چرخانمقالات

عبدالصمد کامبخش: نظری به جنبش کارگری و کمونیستی در ایران (۱۴)

پس از شهریور ۱۳۲۰ علاوه بر اتحادیه کارگران یوسف افتخاری که منظور اصلی آن ایجاد تفرقه در صفوف طبقه کارگر ایران بود، دو اتحادیه دیگر نیز بوجود آمده بود. تشکیل دهندگان آن از افراد سابقه دار حزب کمونیست ایران بودند که در خطوط اصلی با اتحادیه کارگران زیر رهبری حزب توده ایران همکاری داشتند.

حزب و اتحادیه‌های زیر رهبری آن بخوبی از عهده این کار برآمدند. احیاء شیوه‌های کار اتحادیه‌های قلابی در مراکز نفوذ آن‌ها توأم با مبارزه واقعی در راه تأمین حقوق کارگران در کارخانه‌هائی که برای متفقین کار نمی‌کردند تأثیر خود را بخشید. اتحادیه‌های واقعی با درنظرگرفتن تقاضای مفرط بازار و بالارفتن سرسام آور بهای اجناس داخلی (که هرگونه تعطیل کار در آن شرایط موجب زیان فراوان کارفرمایان می‌شد) کارفرمایان را مجبور به پذیرفتن حداکثر ممکن خواست‌های کارگران می‌نمودند. در نتیجه این اقدامات در برخی از کارخانه‌ها ازجمله در کارخانه‌های اصفهان دستمزد تا چهاربرابر بالا رفت. در این کارخانه‌ها بدون آنکه قانون کاری وجود داشته باشد کارگران موفق به کم کردن ساعت کار تا هشت ساعت، گرفتن یک روز تعطیل در هفته و ۱۵ روز مرخصی سالانه شدند. کارفرمایان به حکم اجبار اتحادیه‌های کارگری را برسمیت شناختند و آن‌ها را در مسائل مربوط به وضع کارگران ـ پذیرش و اخراج ـ دخیل ساختند.
این کامیابی‌ها توجه کارگران را بسوی سازمان واقعی آنها جلب نمود و پایه سازمان قلابی را که زیر رهبری یوسف افتخاری بود متزلزل ساخت. جناح سالم این اتحادیه که دیگر به مقاصد اصلی تشکیل دهنده آن پی برده بود وی را از سازمان خود اخراج کرد و پس از مذاکره آمادگی خود را برای وحدت سازمان اصیل کارگران اعلام نمود.
پس از شهریور ۱۳۲۰ علاوه بر اتحادیه کارگران یوسف افتخاری که منظور اصلی آن ایجاد تفرقه در صفوف طبقه کارگر ایران بود، دو اتحادیه دیگر نیز بوجود آمده بود. تشکیل دهندگان آن از افراد سابقه دار حزب کمونیست ایران بودند که در خطوط اصلی با اتحادیه کارگران زیر رهبری حزب توده ایران همکاری داشتند. این دو اتحادیه عبارت بود از: «اتحادیه کارگران راه آهن ایران» و «اتحادیه زحمتکشان ایران».
پس از آنکه این دو اتحادیه نیز رضایت خود را برای ایجاد سازمان واحد صنفی طبقه کارگرایران اعلام داشتند. در تاریخ اول ماه مه ۱۹۴۴، باوجود مقاومت شدید یوسف افتخاری و کسانش، بالاخره سازمان واحد زیر عنوان «شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایران» بوجود آمد.
در مرکز این سازمان شورائی مرکب از ۵۵ نفر قرار داشت که از میان اعضاء آن ۱۵ نفر بعنوان هیئت مرکزی و پنج نفر بعنوان دبیر انتخاب می‌شد. این سازمان که به هنگام وحدت دارای ۵۰ هزار عضو بود در اندک مدتی بیش از ۹۰٪ طبقه کارگر ایران را در صفوف خود متشکل ساخت. ارگان مرکزی آن روزنامه «ظفر» و علی البدل آن روزنامه «بشر» بود.
جرائد حزبی ـ در شرائط نبودن کادر کافی حزبی و دشواری ارتباط با سازمان‌های استان‌ها و شهرستان‌ها و باوجود وظایف مهم سیاسی که از همان روزهای نخستین تشکیل حزب در مقابل آن قرار گرفت مطبوعات حزبی می‌توانستند نقش بزرگ تبلیغاتی و سازماندهی بازی کنند. نخستین جرائدی که حزب با استفاده از امتیازات موجود توانست دائر کند عبارت بود از روزنامه «مردم» ـ ارگان سیاسی ضد فاشیستی و روزنامه «سیاست» که از ۴ اسفند ۱۳۲۰ بعنوان ارگان مرکزی حزب انتشار یافت.
در نخستین کنفرانس ایالتی تهران که در حقیقت نقش کنفرانس سرتاسری حزب را ایفاء نمود تصمیم گرفته شد که بمناسبت اخراج عباس اسکندری صاحب امتیاز روزنامه سیاست از حزب، روزنامه دیگری بعنوان ارگان مرکزی جانشین آن گردد.
این وظیفه موقتاً بعهده روزنامه «مردم» گذارده شد. و سپس در جلسه فوق‌العاده اول بهمن ۱۳۲۱ تصمیم گرفته شد که نامه «رهبر» بعنوان ارگان رسمی حزب منتشر شود. طبق این تصمیم در تاریخ دهم بهمن نخستین شماره روزنامه «رهبر» منتشر شد. این روزنامه که تحت نظر هیئت تحریریه منتشر می‌شد بزودی بین اعضاء حزب و نیز خارج از حزب کسب نفوذ و اعتبار کرد و ایجاد ارگان‌هائی برای سازمان‌های استان‌ها و شهرستان‌ها نیز در دستور روز قرار گرفت.
در نخستین کنگره حزب نیز که شرح آن خواهد آمد این موضوع مورد توجه خاص قرار گرفت و ضمن قطعنامه سازمانی در این باره چنین تصمیم گرفته شد:
• «از ابتدای تاسیس حزب تاکنون چند روزنامه ناشر افکار آن بود ولی باید اعتراف کرد که این جرائد گاهی نیز مطابق اصول حزبی کار نکرده‌اند و حتی در مواردی از خط مشی واقعی حزب منحرف شده‌اند (منظور روزنامه «سیاست» است. نگارنده). «رهبر» در بین جرائد حزبی موقع خاصی دارد و کنگره خواستار است که این روزنامه در آینده بمراتب بهتر در بالابردن سطح آفکار عمومی و تنویر آن خدمت کند. کنگره از کمیته آینده منتظر است ارگان حزبی را به درجه عالی یک روزنامه مهم که در‌واقع راهنما و رهبر حزب باشد برساند و در عین حال باید کوشش شود که در مراکز حساس مهم ناشر افکار حزب بطرز آبرومند و جدی دائر گردد»
روزنامه رهبر از عهده انجام این وظیفه مهم توانست برآید. علاوه بر ارگان مرکزی، حزب به انتشار یک سلسله مطبوعات در مرکز و سازمان‌های تابعه خود اقدام نمود که عمده این اقدامات مربوط به دوران پس از کنگره است.

ب ـ فعالیت سیاسی
فعالیت عمده سیاسی حزب در این دوران متوجه خنثی نمودن نقشه امپریالیسم انگلیس بمنظور تجدید سلطه خود و تحمیل یک دوره دیکتاتوری نوین به مردم ایران بدست سیّد ضیاءالدین بود. این نقشه بسیار دقیق تنظیم شده بود ـ خواه از نظر تبلیغات وسیع قبلی، مصاحبه‌ها و مواعیدی که به مردم ایران در باره برقراری دموکراسی واقعی و دوستی با اتحاد شوروی داده می‌شد و خواه از جهت انتصاب برق آسای سیّد ضیاء به نمایندگی مجلس که می‌بایست از طرفی مبین «عشق و علاقه» مردم و از سوی دیگر موجب مصونیتش باشد.
تنها چیزی که در این نقشه به حساب آورده نشده و یا اینکه عاملی فرعی محسوب شده بود اراده مردم کشور، درجه انزجار آنها از سیاست گذشته و آمادگی برای جلوگیری از تجدید آن و وجود حزب منظم پیکارجوئی نظیر حزب توده ایران بود که علیرغم جوانی خود می‌توانست این مبارزه را سازمان دهد. اکنون حزب توده ایران در مقابل دومین آزمایش مبارزه سیاسی خود قرار گرفت. از مبارزه با تبلیغات فاشیستی و بطور کلی با نفوذ معنوی آلمان، حزب سربلند بیرون آمد. ولی در آن موقع حزب در مقابل بخشی از افکار فریب خورده عمومی قرار داشت و مبارزه‌اش نیز در جهت فعالیت متفقین بود. و حال آنکه مبارزه علیه سیّد ضیاء‌الدین و نقشه‌هایش در حقیقت مبارزه با نیروی مادی و معنوی سیاست انگلیس یعنی یکی از متفقین در جنگ با آلمان فاشیستی بود.
عامل مهمی که حزب در این مبارزه می‌توانست بدان تکیه کند آمادگی مردم کشور برای پشتیبانی چنین مبارزه‌ای بود که خود زمینه مساعدی برای تشکیل جبهه واحدی را آماده می‌ساخت.
حزب از شناساندن سیمای واقعی سیّد ضیاء‌الدین به آن قسمت از افکار عمومی که وی را هنوز واقعاً عنصری انقلابی می‌دانستند آغاز نمود و این افشاگری را با سرسختی و حوصله هرچه تمامتر و با ذکر واقعیات تعقیب کرد: خدماتی که روزنامه «رعد» تحت مدیریت سیّد بموقع خود به سیاست انگلیس در ایران انجام داده بود، ماموریت فوق‌العاده وی به آذربایجان مساواتی بمنظور اجرای نقشه انگلیسی‌ها، انتشار رساله ویژه بطرفداری از قرارداد ۱۹۱۹ و غیره. بعلاوه واقعیات روز نیز شاهد گویای وابستگی وی به نقشه‌های انگلیس بود که حزب آنرا یکی پس از دیگری فاش می‌ساخت: تجلیل در مناطق تحت آشغال ارتش انگلیس، انتخاب وی از یزد با دخالت مستقیم کنسول انگلیس، سبقت جستن جرائد شناخته شده به طرفداری انگلیسی‌ها، در تجلیل و ترویج شخصیت وی و غیره.
در بدو ورود خود سیّد ضیاء اصوا عقاید و نظرات خویش در رساله‌ای بنام «شعائر ملی» منتشر ساخت. این رساله قبل از هر چیز نشانه دوری مطلق سید از محیط آنروزی بود. بزعم نویسنده رساله دعوت به ترک لباس اروپائی، برسر گذاشتن کلاه پوستی، اعاده حجاب و اعلام مبارزه با مختصر اقدامات مترقیانه‌ای که رضاشاه اجبارا به اقتضای خواست زمان انجام داده بود می‌توانست زمینه مساعد در میان مخالفین دوره دیکتاتوری رضاشاه را فراهم سازد. نگارنده «شعائر ملی» بمنظور قشر مرتجع روحانیون و مردم عامی بقول خود «عنعنانی» را برای ایرانیان قائل شده بود که هیچگاه از سنن مردم ایران نبوده است. کتاب «شعائر ملی» به نقطه ضعف مهمی سید ضیاء‌الدین مبدل گردید. این کتاب نشان داد که سید از واقعیت ایران بطور جدی عقب‌مانده است و تحولی را که در روح ایرانیان گذشته بود نتوانسته است درک کند. کلیه تبلیغاتی که برای آراستن شخصیت سید و جلوه دادنش بمثابه یک قهرمان اصلاحات شده بود، در اثر آشکار شدن ارتجاع و عقب‌ماندگی مفرط فکری سیّد، عقیم ماند و زمینه شکست او از هرباره فراهم شد.
مطالب رساله «شعائر ملی» در جرائد حزبی طی مقالات مفصل و مسلسل جزء به جزء در معرض تجزیه و تحلیل و انتقاد کوبنده قرار گرفت. مطبوعات حزب هدف و مقاصد نویسنده، سخافت فکری و عوام فریبی‌هایش را افشاء نمودند به نحوی که سنگ روی سنگ بنای آن باقی نماند. نقش عمده را در این زمینه روزنامه «رهبر» بازی کرد. در مقاله‌ای که بمناسبت فعالیت دوساله روزنامه «رهبر» در شماره ۴۷۹ مورخه دهم بهمن ۱۳۲۳ نوشته شده مبارزه قلمی این روزنامه بویژه علیه سیّد ضیاء‌الدین چنین جمع‌بندی گردیده است:

«قدرت منطق و زبردستی نویسندگان روزنامه حزبی… موجب شد هر یک از دشمنان که با ما به مبارزه قلمی برخاست خود مفتضح… از میدان دررفت. بهترین مثال صحت این ادعا مبارزه عظیم و پر افتخاری است که روزنامه رهبر تحت نظر سازمان رهبری حزب برعلیه سردسته مرتجعین و سرآمد خائنین سید ضیاء نمود. بیشک این مبارزه در تاریخ مطبوعات ایران به نام روزنامه رهبر صفحه درخشان و جاویدانی باز نموده است. سید از این نبرد بی آبرو، حقیر، منکوب و مغلوب بیرون آمد و قطعاً در نتیجه ضربات سهمگینی که از قلم رهبر خورده است هرگز نخواهد توانست قد علم کند.»
و نیز:
• «استعمارطلبان خود بخوبی می‌دانند که تا چه اندازه کوشش ما در عقیم گذاشتن نقشه‌های محیلانه و ماهرانه آنها مفید و مؤثر بوده است. ما می‌توانیم بدون اینکه تصور اغراق گویی یا لاف زنی برود، خود را قهرمان شکست (نقشه)‌هائی بدانیم که استعمار برای رونق کار سیّد ضیاء‌الدین طرح کرده بود».
حزب توده ایران به کار تبلیغاتی و افشاگری نقشه‌های سید ضیاء‌الدین در مطبوعات خود اکتفا ننمود. حزب تمام شبکه‌های سازمانی خود را برای مبارزه عملی نیز تجهیز نمود. میتینگ‌ها و نمایشات عظیمی در سرتاسر کشور به رهبری حزب تشکیل شد که شرکت کنندگان آن خواستار محاکمه سیّد بعنوان عامل کودتا و قیام علیه حکومت مشروطه و طرد از ایران بعنوان کسی که داوطلبانه از تابعیت ایران دست کشیده است بودند.

سرآغاز کارزار عملی حزب توده ایران میتینگ عظیمی بود که روز ۲۵ مهر ۱۳۲۲ در تهران به دعوت حزب داده شد. در سرمقاله روزنامه «مردم» شماره ۱۱۱ مورخه ۲۶ مهر زیر عنوان «تا ساعت ۹ شب مردم در تمام شهر فریاد می‌زدند: «مرده باد سیّد ضیاء»، در باره عظمت و تأثیر این نمایش عظیم چنین می‌خوانیم:
• «قدرت توده امروز معلوم شد. توده ستمدیده، دشمنان استبداد و ارتجاع، آزادیخواهان، کارگران کارخانه‌های تهران و حومه، دهقانان اطراف، روشنفکران، افسران آزادیخواه، پدر کشته‌ها، مادر مرده ها، زنان بی فرزند که در میتینگ چهل هزار نفری حزب توده ایران در میدان سنگلج جمع شده بودند، یک‌رأی… فریاد خود را برای آزادی، نفرت و انزجار خود را از استبداد و ارتجاع… طنین انداز کردند.
… دیروز حزب توده بزرگترین ضربه را به ارتجاع وارد آورد… و به مردم ایران و عالمیان گفت که ما مخالف دیکتاتوری و آخرین بقایای کهنه آن در ایران هستیم…».
میتینگ‌ها و نمایش‌های نظیر، همه مراکزی را که سازمان حزب توده ایران در آن تشکیل شده بود فرا گرفت. سیل تلگراف‌های حاکی از انزجار و تنفر از ورود سیّد ضیاء و فعالیت آغاز شده وی به مرکز روان شد.
در نمایش عظیمی که در تبریز داده شد ناطقین گفتند:
• «آذربایجان بانی دیکتاتوری را نمی‌پذیرد، خائن ملت را به محاکمه جلب کنید».
در آغاز کار مجلس چهاردهم نیز فراکسیون حزب توده ایران قبل از همه نسبت به اعتبارنامه سیّد ضیاء اعتراض کرد تا بتوان اسناد و مدارک مربوط به خیانت وی به اصول مشروطیت و عدم صلاحیتش را از تریبون مجلس برای عامه مردم ایران تشریح نمود. ولی بنا به تقاضای دکتر محمد مصدق که وی نیز در این باره اجازه صحبت خواسته بود فراکسیون تصمیم گرفت بمنظور همکاری و مبارزه در جبهه هرچه وسیعتر علیه سیّد ضیاء‌الدین ـ مظهر آنروزی ارتجاع ـ از اجازه خود به نفع دکتر مصدق صرف نظر نماید.

ادامه دارد

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا