فرهنگی

موسیقی بدون مخاطب هیچ معنایی ندارد

نه جوانی تازه به میدان آمده است، نه خواننده‌ای مو سپید کرده؛ جوان است، اما باتجربه. ۲۰ سال است با سازوآواز اصیل جنوب دمخور بوده و از محضر استادان مختلفی بهره برده. با پرهیز از شتاب و به‌دوراز هیاهو، قطعاتش را منتشر می‌کند……

روزهای درگیری فرسایشی با کرونا، رنگ غم به خود گرفته، ولی بازدیدهای چند صدهزارنفره از تازه‌ترین اثر با صدای او؛ «ساحل» در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد موسیقی عاشقانه و البته صدای خوب در هر حال و هوایی به گوش و جان مخاطب نفوذ می‌کند. او هنرمندی است برآمده از خاک جنوب؛ همان خطه‌ای که تا امروز خوانندگان نام‌‌‌آور بسیاری را به موسیقی ایران تحویل داده است. زاده بندر خمیر است؛ در جنوبی‌ترین نقطه سرزمینمان اما چند وقتی است که صدایش میهمان خانه بسیاری از ما شده است. با رنج و سختی و مشقت فراوان به جایگاه کنونی‌اش رسیده، اما آن روزها را از یاد نبرده و برای مردمی می‌خواند که بسیاری از آنان امروز هم در شرایط سختی روزگار می‌گذرانند. حالا که به گذشته نگاه می‌کند هم خوب به خاطر دارد دورانی را که بدل شدن به یکی از خوانندگان نام‌آشنای ایرانی برایش بیشتر به آرزو می‌مانست و هم می‌داند برای رسیدن به نقطه‌ای که امروز در آن ایستاده چقدر زحمت کشیده، بنابراین حواسش را شش‌دانگ جمع کرده برای ارائه آثاری ماندگار و باکیفیت تا مسیرش شبیه خیلی از نام‌هایی نشود که زود آمدند و زودتر رفتند. او مسیرش را پله‌پله طی کرده و به اینجا رسیده و می‌کوشد رمز ماندگاری را به‌خوبی بیاموزد و ذهن و جان و جهان مخاطبانش ماندگار شود. ناصر پورکرم، چندی پیش قطعه «ساحل» را منتشر کرد و به‌زودی قطعه جدیدش را نیز روانه بازار خواهد کرد. گفت‌وگویی کردیم با خواننده جوان جنوبی در باب عشق و ماندگاری که در ادامه شرحش را می‌خوانید:

تنها چند هفته از انتشار قطعه «ساحل» با صدای شما می‌گذرد. بازخوردها در سایت‌ها و شبکه‌های مجازی، حکایت از استقبال مخاطبان دارد. از سوی دیگر نوید انتشار قطعه‌ای تازه را داده‌اید. اثر جدیدتان چه حال و هوایی دارد؟

اولین و شاید تنها اتفاقی که هنرمند را به ادامه مسیر دلگرم می‌کند، بازخوردها و واکنش‌های مثبت و امیدبخشی است که دریافت می‌کند. هنر به‌ویژه موسیقی بدون مخاطب هیچ معنایی ندارد. شاید برخی از فعالان عرصه هنر به‌هیچ‌عنوان دغدغه مخاطب نداشته باشند و برای آن‌ها مهم نباشد فردی از دیدن یا شنیدن اثر هنری آن‌ها لذت ببرد و با آن ارتباط برقرار کند یا خیر، اما به اعتقاد من هنرمند با مخاطب، معنا پیدا می‌کند. موسیقیدان قطعاً از واکنش مثبت مخاطب لذت می‌برد، همان‌طور که نقاش از بازخوردهای دلپذیر بیننده سر ذوق می‌آید و سینماگر دوست دارد مخاطبان هرچه بیشتری را پای فیلم‌های خود بنشاند.

اما عده‌ای معتقدند اثری که در سطح گسترده مورد استقبال قرار بگیرد و به‌نوعی نظر مخاطب عام را جلب کند، اثری ارزشمند و دارای شاخصه‌های اصیل هنری نیست.

هنرمند در ابتدا باید تکلیف خود را مشخص کند. شاید عده‌ای فارغ از استقبال و حتی مواجهه مخاطب، تنها به خلق اثر هنری در هر عرصه‌ای بیندیشند، اما از نگاه من مخاطب، جزئی جدایی‌ناپذیر از موسیقی است. آثار فاخر نیز دایره مخاطبان مشخصی دارند. شاید مخاطب گونه‌ای از موسیقی یا آوازخوان خاصی، تعداد مشخصی باشند، اما قطعاً مواجهه و برخوردی بین موزیسین و مخاطب رخ داده که نام و آوازه او در سراسر کشور یا حتی در جهان پیچیده است. به‌طور مثال ممکن است مخاطبان جدی تمام آثار مرحوم استاد محمدرضا شجریان به نسبت خواننده مشهوری در ژانر پاپ بسیار کمتر باشند، اما شهرت، محبوبیت و تأثیرگذاری او را کمتر کسی دارد، پس به هر ترتیبی پیوند و ارتباطی بین خواننده و مخاطب شکل گرفته است. البته امکان دارد مردم با یک یا چند اثر از هر هنرمندی، ارتباط بیشتر و عمیق‌تری برقرار کنند و دیگر آثار او در میان توده مردم کمتر شنیده شود. مسئله مهم، احساسی است که مخاطب از اثر و صدای خواننده می‌گیرد. من، موسیقی را صادقانه‌ترین و خالصانه‌ترین پدیده جهان می‌دانم. شما نمی‌توانید احساساتی دروغین را در قالب قطعه موسیقایی به مردم ارائه دهید.

فکر می‌کنید چرا سال‌هاست شاهد انتشار قطعه‌ای فراگیر و به‌اصطلاح هیت در موسیقی ایران نبوده‌ایم؟

مهم‌ترین دلیل این موضوع را باید در افزایش خیره‌کننده تعداد قطعات جست‌وجو کرد. به دلیل پیشرفت تکنولوژی و البته گسترش شبکه‌های اجتماعی؛ از طرفی تولید یک ترَک یا حتی آلبوم، بسیار ساده شده و از سوی دیگر به‌راحتی و با چند کلیک، شنیدن همان قطعات امکان‌پذیر است. در گذشته برای ضبط یک قطعه، تعداد زیادی نوازنده با حضور آهنگساز و تنظیم‌کننده باید دور هم جمع می‌شدند و ساعت‌ها تمرین و تکرار می‌کردند تا درنهایت، قطعه‌ای ضبط شود، اما امروز افراد به کمک نرم‌افزارهای پیشرفته می‌توانند ضعف‌های صدای خود را هم بپوشانند و تنها با یک لپ‌تاپ یا کامپیوتر، انواع سازها را با خود همراه کنند. همچنین امروز مردم در پلتفرم‌های مختلفی مانند تلگرام، اینستاگرام و توئیتر عضویت دارند و روزانه به هزاران و شاید میلیون‌ها ترَک دسترسی داشته باشند. تا ۱۰، ۱۵سال پیش تعداد محدودی آلبوم در طول سال منتشر می‌شد و شما فرصت داشتید با فراغ بال، هر آلبوم را گوش دهید. آلبومی که برای تولید و ساخت آن وقت، انرژی و از همه مهم‌تر تفکر صرف شده، ممکن است نیاز به چندین و چند بار گوش دادن داشته باشد تا شما را درگیر کند، اما امروز سرعت انتشار قطعات بالاست و متأسفانه برای بخش عظیمی از آن‌ها انرژی و فکر زیادی صرف نشده و به همین دلیل به همان سرعت انتشار فراموش می‌شوند.

از قطعات زیادی می‌توان نام برد که محبوبیت زیادی بین توده مردم به دست آوردند، اما با ضعف‌هایی نیز در تألیف روبه‌رو بودند. چگونه می‌توان به شناختی از ذائقه مردم برای ساخت قطعه موسیقایی رسید؟

سادگی و روانی، خصوصیات ترانه‌های چنین آثاری هستند که باعث می‌شوند به‌راحتی در ذهن مخاطب بمانند. تبدیل شدن به زمزمه مردم کوچه و بازار، اتفاقی نیست که به‌سادگی رقم بخورد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که هدف من در موسیقی محسوب می‌شود. البته مخاطب موسیقی واقعاً غیرقابل‌پیش‌بینی است. در مصاحبه‌های مختلفی از خوانندگان خوانده‌ایم و شنیده‌ایم که در یک آلبوم، قطعه‌ای را بسیار دوست داشته‌اند و فکر کرده‌اند آن قطعه مورد استقبال عمومی قرار می‌گیرد، اما مردم با قطعه‌ای ارتباط برقرار کرده‌اند که خواننده اصلاً فکرش را هم نمی‌کرده است. این اتفاق برای خودم نیز رخ داده است. با ترانه‌ای ارتباط بسیار عمیقی برقرار کرده، ملودی را هم بسیار دوست داشته‌ام و صدایم نیز به‌زعم خودم بسیار خوب روی ملودی نشسته است. طبیعتاً توقع داشته‌ام مخاطب نیز واکنشی مورد انتظار نشان دهد، اما اتفاق دیگری رخ داده است. پارامترهای متعددی دست‌به‌دست همدیگر می‌دهند و به موفقیت و ماندگاری یک قطعه می‌انجامند. اگر شما از خوانندگان، آهنگسازان و ترانه‌سرایان در قید حیات سؤال کنید، هیچ‌یک از آن‌ها فکرش را هم نمی‌کردند قطعه ماندگار امروز، موردپسند مردم قرار بگیرد و بعد از سال‌ها و حتی دهه‌ها همچنان شنیده شود، چون هنرمند اصلاً در زمان خلق اثر به واکنش فکر نمی‌کند. البته این سخن در تناقض با صحبت‌های ابتدایی من نیست. طبیعتاً هر موزیسینی مشتاق دریافت بازخورد مخاطب است، ولی بازخورد لزوماً به معنای تأیید، تحسین و تمجید نیست. مخاطبی که با شنیدن صدای شما در فکر فرو می‌رود، دل‌تنگ می‌شود یا اشک می‌ریزد نیز دقیقاً همان تأثیری را که شما می‌خواستید پذیرفته است، اما نکته اینجاست که موزیسین در هنگام خلق اثر؛ چه نوشتن ترانه، ساخت ملودی و چه اجرای آهنگ به بازخورد فکر نمی‌کند. هنر و به‌طور خاص موسیقی، جوششی است، نه کوششی. ممکن است دست آهنگسازی ماه‌ها و حتی سال‌ها به ساز نرود و بعد از مدت‌ها، نت‌ها در سرش به پرواز درآیند. آهنگساز را نمی‌توان با قوه قهریه به ساخت ملودی واداشت، همان‌طور که نمی‌توان ترانه‌سرا را به نوشتن و خواننده را به خواندن مجبور کرد. اگر هم‌ چنین اتفاقی رخ دهد، نتیجه‌ای تصنعی در پی خواهد داشت که نه بر دل مردم می‌نشیند و نه ماندگار خواهد شد. نمونه‌های بسیاری را می‌توان مثال زد که در قالب اثر سفارشی تولید شده‌اند و امروز هیچ نامی از آن‌ها شنیده نمی‌شود.

تقریباً تمام خوانندگان در مصاحبه‌های خود از ماندگاری و ترجیح محبوبیت بر شهرت و ثروت سخن می‌گویند. فکر می‌کنید ۱۰ سال دیگر چه جایگاهی در موسیقی ایران داشته باشید؟

محبوبیت و ماندگاری، اتفاقی در حیطه اراده و اختیار انسان نیست. اگر امکان قابل‌سنجشی بود تا کار مشخصی انجام یا مسیر معینی طی شود، مطمئن باشید افراد زیادی به آب‌وآتش می‌زدند تا محبوب و ماندگار شوند، ولی در عمل، مخاطب است که تصمیم می‌گیرد و او نیز با دلش انتخاب می‌کند. شاید خوانندگانی دراین‌بین ثروتمند شوند یا برای مدتی نام‌شان بر سر زبان‌ها بیفتد، ولی هنرمندی ماندگار می‌شود که با مردم، صادق باشد و قلب‌شان را نشانه بگیرد، نه جیب‌شان را!

همدلی – سارا حیدرنژاد

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا