فرهنگی

حساسیت جامعه نسبت به مشکلات کولبران

سران خیانت‌پیشهٔ رژیم جمهوری اسلامی نیز همچون سلف شاهی‌اش از تاریخ پند نگرفته و درک نکرده‌اند که مردمی را که به خاطر معیشت و حقوق انسانی‌شان می رزمند نمی‌توان با قتل و کشتار مرعوب ساخت. ساکنان مناطق کردنشین میهن ما، سیاست‌های پر از تبعیض‌ و سرکوبگرانه‌ای که از سوی رژیم ولایی به‌کار گرفته می‌شوند هر گز نخواهند پذیرفت، چراکه مردم کردستان اندرز گران‌بهای تاریخ را نیک آموخته‌اند: حق گرفتنی است نه دادنی. آنان به حکام ارتجاعی در هر لباسی که باشند هیچ‌گاه سر فرود نخواهند آورد…

این روزها با داغ شدن هشتگ «کولبر نکشید» در فضای مجازی، توجه‌ها به سمت کولبران و پدیده کولبری بازگشته است. کولبر به افرادی گفته می‌شود که برای کسب درآمد زندگی خود به حمل اجناسی بین دو طرف خط مرزی مبادرت می‌ورزند. کولبران بیشتر در استان‌های غرب کشور مانند آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه مشغول به کار هستند و اغلب آن‌ها به خاطر بیکاری و در قبال دستمزد ناچیز اقدام به عبور غیرقانونی از مرز و حمل و ورود کالای غیرقانونی خارجی می‌کنند. اما درعین‌حال این کار جزء یکی از کارهای خطرناک‌ در ایران محسوب می‌شود و صدها نفر از کارگران کولبر جان خود را به دلایل مختلف ازجمله بی‌توجهی به فرامین مرزبانان، مین‌های باقی‌مانده از دوران جنگ، سرما و یخ‌بندان در ارتفاعات غرب کشور و… از دست می‌دهند. اما این روزها کرونا بار دردهای کولبران را سنگین‌تر کرده است و به دلیل نبود سفارش، بیشتر آن‌ها بیکار شده‌اند. در همین ارتباط سردار اشتری، رئیس پلیس کشور گفته باید با تعامل، راهکارهای قانونی و کارشناسانه‌ای درباره حل مشکلات کولبران ارائه شود. گزارش پیش رو به این موضوع می‌پردازد.
در این روزها و با داغ شدن هشتگ #کولبر_نکشید، توجه‌ها به سمت کولبران و پدیده کولبری بازگشته است. هرچند که این امواج فضای مجازی امروز هستند و فردا محو می‌شوند، اما اگر روشنفکران و جامعه شناسان و نویسندگان تلاش کنند به این رخدادها عمق بدهند و پرسش‌های دقیق‌تری را مطرح کنند، فضای افکار عمومی در موج بعدی آماده‌تر ظاهر خواهد شد و سمت‌وسوی تغییرات از فضای مجازی به فضای حقیقی نیز منتقل خواهد شد. نکته دیگری که در رابطه با این امواج باید گفت این است که جامعه مدنی ایران، در غیبت احزاب، جمعیت‌ها و گروه‌های حرفه‌ای به‌صورت جنبشی در فضای مجازی تلاش می‌کند مسائل را مطرح و یا برای آن راه‌حلی پیدا کند.  اینکه تلاش و تپیدن به فضای مجازی محدودشده، به این معنا نیست که افراد آمادگی حضور در فضای واقعی جنبش را ندارند، بلکه به این معناست که فضای سنگین امنیتی بر فعالیت‌های مدنی چنان سیطره دارد که حتی فعالان خیریه‌ای چون جمعیت امام علی(ع) هم باید بهای بسیار زیادی برای فعالیت‌های خوب خود در پهنه جامعه بپردازند.  بنابراین فعالیت در فضای مجازی در حقیقت بخشی از تلاش این فعالان برای بقا است. نکته مهم دیگری که باید مطرح کرد، تمایل عمومی جامعه ایران (و یا حداقل بازنمایی آن در فضای مجازی) برای پرهیز از خشونت عامدانه
intentional  و از پیش برنامه‌ریزی‌شده (مثل اعدام) است. مردم ایران (یا حداقل بخش‌های زیادی از آنان) دریافته‌اند که خشونت دولتی و از پیش برنامه‌ریزی‌شده(مثل اعدام، شلاق، قطع عضو و..) چاره کار نیست و دولت ایران نیز باید چون دولت‌های دیگر به این عقل سلیم و حس عمومی جهانی تسلیم شود و راه‌حل‌های مدنی و گفتگو را برای حل مشکلات برگزیند.  به‌عنوان‌مثال زیاد بودن اعدام قاچاقچیان مواد مخدر هیچ کمکی، تأکید می‌کنم هیچ کمکی، به کاهش مصرف و توزیع مواد مخدر در ایران نکرده است و ما در تمام این سال‌ها با افزایش سوءمصرف مواد روبه‌رو بوده‌ایم و در طی سال‌های اخیر با جرم‌زدایی از اعتیاد و اعدام زدایی از قاچاق خرد مواد مخدر به حل این مشکل کمک بیشتری کرده‌ایم.  بخش اعظم جامعه شناسان با اشاره به ساختار و عوامل پایه‌ای نشان داده‌اند که برای تغییرات اجتماعی باید از خود اجتماع و با یاری گروه‌ها، جمعیت‌ها و افراد تأثیرگذار شروع شود. اما نکته‌ای که بسیاری از فعالان رسانه‌ای در شبکه‌های مجازی از آن غفلت می‌کنند و یا کمتر به آن می‌پردازند، پدیده خشونت ساختاری است. در خشونت ساختاری مقصر و قربانی به‌سختی قابل‌رؤیت هستند و عواملی که خشونت را اعمال می‌کنند چندان مطرح نیستند و نمی‌شود یا آن‌ها عکس گرفت و در فضای مجازی همخوان نمود.  مهم‌ترین عامل خشونت ساختاری (برخلاف باور بسیاری) فقر نیست بلکه نابرابری است. این نابرابری است که به افراد فرودست نشان می‌دهد که آن‌ها تا چه حد فقیرند و یا تا چه میزان از آرزوهایی که امکان برآورده شدن آن هست، دورند.  این نابرابری فقط به معنای نابرابری اقتصادی نیست، بلکه عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز می‌توانند موجد نابرابری باشند. خود را جای یک روستانشین کردتبار ایرانی بگذارید. تا هفت‌سالگی در همه فضاهای اجتماعی به زبان کردی صحبت می‌شود و سپس ناگهان در مدرسه شما باید به زبان فارسی بخوانید و بنویسید. حال‌آنکه یک کودک تهرانی در این زمینه بسیار جلوتر است.  روستانشین بودن، عدم توسعه‌یافتگی صنعتی و حضور شیوه‌های تولید ماقبل سرمایه‌داری در مناطق دورافتاده نیز باعث می‌شود که افراد نتوانند استعدادهای خود را شکوفا کرده و یا رویاهای خود را دنبال کنند. در کنار نبود فرصت‌های شغلی مولد و حضور اقتصاد سیاه (قاچاق، دلالی، دزدی و …) و ارزش‌های حاشیه‌ای آن (چون زندگی پر ریخت‌وپاش و عیاشی) باعث جذب جوانان به فعالیت‌های غیرمولد می‌شود و آسیب‌هایی که از آن طریق به جامعه و سپس خود آن افراد واردشده و یک دور باطل فقر، نابرابری و توسعه‌نیافتگی را می‌سازند. پس اگر توجه افکار عمومی به مسئله کولبران جلب شده، فقط نباید شلیک به آنان و یا مرگ آنان در اثر ناامنی جاده‌های کوهستانی را برجسته کرد بلکه باید به خشونت ساختاری‌ای هم توجه کرد که زندگی روزمره آن‌ها را چنان سخت و ناگوار کرده که حاضرند این خطرات را به جان بخرند و با کوله‌بارهایی کلان جاده‌های صعب را پیش بگیرند. به‌راستی ما با حاشیه‌های این سرزمین چه کرده‌ایم که بخشی مرزنشینان ما کمترین تعلق‌خاطر را به مرکز دارند وزندگی خانواده‌های خود را با خیساندن نان در خون خودشان تأمین می‌کنند.

(برگرفته از امتداد، نوشته مزدک دانشور)

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا