دیدگاه‌ها

کرونا، جنگ سرد و رویارویی تمدنی شرق و غرب

جنگ سرد صرفا یک تقابل نظامی – اقتصادی – سیاسی نیست بلکه یک رویارویی تمدنی و ایدئولوژیک نیز هست. بر طبق ادعای غرب فقط کشورهایی که الگوی اقتصادی و سیاسی لیبرال – دموکرات غربی را بپذیرند در دراز مدت موفق خواهند بود و باقی کشورها ناگزیر از انتخاب در دوراهی ارزش های غربی یا انحطاط هستند.

این نگاه در سال ۲۰۰۸ به طور جدی ترک برداشت و علیرغم تبلیغات وسیع مبنی بر خروج آمریکا از عواقب این بحران، در سالهای گذشته به باور بسیاری از تحلیلگران وقوع دوباره بحرانی مشابه بسیار محتمل بوده است. آمریکا نیک می داند که بحران دوباره در فاصله ای کوتاه از بحران قبلی به معنی از دست دادن اعتماد جهانی و سقوط هژمونی غربی خواهد بود.

نگاهی بر مقالات متعدد ارائه شده در اندیشکده های راهبردی آمریکا گویای طرح دو پرسش جدی در میان تحلیلگران است:

1- آیا آمریکا همچنان واجد صلاحیت رهبری جهان است؟
2- آیا چین می تواند با سبقت از آمریکا در جای نخست بنشیند؟ برای مقابله با آن چه باید کرد؟

از منظر تقابل ایدئولوژیک و رویارویی تمدنی، گرچه تداوم طولانی مدت بحران در آمریکا تهدیدی بزرگ برای آینده این ابرقدرت می تواند باشد اما در بازه کوتاه مدت، می توان آن را حاوی منافع مهمی برای این کشور ارزیابی کرد. آمریکا حباب بزرگ بازارهای مالی خود را که ریشه در ساختار اقتصاد سیاسی آن دارد به بهانه کرونا به خوبی تخلیه کرده است بی آنکه بابت رکود عظیم فعلی مسئولیتی متوجه ساختار اقتصادی – سیاسی آن باشد.

مهم ترین دستاورد چین سرعت عمل آن در مهار و خروج از بحران و ایفای نقش منجی در یاری به دیگر کشورها از جمله کشورهای اروپای غربی متحد آمریکاست که چهره ای مثبت از این کشور در رویارویی تمدنی ترسیم کرده است. بنابراین، رسانه های اصلی غربی با ایراد اتهامات سنگین همچون عدم صداقت چین و لزوم جریمه کردن آن از یک سو می خواهند تلفات زیاد داخلی را توجیه و از سوی دیگر هزینه همکاری با چین را بالا ببرند.

تلاش غرب برای بازگشائی سریع فعالیت های اقتصادی از منظر تهدید از سوی قدرت شرقی قابل تحلیل است. بازگشائی سریع مراکز اقتصادی گرچه با استناد به برخی گزارشات علمی – که نسبت مرگ و میر کرونا را بسیار کمتر از مقادیر اعلام شده قبلی می دانند – صورت می گیرد، اما از سوی دیگر واکنشی است به نگرانی از فرصت های بزرگی که چین در حال حاضر به دست آورده است. آنها نگرانند چین با استفاده از موقعیت فعلی، جنگ سرد معاصر را تا عمق اروپای غربی پیش ببرد و بخش های مهمی از خاک غرب را در اختیار بگیرد.

گزاره هایی همچون توقف خرید از چین، یا تقویت تولید داخلی عمدتا مصرف تبلیغاتی دارند و با هدف تاثیرگذاری در انتخابات آینده آمریکا مطرح می شوند هر چند که ممکن است در سیاست تولید و تامین تجهیزات پزشکی، دارویی و نظامی تغییراتی اعمال شود. جایگزینی تولیدات چینی با تولیدات داخلی مستلزم زمانی طولانی است و در کوتاه مدت با تورم شدید همراه است. البته آمریکا به یک تورم بزرگ نیاز دارد تا کوه بدهی های داخلی و خارجی را ذوب کند و چه بهتر که منشاء این تورم به کرونا یا جنگ تجاری با چین منتسب بشود تا آسیبی به وجهه آن در رویارویی ایدئولوژیک نرسد.

کشف واکسن این بیماری علاوه بر ارزش اقتصادی و امنیتی، اهمیت ایدئولوژیکی هم دارد زیرا نشانگر پیشرفته بودن علم و فن آوری در کشور یابنده است. بحران کرونا و شک و تردید کشورهای شرقی و غربی به دست داشتن طرف دیگر در شیوع این بیماری، موضوع بهداشت را بیش از پیش به موضوعی امنیتی تبدیل و آمادگی کشورها را طلب خواهد کرد.

زمان و کیفیت بازگشت به وضعیت عادی نقش مهمی در تعیین سرنوشت این رویارویی بزرگ خواهد داشت. علیرغم آسیب های جدی که به وجهه آمریکا وارد آمده است، سخن از سقوط قریب‌الوقوع این کشور از جایگاه نخست جهان کمی خوشبینانه است.
اقتصاد سیاسی بین المللی

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا