چرخانمقالات

عبدالصمد کامبخش: نظری به جنبش کارگری و کمونیستی در ایران (۱۷)

هشتم ماه مه ۱۹۴۵ جنگ علیه آلمان فاشیستی با پیروزی ائتلاف ضدهیتلری به پایان رسید… دوازدهم ماه مه در تهران نمایش عظیمی از طرف حزب توده ایران و شورای متحده‌ی مرکزی به افتخار این پیروزی تشکیل گردید که بیش از چهل هزارنفر در آن شرکت کردند و منتهی به میتینگ عظیمی شد که جلوی کلوب مرکزی حزب برگزار گردید.

از نخستین کنگره حزب تا جنبش آذربایجان
۱ ـ اوضاع عمومی
دوران مورد بحث از نظر تقسیم‌بندی فعالیت حزب توده ایران شامل دوره پس از نخستین کنگره حزب تا آغاز جنبش آذربایجان است و از نظر سیاسی و اجتماعی عبارتست از مرحله‌ی پیشروی‌های اتحاد شوروی پس از پیروزی استالینگراد تا پایان پیروزمندانه‌ی جنگ علیه آلمان هیتلری و سپس علیه ژاپن.
شکست نیروهای آلمان هیتلری زیر دیوارهای استالینگراد ضربه‌ی شکننده‌ای بود که بر ستون فقرات هیولای فاشیسم وارد آمد. با پیشروی‌های بعدی ارتش شوروی در‌واقع سرنوشت جنگ اعم از آنکه کشورهای دیگر عضو ائتلاف ضد هیتلری دست به اقدامات جدی نظامی بزنند یا نه روشن می‌شد.
این کامیابی‌ها دول ائتلاف ضد هیتلری را بر آن داشت که در کنفرانس مسائل مربوط به چگونگی ادامه جنگ و اقدامات لازم بمنظور تسریع پیروزی و مسائل مربوط به دوران پس از جنگ را مورد مطاله‌ی مشترک قرار دهند.
در تاریخ ۲۸ نوامبر ۱۹۴۳ این کنفرانس مرکب از سران سه دولت در تهران تشکیل گردید و اعلامیه‌های مشترکی خواه در باره تشکیل و پایان موفقیت آمیز خود کنفرانس و خواه در مورد تضمین استقلال اقتصادی و سیاسی ایران از جانب سه دولت بزرگ انتشار یافت. ولی کامیابی کنفرانس تهران به هیچوجه به معنای وجود صلح و صفا و یکدلی میان دول ائتلاف ضد هیتلری نبود. نزدیکی پایان جنگ مسائل مورد اختلافی را با حدت روزافزون مطرح می ساخت: شناختن دولت مهاجر لهستان (در این مسئله روزولت و چرچیل در مقابل استالین قرار داشتند) و تقسیم آلمان پس از جنگ به سرزمین‌های کوچک (پیشنهاد روزولت که با مقاومت استالین روبرو بود)، و بالاخره مهمترین موضوع یعنی چگونگی گشایش جبهه دوم که چرچیل مصرا خواستار گشایش این جبهه در بالکان بود (منظور انگلستان از این پیشنهاد از یک‌سو به درازا کشاندن جنگ و تضعیف بیشتر بنیه‌ی شوروی و از سوی دیگر برقراری تسلط خود به بالکان بود).
با همه‌ی این‌ها کنفرانس تهران موفقیتی بود. مهمترین مسأله ـ گشایش جبهه دوم ـ به نحوی که پایان سریع جنگ آنرا می‌طلبید حل گردید.
بطور کلی خصائص دوران پس از کنفرانی تهران را می‌توان چنین خلاصه کرد:
• تغییر روزافزون تناسب نیروهای وارد در جنگ به نفع کشورهای ائتلاف ضد هیتلری؛
• افزایش اعتبار و نفوذ شوروی بعنوان عامل اصلی پیروزی نهائی بر فاشیسم؛
• آغاز اوج جنبش رهائی‌بخش ملی در کشورهای مستعمره و وابسته از یک‌سو و تلاش کشورهای امپریالیستی برای فرونشاندن هرگونه جنبش و پی ریزی سیاست نواستعماری بمنظور ادامه تسلط اقتصادی خود در کشورهائی که به آزادی سیاسی نائل آمدند و استثمار ملل از طرق جدید؛
• آغاز مرزبندی در داخل ائتلاف ضد هیتلری و عمیق شدن روزافزون شکاف بین جناحین آن: کوشش اتحاد شوروی برای تقویت مبارزه مردم جهان در راه سوسیالیسم و آزادی ملی و تلاش امپریالیسم آمریکا و انگلیس در راه اختناق و درهم شکستن این مبارزه.
در چنین اوضاع و احوالی وضع سیاسی ایران و مبارزه بین نیروهای مترقی و ارتجاع در داخل کشور نیز وارد مرحله جدیدتر می‌شد و حدتی روزافزون کسب می‌نمود. ارتجاع ایران بخود آمده بود و با کمک کشورهای امپریالیستی در صدد جلوگیری از رشد جنبش تا حد سرکوب آن بود.
در عین حال امپریالیست‌های انگلیس و آمریکا کوشش داشتند از وضعی که ائتلاف ضد هیتلری بوجود آورده بود همه جانبه استفاده کنند، بنابراین با عجله در راه تحکیم مواضع خود و فراهم ساختن زمینه برای تسلط اقتصادی و سیاسی خود پس از جنگ در تلاش بودند.
فعالیت جوشان میسیون مالی آمریکا به ریاست میلسپو، مذاکرات مخفی و سازش‌های دوجانبه و سه جانبه بین امپریالیسم آمریکا و انگلیس و دولت ایران در مورد امتیاز استخراج نفت در مناطق وسیع جنوب خاوری، خاور و حتی شمال ایران، ورود مستشاران نظامی آمریکائی برای ارتش و ژاندارمری، اقدامات معجلانه‌ای بود که به کمک دولت های دست نشانده می بایست انجام گیرد. در مواردی که ممکن بود رقابت‌ به اصل هدف لطمه وارد کند ـ مثلاً در مورد گرفتن امتیاز نفت جنوب ـ دو رقیب امپریالیستی سازش را به طرفیت ترجیح می‌دادند تا هرچه زودتر و دور از دردسر لقمه‌ی چرب سهمی خود را بربایند.
تنها نیروی متشکلی که در آن زمان در مقابل این دستبردهای داخلی و خارجی قرار گرفته و مردم ایران را در مبارزه برای بهبود وضع داخلی و جلوگیری از تجاوزهای استعماری زیر پرچم خود گرد می‌آورد حزب توده ایران بود.
این نکته‌ایست که جملگی حتی خارجیان بر آن بوده اند. الول ساتن Elwell – Sutton متخصص انگلیسی مسائل و محقق مسئله‌ی نفت که ما بعداً در موضوع نفت به نوشته‌هایش مراجعه خواهیم کرد در کتاب معروف خود بنام «نفت ایران» احزاب آنروزی را چنین تعریف می‌کند:
• «اکثریت این‌ها (این احزاب) سازمان‌های کوچکی بودند فاقد نفوذ زیاد. ولی بین آنها حزب بزرگ کاملاً متشکلی وجود داشت که در مرحله‌ی نخستین (پس از دوران دیکتاتوری) تشکیل یافته بود و آن حزب توده بود که استخوان بندیش همان عدد ۵۳ نفری بود که آنها را در سال ۱۹۳۷ به اتهام فعالیت کمونیستی به زندان افکندند و پس از استعفای رضاشاه آزاد نمودند».
تحولات جبهات جنگ و پیشرفت‌های ارتش شوروی اثر ژرفی در افکار عمومی مردم ایران گذاشت. نیروهای دموکراتیک و ضدامپریالیستی جان می‌گرفتند و بتدریج به حزب توده‌ی ایران تمایل می‌یافتند. این نیروها در دورانی که هنوز جنگ به پایان نرسیده بود عبارت بودند از کارگران، دهقانان، روشنفکران مترقی و قسمتی از پیشه وران، بورژوازی ملی و حتی خرده بورژوازی شهر در آن موقع فقط نیروهای بالقوه‌ای محسوب می‌شدند که می‌توانستند برای آینده در رزرو نیروهای ضدامپریالیستی قرار گیرند. منافع مادی آنها هنوز در معرض خطر مستقیم از جانب امپریالیسم نبود. آنها در نتیجه انحصاری که در اثر وارد نشدن کالاهای خارجی در بازار داخلی بدست آورده بودند منافع هنگفتی می‌بردند. طی تمام مدت جنگ این‌ها تنها در کنار مبارزه اصلی و در تضاد با مهمترین نیروهای ضدامپریالیستی یعنی طبقه کارگر قرار داشتند که برای بالابردن دستمزد نازل خود ـ سهم ناچیزی از منافع کلان ـ مبارزه می‌کرد.
هشتم ماه مه ۱۹۴۵ جنگ علیه آلمان فاشیستی با پیروزی ائتلاف ضدهیتلری به پایان رسید. نهم ماه مه جلسه‌ فوق‌العاده‌ی مجلس شورای ملی تشکیل گردید و رئیس مجلس نطقی حاوی تبریک به شرکت کنندگان در جنگ علیه آلمان ایراد نمود. دوازدهم ماه مه در تهران نمایش عظیمی از طرف حزب توده ایران و شورای متحده‌ی مرکزی به افتخار این پیروزی تشکیل گردید که بیش از چهل هزارنفر در آن شرکت کردند و منتهی به میتینگ عظیمی شد که جلوی کلوب مرکزی حزب برگزار گردید.
حزب توده ایران در همان روزی که دولت ایران علیه آلمان فاشیستی اعلان جنگ داد موضع عمیقاً انترناسیونالیستی خود را نسبت به آلمان روشن ساخته و رسما اظهار نموده بود که:
• «… ما با آلمان فاشیستی و استبدادی مخالف بوده و هستیم و تا روزی هم که هرگونه حکومت استبدادی جهان‌گشا در این کشور برقرار باشد خط مشی ما تغییر نخواهد کرد. ولی نباید اشتباه نمود. ما با ملت آلمان که فلاسفه، نویسندگان، شعرا، هنرمندان بزرگ… پدید آورده کینه‌ی نژادی نداریم و هر وقت این ملت خود را از یوغ فاشیسم نجات داد و حکومتی کاملاً ملی تشکیل داد ما روابط خود را با آلمان دموکرات مانند کشورهای دموکرات دیگر برقرار و تقویت می کنیم». (#)
در این روز پیروزی نیز حزب توده‌ی ایران می‌توانست با سربلندی همان مطلب را تکرار کند و اظهار اطمینان کند به اینکه ملت آلمان سرانجام راهی را خواهد رفت که فرزندان بزرگ این ملت پیش پایش گذارده‌اند.
پایان جنگ به مبارزه بین نیروهای مترقی و دموکراتیک و ارتجاع داخلی و خارجی حدت بیشتری بخشید. حزب توده‌ی ایران که به حکم جبر تاریخ در پیشاپیش جنبش‌رهائی بخش قرار داشت آماج حملات باز هم شدیدتر ارتجاع و امپریالیسم قرار گرفت. ارتجاع بتصور اینکه گویا اتکاء عمده حزب توده ایران وضع زمان جنگ و وجود نیروهای شوروی در کشور است خود را برای حمله محو کننده‌ای پس از پایان جنگ آماده می‌ساخت.
از اینروست که در آستانه‌ی پایان جنگ و پس از پایان آن همواره دولت‌های مرتجع‌تر و برای سرکوب جنبش مصمم‌تری روی کار می‌آمدند: حکیمی، محسن صدر (صدرالاشراف) معروف به جلاد باغشاه.
در تلاش برای اختناق جنبش رهائی‌بخش و سرکوب حزب توده‌ی ایران اگر در بدو امر امپریالیسم آمریکا به امید فریب و جلب قسمتی از نیروهای مترقی دست به حمله‌ی آشکار نمی‌زد امپریالیسم انگلیس که پایگاه‌های موجود خود را در خطر مستقیم و جدی می‌دید رسما در مقابل حزب توده‌ی ایران قرار گرفت. روزنامه‌های مزدور سفارت انگلیس تبلیغات وسیعی علیه حزب آغاز کردند. مقالات ضد توده‌ای از جرائد انگلیس ترجمه و به این جرائد برای انتشار ارسال می‌شد.
در مورد یکی از این مقالات، روزنامه‌ی رهبر ارگان مرکزی حزب در شماره ۲۲ مرداد ۱۳۲۴ (سوم ژوئیه ۱۹۴۵) تحت عنوان «حزب توده در سیاست انگلستان» نوشت:
• «مقاله‌ی کایفرد بر ضد حزب توده در روزنامه «دیلی میل» ظاهراً یک امر عادی است (در این مقاله از جمله گفته شده بود که حزب توده در ایران همان روش نازی‌های آلمان را دارد. نگارنده)… اما همینکه اداره تبلیغات سفارت انگلیس با شتاب هرچه تمامتر این مقاله را ترجمه می‌کند و رسما به روزنامه‌های «بیطرف» و منتسب به سفارت انگلیس می‌فرستد قضیه جنبه‌ی تازه و جدی‌تری بخود می‌گیرد. با این عمل اداره‌ی تبلیغات سفارت انگلیس، بر همه‌کس واضح و روشن می‌شود که سفارت انگلستان در تهران مخالف حزب توده است».
در عین اینکه اوضاع و احوال عینی موجود در این دوره از تاریخ معاصر ایران لبه‌ی تیز فعالیت ضدامپریالیستس نیروهای مترقی را متوجه امپریالیسم انگلیس می‌نمود، حدت مبارزه‌ی حزب توده‌ی ایران علیه امپریالیسم آمریکا (چنانکه خواهیم دید) به هیچوجه کاهش نیافت. صفت مشخصه‌ی نقش حزب توده‌ی ایران در تاریخ معاصر کشور ما همین است که همواره با تمام نیروی خود علیه هر جهانگشا و امپریالیسمی که در مقام تجاوز نسبت به میهن ما قرار گرفت، برعلیه هرگونه استعمار کشور ایران جانانه مبارزه کرده است.
ارگان مرکزی حزب توده‌ی ایران در آن موقع بدرستی نتیجه‌گیری کرده است که:
• «استعمار در ایران هرگز با چنین مبارزه‌ی قوی، هماهنگ و موثری روبرو نشده بود. استعمار با دندانی فشرده و چشمانی از خشم خونین به این حزب می‌نگرد و با تمام وسائلی که دارد می‌کوشد تا این نهضت را مختنق سازد… استعمارطلبان خود به خوبی می‌دانند که تا چه اندازه کوشش ما در عقیم گذاشتن نقشه‌های محیلانه و ماهرانه‌ی آنها مفید و مؤثر بوده است».(#)
حزب توده‌ی ایران در این دوران با تمام نیرو علیه جبهه متحد امپریالیسم و ارتجاع داخلی نبرد کرد، خودگذشتگی‌ها نمود، قربانی‌ها داد ولی بیش از آنچه تلف نمود کامیابی بدست آورد: طبقه‌ی کارگر و زحمتکشان ایران از این نبردها با تجربه‌تر و برای مبارزه آینده آماده‌تر و آبدیده‌تر بیرون آمد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(#) روزنامه «مردم»، شماره ۱۵۷، ۲ دی ۱۳۲۲ (۲۴ دسامبر ۱۹۴۳)
(#) روزنامه «رهبر» ارگان مرکزی حزب توده‌ی ایران شماره ۴۵۸
ادامه دارد

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا