از هر دری سخنی

فسرده چند نشینی میان هستی خویش؟

داستان‌ مجلس دهم، داستان فراز‌و‌فرود امیدهاست؛ با خیزش چهار سال قبل موج امید آغاز می‌شود و پایانش اگر زوال امید نباشد، دوران حضیض آن است.

شرق، امیرمحمد حسینی: به هر روی، به قول آن شاعر بزرگ، هر حکایت دارد آغازی و انجامی و ما گمان نمی‌بردیم که آن آغاز به این انجام ختم شود.

روز گذشته دفتر مجلس دهم بسته شد؛ با همان گعده‌های همیشگی در صحن و بازار عکس‌های یادگاری که داغ بود و حتی کرونا هم آن را بر هم نزد. این‌وقت‌ها همیشه کلیشه گریبان آدم را می‌گیرد. گفتم کلیشه، چون می‌خواهم بنویسم انگار اسفند ۹۴ همین دیروز بود؛ وقتی لیست‌های فراگیر، اصلاح‌طلبان را راهی بهارستان کرد، وقتی کشور در دوران پسابرجام بود و افق‌های پیش‌رو امیدوارکننده به نظر می‌رسید؛ از برنامه‌های دولت برای برون‌رفت از بحران اقتصادی گرفته تا گشایش‌های اجتماعی و سیاسی.

در چنین شرایطی، اصولگرایان و پیروان پایداری‌، صندلی‌های سبز مجلس را به اصلاح‌طلبان واگذار کردند. اصلاحات هم که بازی را ۳۰ به هیچ برده بود، با یک برنامه ۱۲۶‌بندی که نامش «برجا» بود، پا به قوه مقننه گذاشت.

اینجا مجال آن نیست که بگوییم چرا از آن برنامه حتی ۱۰ بندش هم اجرا نشد؛ اصلا نمی‌توانست بشود. ما این چهار سال را در جدال با ناامیدی سپری کردیم؛ آمریکا از توافق هسته‌ای خارج شد، تحریم‌ها بازگشت، اوضاع اقتصادی دگرگون شد و روزنه‌های گشایش‌های سیاسی و اجتماعی یک به یک محدود شدند.

دو سال بعد، دی‌ماه که سر رسید، «دیگه تمومه ماجرا» را شنیدیم که حکایت از فرونشستن موج امید و از‌بین‌رفتن سرمایه اجتماعی جریان اصلاحات داشت. آبان ۹۸، بنزین دوباره آتش به جان امید انداخت و هنوز هم آمارهای رسمی به ما نمی‌گوید در آن ماه چه گذشت. انگار در این چهار سال، هر بزنگاه و تغییری، سهمی از امیدی را که در چنته داشتیم، گرفت و برد. ما اما هر روز چشم به فردا داشتیم.

به‌عنوان جزئی از سرویس پارلمان روزنامه «شرق»، باید ادعا کنم در این چهار سال سعی کردیم حلقه‌ای از زنجیره کارآمدی مجلس دهم باشیم. حداقل به‌ قدر وسع در این راه که از مهم‌ترین کارویژه‌های رسانه است، کوشیدیم؛ ولی روزگار هر دم به ما حکم می‌کرد که «امیدوار نباش»، «کار نکن»؛ اما بگذارید من هم حکم کنم که ما نباید امیدمان را پشت این مجلس، آن رئیس‌جمهور یا میان زمین و زمان جا بگذاریم. اگر نظرگاه‌ ما در هر مقطعی فقط کمی آمیخته به تاریخ باشد، امید را به این سادگی‌ها گم نمی‌کنیم. شاید چندان مهم نیست که جریان اصلاحات در راهبردها و نحوه مواجهه با حاکمیت اختلاف نظر داشته باشد و اصلاح‌طلبان فعلا درگیر جدال لفظی با خود باشند. مهم این است که ما در چارچوب امکان‌ها، بهترین ممکن خودمان باشیم و به موفقیت‌های هرچند کوچک دل خوش کنیم.

انگار روی سخن مولانا از پس هشت قرن پیش با ماست که می فرماید: «فسرده چند نشینی میان هستی خویش؟».

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا