چرخانمقالات

عبدالصمد کامبخش: نظری به جنبش کارگری و کمونیستی در ایران (۲۰)

حزب توده‌ی ایران با دادن هرگونه امتیازی مخالف بوده است. حزب توده‌ی ایران معتقد است که مردم ایران خود قادرند منابع ثروت خود را در دست بگیرند ولی حزب اضافه می‌کرد در صورتی که دولت این مورد را استثنائی می‌داند و تصمیم قطعی به دادن امتیاز دارد نباید چنین تعجیلی در کار داشته باشد که بدون مطالعه‌ی لازم و در نظر گرفتن مصالح مردم و مملکت عمل کند.

موضع حزب توده‌ی ایران ـ حزب توده‌ی ایران زمانی موضع گرفت که پرده‌ها بالا رفته بود ولی دولت هنوز حاضر نبود سکوت را بشکند. حزب در مطبوعات خود مصرا از دولت می‌خواست که در این باره توضیحاتی بدهد. نماینده‌ی فراکسیون توده روز نوزدهم مرداد ۱۳۲۲ (دهم اوت ۱۹۴۳) هنگامی که نخست وزیر به مجلس آمده بود موضوع را مطرح ساخت.

بدوا مطلب را از زبان الول ساتن بیان کنیم. وی می‌نویسد:

«دهم اوت در مجلس وکیل حزب توده از نخست وزیر خواست که گزارش این مذاکرات به مجلس داده شود و اضافه کرد که دولت باید بی‌طرف باشد و اگر برای خود مشاورینی انتخاب می‌کند این‌ها از کسان آنهائی که امتیاز می‌خواهند نباشند. او گفت ما اصولاً علیه هرگونه امتیاز به خارج هستیم»(۱) (تکیه روی کلمات همه جا از نگارنده است).

برای روشنی بیشتر عین نظرات را نقل می‌کنیم: (۲)

«از چندی به این طرف همه‌ی آقایان مطلع هستند که در جرائد خارجی و داخلی مفصلاً راجع به نفت شرق مطالبی خوانده‌ایم که آقای دکتر میلسپو برای همین کار دو مستشار از آمریکا استخدام کرده‌اند و می‌خواهند راجع به نفت با آقایان مستشاران مشورت کنند و یک جریان دوم هم دیده می‌شود و آن مجالسی است که جناب آقای نخست وزیر در این هفته‌های اخیر ترتیب دادند و از یک عده از آقایان جلساتی تشکیل می‌دهند و مشورت‌هائی به همان منظور که در روزنامه‌ها نوشته می‌شود می‌کنند و این جلسات هم گویا مربوط به نفت است و امیدوارم که این دو جریان یک جریان باشد و بنده خواستم عرض کنم که بنده با رفقایم با دادن امتیازها به دولتهای خارجی بطور کلی مخالفیم. همانطور که ملت ایران توانست راه آهن را خودش احداث کند بنده یقین دارم که با کمک مردم و سرمایه‌ی داخلی ما می‌توانیم تمام منابع ثروت این مملکت را استخراج کنیم و شاید بتوانیم به موضوع بدبختی مردم این مملکت بهبودی بدهیم. اگر فرض کنیم که این مورد استثنائی است من تعجب از عجله در این قضیه می‌کنم که چرا ما در یک چنین موقع بحرانی که تمام دنیا در آتش می‌سوزد در این امر اینقدر تسریع می‌کنیم و به عقیده‌ی بنده به هیچوجه صلاح نیست و مقتضی نیست در چنین موقعی ما با عجله یک اقدامی بکنیم که شاید قرن‌ها در آتیه تأسف آنرا بخوریم. بنابراین از جناب آقای نخست وزیر خواهش می‌کنم آنقدری که اطلاع دارند توضیح بدهند».

از این موضع‌گیری رسمی حزب توده‌ی ایران چند نکته استنتاج می‌شود که می‌تواند پایه‌ی قضاوت در باره‌ی اقدامات بعدی حزب نیز باشد:

  1. حزب توده‌ی ایران با دادن هرگونه امتیازی مخالف بوده است.
  2. حزب توده‌ی ایران معتقد است که مردم ایران خود قادرند منابع ثروت خود را در دست بگیرند ولی حزب اضافه می‌کرد در صورتی که دولت این مورد را استثنائی می‌داند و تصمیم قطعی به دادن امتیاز دارد نباید چنین تعجیلی در کار داشته باشد که بدون مطالعه‌ی لازم و در نظر گرفتن مصالح مردم و مملکت عمل کند.
  3. حزب توده‌ی ایران معتقد بود در چنین صورت استثنائی، مطالعه‌ی دقیق، هرکسی را که به مصالح کشور علاقه دارد به این نتیجه خواهد رساند که شرایط شوروی را ارجع بداند، زیرا اولاً دولت شوروی نمی‌تواند (و بحق هم نمی‌تواند) موافق باشد که در مناطق مرزی وی انحصارات امپریالیستی پایگاه‌هائی داشته باشند؛ ثانیاً این عمل را ماده‌ی ۱۳ قرارداد فوریه‌ی ۱۹۲۱ منع کرده است. در این ماده حکومت شوروی الغاء امتیازنامه‌ی نوبل را مشروط به این کرده است که استخراج نفت در این مناطق به هیچ دولت ثانی داده نشود و این قرارداد در جهت تأمین استقلال سیاسی و اقتصادی ایران بوده است و باید از هر جهت رعایت گردد.

حزب توده‌ی ایران یقین داشت که انحصارهای امپریالیستی به این زودی زیر بار قبول شرایطی نظیر آنچه که شوروی مطرح کرده است نخواهند رفت و ترجیح می‌دهند ادعائی نداشته باشند تا موقع مناسب‌تری برسد ـ چنانکه همینطور هم شد.

در این زمینه نتیجه‌گیری الول ساتن نیز شایان توجه است. وی می‌نویسد:

«اگر فرض ما در باره‌ی اینکه منظور روس‌ها این بوده است که کمپانی‌های آمریکا و انگلیس به شمال ایران راه نیابند درست بوده است… در آنصورت باید چنین نتیجه گرفت که بمنظور خود نائل آمدند و باید فقط تعجب کرد از اینکه محافل رسمی انگلیس این حادثه را شکست روس‌ها می‌دانند…» (۳).

مایکل بروکس روزنامه‌نگار انگلیسی در کتاب خود «نفت و سیاست خارجی» (۴) پس از ذکر اینکه شرایط عادلانه‌ی پیشنهاد شوروی تا آنروز سابقه نداشته است می‌نویسد:

«سفیر آمریکا در ایران ژرژ آلن در ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۷ اظهار داشت که آمریکا از تصمیم دولت ایران در صورت رد پیشنهاد شوروی پشتیبانی کامل خواهد کرد و وزیر خارجه‌ی آمریکا مارشال در نامه‌ای که به سفیر ایران در واشنگتن (حسین علاء) نوشت ذکر کرد که اگر امنتاع دولت ایران از واگذاری امتیاز نفت به روسیه عواقب نامطلوبی ببار آورد دولت آمریکا از ایران حمایت خواهد کرد».

بدیهی است این همه کوشش دول امپریالیستی برای رد پیشنهادهای شوروی حتی به قیمت صرف نظر کردن از امتیاز برای خویش بهترین نمونه‌ی آنست که اگر دولت ایران لازم می‌دید امتیازی داده شود و یا شرکت مختلطی تشکیل گردد پیشنهادات شوروی از نظر منافع مردم ایران ارجعیت داشت. مورد دیگری که به موضع حزب توده‌ی ایران و مطالب فوق در آن اشاره شده است نامه‌ایست که دکتر مصدق در باره‌ی لایحه‌ی منع مذاکرات نفت که به مجلس برد برای ماکسیموف سفیر شوروی نوشته است. در این نامه چنین می‌خوانیم: (۵)

«در جلسه ۱۹ مرداد ماه ۱۳۲۳ که بطور ناگهانی دولت برای سؤال بعضی از نمایندگان راجع به مذاکرات امتیاز نفت با شرکت‌های آمریکائی به مجلس آمد یکی از اعضاء فراکسیون توده چنین اطهار نمود:

بنده و رفقایم با دادن امتیازات به دولت‌های خارجی بطور کلی مخالفیم. همانطور که ملت ایران توانست راه آهن خود را احداث کند یقین دارم که با کمک مردم و سرمایه‌ی داخلی ما می‌توانیم تمام منابع ثروت این مملکت را استخراج نمائیم».

چون این بیان مطابق فکر من بود لازم دانستم در این باب مطالعات عمیق کنم و از روی مدارک نظریات خود را مستدلا در مجلس بیان نمایم. بنابراین مشغول تهیه‌ی لایحه‌ای شدم برای اینکه هر وقت پیشنهاد امتیاز شرکت‌های آمریکائی در مجلس مطرح شود از آن استفاده نمایم. خوشبختانه ورود جناب آقای کافتارادزه به تهران سبب شد که داوطلبان آمریکائی از پیشنهاد خود صرف نظر کنند و فرصتی بدست نیامد که نظریات خود را در موضوع معادن نفت ایران در مقام مخالفت با شرکت‌های آمریکائی بیان نمایم… و چون معتقدم که اتحاد شوروی حق بزرگی بر ما دارد و ما را از مخاطره‌ی حیاتی نجات داده است میل نداشتم ترتیبی پیش آید که از امتیاز شوروی در مجلس عنوانی بشود و اینجانب از نظر مخالفت نظریاتی اظهار نمایم. این بود که برای جلوگیری از چنین حادثه‌ای در جلسه‌ی هفتم آبان ۱۳۲۳ مجلس شورای ملی نطق خود را ایراد نمودم و برای اینکه راهی برای مذاکره باز شود طرحی اتخاذ و خاطرنشان نمودم که مخازن نفتی ما بدون اینکه امتیازی داده شود مورد استفاده‌ی صنایع شوروی واقع گردد.

سپس گفته می‌شود:

«جناب آقای سفیر ـ امیدوارم که نفرمائید من به مقام و موفقیت دولت شما علاقمندم. علاقه من به موفقیت دولت شما از نظر مصالح ایران است و چناکه در مجلس علناً اظهار داشتم گذشته شما ثابت کرده است که هر وقت دولت شوروی از صحنه سیاست ایران غائب شده است روزگار ایران تباه شده است….»

لایحه‌ی دکتر مصدق که مضمون این نامه است در تاریخ ۷ آبان ۱۳۲۳ (۲ دسامبر ۱۹۲۴) به مجلس تقدیم شد. این لایحه هرگونه مذاکره‌ای را در باره‌ی امتیاز نفت منع می‌کرد با قید آنکه مجازات مرتکب از ۳ تا ۸ سال حبس مجرد و محرومیت ابد از خدمات دولتی خواهد بود و فقط می‌توان در باره‌ی فروش نفت وارد مذاکره شد.

فراکسیون توده با دو فوریت و تصویب فی المجلس لایحه بدون آنکه بحثی در باره‌ی آن شده باشد مخالفت کرد و معتقد بود که لایحه باید مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا خود نیز نظریاتی داشت، بویژه آنکه اکنون برای این لایحه عجله‌ای وجود نداشت. وقتی این نظر قبول نشد، فراکسیون توده به لایحه‌ی رحیمیان که بلافاصله در جلسه‌ی بعد مطرح گردید و در آن الغاء امتیاز نفت جنوب مطرح شده بود رأی داد. اعضای فراکسیون توده تنها رأی دهندگان به این لایحه بودند.

پس از مدتی در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۲۳(۱۹ دسامبر ۱۹۲۴) دکتر مصدف عدم موافقت خود را با لایحه‌ی رحیمیان چنین توضیح داد که مجلس نمی‌تواند بدون مطالعه و تحقیق لازم به الغاء قراردادهای مصوب که جنبه‌ی بین‌المللی دارند رأی دهد. محافل ارتجاعی کوشیدند موضع روشن حزب توده‌ی ایران تحریف کنند و در این زمینه سید ضیاء و دار و دسته‌اش که برای رسیدن به هدف خود هر روز موضعی نو می‌گرفتند بویژه کوشا بودند. روزنامه «رهبر» شماره ۴۶۳، ۲۲ دی ۱۳۲۳ در افشاء این عمل سید ضیاء‌الدین نوشت:

«… سید ضیائی که در مصاحبه‌ی فلسطین و مقالات اولیه‌ی خود آن همه دم از دوستی با شوروی می‌زد و خود را «شاگرد مکتب انقلاب اکتبر» می‌خواست معرفی کند و چنین تظاهر می‌نمود که هیجان او نتیجه‌ی مشاهده‌ی هیجان پیشوایان انقلابی شوروی است، ـ همین سید ضیاء امروز که حوادث نقاب از چهره‌اش افکنده است با بی پروائی خاص… به بهتان زدن آغاز کرده است… سید ضیائی که بارها به رفقای نماینده ما در مجلس پیشنهاد همکاری کرد و چندین بار تکرار نمود که من حاضرم با شرکت شما کابینه تشکیل بدهم و حتی گفت «اگر حکومت شوروی با من مخالفت نکند من در موقع زمامداری نفت را هم به آنها خواهم داد»… امروز دهان را به کلماتی باز می‌کند که بسیار برای سر بی مغز او بزرگ است… این‌ها نشانه‌ی یأس و اطمینان او به شکست است…”.

سیاست دورویانه‌ی دولت ساعد و تسلیم وی در مقابل امپریالیست‌ها به حساب زیر پا گذاردن منافع ملت ایران موجب خشم محافل مترقی و دمکراتیک گردید. در نمایش بزرگی که هفتم نوامبر ۱۹۴۴ بمناسبت سالگرد انقلاب کبیر اکتبر از طرف حزب توده‌ی ایران و شورای متحده‌ی مرکزی با شرکت ۴۰ هزار نفر در تهران تشکیل گردید از جمله شعارهای اصلی برکناری ساعد و اخراج میلسپو از ایران بود. نمایش دهندگان در معرض حمله‌ی پلیس قرار گرفتند. ولی دامنه‌ی این کارزار آنقدر وسعت داشت که جلوگیری از آن می‌توانست عواقب وخیمی بار آورد. جمعا در تهران و استان‌ها و شهرستان‌ها از آن جمله در شهرهای جنوبی کشور، در حدود نیم میلیون نفر در نمایشات اعتراضیه علیه دولت ساعد شرکت نمودند.

در نتیجه‌ی این کارزار کابینه‌ی ساعد جای خود را به کابینه‌ی بیات داد.

اکنون یکی از خواست‌های اساسی دیگر این کارزار یعنی موضوع اخراج میلسپو و مستشاران آمریکائی مطرح بود.

ادامه دارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ ـ اول ساتن، صفحه ۱۴۱ و ۱۴۲

۲ ـ مشروح مذاکرات مجلس ۱۹ مرداد ۱۳۲۲

۳ ـ الول ساتن صفحه ۱۴۵ی

۴ ـ Michael Brooks: „Oil and Foreign Policy, 1949 London

۵ ـ از کتاب «سیاست موازنه منفی» از حسین کی استوان، جلد اول، صفحات ۲۴۶ ـ ۲۴۷

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا