چرخانمقالات

عبدالصمد کامبخش: نظری به جنبش کارگری و کمونیستی در ایران (۳۰)/بخش پایانی

بخش پایانی

مبارزه حزب توده‌ی ایران علیه امپریالیسم و ارتجاع در شرایط غیر علنی

۱ ـ محاکمه‌ی حزب توده‌ی ایران

ارتجاع ایران طی هفت و اندی سال عمر حزب توده‌ی ایران همواره از هیچ اقدامی برای خنثی کردن فعالیت آن خودداری نکرد. ولی این اقدامات در هر مرحله‌ای در حدود میسر بود. در اوائل تشکیل حزب به پروکاسیون‌های جداگانه اکتفا می‌شد. دلیل آنهم ضعف و سردرگمی ارتجاع پس از سقوط رضاشاه بود.

 علاوه بر آن فعالیت ضدامپریالیستی حزب در دوران جنگ بطور عمده متوجه امپریالیسم آلمان ـ آلمان هیتلری یعنی در جبهه مبارزه‌ی متفقین بود که دولت ایران هم پس از اعلان جنگ به آلمان فاشیستی در آن زمره قرار داشت. این نکته تقویت ارتجاع ایران را از طرف امپریالیسم آمریکا و انگلیس محدود می‌نمود.

با این حال چنانکه دیدیم حتی در دوران جنگ و بویژه در اواخر آن حملات ارتجاع بتدریج جنبه‌ی همگانی بخود گرفت و بدوا از جانب امپریالیسم انگلیس و سپس در آستانه‌ی حمله‌ی به آذربایجان از جانب هردو امپریالیسم (انگلیس و آمریکا) پشتیبانی می‌شد.

پس از درهم شکستن جنبش آذربایجان و کردستان تصمیم ارتجاع بدوا بر این قرار گرفت که با شیوه‌های فاشیستی بدون تشبث به غیر قانونی نمودن و حفظ ظواهر دمکراسی فعالیت حزب را فلج سازد. ولی چنانکه دیدیم در این زمینه موفقیتی بدست نیاورد. حزب مجدداً جان گرفته، نفوذ آن رو به تزاید می‌رفت و حزب بدل به نیروی نگران کننده‌ای برای ارتجاع می‌شد. این نکته‌ای است که دکتر اقبال وزیر فرهنگ وقت هم دو ماه پس از سوء قصد به شاه در مجلس بروشنی به آن اعتراف کرد. بنابراین ارتجاع با استفاده از سوء قصد به شاه کوشید با تمام امکانات آنروزی خود حزب توده‌ی ایران را زیر ضربه قرار دهد.

روز سوء قصد به شاه مصادف با روز یادبود شهداء بود که حزب توده‌ی ایران همه ساله در روز شهادت دکتر تقی ارانی برگذار می‌نمود. منتها برای استفاده از تعطیل در آن سال بجای ۱۴ بهمن میتینگ سنتی به روز ۱۵ بهمن منتقل شده بود. سوء قصد به شاه در ساعت ۱۵ روز ۱۵ بهمن بوقوع پیوست و لذا رهبری حزب و قسمت اعظم فعالین آنکه نیمه‌ی دوم روز را در میتینگ یادبود بسر می‌بردند تنها پس از مراجعت از ابن بابویه به شهر از موضوع باخبر شدند و فرصتی برای اقدامات احتیاطی نداشتند و اینگونه اقدامات را هم ضروری نمی‌دانستند، زیرا حزب دخالتی در این امر نداشت. لذا پلیس موفق شد قسمت اعظم فعالین و نه نفر از ۱۹ نفر اعضاء کمیته مرکزی را در یک موقع بازداشت نماید.

برای اینکه بتوان تا حدی به این اقدام جنبه‌ی «قانونی» داد دولت تصویبنامه‌ای دائر بر غیرقانونی شناختن حزب توده صادر نمود و این موضوع را به اطلاع مجلس رساند بدون اینکه به تصویب مجلس برسد و جنبه‌ی قانونی بخود بگیرد.

مادام که همه‌ی این سر و صداها مربوط به سوء قصد شاه بود طبیعی است که تعقیب و محاکمه هم می‌بایست متوجه کسانی باشد که مستقیماً در این عمل شرکت داشته‌اند. ولی محاکمه‌ی همکاران سوء قصد کننده و آنهائی که وی را از جهت اسلحه تأمین کرده بودند جنبه‌ی فرعی بخود گرفت. بعنوان متهمین درجه‌ی اول رهبران و اعضاء حزب تحت تعقیب قرار گرفتند و محاکمه‌ی آنها طبق ماده‌ی دیگری از قانون ـ مطابق قانون ضدکمونیستی ۱۰ خرداد ۱۳۱۰ آغاز گردید. بموازات آغاز محاکمه‌ی اعضاء حزب توده‌ی ایران قانونی از مجلس دائر به توقیف اموال احزابی که مشمول قانون ضدکمونیستی شده‌اند گذرانده شد تا تصرف اموال حزب توده ایران جنبه‌ی «قانونی» بخود بگیرد.

فردای روز سوء قصد در تهران و سپس در ولایات حکومت نظامی اعلام شد. تفتیش منازل مظنونین به عضویت در حزب توده‌ی ایران و تعقیب آنان در سراسر کشور آغاز گردید. چندین صد نفر از فعالین و اعضاء حزب در همان روزهای اول بازداشت شدند. علاوه بر آن، افراد دارای افکار مترقی نیز از ادارات دولتی اخراج می‌شدند.

برای اینکه عمل غیرقانونی محاکمه‌ی حزب بدون سر و صدا اجراء شود محاکمه‌ی منتسبین به حزب توده‌ی ایران به دادگاه‌های نظامی محول گردید. از آنجا که هیچگونه مدرکی در مورد شرکت حزب در سوء قصد نسبت به شاه وجود نداشت این محاکم مجبور بودند به فعالیت گذشته‌ی حزب رسیدگی کنند و حال آنکه حزب طی تمام مدت فعالیت خود قانونی و لگال بود، در مجلس وکیل و در دولت وزیر داشت و از جمله متهمین یکی از وزراء حزب بود که می‌بایستی طبق قانون ویژه‌ی محاکمه‌ی وزراء سابق محاکمه شود.

متهمین و وکلای آنان این قانون شکنی‌ها را متذکر شدند و در مقابل این اعتراضات، دادستان مجبور بود به بهانه‌های مضحکی از قبیل اینکه دادگاه به کارهائی رسیدگی می‌کند که متهم قبل از اشتغال به وزارت مرتکب شده و آنچه که مربوط به دوران شرکت در حکومت است بخودی خود معلوم است و غیره متشبث شود.

بمناسبت کثرت عده‌ی متهمین دادگاه‌های متعددی برای رسیدگی به کار متهمین تشکیل گردید که هر یک شماره‌ی خاصی داشت. در روزنامه‌ی نیم‌رسمی اطلاعات ستون ویژه‌ای به اطلاع از جریان دادگاه‌ها اختصاص داده شد. در شهرستان‌ها نیز دادگاه‌های نظامی مشغول کار شدند. متهمین نیز گروهبندی شده بودند: گروه رهبران، گروه‌های متعدد فعالین، نویسندگان مقالات در مطبوعات حزبی، پخش کنندگان اعلامیه‌ها و غیره. با استفاده از موقع با روزنامه‌نگاران و رجالی هم که هیچگونه دخالتی در کار حزب توده‌ی ایران نداشتند و مخالفت‌هائی با دربار و دولت کرده بودند نیز تصفیه حساب می‌شد.

افرادی که پلیس به بازداشت آنها موفق نشده بود توسط مطبوعات احضار می‌شدند تا در صورت عدم حضور بتوان آنها را غیابا محاکمه نمود، چنانچه عده‌ای به این ترتیب محاکمه و محکوم شدند. تعقیب و محاکمات وسیع سرتاسری کشور آزمایشی بود برای حزب جوان توده ایران، برای اعضاء آن ـ آبدیدگی آنان و ایمان آنان به راهی که انتخاب کرده بودند. حزب از این آزمایش سربلند بیرون آمد. در همه جا نیمکت متهمین بدل به تریبون محاکمه‌ی هیئت حاکمه شد. در جزوه‌ی تحت عنوان «یک محاکمه تاریخی» که یکسال پس از این محاکمات نشر یافت در این باره چنین می‌خوانیم:

«در واقعه‌ی ۱۵ بهمن هیئت حاکمه از خاطره‌ی سبعیت بی پروائی که در تشکیل محاکم غیر قانونی و کشتار بی‌دریغ مردم آذربایجان نشان داده بود برای مرعوب ساختن مردم استفاده می‌نمودچرخ آدمکشی بکار افتاد، شکار مردم شروع شد، از کارخانه از مزرعه، از پشت میز اداره، از بالای تریبون دانشگاه، از کنار اطفال بیگناه، مبارزان حزب ما را مورد تعقیب قرار دادند و زندان‌ها را از آنان پر کردنددر تهران، مشهد، اصفهان، کرمانشاه، رشت، شیراز، مازندران، خوزستان، محاکم نظامی متعدد برپا شد و صدها هزار نفر از مبارزان حزب ما در چنین محیط وحشت زائی بر نیمکت اتهام نشستند ولی در همه جا، چه در تهران و چه در شهرستان‌ها آنها بر رژیم ترور غلبه کردند و در هرجا که کمترین راهی یافتند از فرصت استفاده نموده حقانیت حزب توده‌ی ایران را با صدای بلند اعلام داشتند.

کسانی که برای برانداختن نفوذ امپریالیسم از میهن خود مردانه کوشیده بودند، مردانی که برای صیانت ثمرات انقلاب ایران از دستبرد قدرت طلبان و تکامل دادن مشروطیت مبارزه کرده بودند به اتهام «ضدیت با سلطنت مشروطه» به پای میز محاکمه کشانده شدنداین بار جرم آنها فقط داشتن یک عقیده‌ی مترقی بودبالاتر از این آنها گناهکار بودند که برای بیداری ملت کوشیده‌اند، مستوجب عقوبت بودند که مبارزه‌ی ملتی را برای کسب حقوق مغضوبه‌اش برانگیخته‌اند، شایسته حبس و شکنجه بودند که با استعمارطلبان، با خداوندان نفت در افتاده و پرده از چهره‌ی کریه طبقه‌ی حاکمه برگرفته‌اند.

مبارزان حزب توده‌ی ایران، پیکارکنندگان راه ملت، در محاکمی که زیر نظر پلیس و ارتش اداره می‌شد و سرنیزه بجای قانون بر آنها حکومت می‌کرد، مردانه و سرافراز ـ با پیشانی گشاده و صدای رسا به دفاع از حقیقت پرداختنداز تهدید نترسیدند و از تطمیع تردیدی به دلشان راه نیافتآنها که به حقانیت راه خود ایمان داشتند، بارها دشمن را در برابر صلابت رفتار خود حیرت زده و مغلوب ساختندبارها دشمن را وادار کردند که به عجز خود اعتراف کند و شهامت و قدرت روحی آنها را بستاید.

این ثمره‌ی کوچکی نبود، این نتیجه‌ی هفت سال مبارزه بوداین ثمره نشان می‌داد که حزب توده‌ی ایران موفق به تربیت انسان‌های نوینی شده است که با انسان‌های عادی محیط ما تفاوت اساسی دارندانسان‌های نوینی که ضعف جبین و محافظه کاری نمی‌شناسد ـ انسان‌هائی که زندگی را برای مبارزه می‌خواهند و به زندگی ننگین و آلوده تن در نمی‌دهنددشمنی که آنها را محاکمه می‌کرد بسیار ترسو و زبون بود و با وجود سرنیزه‌هائی که محافظتش می‌کردند وحشت و اضطراب داشت ـ نمونه‌هائی از این وحشت و اضطراب در محاکم نظامی مشاهده شد».

ازجمله اتهامات دادستان این بود که گویا اعضاء حزب با مقامات خارجی در ارتباط بوده‌اند، اتهام متداول نسبت به همه‌ی کمونیست‌های سراسر جهان.

رضا ملکی وکیل مدافع متهمین پس از رد این اتهام اظهار داشت:

«شما با یک عده اشخاص ایده‌آل که بمنظور خدمت به مملکت با ترویج مرام خود می‌خواستند به بدبختی‌ها خاتمه دهند و مملکت را بسوی آزادی و دمکراسی سوق دهند سر و کار دارید... دادستان اصرار دارد وجود رابطه‌ای را بین حزب توده‌ی ایران و بیگانگان اثبات کندچرا آقای دادستان اصرار دارد یک امر غیر واقعی را که فوق‌العاده از لحاظ سیاست ایران مهم است به این کیفیت واقع وانمود کند؟».

آن نمایندگان بورژوازی که چنین موضعی داشتند در آن موقع تصور نمی‌کردند موقعی خواهد رسید که بمناسبت تغییر اوضاع سیاسی مجبور خواهند شد وضع خود را صدوهشتاد درجه عوض کنند و بدین طریق سیمای دیگر خود را نمایان سازند.

با آنکه رسما اعلان شده بود که محاکمه‌ی اعضاء حزب در دادگاه‌های علنی اجرا خواهد شد دادگاه‌ها در‌واقع دربسته بودند و تنها برخی از مدیران جرائد ارتجاعی و عمال پلیس و رکن دوم ستاد ارتش به دادگاه‌ها راه داشتند. علاوه بر آن کوشش بعمل آمد تا شاید هرچه سریعتر جریان محاکمات بویژه محاکمه گروه رهبران پایان داده شود. ولی کارزار وسیعی که در اطراف این محاکمه، خواه در داخل و خواه در خارج کشور، برپا گردید این کوشش ارتجاع را خنثی نمود. متهمین با مراجعه به سازمان ملل متفق غیر قانونی بودن این محاکمات را اعلام داشتند. سازمان‌های دمکرات جهانی ـ اتحادیه‌ی بین‌المللی حقوقدانان دمکرات، سازمان‌های جهانی دانشجویان، زنان، جوانان به این جریان اعتراض کردند. اتحادیه‌ی بین‌المللی حقوقدانان دمکرات خواهان متوقف ساختن محاکمه‌ی گروه رهبران و پذیرفتن نماینده‌ی این اتحادیه شد.

بدیهی است چنین عقب نشینی‌هائی برای ارتجاع نامیسر بود. ولی اجرای نقشه‌ی گذراندن برق آسای محاکمه نیز ناممکن شد. (#)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(#) دستنویس رفیق کامبخش در اینجا قطع می‌شود. وی امکان نیافت بند مربوط به دادرسی اعضاء حزب را تکمیل نماید. همانطور که در پیش سخن این کتاب گفته شده، ما خواهیم کوشید دنباله‌ی این مبحث را که در دانشنامه‌ی دکتری رفیق فقید منعکس است ترجمه و بموقع خود منتشر کنیم.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

 

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا