فرهنگییادمان و رویدادها

روزشمار چهره‌های تاریخی سینماگر سینماگران

هفت تیر ۱۳۲۲ ; ۷۷ سال پیش در چنین روزی سهراب شهید ثالث در تهران زاده شد. شهیدثالث در همان سال ١٣۵۵ که برای فیلم‏سازی به آلمان فراخوانده شد به حزب توده ایران پیوست و تا پایان عمر کوتاه اما پربار و شگرف خود یک توده‏یی فداکار باقی ماند. همیشه گفته بود و آرزو کرده بود که هرچه در توان خود دارد به پای حزب‏ اش بریزد….

کودکی‏های سهراب سخت و پررنج و درد گذشته بود. و بدین‏گونه در زیر تازیانه‏های بی‏رحم زندگی، الماس وجودش به خوبی تراش خورده و پرداخته شده بود. به زودی دریافته بود که تنها در سنگر حزب کارگران و زحمتکشان است که می‏تواند با اهریمن ستم و بهره‏کشی درآویزد. اما فراتر از این‏همه او حزب طبقه‏ی کارگر ایران را هم چون خانواده و مادر خود که گویا زودهم از دست‏شان داده بود می‏نگریست. در گفت و گوهای خصوص‏اش با این و آن، هم واره حزب را خانواده‏ی از دست رفته‏اش می‏نامید.
در سال‏های فروپاشی اتحادشوروی و یورش های پیا پی گزمگان رژیم به حزب توده‏ی ایران با آن‏که روحیه‏اش درهم آشفته بود اما هرگز در درستی راه و جهان‏بینی حزب، گمانی به خود راه نداد.

به گزارش دویچه وله، او می گفت: “یکی نجار شد یکی خیاط، ما هم فیلمساز شدیم. پس فخر نفروشیم. از کجا که حتما کار ما برای جامعه مفیدتر باشد؟”.

سهراب شهید ثالث کودکی سختی داشت. پدرش کارمند بانک بود:

“سه سالم که شد، یک خانمی در خانواده ما بود و به من یاد دادند که بهش بگویم مامی… ده یازده سالم بود که فهمیدم او مادر اصلی من نیست و تازه از کتک‌هایی که خورده بودم، دردم گرفت. زنی که مرا به دنیا آورد، توی لس‌آنجلس خاکه”.

از کودکی شیفته سینما بود:

“۱۶ ساله بودم که فکر کردم باید فیلم بسازم تا مردم ببینند زندگیشان در فیلم پیش می‌آید یا نه”.

۱۸ ساله بود که به پایتخت اتریش رفت و با اینکه بیمار بود و با نظافت و کارهای سخت دیگر زندگی را می‌گذراند، چهار سال در آنجا کارگردانی و سناریونویسی خواند.

۲۲ ساله بود که به پاریس رفت و در کنسرواتوار فیلم این رشته را به پایان رساند.

۲۶ ساله بود که به ایران برگشت و در همان سال چند فیلم مستند مانند “بزم درویشان” و “رقص‌های بومی ایران” را برای وزارت فرهنگ و هنر ساخت.

۳۰ ساله بود که نخستین فیلم بلندش را ساخت که از ماندگارترین آثار او در ایران به شمار می‌رود:

«ما بچه‌های کوچکی هستیم که تا چشم باز می‌کنیم می‌افتیم توی پیری یا حداقل بزرگسالی. این یکی از انگیزه‌های ساختن فیلم “یک اتفاق ساده” شد».

هنر او در تصویرسازی تجربه‌های تیره انسانی بود به شیوه‌ای شاعرانه و در عین حال بی جوش و خروش.

در آغاز، فیلم‌هایش به خاطر ریتم کُند و نگاه تلخ و واقع‌گرایانه با اقبال روبرو نشد ولی رفته رفته نماد موج نو سینمای ایران به شمار آمد.

۳۲ ساله بود که برای ساختن فیلم “در غربت” به آلمان رفت و در آنجا ماندگار شد.

او در آنجا حدود ۱۰ فیلم مستند و داستانی ساخت که بیشتر آنها جایزه‌های جشنواره‌های معتبر آلمان و کشورهای دیگر را نصیب خود ساختند.

به گیشه هیچ توجهی نداشت و فیلم‌های او بیشتر زبدگان سینمادوست را جذب می‌کرد و شاید به همین دلیل در سال‌های پایانی عمرش دیگر امکان ساختن فیلمی را پیدا نکرد.

او گرچه به حزب توده ایران گروید اما جز فیلم “گیرنده ناشناس” (۱۳۶۲) که انتقاد از بیگانه‌ستیزی در آلمان است، فیلم انتقادی و سیاسی نساخت.

در انتقاد از نقض خشن حقوق بشر در ایران، کولاژی از اعترافات زورکی و نمایشی رهبران حزب توده در تلویزیون جمهوری اسلامی، تهیه کرد که فشار دست‌اندرکاران رژیم را برای اعتراف گرفتن از متهمان فاش می‌کند.

سهراب شهید ثالث در ۵۵ سالگی در شیکاگو آمریکا درگذشت.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا