دیدگاه‌ها

برآیند یک وجهی کردن مبارزه کارگران

ناصر آقاجری: تشکل های صنفی علاوه بر مطالبه گری نیازهای صنفی خود، می باید ارتباط و تاثیر متقابل آن خواست های صنفی بر مسائل اقتصادی – سیاسی را به خوبی درک کند و بر اساس این واقعیت ها راه مبارزه خود را برنامه ریزی و کاربردی بنمایند.

گفتگو از نوع مبارزه کارگران، حقوق بگیران و بازنشسته ها و انتخاب یک بعدی یکی از این شیوه های مبارزه و عمده کردن آن، با عنوان، تنها راه و امکان مبارزه، در این مقطع از شرایط اجتماعی ایران و جهان از نظر برخی فعالین کارگری، یک ضرورت ناگزیر است، در حالی که از نظر برخی دیگر از فعالین کارگری، این امر، نیازمند بررسی تاریخی این شیوه مبارزات یک وجهی کارگران در سطح جهان است، بدین جهت چکیده ای از این نوع مبارزه یک وجهی را در سطح جهان را در اختیار فعالین کارگری دچار لغزش ولی صادق، قرار می دهیم.
پیروزی سوسیالیسم در یکی از عقب مانده ترین کشور های امپریالیستی – استعماری (روسیه تزاری) برآیند یک مبارزه دراز مدت جنبش کارگری روسیه و بهره مندی از همه شیوه های مبارزه سیاسی – صنفی، مخفی و نیمه علنی بر اساس ضرورت های شرایط خاص و مشخص زمانه بوده است. مبارزه پیگیر و مداوم جنبش کارگری نیرومند بلشویک ها با دیکتاتوری استعماری روسیه، یکی از بزرگترین دستآورد های جنبش کارگری جهان است. ترکیب همه انواع مبارزات صنفی با سیاسی و پنهان و مخفی با آشکار وعلنی این امکان را فراهم آورد که در نهایت برای اولین باردر تاریخ جنبش کارگری جهان، کارگران بتوانند قدرت سیاسی را به دست بگیرند و کشور شوراها را تشکیل بدهند.
با این پیروزی و دستآورد بزرگ حاکمیت سوسیالیستی توانست راه چند صد ساله سرمایه داری برای توسعه صنعتی – علمی را با توجه به ایجاد رفاه عمومی در چند دهه، بپیماید، آن هم در حالی که در تمام مدت حاکمیت نظام کارگری این حاکمیت در محاصره اقتصادی و محاصره نظامی سیتو، سنتو و ناتو سرمایه داری جهانی وکشورهای پیرامونش بودند. برغم گذر از دو جنگ بزرگ جهانی و داخلی و حمله د د منشانه کشورهای امپریالیستی پس از پیروزی انقلاب اکتبر، این حکومت کارگری با درک و شناخت طبقاتی در شرایط قدرت جهانی امپریالیست ها و کاربردی کردن همه شیوه های مبارزه با توجه به شرایط اجتماعی متحول جهانی وداخلی با پیروزی های بزرگ در زمینه های اقتصادی، صنعتی، توسعه دانش و رفاه اجتماعی عمومی، برتری خود بر نظام استثمارگر سرمایه داری به اثبات رساند وبدین گونه جهان بینی انقلابی کارگری را پاس داشت.
پس از شکست تحقیر آمیز جهان سرمایه داری، با وجود محاصره اقتصادی – نظامی طی ۷۰ سال راه چند صد ساله سرمایه داری را پشت سر گذاشت. درست در همان زمان در آلمان پس از شکست امپراتوری رایش و انحلال ارتش تا دندان مسلح امپراتوری، کارگران و سربازان ارتش و اکثریت مردم آلمان ۲۴ ساعت در خیابان های یخ زده شهرهای بزرگ آلمان بسیج بودند، تا رهبران اسپارتاکیست ها دستور به دست گرفتن قدرت سیاسی را اعلام کنند. ولی این رهبران در بحث روشنفکری درستی یا نادرستی بدست گرفتن قدرت سیاسی با ابزار و کمک مردم خواهان سوسیالیسم، به نتیجه ای نرسیدند.
با این تردیدهای روشنفکرانه بستر باز گشت و احیاء ارتش به وسیله سوسیال دموکرات ها را فراهم نمودند. خرده بورژوازی به جای کارگران قدرت را به دست گرفت و رهبران روشنفکر جنبش اسپارتاکیست ها را با کمک ارتشی که احیاء کرده بودند ترور کردند، تا کاستی تئوری بدون پراتیک روشنفکران چپ در ناتوانی بهره گیری از چرخش های بزرگ تاریخی وانتخاب نوع مبارزه را در شرایط ویژه را در یکی از بزرگترین کشور سرمایه داری – صنعتی اروپایی به رخ جهانیان بکشند و نظام آماده شده برای حکومت کارگری را به سوی نازیسم سوق دهند. ( به کتاب، جهان در میان دو جنگ اثر ژاک بنوامشن ترجمه دکتر مهدی سمسار انتشارات اشرفی سال ۱۳۴۷ مراجعه گردد).
در کشور شوروی با پیروزی انقلاب به مرور کارگران فعال به حزب پیوستند و جنبش سندیکایی در کشور شوراها پس از جنگ جهانی دوم بمرورسیاست زدایی شد. (یکی از عوامل شکست سوسیالیسم موجود در جهان) زیرا در حکومت کارگری اشتغال کارگران کامل بود و توزیع درآمد، براساس توانایی های اقتصادی جامعه عادلانه صورت می گرفت. از این روجنبش سندیکایی سیاست زدایی شده از درون مایه پیشین خود، تهی شد. با پیوستن به فعالیت صرفا صنفی در عمل به ورطه سیاست زدایی لیبرالی گرفتار شد. اکثریت کارگران در کشور شوراها، در عمل به از خود بیگانگی از نوع دیگری دچار شدند. از سوی دیگر با رفاه نسبی از سیرتحولات سیاسی دور شدند و بی تفاوت. بدین جهت پس از کودتای فرصت طلب ها در شوروی کارگران تنها نظاره گر بدون یک واکنش عملی این شکست سوسیالیسم شدند و با بی تفاوتی ریاست جمهوری های مادام عمر و سرمایه داری مافیایی را پذیرفتند.
جنبش سندیکایی در کشور های سرمایه داری با نگرش طبقه متوسط (سوسیال دموکراسی) تنها به نگرش صنفی کارگران باور داشت و رسیدن به سوسیالیسم را در این طریق یک بعدی، جستجو می کرد. لذا این تصور نا درست را در میان کارگران ایجاد کرده بود، ” تنها با این نوع مطالبه گری سندیکایی به مرور سوسیالیسم را جایگزین سرمایه داری خواهیم کرد”. ولی امروز کارگران می بینند دست سوسیال دموکرات ها به جای سوسیالسم تخیلی در دست نولیبرال ها قرار دارد که دم به دم با قانون زدایی، همه دستآورد های جنبش سندیکایی را منهدم می کنند. خیانت سوسیال دموکراسی آلمان و آماده کردن بستر نازیسم در آلمان یک سوی این سیر تحولات جهانی بود، سمت دیگر سوسیال دموکراسی سوئد بود که از سال ۱۹۰۵ به بعد در قبال خواست مردم سوئد برای یک جامعه سوسیالیستی یک سازمان امنیت پنهان به نام ( آی بی ) به وجود آورده بود و کارگران رادیکال و کمونیست را شناسایی می کرد و با اخراج از محیط کارخانه‌ها و عدم استخدام در هیچ کارخانه و کارگاه دیگر، در واقع آن ها را فلج می کرد.
بدین گونه دموکراسی فراتر از لیبرالی ” سوسال دموکراسی” را کاربردی می نمود. محیط کار را از وجود مبارزین رادیکال بی نصیب می گذاشت تا روند صرفا صنفی بدون خدشه ادامه یابد. این خیانت سوسیال دموکرات های سوئدی به وسیله دو خبرنگار که نام یکی از آن ها ” جان گیو” بود افشا شد که نظام به اصطلاح دموکرات سوسیال دموکراسی سوئد، این خبرنگاران را برای بیان واقعیت به زندان انداخت. ولی بزرگترین اعتراضات مردمی در این کشور آن دو خبرنگار را از زندان آزاد کرد. کشوری که سال ها با حکومت سوسیال دموکراسی خود نوید رفتن به سوی مناسبات اقتصادی سوسیالیستی را اعلام می‌داشت، ولی اینک با کاربردی کردن مناسبات اقتصادی نولیبرالی همه دستآوردهای مبارزات کارگران را یکی یکی از میان می برد و راست فاشیست را در سوئد بال و پر می دهد.
یاس کارگران و حقوق بگیران در جهان صنعتی از اتحادیه های کارگری جهانی با تاریخ دراز مدت ولی سترون صنفی شان و احزاب سیاسی سوسیال دموکراسی که به جای رفتن به سوی شعارهای همیشگی شان ” سوسیالیسم” خود را به مناسبات نولیبرالی واگذار کرده اند. از سوی دیگر سیاست زدایی در سندیکاهای اتحاد شوروی و شکست آن ساختار کارگری و کم توجهی کارگران سیاست زدایی شده آن نظام به این شکست، کارگران، حقوق بگیران ومستمری بگیران بازنشسته را، با یأس و نا امیدی ازشیوه های گذشته مبارزه، به سوی مبارزات شبکه ای کشانده است، که دستآوردی جز شکست تا به امروز برای آنها نداشته است.(وال استریت در آمریکا و جلیقه زرد ها در فرانسه و بهارعربی در شمال آفریقا وخاور میانه).
در ایران مبارزه تشکل های صنفی مستقل و سرکوب شده، در کنار مبارزات شبکه ای کارگران، کارگران بیکار شده، جوانان دانش آموخته بدون کار و در آمدی اقتصادی، در خیابان های شهرهای بزرگ ایران به نام مسائل امنیتی به خون کشیده می شود. واقعیت موجود نشان می دهد که هیچ پدیده و خواست صنفی وجود ندارد که ریشه در مسائل اقتصادی و به تبع آن، در مسائل سیاسی نداشته باشد. ارتباط و تاثیر متقابل این خواست های صنفی بر مسائل اقتصادی – سیاسی یک واقعیت عینی غیر قابل انکار است نه یک نظریه انتزایی. سیاست زدایی از تشکل های صنفی کارگران و بازنشستگان یک نگرش واپس گرای لیبرالی برای خلع سلاح کارگران، در مقابل تهاجم سرمایه داران به حقوق قانونی کارگران است. ولی این نگرش به این معنا نیست که سندیکا ها می باید پرچم مبارزه سیاسی را برپا کنند، بلکه می باید از ترکیب هر دو نوع مبارزه با توجه به ضرورت های شرایط عینی و ذهنی جامعه بهره گیری کنند ویک وجه را به گونه ی مکانیکی عمده نکنند. در شرایط استبداد و دیکتاتوری گرایش کارگران به سوی ایجاد سندیکا های مخفی یک ضرورت تحمیلی از سوی استبداد سرمایه داری حاکم بوده است که در همه کشور های صنعتی در یک دوره خاص کارگران مجبور به کاربردی کردن آن شده اند.
یکی از با ارزشترین مبارزات کارگری ایران دهه ۲۰ – ۳۰ می باشد که کارگران توانستند با اعتصابات سراسری در ایران حکومت سرمایه داری را وادار به پذیرش تامین اجتماعی برای کارگران کردند که مبارزات آن دوره کارگران ترکیبی از مبارزات صنفی – سیاسی بودو در واقعه ۳۰ تیر با قدرت از دولت ملی مصدق پشتیبانی کردند و اختیارات کامل برای ملی کردن صنعت نفت را به او دادند همین طورریاست ارتش را که شاه مجبور به فرار از ایران شد. ولی رهبر ملی گرای هوادار سرمایه داری – فیودالی ایران ناتوان از بهره گیری از این امکانات در قبال کودتای آمریکایی – انگلیسی باعث شکست همه دستآوردها شدند. نمونه تاریخی دیگراز مبارزات تک بعدی که رژیم با دیکتاتوری به جوانان روشن اندیش ایران تحمیل کرده بود، مبارزات چریکی جوانان مبارز و شجاعی بود که بن بست دیکتاتوری شاهنشاهی آنها را به سوی مبارزات صرفا نظامی کشانده بود وبرغم شدیدترین ایمن سازی و رعایت مسایل امنیتی و از جان گذشتگی این بزرگان تاریخ جنبش کارگری ایران، به دام نیروهای ساواک می افتادند و بهترین فرزندان خلق، قربانی نظام سرمایه داری وابسته می شدند، زیرا، این نوع مبارزه یک وجهی نمی توانست همه جامعه ستم دیده را در آن مقطع زمانی بسیج کند و زمان این نوع از مبارزه فرا نرسیده بود. شیوه ی مبارزه را شرایط عینی – ذهنی جامعه با توجه به نوع مناسبات اجتماعی آن، مشخص و تعیین می کند، نه خواست فردی روشنفکران. تشکل های صنفی علاوه بر مطالبه گری نیازهای صنفی خود، می باید ارتباط و تاثیر متقابل آن خواست های صنفی بر مسائل اقتصادی – سیاسی را به خوبی درک کند و بر اساس این واقعیت ها راه مبارزه خود را برنامه ریزی و کاربردی بنمایند.
در شرایط امروزی جهان که سرمایه داری نولیبرالی کاستی های ایجاد شده به وسیله نظام را با ریاضت اقتصادی به دوش کارگران و زحمت کشان می اندازد و با قانون زدایی زمان کار را فراتر از ۸ ساعت کار رسانده و دیگر سن یازنشستگی از ۳۰ سال فراتر رفته است، گفتگو کردن از یک وجه صرفا صنفی و وحشت داشتن از بهره بردن از دستآوردهای جنبش جهانی کارگری و ندیده گرفتن تاریخ پر بار جنبش کارگری ایران، نامش هرچه باشد، مبارزه ای حتی صنفی هم نیست، سترون کردن عمدی تشکل های مستقل زحمت کشان است که برخی آگاهانه و برخی دیگر نا آگاهانه به آن دامن می زنند و تشکل های موجود را دچار انشعاب می کنند. روندی که تنها در جهت منافع کوتاه مدت و دراز مدت سرمایه داری جهانی است. ولی برغم همه این تلاش های ضد مردمی بحران های اقتصادی – اجتماعی مشت این ریاکاران و بی خردان را افشا می کند و جنبش کارگری ایران در اشکال متنوعی واقعیت خود را در خیابان ها به رخ استبداد سرمایه داری می کشاند.
ناصر آقاجری
بازنشسته ای از، اتحادیه نیروی کار پروژهای ایران
۱ خرداد ماه ۹۹

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا