان خود؛ بلکه به جهانیان اولویت جان شهروندان خود به اقتصاد را نشان داد و مدیریت کارآمد خود در تنظیم امور اجرائی و به‌کارگیری فناوری متناسب را با جهانیان به تماشا گذاشت. انعکاس این دستاوردها و مقابله آشکار و دیپلماتیک فعال با واکنش‌های آمریکا در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و بازتاب آن باعث شده است بسیاری از صاحب‌نظران جهانی به این باور برسند که هرچند کرونا نتیجه و حاصل فرایند جهانی‌سازی نیست؛ اما بی‌شک ساختار نظم جهانی را دچار تغییر جدی خواهد کرد و همه علائم نشان‌دهنده این واقعیت است که کانون نظم جهانی پسا‌کرونا از آمریکا به سمت چین تمایل خواهد یافت.

شرق – محمد حسین عمادی نمایده رژیم در فائو

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا