چرخانمقالات

عبدالصمد کامبخش: نظری به جنبش کارگری و کمونیستی در ایران (۲۵)

اکنون دیگر اشخاصی که در راس مخالفین قرار داشتند آن اعضاء علاقمند به حزب نبودند که ناکامی جنبش آنها را موقتاً گمراه ساخته بود، بلکه منحرفینی بودند که می‌خواستند بهر قیمتی شده است حزب را از جاده‌ی اصولی خود منحرف سازند.

«تئوری» دکتر اپریم عبارتست از لزوم تشکیل یک حزب در داخل یک جبهه و یک «آوانگارد» (پیشقراول) در داخل یک حزب وسیع. بطور مشخص از آنجا که حزب توده ایران به هنگام نوشته شدن این جزوه بدل ‌به یک جنبش توده‌ای وسیعی شده بود این «آوانگارد» می‌بایستی بصورت یک فراکسیون متشکل در داخل حزب بوجود آمده رهبری حزب را بعهده گیرد. دکتر اپریم در صفحات ۳۲ ـ ۳۴ جزوه خود می‌نویسد:

«چیزی که مهم است متشکل شدن عناصر مترقی و مبارز است بقسمی که آنها را (یعنی اعضاء حزب را ـ ک.) برای فعالیت و عمل آماده نمایند. هدف این رساله تشکیل همین پیشقراول است. این سازمان جدید را می‌توان به چندین طریق تشکیل داد:

  1. جبهه‌ی مردم به اسم جبهه‌ی مترقی یا دمکرات که شامل اعضاء حالیه حزب توده ایران و سایر عناصر مترقی قابل شرکت در جبهه باشد. در این صورت پیشقراول می‌تواند مانند یک حزب در داخل این جبهه به فعالیت بپردازد.
  2. گروه معینی بنام «پیشقراول حزبی» می‌توان در داخل خود حزب بوجود آورد که با تبعیت کامل از حزب دارای سازمان مستقلی برای خود باشد».

سپس در باره‌ی مشخصات این «آوانگارد» در صفحات ۳۵ ـ ۳۶ رساله مورد بحث چنین می‌خوانیم:

«مهمترین مسئله کشور ما و فوری‌ترین عملی که باید انجام شود ایجاد این اقلیت قابل اعتماد، باهوش، تربیت شده و با انضباط است که دارای تشکیلات متمرکز و قوی باشد. بوسیله‌ی آن همه کاری می‌توان انجام داد و بدون آن هیچ کار قابل اهمیت از پیش نخواهد رفت. بار سنگینی تمام فعالیت‌های دست چپ بدوش این اقلیت خواهد افتاد، بنای حزب بر روی آن پی خواهد گرفت و آن خون حیات بخش بدن حزب خواهد بود… این پیشقراول طبق نقشه خود، با ایمان راسخ به پیروزی نهائی مرام خود به پیش می‌رود تا به هدف خود برسد».

در باره شرایط انتخاب و ایجاد این «پیشقراول» و چگونگی «تبعیت» آن از حزب تشریحی در رساله نشده است. ولی این توضیحات بطور مفصل در پلاتفرم دسته‌ جمعی «آوانگاردیست»ها و یا «اصلاح طلبان» که تحت عنوان «حزب توده ایران سر دو راه» با نام مستعار «الاتور» (بر حسب حروف اول تنظیم کنندگان آن و بقلم جلال آل احمد) منشر گردید، داده شده است.

نویسندگان «الاتور» (یعنی همان «اصلاح طلبان» به رهبری خلیل ملکی) که قبلاً از نظر تاکتیکی کوشش داشتند ظاهراً از دکتر اپریم فاصله بگیرند، در این جزوه‌ی خود مطلب «مهم» تازه‌ای جز همان تشکیل «آوانگارد» دکتر اپریم نیافتند که پیشنهاد کنند و لذا شرط اول اصلاح حزب را همان تشکیل «اقلیت متشکل» قرار دادند و تصدیق کردند که:

«این عقیده را قبل از ما دکتر اپریم در همان کتابچه «چه باید کرد» خود تشریح کرده و طرفدار ایجاد همین «آوانگارد» در داخل حزب است. چون شرایطی که امروز نهضت ما در داخل آن باید پایه‌های جدید خود را بریزد جز این تقاضا نمی‌کند این است که ما هم عقیده‌ی ایشان را تائید می‌کنیم» (الاتور، صفحه ۲۳).

جزوه‌ی «حزب توده ایران سر دو راه» (الاتور) چکیده‌ایست از نظریات اپوزیسیون متشکل داخل حزبی تحت رهبری خلیل ملکی. در این جزوه نظریات رویزیونیستی و تجدیدنظرطلبانه این عده و راهی که در مقابل حزب توده ایران گذاشته می‌شد، با وضوح کامل تشریح شده است.

بزعم «الاتور» جامعه از نظر حزب سیاسی به چهار گروه تقسیم می‌شود:

۱ـ حزبی‌ها ۲ـ طرفداران (سمپاتیزان‌ها) ۳ـ بیطرف‌ها ۴ـ مخالفین (الاتور، صفحه ۲۰)

کلمه‌ای هم در باره‌ی جنبه‌ی طبقاتی جامعه و احزاب سیاسی، در باره‌ی ویژگی‌های حزب پرولتری، در باره‌ی متفقین دائمی و موقتی آن، در باره‌ی شرایطی که در آن، این یا آن قشر جامعه در کشور معینی می‌تواند در مرحله‌ای از مراحل به هواداری و یا مخالفت با این حزب برآید دیده نمی‌شود.

و اما خود حزب را «الاتور» چنین تعریف می‌کند:

«حزب عبارت از اجتماع یک عده اشخاص هم‌عقیده و هم‌مسلک است که برای نیل به هدف و مرام مشترک سیاسی خود دور هم جمع می‌شوند و فعالیت می‌کنند» (الاتور ص ۱۹).

و برای اینکه شک و شبهه‌ای در اینکه منکر جنبه‌ی طبقاتی حزب است باقی نماند اضافه می‌کند:

«تعریف خیلی کلی‌تر و دامنه دارتر از تعریف متداول و معمولی است که در محافل آزادی‌خواه از حزب می‌کنند به این طریق که «حزب اجتماع پیشروترین و مبارزترین افراد یک طبقه‌ی اجتماعی است که برای نیل به هدف طبقاتی خود مبارزه می‌کنند» (همانجا).

برای ورود به حزب هم «الاتور» تنها دو شرط را کافی می‌داند: صلاحیت شخصی (یعنی درستکار بودن) و صلاحیت اجتماعی.

«آوانگاردیست‌ها» ظاهراً ادعا می‌کردند که با تشکیل فراکسیون مخفی در داخل حزب مخالفند، گو اینکه آنرا مفید می‌دانند. علت این مخالفت هم به اعتراف خود آنها این است که:

  • «فراکسیون بالاخره مخفی نخواهد ماند و کارش فلج می‌شود و علاوه بر آن دائره‌ی فعالیت فراکسیون بسیار محدود خواهد بود زیرا کلیه‌ی کارهای آن لازمست مخفی و سری باشد، در صورتی که ما علتی برای محدود نمودن این دایره‌ی فعالیت نمی‌بینیم. آنچه را که می‌توان علنی و رسمی انجام داد چرا باید مخفی و محدود کرد؟» (الاتور، صفحه ۷۳).

اینها زمینه چینی برای رسمیت دادن به فعالیت اپوزیسیون در داخل حزب بود. فراکسیونیست‌ها بتدریج فعالیت خود را علنی ساختند. اکنون دیگر اشخاصی که در راس مخالفین قرار داشتند آن اعضاء علاقمند به حزب نبودند که ناکامی جنبش آنها را موقتاً گمراه ساخته بود، بلکه منحرفینی بودند که می‌خواستند بهر قیمتی شده است حزب را از جاده‌ی اصولی خود منحرف سازند.

رفته‌رفته گروه‌های مختلف اپوزیسیون ـ «آوانگاردیست‌ها»، انواع «اصلاح طلبان» و انشعاب‌گران به اضافه‌ی عمال دشمن که به داخل حزب راه یافته بودند بهم نزدیک شده و جبهه واحدی در مقابل رهبری حزب تشکیل دادند. خطری جدی حزب را تهدید می‌کرد و رهبری حزب در مقابل وظیفه‌ی مبرم افشاء سیمای واقعی آنان قرار گرفته بود.

بدین منظور هیئت اجرائیه موقت تصمیم گرفت هفته‌ای یکبار جلسات وسیعی بعنوان «جلسات بحث و انتقاد» تشکیل دهد. در این جلسات که کادرهای حزبی و اعضاء حزب داوطلبانه حضور می یافتند مخالفین مجاز بودند آزادانه و بطور صریح نظرات خود را بیان کنند و از جانب سخنگویان رهبری پاسخ بشنوند. در این جلسات در مسائل مورد اختلاف وسیعا بحث می‌شد و حاضران امکان داشتند خود در صحت و سقم نظریات دو طرف قضاوت کنند.

علاوه بر آن از طرف هیئت اجرائیه موقت و اعضاء آن دست به نشر جزوات و رسالاتی زده شد که در آن مواضع نادرست و ضد حزبی مخالفان مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گرفت. از جمله نشریه‌ی ویژه‌ی دبیرخانه‌ی هیئت اجرائیه‌ی موقت که در اواسط سال ۱۳۲۶ تحت عنوان «تحلیلی از اوضاع حزب» نشر یافت. در باره‌ی هدف این نشریه در مقدمه‌ی آن گفته می‌شود:

«هیئت اجرائیه موقت حزب توده ایران، در این موقع که در اثر بروز تشتت فکری و اختلاف نظر در باره‌ی برخی از مسائل حزبی و تشکیلاتی در سازمان حزبی پدید شده است، لازم دانسته تحلیل خود را از اوضاع حزب مدون ساخته در دسترس همه‌ی رفقا قرار دهد… هیئت اجرائیه امیدوار است که مطالعه‌ی این رساله رویهمرفته تفکر همه‌ی رفقای حزب را در مسیر واحدی بیافکند و یا لااقل بیکدیگر نزدیک کند و به مقدار زیادی از تشتت فکری که اگر بدین شکل ادامه یابد… نتایج آن برای حزب، وخیم خواهد بود خاتمه دهد و به وحدت ایدئولوژی در حزب کمک برساند». (۱)

این جزوه پس از تحلیل مختصر شرایطی که در آن حزب توده ایران تشکیل شد و بحث مختصری در باره‌ی ناکامی جنبش آذربایجان که علت واقعی اوضاع درهم و برهم حزب گردیده است، و اینکه در این حالت افراد کم سابقه‌ی یک حزب جوان نمی‌توانند با خونسردی، با منطق علمی و درست قضاوت کنند و تحت تأثیر خشم خود، یأس و یا بی اطلاعی خود نسبت به ماهیت واقعی جریان واقع نشوند، انتقاد کنندگان را به دو دسته تقسیم می‌کند:

  1. آنهائی که انتقاد از گذشته را به معنای انتقاد از خود می‌دانند و معتقدند که باید با درک اشتباهات گذشته و تحلیل نواقص کنونی برای آینده نقشه‌ی عمل پی‌ریزی کرد ـ در این مسئله همه‌ی اعضاء با شعور و با ایمان حزب با یکدیگر همداستانند و هیئت اجرائیه نیز با این شیوه‌ی انتقاد موافق است،
  2. آنهائی که در باره گذشته و وضع فعلی «تزهای» معینی دارند و بعضی از آنان نظریات خود را کم و بیش در دو کتاب «چه باید کرد» و «حزب توده ایران سر دو راه» منتشر ساخته‌اند. باید گفت که آنها عده‌ای از روشنفکران حزبی هستند که در این اواخر برای تبلیغ قضاوت‌های خود و احراز موقعیت شخصی در حزب فعالیت می‌کنند. (۲)

رساله‌ی هیئت اجرائیه‌ی موقت بدرستی پیدایش انتقاد کنندگان را نتیجه‌ی دو عامل اجتماعی می‌داند:

  1. عامل حزبی که افراد را به درک صحیح اشتباهات و اصلاح آنها وا می‌دارد؛
  2. عامل غیر حزبی که انتقاد را وسیله‌ی خود نمائی و ارتقاء قرار می‌دهد ـ نکته‌ای که مربوط به گروه به اصطلاح «اصلاح طلب» یعنی فراکسیون خلیل ملکی بوده است.

هیئت اجرائیه‌ی موقت در این سند نظریات نادرست «آوانگاردیست‌ها» و «اصلاح‌طلبان»، برخورد غیر علمی آنها به پدیده‌های اجتماعی، نادیده گرفتن جنبش جهانی دمکراتیک، شیوه خرابکارانه انتقاد آن‌ها را عمیقاً تجزیه و تحلیل نموده و نتایجی را که از این طرز عمل عاید حزب خواهد شد نشان داده است.

در عین حال در سند هیئت اجرائیه‌ی موقت طرز دیگر تفکر هم که در حزب بوجود آمد و ناشی از یک نوع دگماتیسم و تحجر بود، پراتیسیسم را جانشین مطلق تئوری می‌کرد و جائی برای انتقاد و انتقاد از خود باقی نمی‌گذارد، مورد انتقاد قرار گرفته بود.

انتشار نخستین بیانیه‌ی هیئت اجرائیه‌ی موقت و جنبه‌ی اپورتونیستی آن نیز در این سند از انتقاد مصون نمانده و گفته شده است:

«هیئت اجرائیه تصریح می‌کند که نخستین اعلامیه‌ی او، با آنکه با نیت درستی برای کم کردن حدت محیط نوشته شده بود متضمن نقاط ضعفی است. هیئت اجرائیه از شناختن خطای خود در این مورد احتراز ندارد و با آنکه بروز این خطا در شرایط امروز اجتماع و حزب، از کسانی که در حیات مبارزه‌ای خود با نظیر آن وضع روبرو نشده بودند، بسیار غریب نیست، بخصوص آن را متذکر می‌شود. هیئت اجرائیه خیلی زود متوجه این امر شد و در اعلامیه‌ی بعدی خود روش مبارزه‌ی جویانه‌ی خویش را نشان داد و مسلم ساخت که اعلامیه‌ی نخستین به هیچوجه مقدمه‌ی یک تغییر روش به سمت راست نیست، بلکه حادثه‌ایست که اثری در آینده‌ی خود باقی گذاشته است».

در پایان رساله‌ی «تحلیلی از اوضاع حزب» موضوع دیگری نیز مطرح شده است که گرچه ارتباطی به مبارزه‌ی داخل حزبی نداشت، ولی با درنظرگرفتن حدت این مبارزه می‌توانست کسب اهمیت کند و آن موضوع به اصطلاح «محافل» (کروژوک) مارکسیستی بود.

از مدتی پیش برخی از مخالفان حزب و عده‌ای پرووکاتور با استفاده از این واقعیت که حزب توده ایران به اقتضای زمان نام دیگری جز حزب کمونیست روی خود گذارده است می‌کوشیدند که برای تلاشی حزب حملات خود را از «چپ» بعنوان «کمونیست و مارکسیست» وارد کنند تا شاید از این راه عده‌ای از کارگران و اعضاء مؤمن حزب را از آن رویگردان سازند (کاری که امروز به مقیاس وسیعی تحت عنوان «مارکسیست ـ لنینیست‌های واقعی» و عناوین دیگر از جانب چپ‌نماها و کمونیست‌های کاذب انجام می‌شود).

از جمله این اقدامات تشکیل به اصطلاح «محافل مخفی مارکسیستی» بود که پیش از جنبش آدزبایجان بدان اقدام شده و جزوه‌ای نیز از طرف تشکیل‌دهندگان آن زیر نام «درس‌های مارکسیستی» انتشار می‌یافت. «مخفی» بودن این محافل تنها عنوان بود. در‌واقع آنها مخفی نبوده و از جانب پلیس شناخته شده بودند، و مورد پشتیبانی دستگاه حاکمه نیز قرار داشتند. زیرا صرف نظر از ارتباط برخی از گردانندگان آنها با دستگاه‌های جاسوسی خارجی و داخلی، خود عمل آن‌ها ـ حمله از چپ ـ از نظر عینی کار دشمنان جنبش را آسان می‌نمود. کوشش این کمونیست‌های کاذب که بعداً به نام «کروژوکیست» معروف شدند رخنه به داخل حزب و استفاده از احساسات انقلابی کارگران بود. با تلقین این فکر که گویا حزب توده ایران دارای رویه‌ی «اعتدالی» است و نمی‌تواند در پیشاپیش جنبش انقلابی ایران قرار گیرد سعی داشتند تا آنجا که ممکن است افرادی را از حزب جدا سازند. آنها به گرد خود محیط اسرارآمیزی بوجود آورده بودند تا آنجا که برای جلب افراد حتی چنین وانمود می‌کردند که گویا برخی از رهبران حزب هم با آنان همداستانند و عضو مخفی حزب کمونیست هستند که درون حزب توده بعنوان فراکسیون فعالیت می‌کنند.

به هنگام شدت بحران درون حزبی «کروژوکیست»‌ها شرایط را برای خود مساعدتر یافته و بر فعالیت خود افزودند. لذا حزب مجبور شد در مقابل آنان نیز علناً موضع گیری کند.

در افشاء این جریان از جمله در روزنامه‌ی «مردم» (شماره ۱۰۰ مورخه ۱۴/۳/۲۶) می‌خوانیم:

«… در ایام جنگ اخیر که تمایل بسیار شدیدی بین جوانان پرشور ایرانی و بخصوص کارگران راجع به مطالعات مارکسیستی پیدا شده بود عده‌ای که در راس آنها یک جاسوس امپریالیسم قرار داشت دست به یک توطئه‌ی خائنانه‌ای زدند که بزودی دچار شکست شد. آنها یک «حزب کمونیست» تشکیل دادند. در «کروژوک»‌های آنها صحبت از این قرار بود که «حزب توده خیانت می‌کند، حزب توده به راست می‌رود، حزب توده مبارزه‌ی طبقاتی را بطور کامل انجام نمی‌دهد، باید یک حزب کمونیست تشکیل بدهیم و انقلاب کنیم..بعد دسته دیگری بنام «سوسیالیست کمونیست!” عرض اندام نمود… سردسته‌ی آن امروز در روزنامه‌ی دولتی نویسنده‌ی مقالاتی به ضرر آزادی می‌باشد…

اما جریانی که هنوز ادامه دارد «کروژوک‌های مارکسیستی» است که از مدت‌ها قبل شروع به «توسعه» کرده و اکنون هم مامورینش دنبال عده‌ای از جوانان حزبی و اتحادیه‌ای را گرفته‌اند و می‌خواهند تزهای بظاهر «چپ» و در باطن راست و انحرافی خود را به این‌ها تحمیل کنند… مبارزه‌ی ایدئولوژیک منظم و جدی بر ضد این دسته‌ی کوچک حتمی است…».

در شماره‌ی بعدی «مردم» در سرمقاله‌ی زیر عنوان «کروژوک‌های مارکسیستی یا لانه‌ی پرووکاسیون» هویت گرداننده‌ی این «کروژوک»‌ها ـ «نورو» (سید باقر امامی) ـ که خودش را عضو فرقه‌ی کمونیست معرفی می‌کرد بعنوان یک پرووکاتور فاش شده است.

در سند هیئت اجرائیه موقت در باره «کروژوک‌های مارکسیستی» گفته می‌شود که ارتباط این جریان با عناصر فاسد و مرتبط با مقامات امپریالیستی آشکار است. افراد این «کروژوک»‌ها برخی عامل و برخی فریب‌خوردگان یک دستگاه پرووکاسیون در خارج از حزبند که ماهیت پلیسی و امپریالیستی آن در این اواخر روشن شده و به ثبوت رسیده است (رجوع شود به «تحلیلی از اوضاع حزب» ص ۳۲ به بعد). انتشار سند تحلیلی هیئت اجرائیه موقت و نشریه‌های خاص دیگری از قبیل جزوه‌ی «در راه یک انحراف»، جزوه‌ی «در باره برخی انحرافات و شیوه‌های خطا» و نوشته‌های سیستماتیک مطبوعات حزبی برای اعضاء حزب روشن کننده بود. ولی تأثیر ویژه را جلسات بحث و انتقاد بخشید.

بحثی که براساس دمکراسی وسیع در داخل حزب انجام شد مرز موجود بین سیاست و روش رهبری حزب و طریق پیشنهادی منحرفین را آشکارا نشان دادو برای قاطبه‌ی اعضاء شکی در تسلیم طلبی و اپورتونیسم فراکسیون «اصلاح طلب» تحت رهبری خلیل ملکی باقی نگذارد. این فعالیت بحث و انتقادی ابتکار ثمربخش و ارزنده‌ای بود که در مبارزه با دشمنان حزب طبقه‌ی کارگر بکار برده شد. این کارزار تبلیغاتی نفشه‌های انشعابگران را در هم ریخت و چنانکه در فصل مربوط به انشعاب خواهیم دید آنان نتوانستند کوچکترین موفقیتی بدست آورند. ولی قبل از شرح این موضوع لازم است تحلیل مختصری از وضع سیاسی کشور، انتخابات دوره‌ی پانزدهم و موضع حزب توده ایران بعمل آید.

ادامه دارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ ـ «تحلیلی از اوضاع حزب»، صفحه‌ی ۳

۲ ـ رجوع شود به همانجا صفحه‌ی ۱۱

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا