مقالات

عبدالصمد کامبخش: نظری به جنبش کارگری و کمونیستی در ایران (۱۲)

از این پدیده، دولت‌های امپریالیستی انگلیس و آمریکا و در درجه اول انگلیس می‌کوشیدند به نفع خود استفاده کنند. نخستین گام در این زمینه اعتراف نامه آنتونی ایدن وزیرخارجه وقت انگلیس بود که بوسیله رادیو لندن و اوراق چاپ شده منتشر گردید. آنتونی ایدن رسما بکمک انگلیس‌ها برای روی کارآوردن رضاخان اعتراف می‌کرد توجیه می‌نمود که غرض از این کار حفظ منافع انگلیس بوده است و تعهد می‌نمود که نظیر چنین سیاستی تکرار نخواهد شد.

ب ـ گام ها و دشواری های اولیه حزب در مبارزه داخلی و خارجی
طی پنچ ماه اولیه کار حزب توده ایران در درجه اول بین طبقه کارگر ـ تکیه گاه اصلی و واقعی حزب ـ بود. حزب مورد استقبال این طبقه قرار گرفت. اعضاء اولیه حزب ـ کارگران قدیمی و اشخاصی بودند که یا سابقه فعالیت در حزب کمونیست ایران داشتند و یا اینکه از طرق مستقیم و غیر مستقیم به سوابق موسسین آن پی بردند. عامل عمده‌تر فعالیت حزب در راه برآوردن خواست‌های مبرم اقتصادی و بدنبال آن سیاسی کارگران بود: بالا بردن دستمزد، تقلیل روز کار، حق استفاده از تعطیل، برسمیت شناخته شدن اتحادیه‌های کارگری.
به منظور دفاع از حقوق صنفی کارگران، حزب برای تشکیل اتحادیه‌های کارگری پیشگام شد و تحت رهبری آن شورای مرکزی اتحادیه‌های کارگران تشکیل گردید و بتدریج شعب خود را بسط داد.
این فعالیت اتحادیه‌ای از همان روز اول با مشکلاتی روبرو شد که ناشی از کار در زمان جنگ و همکاری با متفقین بود. باید متذکر شد که یکی از طرفین همکاری ایران با متفقین علاوه بر واگذاری طرق ارتباطی برای حمل اسلحه ـ فروش محصولات معین صنایع کشور بود. کارخانه‌های اسلحه سازی و برخی از کارخانه‌های دیگر (جمعا دوسوم کارخانه‌های کشور) برای رفع نیازمندی‌های متفقین کار می کردند. متوقف ساختن کار اینگونه کارخانجات به همکاری جنگی ایران و متفقین زیان وارد می‌ساخت و این خود مخالف سیاست حزب دائر به مبارزه با آلمان فاشیستی بود. از جانب دیگر استیفای حقوق کارگران بدون مبارزه که اعتصاب و تعطیل کارخانه‌ها را نیز دربر داشت، دشوار بود. از این برخورد آگاهانه حزب توده ایران که در مواردی احتیاج به مماشات و کار ایضاحی میان کارگران داشت دشمنان طبقه کارگر به کمک عناصر ارتجاعی علیه حزب استفاده می‌کردند، در یکرشته از اینگونه کارخانه‌ها اتحادیه‌های قلابی تشکیل دادند و با دعوت کارگران به اعتصاب و متوقف ساختن کار و گرفتن مزایائی طبق قرار قبلی با کارفرمایان و یا روسای کارخانه‌ها کارگران ناآگاه را بسوی خود جلب می‌کردند.
این رویه‌ای بود که بویژه «اتحادیه کارگران و برزگران» و حزب «رنجبر» تحت رهبری یوسف افتخاری و یارانش، که آنها نیز دارای
سوابق و فعالیت قبل از شهریور بودند اتخاذ گردید و برای مدتی حزب و اتحادیه‌های واقعی تحت رهبری حزب آنرا بخود مشغول ساخت. مبارزه خستگی ناپذیر و توأم با تشخیص موقعیت لازم بود تا حزب این عوامفریبی را افشاء نماید و کارگران را از مضمون واقعی آن آگاه و به مسیر صحیح مبارزه بیاندازد و سرانجام وحدت طبقه کارگر را زیر لوای اتحادیه‌های واقعی تأمین نماید.

***

دشواری دیگر حزب مبارزه خارجی آن بود.
قبل از هر چیز حزب خود را آماده مبارزه علیه فاشیسم کرد. تسلط روزافزونی که آلمان‌های فاشیست از مدتی قبل از حمله به اتحاد شوروی و ورود نیروهای متفقین به ایران در کشور بدست آورده بودند نیروی مادی و معنوی بزرگی را در اختیار آنان گذارده بود. شبکه جاسوسی و خرابکاری هیتلری‌ها تحت رهبری جاسوسان ورزیده‌ای مانند فرانتس مایر و شولتسه و دیگران در همه نقاط کشور گسترده شده و بویژه در شمال تقویت یافته بود. تهیه بزرگی برای خرابکاری در موسسات، راه‌ها و راه آهن سرتاسری و در داخل ارتش دیده شده و بند و بست‌هائی با سران ایلات جنوب انجام یافته بود تا در صورتیکه رضاشاه از مقاومت در مقابل ارتش شوروی سرپیچد وی را بوسیله کودتای نظامی برکنار کنند.
هیتلری‌ها از مدتها پیش مقدار قابل ملاحظه ای اسلحه و مهمات زیر عناوین مختلف بشکل محصولات صنعتی به آدرس کمپانی های آلمانی و بوسیله بسته‌های پستی بنام اشخاص وارد کرده بودند که نه تنها حاوی سلاح‌های دستی، بلکه حاوی تفنگ، مسلسل و حتی توپ‌های کالیبر کوچک نیز بود.
طی ۸ ماه اول سال ۱۹۴۱ از طرق مختلف بمقدار ۱۱ هزار تن تسلیحات و تجهیزات جنگی مختلف از آلمان به ایران حمل شده بود که در انبارهای مخفی نگاهداری می شد. تعداد قابل توجهی از این انبارها در شمال پس از ورود متفقین توسط نیروهای ارتش شوروی کشف شد. (۱).
نمایندگان آلمان هیتلری آنقدر به برق آسا بودن پیروزی خود و استحکام پایگاه‌های خود در ایران اعتماد داشتند که سفیر آلمان به هنگام خروج خود حتی کرایه چند ماه سفارت را پرداخته بود که برای آینده ـ در اختیار آنها باشد.
آمادگی هیتلری‌ها تنها آمادگی نظامی نبود. آنها عده زیادی از افسران ارشد ارتش و رجال سیاسی ایران را بسوی خود جلب کرده بودند. احزابی نیز بطور مخفی به منظورهای تروریستی و تتبلیغاتی تشکیل شده بود که از آن جمله بودند: حزب «ملیون ایران» با شرکت مستقیم مایر آلمانی به رهبری سرلشگر زاهدی، نوبخت وکیل مجلس، خسرو اقبال و دیگران.
حزب «کبود» تحت نظر دکتر متین دفتری ـ دارای شبکه قابل توجهی در تهران و بویژه در جنوب بمنظور همکاری با روسای ایلات جنوب.
ازنظر تبلیغاتی هیتلری‌ها با استفاده از نفوذ سنتی آلمان بعنوان نیروی سوم توانسته بودند عده زیادی از جوانان را بسوی خود جلب نمایند که منجر به تشکیل احزابی مانند «پیکار» و «نبرد» شد.
ازطرف دیگر دستگاه تبلیغاتی رضاشاه با ایجاد حائلی میان ایران و اتحاد شوروی توانسته بود این کشور سوسیالیستی را از جهت ماهیت خود برای بسیاری از ملیون و میهن پرستان بویژه جوانان روشن‌فکر که تشنه مبارزه بودند، ناشناخته نگاه دارد. اتحاد شوروی بعنوان کشوری تصور شده بود که همچنان سیاست امپریالیستی حکومت تزاری را دنبال می‌کند.
حزب توده ایران می‌بایستی از یک‌سو ماهیت امپریالیسم را بطور کلی و سیاست توسعه طلبانه و ددمنشانه آلمان هیتلری را افشاء کند و از سوی دیگر حقایق مربوط به اتحاد شوروی را که کشوری است سوسیالیستی، روشن سازد. بدین منظور حزب توده ایران بدون واهمه از تهدیدهائی که انجام می‌گرفت دست به تشکیل کمیته‌های ضدفاشیست در شهرهای مختلف زد و روزنامه «مردم» را نیز بعنوان ارگان ضدفاشیستی خود منتشر ساخت.
روزنامه «مردم» در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۲۰ منتشر شد. طی مدتی که از آغاز انتشار این روزنامه تا اعلان جنگ ایران به آلمان فاشیستی گذشت کمیته‌های ضدفاشیست و روزنامه «مردم» فعالیت جوشانی انجام دادند که با موفقیت‌های بزرگی روبرو بود. در شماره ۱۰۸ این روزنامه مورخ ۲۶ مهر ۱۳۲۲ این مبارزه بحق چنین جمع‌بندی می‌شود:
• «اگر امروز ملت ایران در افکار ضدفاشیستی خود به پایه‌ای رسیده است که دولت ایران خود را مجبور می‌داند به دولت آلمان اعلان جنگ دهد… ما کارکنان روزنامه مردم فخر و مباهات می‌کنیم… که در پاشیدن تخم این افکار ضدفاشیستی پیشقدم بودیم و ما بزرگترین ضربت را به دست نشاندگان فاشیسم در ایران وارد آوردیم. چرا مباهات نکنیم؟ در آن هنگام که ما روزنامه مردم را منتشر کردیم روزی نبود که مراسلاتی پر از فحش و ناسزا به ما نرسد و پای تلفون به ما هتاکی و تهدید نکنند…».

***

مشکل دیگری که حزب در مبارزه ضدامپریالیستی خود در آغاز امر با آن مواجه شد، ارزیابی غلطی بود که نزد برخی در باره ماهیت ائتلاف ضدهیتلری وجود داشت که که در صورت نضج و نمو می‌توانست نتیجه‌گیری‌های نادرست و چه بسا انحرافی بوجود آورد.
مادام که حزب توده ایران دشمن عمده آنروزی را نه تنها از دیدگاه میهن خود بلکه از نظر بقای تمدن بشری نیز در سیمای آلمان هیتلری می‌دید ناچار می‌بایستی از کمک‌هائی به متفقین که بتواند پیروزی آنها را تسهیل نماید، دریغ نکند.
از این پدیده، دولت‌های امپریالیستی انگلیس و آمریکا و در درجه اول انگلیس می‌کوشیدند به نفع خود استفاده کنند. نخستین گام در این زمینه اعتراف نامه آنتونی ایدن وزیرخارجه وقت انگلیس بود که بوسیله رادیو لندن و اوراق چاپ شده منتشر گردید. آنتونی ایدن رسما بکمک انگلیس‌ها برای روی کارآوردن رضاخان اعتراف می‌کرد توجیه می‌نمود که غرض از این کار حفظ منافع انگلیس بوده است و تعهد می‌نمود که نظیر چنین سیاستی تکرار نخواهد شد. علاوه بر آن از جانب دفتر تبلیغاتی سفارت انگلیس جزوه‌ای تحت عنوان «آیا بریتانیای کبیر کشور امپریالیستی است» به چند زبان منتشر گردید مبنی بر تجلیل دموکراسی انگلستان و توضیح این نکته که اکنون دیگر بریتانیا جنبه امپریالیستی خود را، که زمانی سیاست وی را تشکیل می‌داد، از دست داده است.
علاوه بر این اقدامات تبرئه جویانه، امپریالیسم انگلیس دست به فعالیت آکتیو اجتماعی در جهت جلب نیروهای دموکراتیک زد. نخستین گام تشکیل حزب «همرهان» (سوسیالیست) بود که بدست نماینده شرکت نفت جنوب در تهران ـ مصطفی فاتح تشکیل گردید. این حزب بنظر تشکیل دهندگان آن می‌بایستی حلقه واسط همکاری با حزب توده ایران باشد. عناصر ناآلوده‌ای در رهبری این حزب آورده شده بودند که می توانستند نظر مساعد حزب را جلب کنند و عملاً هم مدتی در روزنامه مردم همکاری کردند. ولی حزب توده ایران با اینکه هنوز تجربه لازم را در این جریانات کسب نکرده بود توانست خود را از آلوده شدن به این همکاری حفظ کند و راه صحیح خود را ادامه دهد.

ج ـ نخستین کنفرانس ایالتی تهران
با وجود محدودیت‌هائی که هیئت حاکمه برای حزب توده ایران فراهم ساخته بود، حزب در سایه کوشش خستگی ناپذیر خود بسرعت بدل به یگانه نیروی متشکل روز گردید.
نخستین قدرت نمائی حزب توده ایران میتینگ عظیمی بود که در ۱۴ بهمن ۱۳۲۰ یعنی روز شهادت دکتر تقی ارانی در ابن بابویه تشکیل شد. دولت به تقاضای حزب که برای برگذاری میتینگ اجازه خواسته بود جواب رد داد و نیروهای انتظامی مامور شدند از هرگونه اجتماعی جلوگیری نمایند. با وجود این حزب توانست افراد خود را از طرق مختلف به محل میتینگ بیاورد به نحوی که دیگر جلوگیری ناممکن بود.
چندین هزار نفر در این میتینگ شرکت کردند و میتینگ با شکوه خاصی برگذار شد. نمایش ۱۴ بهمن اثر ژرفی باقی گذارد، بر جاذبه حزب افزود و هیئت حاکمه را در مقابل واقعیت وجود نیرویی قرار داد که دیگر آنرا نادیده گرفتن ممکن نبود.
چندی پس از میتینگ ۱۴ بهمن در ۱۴ اسفند ۱۳۲۰ روزنامه «سیاست» بعنوان ارگان حزب منتشر شد. انتشار روزنامه ارگان، موفقیت بزرگی بود. روزنامه حلقه واسطی شد که سازمان‌های حزب را در شرایط نامساعد آنروزی به هم مربوط می‌ساخت، آنها را از زندگی حزب و خط مشی آن آگاه می‌نمود. بدین سان فعالیت حزب زنده‌تر و تحرک آن افزون‌تر گشت.
در ظرف یکسال شبکه سازمانی حزب مهمترین استان‌ها و شهرستان‌ها را دربر گرفت. عمده اعضاء آن از ده هزار تجاوز کرده بود. حزب به برنامه، اساسنامه و خط مشی روشن برای مبارزه خود احتیاج داشت.
در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۲۱ کنفرانس ایالتی تهران برای انجام این منظور تشکیل گردید. در این کنفرانس ۱۲۰ نماینده حضور داشت که به نسبت اعضاء سازمان‌ها سه ربع آن از تهران و الباقی از ولایات بود. کنفرانس گزارش‌های زیر را اصغاء نمود و درباره آن قطعنامه صادر کرد:
• گزارش سازمانی،
• گزارش در باره برنامه و اساسنامه،
• خط مشی تاکتیکی حزب،
• گزارش مالی.
کنفرانس بمناسبت مبارزه موفقیت باری که حزب علیه فاشیسم و تبلیغات آن انجام داده بود ابراز خرسندی کرد و به حزب تبریک گفت. کنفرانس متذکر شد که حزب توده ایران متکی به هیچ نیروئی جز نیروی مردم ایران نیست و با اتکاء به این نیروست که مبارزه می‌کند و خواهد کرد.
در برنامه حزب علاوه بر شعار حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران شعارهای اصلی مربوط به مبارزه داخلی و خارجی حزب به شرح زیر تصریح گردید:
کارگران، دهقانان، روشنفکران، پیشه وران متحد شوید.
«برعلیه هرگونه استعمار کشور ایران مبارزه نمائید».
ازجمله موادی که به خواست‌های برنامه حزب اضافه گردید دادن حقوق سیاسی به زنان کشور بود. خواست‌های اساسی حزب در آن مرحله به شرح زیر مورد تصویب قرار گرفت:
۱. تشکیل حکومت دموکراتیک که نماینده قشرهای وسیع مردم باشد.
۲. اجرای آزادی‌هائی که قانون اساسی برای مردم ایران قائل شده است ـ لغو قوانین ضددموکراتیک زمان رضاشاه از آن جمله قانون خرداد ماه ۱۳۱۰. اصلاح قانون انتخابات و دادن حقوق سیاسی به زنان
۳. تقسیم بلاعوض املاک خالصه و املاک اختصاصی رضاشاه بین دهقانان، بازخرید املاک اربابی و تقسیم بلاعوض آنها میان دهقانان.
۴. گذراندن قانون ۸ ساعت کار برای کارگران، برسمیت شناختن اتحادیه‌های کارگری.
کنفرانس توجه خاصی به لزوم تربیت ایدئولوژیک کادرها نمود و تصمیم به تشکیل شعبه خاصی بنام شعبه تبلیغات حزب گرفت. کنفرانس تصمیم گرفت که بجای روزنامه «سیاست» که مدیر آن عباس اسکندری بمناسبت روش غیر حزبی خود از حزب اخراج گردیده بود، روزنامه دیگری بعنوان ارگان مرکزی حزب درنظر گرفته شود.
کنفرانس با تصویب اساسنامه موقت حزب، سازمان آنرا پی ریزی کرد.
در کنفرانس کمیته ایالتی مرکب از ۱۵ نفر و کمیسیون تفتیش ایالتی انتخاب شد. کمیته ایالتی مامور گردید وسائل تشکیل کنگره حزبی را هرچه زودتر فراهم سازد و موقتاً وظایف کمیته مرکزی را انجام دهد.
بدین طریق شالوده حزب علنی طبقه کارگر ـ حزب پیکارجوی مجهز به تئوری مارکسیستی ـ لنینیستی ریخته شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) ـ این ارقام از رساله پ. و. میلوگرادف تحت عنوان «ایران طی جنگ دوم جهانی و پس از آن» برداشته شده است.
ادامه دارد

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا