دیدگاه‌ها

کارگران هفت تپه و واقعیت‌های موجود

ناصر آقاجری: از سوی دیگر توده عظیم کارگران صنعتی را بیکار کرده‌اند. فقر و عضو فروشی زحمت کشان را امری عادی تلقی نمودند. صنایع مادر که با منابع ملت ایران ساخته شدند در اختیار برخی دلال بی دانش قرار دادند تا ارزهای صادراتی را در حساب های بانکی آن سوی آب ذخیره کنند.

یکشنبه ۱۹ اَمرداد ماه  ۹۹ سخنرانی نماینده کارگران هفت تپه آقای اسماعیل بخشی در جمع کارگران معترض هفت تپه:

“… همه بدانند برای اداره هفت تپه هیچ کس به اندازه کارگران و کارکنان هفت تپه که عمرشان را در کشت نیشکر و تولید شکر صرف کردند “اهلیت” ندارند.” ایشان در فراز دیگری فرمودند:

” کارگران معترض از هرچه خصوصی و نیمه خصوصی بیزارند و نمی خواهند از چاله به چاه بیفتند و وقتی می‌گویند مدیریت را به کارگران بدهید یا آن را به دولت برگردانید با “نظارت کامل کارگران” چون به دولت هم اعتماد ندارند پس همه بدانند مطالبه اصلی کارگران هفت تپه “خلع ید” هرچه خصوصی و نیمه خصوصی از سر کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه ست.”

دولت های پس از جنگ برای کاربردی کردن تعدیل ساختاری و خصوصی سازی یا مناسبات سرمایه داری دلالی(نولیبرالی) با لبخند یا اخم و یا  شیوه‌های پوپولیستی هر صدای اعتراضی را خفه کردند. سی واندی سال اصل ۴۵ قانون اساسی را تحریف و وارونه کردند تا بازتابش شرایط امروز ایران بشود. برخی از “خودی ها” بزرگترین اختلاس گر از آب درآمدند و همه شهرک های صنعتی  در شهر های بزرگ ایران یا تعطیل شدند و یا با کمترین ظرفیت تولید، گذران می‌کنند.

از سوی دیگر توده عظیم کارگران صنعتی را بیکار کرده‌اند. فقر و عضو فروشی زحمت کشان را امری عادی تلقی نمودند. صنایع مادر که با منابع ملت ایران ساخته شدند در اختیار برخی دلال بی دانش قرار دادند تا ارزهای صادراتی را در حساب های بانکی آن سوی آب ذخیره کنند. و با بحران اقتصادی قدرت خرید کارگران، حقوق بگیران و بازنشستگان را به پایین ترین سطح تاریخی خود بکشانند. و اینک کارگران هفت تپه، هپکو، صنایع فولاد خوزستان و… خصوصی سازی را نفی می‌کنند که در عمل می توان مدعی شد، خواهان بازگشت به اصل ۴۵  قانون اساسی اوایل انقلاب شده‌اند.

نفی خصوصی سازی به وسیله کارگران یک شناخت تجربی است که  پس از سی و اندی سال کاربردی کردن مناسبات نولیبرالی در ایران به دست آمده است. تجربه دردناکی که صنایع تولیدی ومادر کشور را به رکود کشاند وتنها صنایعی مانند پتروشیمی و نفت را برای دریافت ارز سرپا نگهداشته‌اند. اگر چه ارزهای پتروشیمی به حساب‌های خصوصی “خودی” ها واریز می شود و به چرخه اقتصاد در ایران باز نمی‌گردد، زیرا از نظر این خودی‌های مذهبی باید بانک‌های آن سوی آب  از آن انباشت سرمایه برخوردار گردند، نه ملت ایران. ارزهای نفتی هم در توقیف سیاست‌های بیمار جهانی دولت‌های پس از جنگ و مجالس استصوابی اش در اختیار دولت قرار نمی‌گیرد. در واقع توقیف شده‌اند.

دولتِ بدون تدبیر و اعتدال برای کسب درآمد به یک باره  انرژی را سیصد درصد افزایش می‌دهد وبا شوک “درمانی” های ارزی، برای دولت درمانده ی بحران‌های خود ساخته‌اش با این شیوه‌ها درآمد کسب می‌کند. البته به قیمت مرگ تدریجی خانواده‌های زحمتکشانی که دیگر قدرت خریدی برایشان باقی نمانده است. این پیشنهاد انقلابی و منطقی کارگران هفت تپه  که از زبان نماینده آنها بیان شده است، یک واقعیت تجربه شده ی سه دهه مبارزات کارگران ایران است که تولید کنندگان نعمات مادی و خدماتی کشور هستند. تجربه‌ای تلخ که بیان گر عدم شایستگی دولت‌های پس از جنگ در اجرا و پاسداری از قانون اساسی است. قانونی که بر اساس خواست مردم ایران و مشروط کردن حاکمیت در اجرای آموزش و پرورش و بهداشت و درمان رایگان بود، آزادی را تایید کرده بود و انتخابات ش استصوابی نبود. یا در واقع می توان ادعا کرد این شعار بازگشت به روز های اول انقلاب مردمی ایران است.

ولی نفی خصوصی سازی بدون نفی تعدیل ساختاری تنها نیمی از واقعیت است. در چنین شرایطی اگر حاکمیت مدعی شود آن را می پذیرند، این شعارِ تنها، قادر نیست کارگران را به هدف های انسانی شان برساند. بر اساس تعدیل ساختاری است که دست دولت‌ها برای خصوصی سازی و قانون زدایی  باز می شود نه به عکس آن. این دو ( تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) یک مفهوم را می رساند و آن مناسبات اقتصادی نو لیبرالی است. از این رو می باید نیم دیگر واقعیت را نیز، در کنار خصوصی سازی مطرح کرد ( تعدیل ساختاری). شاید برخی روشنفکران طبقه متوسط این خواست منطقی – تجربی کارگران را سیاسی بدانند و سندیکا را متهم کنند که از چارچوب و اصول سندیکا و مبارزات صنفی خارج شده است. و بر این اساس هو چی گری راه بیندازند. هر مطالبات صنفی کارگران یک مطالبات اقتصادی است وهر مناسبات اقتصادی که منافع کارگران را به چالش بگیرد در حوزه مبارزات صنفی قرار می‌گیرد. و کارگران حق دارند با آن مخالفت کنند.

در این شرایط که بازتاب مناسبات نولیبرالی باعث بحران‌های لاینحل اقتصادی – اجتماعی شده است همه تشکل‌های کارگری و معلمان، پرستاران، بازنشستگان  و جوانان و دانشجویان می‌باید از این شعار کارگران هفت تپه حمایت کنند و آن را کامل کنند زیرا تغییر بنیادی ساختار اقتصادی جامعه یک ضرورت ناگزیر است که همه می‌باید در آن سهیم شوند و آن را فریاد بزنند.

تجربه این مناسبات در اندونزی، برزیل، آرژانتین و در هر جای دیگر جامعه جهانی، تنها فاجعه آفریده است. هیچ تجربه مثبتی در این زمینه  در جهان وجود ندارد جز زمانی که سرمایه داری جهانی برای سود بیشتر در آن سرزمین سرمایه گذاری کرده باشد که شرایط این نوع از سرمایه گذاری نولیبرالی بدتر از دوران استعمار است و تفاوت کیفی با آن ندارد. ما در میان این کشورها به تجربه برزیل می پردازیم.  برزیل با مناسبات نولیبرالی به فقیرترین و بدهکارترین کشور جهان بدل شد. لذا دیکتاتوری ژنرال‌ها مجبور شدند کشور را رها کنند و به مردم واگذار کنند. دولت اولیه پس از ژنرال‌ها، با چند ترفند ماکیاولیستی لیبرالیستی، قدرت را در اختیار دولتی قرار داد که نتوانست برزیل را از بحران خارج کند.

اتحاد مردم زحمتکش با کمونیست های برزیلی که حتا بخشی از مذهبیون کلیسایی هم به آن پیوسته بودند باعث پیروزی کمونیست‌ها در انتخابات بعدی شد. ۸ سال اداره کشور به وسیله حزب کمونیست برزیل بازتابی درخشان داشت، بدهی برزیل از میان رفت و رونق اقتصادی چرخه اقتصادی را مثبت کرد. در این دولت برخلاف دولت‌های پس از جنگ ایران به جای پایین آوردن قدرت خرید مردم با دو برابر کردن حداقل حقوق کارگران و دیگر حقوق بگیران باعث شدند تقاضای کالا در چرخه اقتصاد بالا برود و رونق اقتصادی شکوفا گردد.

کمونیست‌های برزیل بر خلاف دولت‌های پس از جنگ ایران خود هر سال تورم را با افزایش نرخ انرژی و آب و برق و تلفن بیشتر نکردند  و با دوبرابر کردن قدرت خرید  کارگران علاوه بر رفاه زحمتکشان وضعیت طبقه متوسط و صنایع سرمایه داران را هم بهبود بخشیدند و باعث شدند برزیل در میان  بیست کشور بزرگ صنعتی جهان قرار بگیرد. قیاس ۸ سال دولت مداری کمونیست‌های برزیل با سی واندی سال حاکمیت دینی دولت‌های پس از جنگ ایران را با این فلاکت امروزش را به شما واگذار می کنم. شعار کارگران هفت تپه یک واقعیت تجربی ژرف است که می‌باید همه مردم ایران از آن حمایت کنند.

ناصر آقاجری

۲۰ اَمردادماه ۹۹

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا