یادمان و رویدادها

پرویز شهریاری، خورشیدی در آسمان معلمی

شهریاری تنها، دانش‌وری پرخوانده و فرهیخته نبود؛ که در هستی جامعه‌انگارانه‌اش، استوره‌ای بود سر به فراخنا کشیده که هفت آسمان خرد و آگاهی هم از کشیدن بار امانت اندیشه‌اش باز می‌ماند؛ چه رسد به خامه‌ای از این گونه ناتوان که می‌خواهد گوشه‌هایی از آن همه دِین سترگ را پرداخته باشد….

پرومته را زئوس خویش‌کامه به زنجیر کشید و شهریاری را هم شاه و هم شیخ. گناه نخستین استوره، آوردن آتش نمادین آگاهی از پانته‌ئون خدایان المپ بر زمینِ سرد و تاریک بود و گناه استوره ی سپسین (شهریاری) برافروختن آتش راستین روشن‌اندیشی در میان میلیون‌ها انسانی که در پیچ و خم مدرنیته، گیر کرده بودند. پرومته را یک بار به زنجیر کشیدند و شهریاری را هفت بار. به جای آن که کرنش‌کنان از او بخواهند استاد ممتاز دانش- گاه‌شان باشد، حتا راه را بر تدریس او در دبیرستان‌های دولتی هم بستند. بیش از بیست کتابش را خمیر کردند و زوزه سردادند: ” تا زمانی که من در تصدی وزارت- خانه‌ی ارشاد هستم، کتابی از پرویز شهریاری نباید چاپ شود.”[علی لاریجانی در سال ۱۳۷۰ و در زمان ریاست‌اش بر وزارت ارشاد اسلامی. ]

شهریاری با کوهی اثر و آفرینه‌ی چاپ شده اما در سال های واپسین زندگی اش  زمین گیر شده بود: نه بیمه‌ای، نه بازنشستگی‌ای و نه اندوخته‌ای،چیزی.

روزنامه شرق،محمدرضا نیک‌نژاد: همین هفته پیش بود که ۱۲ اردیبهشت؛ یعنی روز معلم را پشت‌سر گذاشتیم؛ همان روزی که «دکتر ابوالحسن خانعلی»، دبیر فلسفه دبیرستان‌های تهران، در پی اعتراض‌های چندین‌روزه‌ معلمان در سال ۱۳۴۰ روبه‌روی مجلس شورای ملی، با تیر سرگرد «شهرستانی» جان سپرد و این روز را برای همیشه «روز معلم» کرد. شگفتا که پیوند اردیبهشت و معلمی، پیوندی چندرشته‌ای است! «محمد بهمن‌بیگی»، پدر مدرسه‌های عشایری و برنده نشان یونسکو به‌خاطر پاسداشت تلاش‌هایش در زمینه راه‌اندازی و گسترش این مدرسه‌ها در یازدهم و «غلامحسین شکوهی»، اندیشه‌ورز از آموزشی، نویسنده‌ ده‌ها کتاب و نوشتار، مترجم چندین کتاب ارزشمند در زمینه آموزش و پرورش و نخستین وزیر آموزش‌وپرورش پس از انقلاب نیز در هفدهمین روز همین ماه جهان را بدرود گفتند.  اما یکی دیگر از ستارگان درخشان آسمان آموزش و آموزشگری در ایران که نامش به اردیبهشت گره خورده، «پرویز شهریاری» است؛ کسی که اگر او را نمی‌شناسیم کافی است بدانیم که بیش از ٢٠٠ کتاب و ترجمه و نزدیک به‌ هزار مقاله‌ منتشرشده در کارنامه‌ درخشان خود دارد؛ همان کسی که با پیمودن راهی دشوار از درگذشت پدر، در ١٢ سالگی‌اش و کارگری بر زمین‌های کشاورزی و خشت‌مالی در کوره‌پزخانه‌های کرمان، به عنوان‌هایی ملی مانند نشان درجه‌ یک علمی (١٣۴۵)، دریافت نشان افتخار ملی از سوی انجمن آثار و مفاخر ملی ایران (١٣٨٠)، دکترای افتخاری ریاضیات از دانشگاه کرمان (١٣٨١)، برگزیده‌ مراسم چهره‌های ماندگار در رشته آموزش ریاضیات (١٣٨۴) و برترین ریاضی‌دان زنده ایران از سوی انجمن ریاضیات ایران (١٣٨٧) دست یافت.

۵۰-۶۰ سال معلمی و در کنارش راه‌اندازی ده‌ها نشریه علمی- آموزشی مانند چیستا، ماهنامه‌ دانش و مردم، آشنایی با ریاضیات، آشتی با ریاضیات و… برای آموزگاران و دانش‌آموزان‌ و بنیان‌گذاری انتشارات خوارزمی، در کنار بزرگانی مانند منوچهر بزرگمهر و نجف دریابندری و صدها کار دیگر، او را یکی از پرافتخارترین معلمان کشور کرده است. البته او کوشنده‌ای سیاسی- اجتماعی نیز بود که دردِ دگرگونی‌های بزرگ‌تری را در دل داشت، به‌گونه‌ای که در ١٩سالگی به زندان رفت و هفت‌بار بازداشت و چشیدن طعم زندان از سه ماه تا سه سال را نیز در کارنامه‌ ‌خود دارد. پرویز شهریاری، در آذر ١٣٠۵ در کرمان و در خانواده‌ای زرتشتی چشم به جهان گشود و در ٢٢ اردیبهشت ١٣٩١ در ٨۶ سالگی با چنین کارنامه‌ درخشانی چشم از جهان فرو بست.

من آموزگارم، ازاین‌رو ناخواسته اندیشه‌ام درگیر آموزش و آموزگار و دانش‌آموز و مدرسه و کلاس است. آموزگاران بزرگی مانند شهریاری و بهمن‌بیگی به من انگیزه‌ می‌بخشند و مدرسه‌ای مانند فیروز بهرام و البرز و آموزگاران و دانش‌آموزان پیشین‌شان برایم الهام‌بخش‌اند، به‌ویژه فیروز بهرام که چند‌سالی هست که محل کارم شده. درس‌دادن در کلاس‌هایی که پرویز شهریاری در آنها درس داده است، استاد عزت‌الله فولادوند، احمد شاملو، ایرج افشار، محمد نوری و لوریس چکناواریان در آنها درس خوانده‌اند و گام‌برداشتن در راهروهایی که حمید عنایت، داوود هرمیداس‌باوند، مهرداد بهار، پروفسور جوان و‌ هانیبال الخاص و ده‌ها نامور دیگر کشور در راهروهایش راه رفته‌اند، همیشه برایم شور‌آفرین بوده و هست. اما بی‌گمان حسم به شهریاری از جنس دیگری است. شهریاری آموزگاری با دل‌نگرانی‌های علمی، اجتماعی و عدالت‌خواهانه است؛ کسی که برای منِ آموزگار می‌گوید: «آدم‌های تک‌بُعدی، نه خودشان زندگی شایسته‌ای دارند و نه می‌توانند معلمِ زندگی دیگران باشند». یادش گرامی که گفت: «زندگی یعنی تلاش برای بهترشدن روابط اجتماعی و انسانی، زندگی یعنی مبارزه در راه زدودن رنج و اندوه‌ هزارساله آدمی، زندگی یعنی ازبین‌بردن آنچه شایسته نام انسان نیست و رهاندن انسان از قید بردگی و اسارت، زندگی یعنی تلاش برای حذف کارهای سیاه …، زندگی یعنی تلاش برای شکستن طلسم ناتوانی‌های انسان، فروریختن حصارها و تنگناهای انسان امروزی …».

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا