گوناگون

انحطاط مدنی و اخلاقی

۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۸، چه رخ داد که امروز در آستانه انتخابات آمریکا مردم ایران را به خاطره آن روز ۲۲ خرداد، آن روز کودتا، انداخته است تا ببینند آیا در آمریکای منحط و مزور هم انگشت سپاهیان بر ماشه جنگی می‌رود تا رای و نام صندوق انتخابات را تغییر دهد و مردم ش را تحقیر کند یا دادگاه عالی آمریکا حکم به شمارش آخرین آرای پستی مردم تا آخرین عدد…..

در باب سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی نکاتی وجود دارد که میتوان با مردم در میان نهاد.
در میانه فقر و فلاکتی که مملکت را در بر گرفته، او ستیزه‌گری با رژیم مستکبر آمریکا» را «عقلانی و مدبّرانه» خوانده است.
البته به روشنی می‌بینیم این «ستیزه گری عقلانی و مدبّرانه» است که ایران و حاکمان و مردمان آن را ذلیل و منتظر نتیجه انتخابات آمریکا کرده است. این روش مدبرانه و عقلانی، ارزش پول ملی را به منتها درجه سقوط کشانده تا جاییکه با هر تغییر آمار، و نه اعلام نتیجه رسمی انتخابات آمریکا، نرخ دلار و حتی سکه در بازار جمهوری اسلامی دچار نوسان می‌شود.

آیا می‌توانید برای مردم توضیح دهید که چرا پس از اینهمه ستیزه گری مدبرانه و عقلانی، کشور را به چنین ذلتی کشانده اید که نرخ کالاهای اساسی، صنعتی، واردات و حتی ارزاق عمومی تابع انتخابات بزرگترین دشمن خودساخته خودتان است؟
حکمرانی تا بدین حد مدبر و عقلانی، اختیار و اداره کشورش را تا به این حد به نتیجه تصمیمات بزرگترین دشمن خود وامی گذارد؟
واقعیت این است که انتقاد بلکه تامل یا صرف وقت در باب این سخنان، بیهوده ترین کار دنیاست. بیهوده ترین کار دنیا سخن گفتن و نصیحت کردن و نقد کردن کسی است که گوشی برای شنیدن و دلی برای تپیدن ندارد.

بیهوده ترین سخن دنیا نقد سخنان بیهوده ای است که حتی امروز مورد استهزاء پیروان قالبی و قلابی همان حاکم قرار میگیرد چون همه آنها می‌بینند که نتیجه اینهمه شعار پوک و توهم پوچ، حکومتی ضعیف، منزوی و بی آبرو و بی اعتبار شده است که برای مردم بی پناه ش قلدر است و برای دشمنان ش نوچه!

بزرگترین حرف و کنش او حتی در سطح منطقه جدی گرفته نمی‌شود و فقط از باب جلوگیری از بحران سازی نیابتی نظامی یا برای خدمت رسانی و سودرسانی به روسیه و چین در مذاکراتی بی‌اهمیت و دست چندم به بازی گرفته می‌شود.

رهبر کشور، از «سیاست حساب‌شده و ثابت ما در برابر آمریکا» نیز سخن گفته است. کاملا درست است چون این سیاست حساب شده به طرزی شگفت انگیز درهای کشور را بست تا کاسبان تحریم و متوسلان به ارکان قدرت که نه پنهان اند و نه بی پشت و پناه، کلان ترین سودها را به جیب بزنند و نظامیان چرتکه انداز اختیار امور مالی کشور را به شرکت های جعلی و صوری خود واگذارند تا «هماهنگی» میان مسئولان منجر به کنترل قیمت‌ها و گرانی ها شود.

به نظر ایشان این وضع افسارگسیخته مملکت نه ثمره سقوط ارزش پول ملی، نه نتیجه فساد سیستمی، نه ماحصل سیاست خارجی متوهمانه و فرصت سوز و دشمن ساز نه جنگ نه مذاکره، بلکه صرفا نتیجه عدم هماهنگی است که می‌شود به شکل آمرانه و پادگانی به ایجادش همت گماشت:«خیلی از مشکلات کنونیِ ما ربطی هم به تحریم و مانند این چیزها ندارد؛ مربوط به خود ما است، مربوط به ناهماهنگی‌ها است. این گرانی‌های اخیر واقعاً توجیه ندارد؛ بسیاری از این گرانی‌های اخیر واقعاً توجیه ندارد؛ باید علاج بشود و قابل علاج است؛ بایستی مسئولین با هماهنگی علاج کنند. شما نگاه که میکنید، گرانی از گوشت قرمز و گوشت مرغ و گوجه فرنگی بگیرید تا پوشک بچّه [وجود دارد]؛ خب گرانی‌های اینها، گرانی‌های بی‌دلیلی است، هیچ استدلالی پشت این گرانی‌ها وجود ندارد؛ و جنس هم هست …»

اما در این سخنان یک تکه هم هست که الحق جای شگفتی دارد چون مرزهای واقع بینی و انصاف و منطق را درنوردیده است:
«انحطاط مدنی و اخلاقی رژیم آمریکا»
چرا؟ او از کدام انحطاط سخن می‌گوید؟

هنوز نتیجه انتخابات مشخص نشده و ممکن است آرزوی بخشی از مردم در بیرون راندن ترامپ از کاخ سفید و نجات دموکراسی از شر رهبری که به خبرنگاران ناسزا می‌گوید و نظامیان را برای سرکوب اعتراض مردم امریکا به قتل های نژادی گسیل می‌دارد، نتیجه بدهد و آنها به خواسته شان برسند اما اگر اینطور هم نشود نتیجه خواست بخش دیگری از مردم محقق شده است. یعنی آنها که همین شکل اداره کشور را دوست دارند. باز هم حکم حکم مردم است اما در ایران ۸۸ هم چنین بود؟

ایران ۸۸ نتیجه یک «انحطاط مدنی و اخلاقی» در رأس حکومتی نبود که با شعار ملت شهید پرور به شهادت ملت دست زد و خون مردمان را به ضرب گلوله جنگی به زمین ریخت و رهبران معترض آنان را به گناه ایستادن پای حق مردم، یک دهه در حصر نامشروع زندانی ساخت و صدها جوان و فعال سیاسی و اجتماعی از زن و مرد، فرزندان وطن خویش را به محبس طویل المدت فرستاد و از بسیاری سلب حق کار و تحصیل نمود و بسیاری دیگر را ناگزیر از جلای وطن کرد؟

در ایران ۸۸ چه رخ داد که امروز در آستانه انتخابات آمریکا مردم ایران را به خاطره آن روز ۲۲ خرداد، آن روز کودتا، انداخته است تا ببینند آیا در آمریکای منحط و مزور هم انگشت سپاهیان بر ماشه جنگی می‌رود تا رای و نام صندوق انتخابات را تغییر دهد و مردم ش را تحقیر کند یا دادگاه عالی آمریکا حکم به شمارش آخرین آرای پستی مردم تا آخرین عدد می‌دهد؟

در ۲۲ خرداد ۸۸ چه رخ داد که هنوز رهبرانش در حبس اند و مردمان ش در حبس تاریخ و حکومت ش در حبس انحطاطی اخلاقی که نمی‌تواند تاریخ را به پیش از آن روز تاریخی بازگرداند؟

حق الناس همه جا حق‌الناس است! گرچه نام های متفاوت دارد.

در آمریکا رای ها را تا آخرین شماره می‌شمرند تا حرف هر شهروند آمریکایی شنیده شود. در ایران ۸۸ اما رای ها ظهر جمعه با ۶۳ درصد آرا به یغما رفت تا تاریخ برپاست از یاد نرود که کسی حرف ایرانیان را در آن ظهر جمعه کودتا نشنید. انحطاط مدنی و اخلاقی اگر نشانی داشته باشد در آن ظهر جمعه کودتاست!
کلمه – امیر آخولقه

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا