از هر دری سخنی

آتش در مراتع کشور همچنان می‌سوزد و می‌سوزاند

کمبود اعتبارات و گویا دراولویت‌نبودن محیط زیست در کشور ما نوشته‌ها و گفته‌ها را از تأثیر می‌اندازد، به‌گونه‌ای که کسی دیگر به فکر این نیست که حتی دراین‌باره بنویسد، ولی برای آتش فرقی نمی‌کند؛ او همچنان می‌سوزد و می‌سوزاند.

شرق، ابراهیم احمدیان: آتش‌سوزی به یک پدیده سالانه طبیعی برای بسیاری از مناطق حیات‌وحش و منابع طبیعی ایران تبدیل شده است. امسال هنوز تابستان نرسیده که خبری موثق از آتش‌سوزی‌ها در غرب کشور؛ یعنی جایی نزدیک مرز ایران و عراق در استان کرمانشاه رسیده است.

سال قبل، خود در آنجا ـ منطقه عمومی قصرشیرین و سرپل ذهاب ـ بودم و کوشش‌های پر از درد و رنج، ولی بعضا بی‌ثمر تیم‌های اطفای حریق را دیدم. نتیجه‌ای که من از نزدیک به ۱۰ فقره آتش‌سوزی به چشم خود دیدم این بود: آتش هر کاری که خواست کرد و فقط زمانی خاموش شد که به جایی رسید که علوفه کم بود یا به مانعی مثل رودخانه رسید. آیا گزارش سازمان‌های مسئول از خاموش‌کردن آتش به همین نحو است؟ آیا وقتی آتش خود خاموش شد، گزارش می‌دهند که آتش را خاموش کردیم؟ هرساله، فرمانداری بسیاری از شهرها، تیم اطفای حریق تشکیل می‌دهند متشکل از چند نفر از کارمندان اداره محیط زیست و اداره منابع طبیعی. تعداد اینها گاه به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد، چراکه مثلا کل کارکنان اداره محیط زیست در فلان شهرستان فقط سه نفر است که یکی از آنها هم رئیس اداره است. وسایل آنها نیز بسیار ناکارآمد است. گاهی اگر بشود؛ یعنی راه کامیون به آتش باز باشد، کامیون آتش‌نشانی شهر هم به کمک می‌آید؛ یعنی کامیونی که وظیفه اطفای حریق شهری را برعهده دارد نه اطفای حریق در طبیعت. اینجا همه کارها با همکاری‌ و دوستی به پیش می‌رود. همکاری ادارات و افراد و اعضای آنها با هم خوب است، ولی در توان آنها نیست که این‌همه فقرات آتش‌سوزی را مهار کنند. هم تعداد آتش‌سوزی زیاد است و هم حجم آنها بالا. گرمای منطقه گرمسیر که گاه تا ۵۰ درجه بالا می‌رود، انرژی جسمی و روانی زیادی از این افراد می‌گیرد. گاهی دمای نزدیک آتش از ۷۰ درجه هم رد می‌شود. مشکل کمبود پرداخت حق مأموریت این افراد و پایین‌بودن میزان حقوق آنها هم قوز بالا قوز است. آتش‌سوزی در جنگل‌ها و منابع طبیعی ایران قابل اجتناب و پیشگیری است، هرچند ریاست سازمان گفته که این پدیده، طبیعی است و هزینه‌کردن برای آن به‌صرفه نیست.

سال گذشته در قراویز سرپل ذهاب، آق داغ قصرشیرین و مناطقی میان قصرشیرین و نفت‌شهر روزهای بسیاری آتش درگرفت که همه این مناطق محل زندگی حیات‌وحش از جمله آهو و قوچ و میش و انواع پرنده و خزنده باارزش است. سوختن علوفه در این مناطق به این معناست که تا زمان بعد از بارندگی پاییز آینده علوفه‌ای رشد نمی‌کند و حیوانات باید چند ماه گرم تابستان را صبر کنند تا باران ببارد. آسیب دیگر به‌تبع آن این است که حیوانات وحشی مجبور به مهاجرت شوند یا نزدیک روستاها بروند یا به زمین‌های کشاورزی هجوم ببرند. شاید تنها یک هواپیمای اطفای حریق مشکل بسیاری از مراتع کشور را حل کند، ولی کسی در پی تهیه آن نیست.

درباره مصیبت آتش در منابع طبیعی بسیار نوشته و گفته‌اند، ولی کمبود اعتبارات و گویا دراولویت‌نبودن محیط زیست در کشور ما نوشته‌ها و گفته‌ها را از تأثیر می‌اندازد، به‌گونه‌ای که کسی دیگر به فکر این نیست که حتی دراین‌باره بنویسد، ولی برای آتش فرقی نمی‌کند؛ او همچنان می‌سوزد و می‌سوزاند.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا