بین‌المللی

لایه‌های پنهان جنگ سرد میان چین و ایالات‌متحده

آمریکا بر اساس دو فرضیه زیر همواره روابط خود با چین را بین سال‌های ۱۹۷۲ تا ۲۰۱۶ خوب و نسبتاً پایدار ارزیابی کرده بود. نخست اینکه چین هرگز تهدیدی برای تسلط اقتصادی جهانی ایالات‌متحده نخواهد بود و دوم اینکه صعود چین ناپایدار خواهد بود، مگر اینکه به یک سیستم سیاسی به سبک غربی تن دهد که هیچ‌یک از این موارد اتفاق نیفتاد.

ستاره صبح، مارتین ژاک: منشأ بحران کنونی در بحران مالی سال ۲۰۰۸ نهفته است. برعکس، بحران مالی در ایالات‌متحده اتفاق افتاد و نه در چین، به‌طوری‌که سیستم سیاسی چین توانست به‌طور بسیار موفق و پایداری از کنار این بحران جهانی عبور کند. بحران سال ۲۰۰۸ منجر به تضعیف حمایت نخبگان حاکم در آمریکا نسبت به سیاست قبلی این کشور در برابر چین شد و به‌تدریج حالت هژمونیک درباره چین در آمریکا شکل ‌گرفت. چین به‌طور فزاینده تهدیدی برای سلطه جهانی آمریکا تلقی می‌شد، روندی که در انتخابات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۲۰۱۶ به اوج خود رسید و چین به‌عنوان دشمن قلمداد شد. کاملاً روشن است که ایالات‌متحده نمی‌تواند هیچ گونه تهدیدی را برای هژمونی خود در جهان بپذیرد. شاخص‌ها در ایالات‌متحده به‌سرعت در حالنزول است و این کشور دیگر نمی‌تواند داعیه‌دار انحصار در جهان باشد.

بااین‌حال امریکا مصمم است تا در برابر هرگونه کاهش قدرت مقاومت کند. ما وارد یک دوره خطرناک، بی‌ثبات و غیرقابل‌پیش‌بینی شده‌ایم. درنتیجه ما دیگر نمی‌توانیم صلح جهانی را به‌طور کامل بدیهی فرض کنیم. صلح جهانی برای اولین بار پس از جنگ سرد در معرض خطر قرارگرفته است.

علاوه بر این، بحران کووید-۱۹ به‌طور حتم منجر به تغییر قدرت حتی بیشتر از ایالات‌متحده به چین نسبت به سال ۲۰۰۸ خواهد شد. همچنین این امر می‌تواند منجر به واکنش مستأصل گونه آمریکایی‌ها شود. تا زمانی که آمریکا با واقعیت جدید ارتباط برقرار کند – و با چین در قدرت برتر شریک شود- وضعیت جهانی بسیار ناپایدار خواهد بود.

در این میان قدرت‌های امپریالیستی تنزل یافته مانند بریتانیای بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ به‌سختی واقعیت کاهش قدرت خود را تحمل می‌کنند؛ موضوعی که به شیوه‌ای خطرناک‌تر در مورد ایالات‌متحده در حال تکرار شدن است. ما در حال حاضر در یک جنگ سرد جدید – در تجارت، فن‌آوری و دیپلماسی در قالب بسته شدن کنسولگری چین در هوستون – به سر می‌بریم. اظهارات اخیر مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا موجب اعلام جنگ سرد جدیدی علیه چین شده است. ایالات‌متحده جبهه‌های زیادی را علیه چین باز کرده است.

آنچه بسیار نگران‌کننده است، غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، بی‌ثباتی و ناامیدی ترامپ است. وی با ترس از دست دادن انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر، هیچ گزینه‌ای برای مقابله با چین را ازنظر دور نمی‌گیرد.

این جنگ سرد، تکرار جنگ سرد قبلی بین ایالات‌متحده و اتحاد جماهیر شوروی نخواهد بود. در جنگ سرد قدیم دو کشور تقریباً در دو دنیای کاملاً جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند. به‌عنوان‌مثال، این دو کشور ازنظر اقتصادی با یکدیگر ارتباط کمی داشتند، درحالی‌که هم‌اکنون وضعیت کاملاً متفاوت است. علاوه بر این، پرواضح است که در اقتصاد یکپارچه جهانی امروز، چین یک بازیگر اقتصادی بزرگ‌تر از ایالات‌متحده به‌حساب می‌آید، درحالی‌که در جنگ سرد گذشته، اتحاد جماهیر شوروی همیشه ازنظر اقتصادی بسیار ضعیف‌تر از ایالات‌متحده بود، چین هم‌اکنون در بسیاری از جنبه‌ها از ایالات‌متحده پیشی گرفته است.

یک تفاوت مهم دیگر نیز بین دو جنگ سرد وجود دارد؛ اتحاد جماهیر شوروی از زاویه‌ای کاملاً اشتباه به دنبال رقابت نظامی با ایالات‌متحده رفت که با توجه به اینکه ازنظر اقتصادی بسیار ضعیف‌تر از آمریکا بود دست به قماری فاجعه‌بار زد. چین این اشتباه را نکرده و نخواهد کرد. به عبارتی هرچه آمریکا خرج کند، چین بسیار کمتر هزینه خواهد کرد و منابع خود را برای دفاع از مرزها و قلمرو خود متمرکز می‌کند و در درازمدت، این قدرت اقتصادی است که بر نیروی نظامی غلبه خواهد یافت.

۲ اوت ۲۰۲۰- تارنمای گلوبال تایمز- برگردان شهدی

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotn

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا