از هر دری سخنی

بحران معیشت با افزایش خط فقر

این روزها اقتصاد ایران روزهای تاریخی را پشت سر می‌گذ ارد. سقوط ارزش واحد پول ملی، رشد نجومی قیمت کالاهای موردنیاز روزمره و خدمات ضروری مردم سبب گردیده است که تأمین هزینهٔ زندگی روز به‌روز دشوارتر شود. دلار که هفته را باقیمت بالای ۲۶ هزار تومان آغاز کرده ، اجاره‌بها سر به فلک کشیده است. نرخ ارزهای خارجی و به‌طور مشخص دلار و یورو به گران‌ترین قیمتش در تاریخ رسیده و هرروز رکورد گرانی روز پیش را می‌شکند. همین امر موجب شده تا ارزش پول ملی به پایین‌ترین میزان خود برسد و این موضوع نگرانی‌هایی را برای مردم در سطح جامعه به وجود آورده است. البته از طرفی دولت و بانک مرکزی تلاش کرده و می‌کنند تا با تزریق ارز به بازار، جلوی افزایش غیرواقعی قیمت ارز را بگیرند…..

دلار که هفته را باقیمت بالای ۲۶ هزار تومان آغاز کرده بود روز گذشته (دوشنبه ۳۰ تیر) به کانال ۲۲ هزار تومان سقوط کرد و ۲۲ هزار و ۶۰۰ تومان معامله شد. برخی پیش‌بینی‌ها حاکی از احتمال ورود جدی بانک مرکزی به بازار پس از مهلت امروز ۳۱ تیرماه است. موضوعی که به همراه افت تقاضای صادرکنندگان پس‌ازاین مدت، فرض کاهش نرخ را در روزهای آینده تقویت می‌کند. همچنین روز گذشته قیمت طلا و سکه هم با پیروی از افت بهای طلای جهانی، کاهش یافت که بر این اساس قیمت سکه طرح جدید از کانال ۱۱ میلیونی عقب نشست و به ده میلیون و ۶۸۰ هزار تومان رسید. بااین‌وجود سکه و دلار پیش‌ازاین، نوسان‌هایی در چنین سطوح قیمتی را تجربه نکرده بودند؛ به‌عبارت‌دیگر رکوردشکنی پیاپی، نگرانی افراد نسبت به ارزش دارایی‌هایشان را بالاتر برده است. این نوسانات در حالی رخ‌داده که پس از توافق هسته‌ای در سال‌های ۹۴ تا ۹۶، بازارهای اقتصادی کشور به تعادل نسبی رسیده و قیمت ارز و سکه بسیار پایین بود اما خروج آمریکا از برجام و ادامه تنش روزافزون بین تهران و واشنگتن سبب شده تا تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران به‌ویژه درخصوص نفت اعمال شود. در این شرایط کرونا هم از راه رسید و شرایط اقتصادی را بدتر کرد. در همین ارتباط ستاره صبح به سراغ دکتر حسین راغفر، اقتصاددان برجسته و عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهرا رفت تا نقطه نظرات او را پیرامون دلایل نوسانات اخیر بازارها را جویا شود. مشروح این گفت‌وگو را که توسط مصطفا صباغ، روزنامه‌‌نگار تهیه و تدوین شده را در ادامه می‌خوانید.

ستاره صبح: دکتر حسین راغفر درخصوص دلایل نوسان بازار ارز و نقش دولت در تنظیم این بازار به خبرنگار ستاره صبح می‌گوید: «دولت به معنای کلی است و این اراده‌ای فرا دولتی است که امروز اتفاق می‌افتد. اینکه بگویند ما به بازار تزریق کرده‌ایم مهمل است. مسئله کنترل تقاضا است و اراده‌ای به این منظور وجود ندارد. علت این است که تزریق ارز به بازار، این ارز را به جیب دلالان و واسطه‌گران می‌برد. این ارز وارد چرخه تولید و تأمین نیازهای اساسی مردم نمی‌شود. به همین دلیل عملاً تزریق ارز راه‌حل مناسبی نیست و کنترل تقاضا برای ارز باید مورد هدف قرار بگیرد. بیش از سه سال است که این مسئله به مسئولین کشور تذکر داده می‌شود و رئیس بانک مرکزی ماه گذشته اعلام کرد ما ارزپاشی نمی‌کنیم و به بسیاری از کالاها ارز نخواهیم داد ولی فشار واردکنندگان بیشتر شده و این مسئله مطرح‌شده است که افزایش قیمت‌ها ارتباطی به عرضه و تقاضا ندارد و به‌طورکلی به تأمین منابع بخش عمومی مرتبط است.»

تأمین کسری بودجه دولت
از این استاد برجسته اقتصاد می‌پرسم این افزایش قیمت تا کجا ادامه خواهد یافت؛ او این‌گونه پاسخ می‌دهد: «به نظر من مسئله به اوج خود نزدیک شده و به‌زودی متوقف خواهند کرد. البته پیامدهای آن برای جامعه دردناک خواهد بود و تولید اولین قربانی این وضعیت خواهد بود؛ و نابرابری‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش پیدا می‌کند و رفاه مردم بخصوص طبقات متوسط و پایین به‌شدت سقوط خواهد کرد. یکی از دلایل افزایش قیمت ارز تأمین کسری بودجه دولت است که دلیل مهمی است البته عوامل متعدد دیگری ازجمله وضعیت بانک‌ها در این شرایط مطرح است. چون بسیاری از بانک‌ها ورشکسته هستند و برای تأمین درآمد آن‌ها منابعی جمع می‌شود.»

یک تصمیم فرادولتی
دکتر راغفر در پاسخ به این سوال خبرنگار ستاره صبح که «آیا دولت حاضر است برای جبران کسری بودجه هزینه افزایش تورم را به جان بخرد؟» می‌گوید: «مسئله دولت نیست؛ بلکه این تصمیم فرا دولتی است. ولی اشکال این تصمیم این است که هزینه‌ها بر گرده مردم قرار می‌گیرد و زمین سوخته‌ای خواهد بود که به دولت بعدی تحویل داده می‌شود و هزینه‌های دولت بعدی نیز به‌شدت افزایش پیدا می‌کند و کسری بودجه دولت بعدی افزایش پیدا می‌کند. چون خود دولت بیشترین و بزرگ‌ترین میزان تقاضا را در بازار دارد. بنگاه‌های دولتی و وزارتخانه‌ها و مدارس و دانشگاه‌ها هزینه‌های بالایی پیدا می‌کنند و قادر به تأمین بسیاری از کالاهای اساسی خود نخواهند بود که این نکته به‌شدت در کیفیت ارائه خدمات اثرگذار خواهد بود. این اتفاق در سه دهه گذشته مرتباً دیده‌شده است. نکته اساسی در این سیاست‌های مخرب سهولت آن‌ها بود ولی راه‌های سهل‌الوصول دیگری برای تأمین منابع در مقابل دولت‌ها وجود دارد اما عزم برای استفاده از این ظرفیت‌ها وجود ندارد.»
سیاست‌های غلط اقتصادی
این اقتصاددان و پژوهشگر حوزه فقر و عدالت اقتصادی در ادامه خاطرنشان می‌کند: «مادامی‌که این سیاست‌های مخرب توسط دولت‌ها و حکمرانی اقتصادی کشور اعمال می‌شود باید منتظر هزینه‌ها بود. متأسفانه این مجموعه حاضر نیست پیامدهای تلخ سیاست‌هایی را که اتخاذ می‌کند بپذیرد به همین دلیل درودیوار را متهم می‌کنند ولی ریشه اصلی در سیاست‌های داخلی است. در چهار ماه گذشته بالغ‌بر ۸۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد در بازار سهام ایجادشده است و این درآمد صوری بدون ایجاد کار و بدون مبنای تولیدی آفریده‌شده است. وقتی تصمیم می‌گیریم به صاحبان این درآمدها معافیت مالیاتی بدهیم و به صاحبان بنگاه‌هایی که بدهی مالیاتی و فرار مالیاتی داشتند در صورت ورود به بازار سهام معافیت مالیاتی بدهیم و بدهی‌های گذشته را ببخشیم قطعاً سیاستی غلط اجرا می‌کنیم. حتی اگر دولت ده درصد از این درآمدها مالیات می‌گرفت ۸۰ هزار میلیارد تومان نتیجه می‌داد. ولی سیاست‌های غلط به گسترش بازارهای کاذب و افزایش شدید پایه پولی و بالا بودن نقدینگی منجر می‌شود. در هیچ کجای دنیا واحدهای ورشکسته افزایش قیمت سهام ندارند ولی در کشور ما بر اثر دست‌کاری در انتظارات مردم که توسط خود نظام تبلیغاتی حاکم انجام می‌شود اتفاق می‌افتد. همین موجب افزایش تورم است. در این فعالیت‌ها به سرمایه‌گذاران پیام داده می‌شود که پول خود را فوراً به تولید نبرید و به سفته‌بازی بپردازید. در این بازار هیچ تضمینی وجود ندارد که منابع به سمت تولید برود و سازوکاری به این منظور دیده نشده است. این اقتصاد، کازینویی مبتنی بر قمار و هدایت منابع به سمت فعالیت‌های نامولد است. این سیستم مرتباً خود را تقویت می‌کند. این امر موجب افزایش شدید تورم خواهد شد تورم بالا به کسری بودجه شدید دولت منتهی می‌شود. این چرخه معیوب سه دهه اقتصاد کشور را زمین‌گیر کرده و با ادامه آن شاهد دهه‌های بحرانی‌تری خواهیم بود.»

اثربخشی تحریم‌ها در اقتصاد
دکتر حسین راغفر در پاسخ به این سوال ستاره صبح که «ما در منطقه خاورمیانه کشورهایی داریم که در شرایط جنگی به سر می‌برند و سال‌ها درگیر بحران بودند و عملاً در این کشورها هیچ ساختار اقتصادی وجود ندارد اما پول آن‌ها در مقایسه با پول ما ارزش بالاتری دارد آیا تحریم ایران تا به این حد مؤثر بود یا عوامل دیگری ازجمله آنچه به آن اشاره کردید مؤثر است؟» می‌گوید: «به نظر من نقش تحریم‌ها در وضعیت کنونی نقشی بسیار اندک است. سیاست‌های داخلی در این وضعیت مؤثرتر بودند. تحریم در مؤثرترین شکل بین ۱۰ تا ۱۵ درصد در اقتصاد مؤثر بوده ولی سیاست‌های داخلی بر اثربخشی تحریم‌ها افزوده است. در دهه اول انقلاب جمهوری اسلامی با بحران‌های متعددی ازجمله استقرار و تلاش‌های ضدانقلاب و بی‌تجربگی مدیریت جدید و جنگ و تحریم و … روبرو بود در این دوره با کنترل تقاضا برای ارز به صورتی که خریدوفروش در بازار ارز غیرقانونی بود دولت نیز عرضه کالاهای اساسی مردم را با نظام سهمیه‌بندی و به قیمت‌هایی ثابت تضمین کرد. ازاین‌رو تأثیر تقاضا برای ارز در بازار آزاد به‌شدت کاهش پیدا کرد چون این بازار غیرقانونی بود و نیازهای مردم ارتباطی به قیمت ارز در بازار آزاد پیدا نمی‌کرد؛ اما این وضعیت بعد از جنگ تغییر کرد و جامعه از اجتماعی ساده‌زیست به جمعی به‌شدت مصرفی تغییر کرد. امروز فشار آن تقاضاها باعث می‌شود رئیس بانک مرکزی بگوید من را به دلیل عدم اختصاص ارز برای واردات خودرو تهدید به مرگ کردند.»

اعتیاد به درآمدهای نفتی

این اقتصاددان برجسته در ادامه پاسخ خود اظهار می‌کند: «عملاً در اقتصاد کشور مافیای متعددی شکل‌گرفته است و در چنین شرایطی است که باید گفت در سایر کشورهای جنگ‌زده منطقه سیستمی وجود ندارد که بخواهد هزینه‌های خود را از جیب عموم مردم تأمین کند. سیاست‌های بخش عمومی تنها در کشور ما ساده‌ترین راه را دست کردن در جیب مردم می‌داند ولی اشکالی پیش می‌آید و این هزینه‌ها به یک نسبت از جیب همه خارج نمی‌شود و هزینه اصلی بر گرده طبقات متوسط و به‌ویژه طبقات پایین جامعه است؛ و به شکل افزایش هزینه‌های زندگی به مردم تحمیل می‌شود. این مسئله به سیاست‌های داخلی کشورها برمی‌گردد و حکمرانی اقتصادی چنین حکم می‌کند. نظام مالیاتی تجربه‌ای جهانی است و مادامی‌که این تجربه به‌صورت قدرتمندی کار نکند این مشکل کماکان ادامه خواهد داشت. دولت‌ها در سه دهه گذشته به درآمدهای نفتی معتاد شده‌اند؛ و کار آن‌ها شبیه عکس‌العمل یک معتاد است و تصمیمات غلط‌تری می‌گیرند که وضعیت آن‌ها را بدتر می‌کند.»

اصلاحات بانکی و مالیاتی
دکتر راغفر در پایان این گفت‌وگو راهکار بهبود وضع فعلی را اصلاحات اقتصادی می‌داند و تاکید می‌کند: «این مسئله به‌صورت قطعه‌قطعه حل نمی‌شود و باید به‌کل اقتصاد به‌صورت یک سیستم درهم‌تنیده و مرتبط باهم نگاه کرد؛ ازاین‌رو افزایش قیمت ارز تأثیرات مخربی دارد برای کنترل این کسری‌ها باید حاکمیت اصلاحات را در نظام بانکی باقدرت و سرعت پیش ببرد. اصلاحات نظام بانکی به همراه اصلاحات عمیق و گسترده در نظام مالیاتی به همراه اعطای یارانه به بخش تولید و اخذ مالیات از فعالیت‌های نامولد و سفته‌بازی به‌نحوی‌که این دسته فعالیت‌ها را در کشور غیراقتصادی کند و فعالیت‌های مولد را سودآور کند و ریسک تولید را کاهش دهد به خروج تدریجی کشور از این چرخه معیوب کمک خواهد کرد.»

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا