فرهنگی

غارنشین های آیفون به دست!

این صحنه، تابلوی تمام نمای آموزش و پرورش فعلی ماست: تدریس معلمان مانده در درگاه غار به دانش آموزان رها شده از غار! چنین آموزش و پرورشی رو به آینده نیست بلکه در حال فرو رفتن است. چرا که مدیرانش تبلور تفکر مرتجع و واپس گرایی هستند که یک شبه از اعماق تاریک تاریخ به دوران مدرن پرتاب شده اند و می خواهند با جهان بینی غارنشینی برای جهان اینترنت و ماهواره قانون بنویسند.

اواخر سال ۹۰ یا ۹۱، حراست آموزش و پرورش طی یک بخشنامه محرمانه، حضور معلمان را در کلیه شبکه های مجازی ممنوع اعلام کرد. همان زمانی که تقریبا کل دانش آموزان من یا وبلاگ شخصی داشتند یا در فیسبوک فعال بودند و من دقیقا به همین دلیل وارد فیسبوک شدم و به معاون مدرسه گفتم می توانید من را به عنوان مجرم به اداره معرفی کنید اما به آنها بگویید سیستمی که دانش آموزان آن از معلمانشان جلوتر باشند محکوم به فناست. چرخ زمان به عقب باز نمی گردد و آموزش و پرورش مجبور است که آینده را ببیند.

پس از فیلتر شدن تلگرام توسط دولت روحانی، آموزش و پرورش از مدیران مدارس خواست که گروههای خود را از تلگرام جمع کنند و از آنجا که موفق نشد معلمان را وارد شبکه های داخلی کند به همان واتس آپ رضایت داد و بدین ترتیب دست قشر عظیمی از معلمان را از سودمندترین و کارآمدترین شبکه مجازی کوتاه کرد و چون بسیاری از معلمان حاضر نبودند با نصب فیلترشکن و مصرف حجم زیاد اینترنت وارد تلگرام شوند در نتیجه از دسترسی به مقالات بسیار ارزشمند صاحبنظران سیاسی و فرهنگی و آموزشی کشور محروم شدند و شاید هدف فیلترکنندگان تلگرام هم همین بود!

معلمان به واتس آپ بازگشتند که توانایی آن در مقایسه با تلگرام مثل توانایی یک اسباب بازی پلاستیکی در برابر یک ربات هوشمند است! و خود را به مدت دو سال با این اسباب بازی سرگرم کردند تا اینکه کرونا مانند سیلی خروشان از راه رسید و به آنها فهماند که واتس آپ برای آموزش مجازی تا چه اندازه بی مایه و ناتوان است.

کارنامه ی آموزش مجازی معلمان را باید در مقاله ای مستقل بررسی کرد. اما هدف نگارنده در این یادداشت این است که نشان دهد نظام ایدئولوژیک زده آموزش و پرورش در دست مدیران ناآگاه به مفهوم فضای مجازی گرفتار شده است. این مدیران زمانی که نتوانستند با صدور بخشنامه های بی خاصیت، معلمان را از ورود به شبکه های مجازی بازدارند اکنون اقدام به گلچین کردن این شبکه ها کرده و سعی می کنند ارتباط معلمان و دانش آموزان را در شبکه های داخلی یا نهایتا واتس آپ، تحت کنترل خود بگیرند. اما میلیونها جوان و نوجوان ایرانی که از این سیستم بسته ی بی اعتماد به فضای مجازی خسته و دلزده شده اند رهایی خود را در فضاهایی جستجو می کنند که از نظر مدیران این سیستم، میدان جنگ نرم است و باید فیلتر شود و از همانجا به ریش آموزش و پرورشی که معلمان خود را در واتس آپ و شبکه های داخلی زندانی کرده است می خندند.

ترکیب جهل مرکب و قدرت طلبی، از مدیران آموزش و پرورش معجون خطرناکی ساخته است. معجونی که نهایت ایده آلش آن است که در دنیای بی مرز کنونی، معلمان را در مرزهای قابل کنترل خویش، ایزوله کند. مدیرانی که نه تنها لزوم حضور فعال معلمان در تمام شبکه های مجازی را درک نکردند و آنها را قدم به قدم عقب راندند تا در زندان واتس آپ محبوس کنند بلکه تا قبل از کرونا، با تهدید و ارعاب، حتی از تشکیل گروه کلاسی در واتس آپ هم جلوگیری می کردند تا معلم نتواند با دانش آموزان خود در ارتباط باشد. تصور این حجم از نادانی انباشته شده در مدیران آموزش و پرورش هولناک است.

این مدیران را باید غارنشین های آیفون به دست نامید. آنها از فضای مجازی سخن می گویند و از لزوم تسلط معلمان به فناوریهای نوین، اما تفکرشان از مرحله ی غارنشینی فراتر نرفته است. آنها نه مفهوم جامعه مدرن را درک کرده اند، نه از فلسفه ی آموزش و پرورش نوین چیزی می دانند، نه به فضای مجازی اعتماد و نه به آزادی های فردی اعتقاد دارند. در خوشبینانه ترین حالت، آنها فقط به این راضی می شوند که معلمان در دهانه ی غار بمانند و از نور تابیده بر درگاه آن استفاده کنند ولی پا را از غار بیرون نگذارند.

این صحنه، تابلوی تمام نمای آموزش و پرورش فعلی ماست: تدریس معلمان مانده در درگاه غار به دانش آموزان رها شده از غار! چنین آموزش و پرورشی رو به آینده نیست بلکه در حال فرو رفتن است. چرا که مدیرانش تبلور تفکر مرتجع و واپس گرایی هستند که یک شبه از اعماق تاریک تاریخ به دوران مدرن پرتاب شده اند و می خواهند با جهان بینی غارنشینی برای جهان اینترنت و ماهواره قانون بنویسند.

در این میان، وظیفه معلمان بسیار سنگین است. آنها باید بی توجه به بخشنامه هایی که بلافاصله پس از صدور، به بایگانی ادارات سپرده می شود از این غار بیرون بیایند و جهان امروز را درک کنند تا بتوانند رابطه خود را با دانش آموزانشان حفظ کنند. معلمان باید به تاثیر شگرف رسانه های مجازی پی ببرند و بدانند که به عنوان مثال ارزش یک طوفان توئیتری چه بسا از تجمع اعتراض آمیز درجلوی ادارات بیشتر است. آنچه که آموزش و پرورش را نجات خواهد داد معلمان باسواد و روشن و مسلط به فضای مجازی هستند که آن مدیران واپس گرا را پشت سر گذاشته و از غار بیرون آمده اند.

جامعه نو-مژگان باقری

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا