گوناگون

چرا باید زمین‌های کشاورزی را تبدیل به ویلا کنیم؟

پدیده “زمین‌خواری” و میدان‌داری سوداگران و دلالان در این عرصه- که در سال‌های اخیر گسترش یافته و از حمایت مسئولان بلندپایه رژیم ولایت فقیه برخوردارند- از اوضاع دشواری که هم‌وطنان روستایی ما با آن دست به گریبان‌اند حکایت می‌کند. …

نگاهی اجمالی به مشکلات کشاورزان و باغداران:
چرا باید زمین‌های کشاورزی را تبدیل به ویلا کنیم؟

سحر فرخی-روزنامه نگار

سرمای دیررس، شیوع بیماری‌ها، ممنوعیت صادرات فقط بخش کوچکی از مشکلات کار کشاورزی در ایران است. درحالیکه شعار استقلال می‌دهیم، از کشاورزی استراتژیک غافلیم، زنجیره‌ی بی‌تدبیری دولت‌ها همینگونه ادامه دارد. برای اینکه با گوشه‌ای از مشکلات این قشر آشنا شویم گفتگویی داشتیم با کسی که هم باغدار است و هم فروشگاه نهاده‌های کشاورزی را اداره می‌کند.

لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید.
هومن فیروز زارع هستم کارشناس گیاه‌پزشکی و کارشناس حسابداری. سال‌هاست باغداری می‌کنم و فروشگاه نهاده‌های کشاورزی دارم.

روند فعالیت‌های کشاورزی را در ۲۰ سال اخیر چگونه می بینید؟
متاسفانه کشاورزی رو به افول است. در حال حاضر کشاورزی به قمار تبدیل شده است شما سرمایه‌گذاری می‌کنید ممکن است به صورت شانسی”که هر ۱۰ سال یکبار اتفاق می‌افتد“ سود سرشاری ببرید ولی در بیشتر موارد سرمایه خود را از دست می‌دهید. به نظر می‌رسد دلال‌ها و سودجویان خواسته یا ناخواسته تیشه به ریشه کشاورزی این مملکت می‌زنند و در این میان حمایتی هم از سوی دولت، از حوزه کشاورزی صورت نمی‌گیرد.

کیفیت حمایت دولت از کشاورزان چگونه است؟
متاسفانه دولت هیچ گونه حمایتی از حوزه کشاورزی ندارد. به هیچ عنوان و در هیچ زمینه‌ای. از جهاد کشاورزی گرفته تا نظام مهندسی کشاورزی و دولت، حمایت و کمکی دریافت نمی‌شود و متاسفانه جز سنگ‌اندازی و ایجاد اختلال در کار کشاورزان، فعالیتی نمی‌بینیم.
️آیا وام‌های کشاورزی تاکنون راهگشا بوده است؟
تا جایی که من مشاهده کرده‌ام راهگشا نبوده. بسیاری از کشاورزان و دامدارانی که من با ایشان آشنایی داشتم متاسفانه در آخر کار برای بازپرداخت اقساط خود دچار مشکلات جدی شدند. زیرا کشاورزان نمی‌توانند روی سود ثابت شغل خود حساب کنند تا بتوانند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای بازپرداخت اقساط خود داشته باشند. ممکن است در یک سال خرید محصول کشاورزی یا صادرات با مانع مواجه شود و یا قیمت خوراک دام به اندازه‌ای افزایش یابد که دامدار با زیان و یا حتی ورشکستگی روبرو شود و از آن جایی که بانک‌ها در نهایت، ساز و کار منعطف و حمایتی ندارند، از این رو با وجودی که وام در ابتدای کار برای کشاورزان راهگشا به نظر می‌رسد اما در انتها مشکل ساز و دغدغه و مزاحم خواهد بود.

قیمت و کیفیت نهاده‌های کشاورزی طی سال‌های اخیر چه تغییراتی داشته است؟
به جرأت می‌توانم بگویم سموم ایرانی در سال‌های اخیر کیفیت بسیار بهتری پیدا کرده است و جوابگوی اکثر نیازهای کشاورزان”و نه همه آن‌ها“ هست. در حال حاضر شرکت‌هایی در ایران هستند که با استانداردهای مناسب بسته‌بندی‌های مناسب و رعایت کیفیت، بسیار خوب و با قدرت فعالیت می‌کنند و سموم خارجی واقعاً در رقابت رنگ باختند.

️ترجیح خود شما برای مصرف کدام است؟
ما ترجیح می‌دهیم از سموم ایرانی استفاده کنیم و در این زمینه مشکلی نمی‌بینم اما از لحاظ قیمت به شدت افزایش قیمت داشته‌ایم.

آیا فکر می‌کنید این افزایش قیمت، استراتژی جدید دولت برای کاهش مصرف سم و‌کود است؟

اگر این طور باشد سیاست غلطی است چرا که کشاورز اگر نتواند از پس خرید سم بر بیاید زمین خود را خشک می‌کند و می‌فروشد و یا اینکه زمین را به صیفی‌کاران اجاره می‌دهد و صیفی‌کاران مجبورند به هر نحو حتی به بهای تخفیف هزینه‌های زندگی خود سم را تهیه کنند. بنابراین چه من که فروشنده نهادهای کشاورزی هستم و چه کشاورزان به شدت متضرر می‌شویم.

به چه دلیل مصرف نهاده‌های چینی و هندی که کیفیت پایین و مضرات بالا دارند افزایش پیدا کرده است؟
بسیاری از فروشندگان نهاده‌های کشاورزی مجبور شده‌اند از سموم غیر استاندارد استفاده کنند تا حاشیه حداقلی سود خود را حفظ کنند و این سموم واقعاً مورد نظر سیاستگذاران کشاورزی کشور نیستند. چرا که آلودگی زیادی برای محیط زیست و محصولات به وجود می‌آورد. در حال حاضر بسیاری از فروشندگان نهاده‌های کشاورزی به فروش سموم چینی و هندی روی آورده‌اند. البته سموم چینی و هندی به صورت قانونی وارد می‌شوند اما کیفیت بسیار نامناسبی دارند.

آیا کشاورزان از دسترسی کافی به منابع علمی و متخصصین بهره‌مند هستند؟
در بسیاری از نقاط کشور کشاورزان از کتاب، اینترنت و دانش متخصصین استفاده می‌کنند. حتی بسیاری از کارگران کشاورز که سواد چندانی ندارند به وسیله گشت و گذار در اینترنت موفق می‌شوند مشکلات را شناسایی و برای رفع آن اقدام کنند. فروشندگان نهاده‌های کشاورزی هم اغلب، متخصصین کشاورزی هستند همچنین بسیاری از کشاورزان یا فرزندان آن‌ها نیز دانش‌آموخته رشته کشاورزی هستند به نظر من کشاورزان در حال حاضر از لحاظ آگاهی و تخصص مشکل ندارند. به خصوص که نظام مهندسی کشاورزی هر استان به وسیله کارگاه‌هایی که در مساجد و در روستاها برگزار می‌کند سعی در آموزش شیوه‌های بهبود یافته کشاورزی کرده است و به نظر من مشکل کشاورزی ما در بخش آموزش نیست.

آیا به نظر شما کشاورزان از توصیه‌های متخصصین کشاورزی استفاده می‌کنند؟
به نظر من جواب این سوال را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. در حال حاضر کشاورزان به خاطر این که حاشیه سود خود را حفظ کنند به هر دری می‌زنند تا دانش خود را بالا ببرند. اما متاسفانه همین حساسیت را در مورد کیفیت محصول خود ندارند زیرا هیچ سازمانی در پی نظارت و حمایت در این بخش نیست. بنابراین کشاورزان در بخش بالابردن کمیت و کیفیت ظاهری محصول به توصیه‌های متخصصین توجه می‌کنند اما در خصوص بهبود کیفیت درونی محصول و یا توجه به ویژگی‌های تغذیه‌ای آن تمایل چندانی به توصیه‌های متخصصین نشان نمی‌دهند چرا که به دلیل مشکلات اقتصادی فعلی کشاورزان هم در صدد بالابردن سودآوری خود هستند.

چرا کشاورزان به فروش زمین‌های خود روی می‌آورند؟
ببینید ما کشاورزها واقعاً عاشق این کار هستیم. عاشق طبیعت و عاشق خاکی هستیم که در آن فعالیت می‌کنیم عاشق مالک بودن یک قطعه زمین کشاورزی هستیم این حس برای تمام کشاورزان مشترک است.
هیچ کشاورزی دوست ندارد کشت و کار خود را رها کند و زمینش را بفروشد باور کنید کشاورز با معمولی‌ترین سود دلگرم است اما از سر ناچاری اقدام به تغییر کاربری زمین‌های خود و یا فروش آن‌ها می‌کند. این کار برای سودجویی نیست. بلکه درآمد کشاورز به دلیل مشکلات سال‌های اخیر، به دلیل سرمازدگی محصول و عدم حمایت، کفاف زندگی او را نمی‌دهد. از این رو کشاورز مجبور به تن دادن به فروش زمین‌های خود می‌شود. بسیاری از باغ‌های بزرگ و زیبا و درجه یک در این سال‌ها تغییر کاربری گرفت و تبدیل به ویلا شد. این منطقه (البرز و قزوین) در سالیان گذشته از نظر تولید گلابی و در سالیان اخیر از نظر تولید هلو و شلیل در کشور زبانزد بود ولی بسیاری از این باغ‌ها از بین رفت. اوایل دهه هشتاد و اواخر دهه هفتاد باغداری این منطقه بی‌نظیر بود اما متاسفانه اکنون تعداد باغ‌های بزرگ و یکپارچه، انگشت‌شمار است و همه آن باغ‌های دیدنی تبدیل به شهرک شده است.
با توجه به اینکه قیمت فروش محصول با ده سال پیش، تفاوت چندانی نکرده، اما در مقابل قیمت زمین، ده‌ها برابر شده است بنابراین هر کشاورزی به فکر فروش زمین می‌افتد تا فروش محصول. وقتی قیمت زمین ده‌ها برابر بیشتر از سود آن باشد کشت و کار توجیهی نخواهد داشت. اگر دولت در ابتدای فصل برای محصولات استراتژیک هر استان قیمت مصوب اعلام کند و کشاورز مطمئن باشد که محصولات در هر صورت از طرف دولت خریداری خواهد شد مطمئن باشید حاضر به فروش زمین‌های خود نمی‌شود. وقتی دولت و مردم برای کشاورزی و کشاورزان، دلسوزی ندارند کشاورزان هم احساس مسئولیت خود را از دست می‌دهند. در پاییز و زمستان‌های چند سال اخیر که کشاورزان و باغداران به دلیل سرمازدگی محصول، برداشت کافی نداشتند و دستشان خالی شد، قدمی از سوی دولت یا سازمان‌های مختلف برای کشاورزان برداشته نشد. اگر دولت یک قدم برای کشاورز بردارد کشاورز ده قدم به سمت دولت برمی‌دارد. اما واکنشی از طرف دولت برای کشاورزان مبنی بر ارائه تسهیلات وام کم‌بهره و یا هر گونه حمایتی صورت نگرفت در حالیکه زمین خواران و سودجویان با پیشنهادهای اغواکننده همیشه در اطراف کشاورزان بودند. بنابراین وقتی دست کشاورز خالی است و فرزندان او با آینده نامعلوم مواجه هستند چگونه می‌شود از کشاورز انتظار داشت که دچار این پیشنهادهای اغواکننده نشود؟
کشاورزی که باید جوابگوی خانواده‌اش باشد ترجیح می‌دهد زمین خود را بفروشد و مستغلات بخرد تا لااقل بتوانند آینده فرزندان خود را به نوعی تضمین کند.

بنظر شما آیا بین زحمت و ریسکی که کشاورزان تحمل می کنند با سودآوری این بخش تناسبی وجود دارد؟
کشاورز اصلا به زحمت زیاد کار خود توجه نمی‌کند زیرا عاشق این کار است و برای همین ماهیت کار است که وارد این عرصه شده. کسانی که نمی‌توانند سختی کار را تحمل کنند در همان سال‌های ابتدایی از این کار دست می‌کشند. اما کسانی که می‌مانند و ریشه در این حوزه می‌دوانند، عاشق این کار هستند عاشق برکتی هستند که این کار به زندگی آن‌ها می‌آورد. متر و معیارهای آن‌ها با مترو معیارهای سازنده‌ها و بساز و بفروش‌ها فرق دارد. معیار این‌ها سلامتی شغل و حس خوبی است که در تمام طول زندگی به آن‌ها می‌رسد. بنابراین اگر این شغل فقط کمی برایشان سود داشته باشد شک نکنید که این کار را ادامه می‌دهند ولی واقعا در حال حاضر کشاورزی سود ندارد. به طور مثال برای شما بگویم در سالی که وبا آمد ما در منطقه تهران‌دشت کاهو کاشتیم با آبی که باور کنید حتی از آب معدنی مصرفی مردم بهداشتی‌تر و پاک‌تر بود. در همان زمان، در قسمت‌های جنوبی ورامین محصولات با آب فاضلاب آبیاری می‌شد. یک هفته به برداشت مانده بود. کاهوی ما کاهوی درجه یک صادراتی بود. بیماری وبا شیوع پیدا کرد و به مردم اعلام شد که از مصرف سبزیجات و صیفی‌جات خودداری کنند. ما مجبور شدیم که کاهو را شخم کنیم و به زیر خاک بفرستیم این‌ها مسائلی است که انسان را دلزده می‌کند ما پاسوز عده‌ای شدیم که در جنوب ورامین محصولات خود را با آب فاضلاب آبیاری می‌کردند و دولت با بی‌تدبیری تمام به جای اینکه بررسی کافی به عمل بیاورد و تدبیری برای این موضوع بیندیشد چاره کار را در پاک کردن صورت مسئله دید. بنابراین کل کشاورزان ایران به خاطر چند روستا که در در پایین‌دست ورامین با آب فاضلاب کشاورزی می‌کردند متضرر شدند. وقتی حمایت و حاشیه امنی برای کشاورزی نیست، کشاورز هم عطای کار را به لقایش می‌بخشد و به کارهایی که با آن آشنا نیست و برای اقتصاد مملکت هم به اندازه کشاورزی بازدهی و منفعت ندارد روی می‌آورد.

چه استراتژی‌هایی به نظر شما برای رفاه و حمایت کشاورزان از طرف دولت لازم است؟
در حال حاضر در کشور آمریکا در هر ایالت محصولات کشاورزی را اولویت‌بندی می‌کنند به طور مثال گندم را اولویت اول، کلزا را اولویت بعدی و غیره قرار می‌دهد. سپس به کشاورزان اعلام می‌کنند که در درجه اول اولویت یکم باید به حد نصاب تولید برسد و از کشاورزانی که اولویت‌ها را به ترتیب پر می‌کنند حمایت صورت می‌گیرد. بنابراین دولت در هر منطقه، چند کشت را به عنوان محصولات استراتژیک اعلام می کند و از آن‌ها به ترتیب اولویت حمایت به عمل می‌آورد. اگر کشاورز مایل باشد غیر از آن چند محصول چیز دیگری بکارد، قبول کرده است که فروش محصول، ضرراحتمالی و همه‌ی ریسک‌ها را متقبل شود. اما برای آن چند کشت استراتژیک، کشاورزان نزد دولت ثبت نام می‌کنند و حتی اگر در پایان فصل خریداری برای محصول وجود نداشت خرید محصولات از طرف دولت به قیمتی که در ابتدای فصل توافق شده، تضمینی است. چنین چیزی در سیستم کشاورزی ایران یک رویاست.
متاسفانه در تمام دولت‌ها ما بی‌تدبیری و بی‌توجهی نسبت به بخش کشاورزی می‌بینیم. من فکر نمی‌کنم دولت از مسائل کشاورزی و این حوزه بی‌خبر باشد. مسلماً در هر دولتی متخصصین و مشاورین هستند که مسائل را می‌دانند و به آن‌ها اشراف دارند اما کشاورزان قشر سر به زیری هستند و مانند بسیاری از بخش‌ها به دنبال حاشیه و مشکل‌سازی نیستند شاید اگر این قشر هم مانند بعضی از مشاغل صاحب نفوذ و سرمایه بود، قضیه اینگونه پیش نمی‌رفت. اما در این بین همواره کشاورز مظلوم واقع می‌شود بخش کشاورزی سازمان‌های مردم‌نهاد قوی ندارد و همیشه درگیر بوروکراسی است. کافی است شما بخواهید تعدادی گوسفند برای خودتان نگه دارید. اگر بخواهید قانونی عمل کنید و به دنبال گرفتن جواز باشید تا یک دامداری کوچک سنتی برای پرورش چند گوسفند راه بیندازید برای ساختن یک آغل ناچیز باید یک سال و نیم دوندگی کنید.

️به نظر شما چرا کشاورزان اغلب در شناسایی نبض بازار دچار اشتباه می‌شوند؟ آیا واقعاً کشاورزی ضررده است یا اشتباهات محاسبات دخیل است؟
شناسایی نبض بازار مربوط به کشاورز نیست بلکه مربوط به تصمیم گیرندگان اوضاع اقتصادی است، کشاورز فقط وظیفه کاشت داشت و برداشت را دارد فروش به عهده کشاورز نیست کشاورز باید کشت خوب داشته باشد به خوبی از آن نگهداری کند و بتواند آن را برداشت کند و به بازار بدهد از آن به بعد وظیفه از عهده کشاورز ساقط است وقتی که کشاورز محصول خوب به بازار عرضه می‌کند و درهای صادرات بسته می‌شود یا به دلیل نداشتن روابط سیاسی خوب با همسایه‌ها و یا ایزوله نبودن کشور در مقابل بیماری‌ها و یا ارسال محصولات با کیفیت پایین یا مسموم به کشورهای همسایه کشاورزی دچار مشکل می‌شود اینجا سیاست‌گذاران حوزه اقتصاد و بازار هستند که ضعیف ظاهر شده‌اند.
بازار همواره در سود کشاورز سهیم است اما در ضرر او هرگز سهیم نیست. وقتی قیمت دلار جهش پیدا کرد کشاورزان فکر می‌کردند اگر همه چیز را دارند به چند برابر قیمت تهیه می‌کنند در عوض محصول آن‌ها هم به چند برابر قیمت صادر خواهد شد، اما این طور نشد. کشاورزان نهاده‌های کشاورزی و هزینه‌های زندگی خود را با چند برابر قیمت پرداختند اما باز مثل سال‌های گذشته درگیر دلالان و سودجویان بازار بودند. واقعاً چه انتظاری از کشاورز است؟ کشاورز وظیفه خود را به نحو انجام داده است، بهترین محصول را تولید می‌کند با بهترین شرایط در سردخانه‌ها نگهداری می‌کند اما وقتی می‌بیند باز هم نمی.تواند آنرا بفروشد حاضر می‌شود به نازلترین به قیمت اولین دلال بفروشد و همان واسطه، آن محصول را به چندین برابر قیمت وارد بازار می‌کند.
کشاورز وقتی این سودهای چند برابری که واسطه‌ها بدون زحمت، از دسترنج یکساله‌ی آن‌ها بدست می‌آورند را می‌بینند، هرگز فراموش نمی‌کنند. بعد شما می‌گویید که چرا زمین‌های شمال قطعه بندی می‌شود؟ چرا نشود؟ چرا باغ‌های سیب و کیوی و پرتقال تبدیل به ویلا نشود؟ کشاورز چه خیری از این سیستم می‌بیند که بخواهد این کار را ادامه بدهد کشاورز اگر کمی سررشته داشته باشد خودش زمینش را قطعه‌بندی می‌کند ویلا سازی می‌کند و می‌فروشد و صدها برابر سودی که از کشاورزی می‌برد، بدون تحمل ریسک و استرس، عایدش می‌شود.

️اگر نکته پایانی دارید بفرمایید.
امیدوارم که این مسائل و مشکلات به گوش مسئولین برسد چرا که این قشر آرام‌آرام، دارند اصالت خود را از دست می‌دهند و اگر به همین روند پیش برود ۲۰ سال بعد فقط در کتاب‌ها باید از کشاورزان ایران یاد کرد.

روزنامه مستقل

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا