اجتماعی

از زباله‌گردی تا زباله‌خواری!

فقر و گرسنگی و اعتیاد فراگیر و فزاینده‌ای افتادم که خوره‌ای شده بر جان تهیدستان.

مستقل؛ در کنار سطل آشغال بر سر چند کیسه پلاستیک پر از زباله، چنباتمه زده بود و با یک دست داخل کیسه پلاستیک‌ها را می‌گشت و با دستی دیگر، چیزهایی به سمت دهانش می‌برد و می‌خورد!

با دیدن آن صحنه، مثل همه، حس بدی سراسر وجودم را فراگرفت. یاد فقر و گرسنگی و اعتیاد فراگیر و فزاینده‌ای افتادم که خوره‌ای شده بر جان تهیدستان. یاد همان چیزی که این روزها به مواجهه با آن عادت کرده‌ایم؛ زباله گردی جهت جمع‌آوری مواد بازیافتی برای فروش و امرار معاش.

مقارن ساعت یک ظهر بود. گمان کردم لابد تکه نانی در دست دارد و همزمان، هم ناهارش را می‌خورد و هم کارش را انجام می‌دهد.

اما به شش- هفت متری او که رسیدم، تازه متوجه شدم که با یکی از تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌های روزگار روبرو شده‌ام؛ جوانی بیست و چند ساله که پسماند مواد عذایی را از میان زباله‌های تر برمی‌داشت و می‌خورد!

صحنه‌ی عذاب آوری بود؛ او چیزی شبیه به یک تکه کیک یزدی را از داخل یکی از پلاستیک‌ها -که از لبه‌ی آن، پوست‌های هندوانه‌ی آغشته به انواع زباله و شیرابه پیدا بود- درآورد و بی‌درنگ به دهان برد و دندان زد و جوید و قورت داد اما از خوردن بقیه‌اش منصرف شد و داخل جوب انداخت و دو دستی غرق در جست‌وجو شد و من غرق در احوال او!

اکنون ساعت‌هاست که آن صحنه‌ی چند ثانیه‌ای، رعشه‌ بر اندامم انداخته است! به شمار کثیر کودکان و جوانان و کهنسالانی می‌اندیشم که از فرطِ فقر، از سطل‌های زباله ارتزاق می‌کنند! به این سرزمین زرخیز و فرمایش حجه‌السلام پناهیان می‌اندیشم که فرموده؛ «حزب‌اللهی باید پولدار باشد.اگر پول ندارید، عرضه ندارید»! و به این همه بی‌عرضه که شغل و خانه و خودرو و خوراک و پوشاک ندارند و رزق‌شان را از میان زباله‌های متعفن می‌جویند! و به این می‌اندیشم که در این اوضاع و احوال، والیان در چه حالی‌اند؟ چگونه سر بر بالین می‌گذارند؟…

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا