از هر دری سخنی

در تاثیر همه‌گیری بر جنگ امپراتوری ایالات متحده برای سلطه جهانی

نوشته: کلاوس واگِنِر

کیفیت سیاستهای بهداشتی-درمانی نولیبرال‌زده نتایج ویرانگر سومین بحران بزرک یکصد سال اخیر را، که در ۲۰۱۹ و هنوز پیش از کرونا آغازیده بود، بشدت شعله‌ور کرد. از آغاز اعمال محدودیتهای کرونایی در مارس ۲۰۲۰، ۵۷ میلیون تن در آمریکا، برای نخستین بار، درخواست یارانه بیکاری پرکردند.

همه‌گیری و امپریالیسم 

آمار رسمی کوید۱۹ به مرز سی میلیون نزدیک شده است. قریب ۹۰۰۰۰۰ تن از کوید۱۹ مرده اند. هر روز کمابیش ۵۰۰۰ تن در جهان از این همه‌گیری جان میدهند. این ابتلا از نگاه پراکنش جهانی سخت متفاوت مینماید. همزمان که ایالات متحده، برزیل و هندوستان باهم نیمی از مبتلایان و ۴۳ درصد جانباختگان کوید۱۹ را در خود جای داده اند و کشورهای اروپایی نیز در نگرانی موج دوم گسترش بیماری بسر میبرند، شمار مبتلایان تازه در کشورهایی همچون چین، ویتنام، لائوس و کامبوج دست بالا دو رقمی و در برخی تنها یکرقمی گزارش میشود. تنها مبالغ تاراجیدهء نولیبرالها از بودجه و صندوقهای اجتماعی کشور کافی بود، تا بتوان قطعی و موثر برابر این همه‌گیری هرز ایستاد و آن را بکل از عرصه جامعه برنداخت. اینجا کشورِ مادر نولیبرالیسم رفرم ستیز و شکست ناپذیر ایالات متحده آمریکا است و اینکه کدام شاخه از سیاست‌پیشگان، دولت را تشکیل داده اند، هیچ نقشی درین بازی نمیکند. پرسش سرنوشت ساز این است که تهاجم نولیبرالی تا به کدام درجه پیش رانده خواهد شد.

بدهکاریها و شکاف ژرف اجتماعی

کیفیت سیاستهای بهداشتی-درمانی نولیبرال‌زده نتایج ویرانگر سومین بحران بزرک یکصد سال اخیر را، که در ۲۰۱۹ و هنوز پیش از کرونا آغازیده بود، بشدت شعله‌ور کرد. از آغاز اعمال محدودیتهای کرونایی در مارس ۲۰۲۰، ۵۷ میلیون تن در آمریکا، برای نخستین بار، درخواست یارانه بیکاری پرکردند. بیش از ۱۰۰۰۰۰ بنگاه کوچک ورشکست شدند. میلیونها انسان توان پرداخت اجاره خانه یا اقساط بدهی خانه شان را ندارند و با اخراج و یا خلع ید از خانه قسطیشان روبرو اند. در شهرهای متروپل امپراتوری، ترنها سوتِکور و دروداغان، فروشگاهها و رستورانها خالی، زباله‌ها انباشته در پیاده‌روها، چشم اندازهایی همانند صحنه های فیلمهای آخرزمانی را بازمینمایند. در این هنگامه هراس انگیز ولی قمارخانه‌های مالی۱ رکوردزدنهای پی‌درپی‌ سوداوریشان را دنبال هم جشن میگیرند و دارایی میلیاردرهای آمریکا، که نوزده دههزارم درصد آمریکاییان را تشکیل میدهند، در بحران جاری مبلغ ۶۸۵ میلیارد دلار افزایش یافته است.

این تیشه‌روبخودیِ بیشرمانه ابرپولداران در میان فروپاشی اجتماعی البته از کوچکترین ارزش واقعی اقتصادی برخوردار نیست. رقم اسمی بس گزاف تولید ناخالص ملی امپراتوری بالای ۷۰ درصد، بر پایه هزینه های مصرفی و کارهای خدماتی و مالی است، چون تولید راستین اکنون دیرگاهی است در سایر نقاط جهان انجام میگیرد. همزمان که صنعت آمریکا هنوز ۱۶.۶ درصد از تولید صنعتی جهانی را در دست دارد، چین با پشتکار توانسته با سهمی برابر ۲۸.۴ درصد جایگاه نخست را برای خود تضمین کند. پس از چین و آمریکا ژاپن با سهم ۷.۲ درصدی در مقام سوم، سپس به ترتیب آلمان با ۵.۸ درصد، کره جنوبی با ۳.۳ درصد و هندوستان با ۳ درصد ایستاده اند. تازه پس از اینهاست، که ایتالیا با ۲.۳ درصد، فرانسه با ۱.۹ درصد و انگلیس با ۱.۸ درصد قرار میگیرند. در دهه های اخیر بنیاد واقعی سیاست اقتصادی شاهنشاهی واشنگتن خودویرانی نولیبرالی به همراه حراج بر پایهء باور به جهانی سازی بوده است که همواره کنده و برباد داده اند. حکم نولیبرالی دارادارانش۱ (یا غنیتر کردن اغنیا) با اعتبار روزفزونِ نه تنها به فقر رسوای اکثریت بزرگی از مردم، به ویژه طبقات متوسط آمریکا انجامیده، بلکه دولت، بنگاههای اقتصادی و بودجه بندیهای خصوصی را نیز با بدهی های کمرشکن به ویرانی کشانیده است. همین امسال دولت بدهی های خود را به ۳۰ تریلیون دلار یا حدود ۱۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی بالا کشانید. بدهی کل اجتماعی می تواند به حدود ۸۰ تریلیون دلار برسد. سرمایه مالی ایالات متحده توانسته تقریبا ۳۰ درصد از ثروت جهانی را در خود گردآورد ولی همچنین بیش از ۳۰ درصد بدهیهای جهانی را نیز بر دوش جامعه آمریکا گذاشته است.

جنگ سرد ۲

روزگار نومیدکننده امپراتوری با چنگ یازی به این همه‌گیری نکبت بار نیز بهبود نیافت. فروریختن ۳۲.۹ درصدی رکورد تولید ناخالص داخلی این کشور در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۰ بقدر کفایت وضعیت را روشن میکند. خلاف این ولی چین در همین زمان از رشدی برابر ۳.۲ درصد خبر میدهد. محدویتهای قرنتینی۳ در ووهان و پکن گسترده برچیده شده، در نتیجه تولید توانسته است رو به افزایش گذارد. این سیکل سستی شدید امپراتوری او را از رقابت با قدرت صنعتی بزرگ آسیا به دندهء دشمنی خونی با او کشانده است. دولت ترامپ پیاپی بر تیزی رفتار خود علیه چین میفزاید. آماج اساسی این کوشش، جلوگیری از پیشرفت شرکتهای فناوری چینی همچون هوآوای، زت اِ، و بوتهدانس (تیک توک) است، که با اقداماتی چون بستن راه دسترسی آنان به بازارهای «غربی»، قطع ارتباطشان با قطعه سازان، کوتاه کردن دست آنان از مواد و تکنولوژی پیشرفته، خشکانیدن منابع مالی آنان و چونینان پیش برده میشود. جنگ فناوری ایالات متحده علیه چین بخشی از جنگ او برضد برنامه جهش چین با نام «ساختِ چینِ ۲۰۲۵» است.

همزمان چین‌شاهینهای۴ دولت ترامپ، چون مایک پمپئو، وزیر خارجه، در تکاپویند، تا یک جبهه در حد امکان بستهء نبرد از “غرب آزاد” علیه “رژیم حزب کمونیست چین” قالب زنند. نامزدان این جنگ صلیبی ضدچینی- ضدکمونیستی در درجه نخست کارتل سرویسهای امنیتی انگلیسی‌زبانِ “پنج چشم”، از پنج کشور ایالات متحده آمریکا، کانادا، انگلیس، استرالیا و نیوزیلند اند. اینجا البته پیش شرط باصطلاح اطاعت کورکورانه دقیق رعایت میشود. بر اینها باید پیرواسالهای۵ منطقه ای آمریکا مانند ژاپن، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور را نیز افزود. با این همه، چین در دهه اخیر روابط اقتصادی و سیاسی خود را با کشورهای آسه آن (اندونزی، سنگاپور، مالزی، فیلیپین، ویتنام، برونئی، میانمار، کامبوج و لائوس) بسیار گسترش داده است. پُرسَنگیز اینکه آیا وزارت خارجه آمریکا گذشته از سخن بازی، میتواند در زمینهء اقتصادی یا حتا نظامی هم موفق باشد. برخی از کشورهای آسه آن، به ویژه ویتنام، از بزرگترین “سودبران” جنگ اقتصادی ایالات متحده علیه جمهوری خلق چین هستند. بسیاری از تولیدات و میدانهای بده‌بستان برای دور زدن تحریم ها جابجا شده اند. ازاین گذشته امپراتوری به خود رنج، نه چندان بی بار، میدهد، تا همکاریهاش را با کشورهایی از آن میان، که تا کنون وابستگی چندانی به وی نداشته اند، چون ویتنام و هندوستان، گسترش بیشتری دهد، که پر ناکام هم نمانده باشد. اگر این همکاری راستی تثبیت شود، دردسرهای جدی در پیشرفت پروژه بزرگ و بلندپروازانه چین و اوراسیا برای ایجاد جاده ابریشم جدید در جنوب شرقی آسیا و شبه قاره هند پدید خواهد آورد.

با پایان تجاوزات آمریکا و پس از مداخله چینی‌ها در سال ۱۹۷۹، ویتنام برای صنعتی شدن به سرمایه های خارجی “غربی” وابسته شد. همراه تأمین اعتبار برا بازسازی کشور، نفوذ “غربی” نیز بالا گرفت. همزمان، با رونق سریع اقتصاد چین و ادعاهای گسترده حاکمیت آن کشور بر دریای چین جنوبی، نگرانی ها پیرامون غول شمالی نیز گسترش یافت. در تاریخ دیرپای همسایگی این دو، ویتنام و چین، تنها تجربه های خوب وجود نداشته است. ویتنام به مدت ۱۰۰۰ سال توسط چین اداره می شد و در سال ۱۹۷۲ نیز مائو درعمل با هماورد جنگی او همبستگی برقرار کرد.

آمادگی دولت هند و ناسیونالیست مُدی هندوستان برای راه اندازی بحرانی نظامی با چین، که نزدیک ۶۰ سال خفته بود و یک شکست هم در بارنامه خود داشت، همانا پیش از هر چیز انگیزه های داخلی دارد. اقدامات دولت مدی در همه‌گیری کرونا هم باندازه اقدامات تیم ترامپ فاجعه‌بار بوده است. هم اکنون در هندوستان بر پایه آمار رسمی بیش از ۴ ملیون بیمار کرونایی هست. هر روز هم ۸۰۰۰۰ بیمار تازه به این شمار افزوده میشود. همچنین روی یک رقم بالای ناگفته بدلیل کاستیهای تست و آزمایش حساب میشود. در بخشهای کارگری و فقیرنشین نمیتوان به اقدامات بهداشتی‌درمانی چشمداشت. تولید ناخالص ملی در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۰ به طور رسمی ۲۳.۹ درصد کاهش یافت. این رقم هم هنوز بدلیل شامل نشدن کارگران روزکار و کارگران مهاجر موثق نیست. هندوستان امروز میان سپلشت پزشکی، اجتماعی و اقتصادی دست وپا میزند. بنابرین دولت هندوستان نیز همانند دولت آمریکا دربدر دنبال یک کیسه‌بکس میگردد. انگیزه تاکتیکی سیاست چین‌ستیزی نارِندرا مودی بر این کژپنداری استوار است، که از سوی دولت ترامپ قدردانی و پاداش خواهد گرفت، که البته ممکن است کژسنجی پرهزینه‌ای از کار دراید. امپراتوری با راهکار “آمریکا را باز بزرگ ساز”، که باید به قدرتمداری خودپسندانه و سیاست اقتصادی حمایتگرانه ترجمه شود، چنین کژپنداریهایی را موزیانه به تمسخر میگیرد، این را سیاستمداران اروپایی با گوشت وپوست و استخوانشان تجربه کرده اند.

زندانیان درون وفاداری واسالی

اینکه سختگیریهای گمرکی اخیر آمریکا برا واسالهای اروپایی کوچکترین امتیازی قایل نشد، امروز دیگر ورد زبانهاست، از ایرباس کاران گرفته تا شکلات سازان، همه مشمول این حقوق گمرکی میشوند. دونالد ترامپ خواستش را به شیوه مرسومش بارها تکرار میکند، که اروپائیان بایستی وفادارانه‌تر رفتار کرده، بیشتر از جنگ ابزارهای گزاف بهای فراوده آمریکا بخرند، خواستی که خود را پشت ۲ درصد تجهیزات جنگی بیشتر ناتو نهفته است. همچنین خریدهای بیشتر گاز بس گرانتر از صنعت درعمل ورشکسته فرینگینگ ایالات متحده داشته باشند. ولی آماج بازیهای قدرت ایالات متحده آمریکا تنها علیه لوله کشی گاز شمالی نیست، اروپا باید با گونه ای پرده آهنین نمونه ۲ از اوراسیا مجزا شود، و در بهترین شکلش این پرده همرو مرز روسیه کشیده شود. و برااینکه اینها به اجرا درآیند، هیچ خرابکاری نه بس ارزان، نه چندان شفاف، مانند آنچه در تازه‌ترینش جریان ناوالنی میتواند مشاهده شود و البته نه هیچ انقلاب رنگینی بسیار گران است. کیِف باید ۵ میلیارد دلار هزینه برداشته باشد. مینسک ابدا ارزانتر نخواهد بود- اگر دست دهد.

برا اروپاییها ابدا آسان نیست، خود را از مهمترین ذخیره‌های انرژی آسیا و از بزرگترین پروژه توسعه زیرساختهای جهان و همچنین از بازار آینده جهانی وابُرند. این پس از کرونا از اهمیت بس ویژه برمیخورد. شیوه برخورد با همه‌گیری در اروپا گرچه بهتر از آمریکا بود، ولی تفاوت اساسی نداشت. بدی داده‌های اقتصادی هم چشمگیرند. پس از برنامه پوچ و متمرکز بر تنگی کمربندهای «نجات یورو»، که تنها به زیان رویای برتری برلین تمام شد، و در نتیجه آن ولی اروپا به یک هرج ومرج سیاسی و اقتصادی اجتماعی درفتاد، دیگر نمیتواند از پیگیری خردورزانه منافع اروپا سخنی درمیان باشد. برا استراتژیستهای ایالات متحده این کار پیش پا افتاده ای است، که کپه مرغهای سرگردان اروپایی را با کمک کشورهای ویشگراد۶ یا جمهوریهای بالتیک با یاری “اِنجیوها”ی درخور و سبزها، با بهانهء به مخاطره افتادن حقوق بشر یا حقوق دگرباشان، بلندگوهاشان را در راستای روس‌ستیزی کوک کنند. وانگاه تیم ترامپ با تهدید اتومبیلهای اروپایی به بستن گمرک بالا، برآسای “بمباران اتمی”، اروپاییان را به تسلیم وادارد.

دلار و ماشین جنگی

میماند آن دو مهمترین آسهای بازی قدرت شاهنشاهی: ماشین جنگی و دلار. پول آمریکا آشکارا زیر پولانیدگی اقتصاد رنجور شده است. کاهش ارزش دلار همانا از جنگَ ابزارگراییش سرچشمه میگیرد، از تغییر ماهیت پول به جنگ ابزاری برای اماله منافع امپریالیستی. روگردانی از دلار امروز به یک پیش شرط بدل شده است، تا دولتها بتوانند مستقلانه سیاست خارجی خود را سامان دهند. و کشورهای همبسته اوراسیا، بویژه روسیه، ایران، چین گامهای نخستین بلندی در دلارزدایی برداشته اند.

ماشین جنگی ایالات متحده نیز همینچنین مینماید. هزینه کل آن نزدیک یک ترلیون دلار در سال همکنون نتیجه شکوهمندی، [خورند آن هزینه افلاکی]، ارایه نداده است و از سال ۱۹۴۵ تاکنون مگر برابر گرنادا ۱۹۸۳، یا برابر پاناما ۱۹۸۹/۹۰، پیروزی درستی نداشته است.

از یک صلح پسندِ همگان ابدا سخن نمیرود. هدف گویا تنها این باشد، که پسران و دختران جنگبزارباز آمریکایی را دور از کشور نگهدارند. همزمان نیروهای دفاعی چین و روسیه، و همچنین ایران، به پیشرفتهای چشمگیری دست یافته اند. پیش از همه در زمینهء حد اکثر سرعت در فناوری موشکی، که برای دفاع هوایی و دفع گردانهای تهاجمی بایسته است، آیا کشورهای اروپایی متوجه شده اند. پنتاگون بمبفکنها و ناوهای هواپیمابر با گردانهای جنگنده خود را واکنشنگیز در دریای سیاه، خلیج فارس و دریای جنوبی چین مستقر کرده است، ولی برا همه کارشناسان روشن است، که تردید در نابودی یکی از هواپیمابرهای گزافبها کار چند دقیقه است. بدینترتیب وضعیت بسیار بسیار خطرناک است. بشریت برابر میدان بازی نیروهای اتمی با تجهیزات بالا قرار دارد. اگر یکباره از دست بررود، جنگ در روزگار جنگبزارهای مافوق صوت را کس نمیتواند در کنترل آورد. خودبخود هم چیزی بهبود نمییابد وانگاه پیمانی که به آیندگان داریم چه میشود؟

+++

۱- قمارخانه‌های مالی را برابر فینانسکازینو گذاشتم. « Finanzcasino » موسسات مالی دوران نولیبرال شامل بانکها، شرکتهای بیمه و بازارهای بورس که مانند قمارخانه پول فراوان در آنها در گردش است ولی در تولید کوچکترین کارایی دارند و ثروت فراورده نیروی کار جهانی را با ترفندهای رنگارنگ می بلعند

۲ – دارادارانش معادل کلمه آلمانی« Reichenbereicherung » برساخته شد. کلمه آلمانی خود نوپدید مینماید ولی فعل « bereichern » به مفهوم غنی کردن کهنه است که ابتدا دارانیدن معادل این فعل گذاشته شد. یاداور میشود که دارانیدن ساخت تازشی یا متعدی فعل داریدن یا داشتن است.

۳- قرنتین/ قرنتینه از واژه انگلیسی و فرانسوی «quarantaine» به مفهوم جاییکه مسافران از کشورهایی با بیماری شایع نگهداری شوند (از معین) آورده شد. لذا لزومی ندارد املای عربی قرنطین، که عربها پیرو قواعد زبان خودشان از این واژه فرانسوی ساخته اند وسیله فارسی زبانان کار برده شود.

۴- چین‌شاهین: چین‌ستیز، ترجمه واژه به واژه « China-Falken » آلمانی است. «Falken» در آلمانی افزون بر نام شاهین مفهوم دشمن سیاسی خشک و کینتوز و ژیان را نیز دارد

۵- واسال «Vasall»: دستنشانده؛ یک اصطلاح از دوره فئودالی یا خانخانی اروپایی است، واسالها در عمل سوارهایی بودند جنگپیشه، که به ارباب خود تعهد وفاداری کورکورانه داشتند و در مقابل بخش کوچک یا بزرگی از ملک ارباب را براسای تیول میگرفتند.

۶ – کشورهای ویشِگراد، «Visegrad staaten Visegrád-Gruppe»، یا گروه ویشگراد یا گروه وی۴ یک گروه فرهنگی و سیاسی در اروپای مرکزی با عضویت ۴ کشور چک، مجارستان، لهستان و اسلواکی که در سال ۱۹۹۱ برای گسترش همکاری‌های نظامی، فرهنگی، اقتصادی و انرژی تأسیس شده‌است.

ایمیل رسیده

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا