فرهنگی

بهروز آرمان: چه زیب است و که زیبا؟

در «چیستان گزاران» کنار رود «ارنگ» شهری بود که مردمانش خوشبخت می زیستند برای همیشه، چرا که سه سرشته را سترگ می انگاشتند و می افراختند: دانش، تندرستی، زیبایی. دانش و تندرستی کمابیش بی نیازند از بازگشایی، زیبایی را اما زیر و زبَرهایی ست. به راستی چه زیب است و که زیبا؟

که زیباست؟

آنی که

راستی را آراست،

از درون ناب تابنده

بر پلشت تــــــــــرین تازنــــــــــده.

که شیفته ست؟

آنی که

خواستن را شیداست،

فرای خویش خواهنده

دل آهنگ ترین نوازنده.

که بی گناه ست؟

آنی که

گواهی را تشنه ست

فرازِ خویش روینده

اَبَرپاکترین گواهنده.

 

بدان آرزوی که خانه ی هم میهنانمان را سه سرشته ی دانش و تندرستی و زیبایی بیشاپیش دما و مهر دمند، و نیز کاشانه ی همه ی مردمان را در چارسویِ سپهر. به دستیابی آن، “پلشت ترین” ها را که بساگاه بر اسب هایِ ترس-تابِ و تُندتازِ “زراندوزانِ” زمانه سوارند، می بایست هشورانه شنــــــــــاخت، و سپس زیرکانه – باری زیب گونه – زر و زین رُبود و آنِ همــــــــــگان نمود. و این شدنی ست، چرا که “توانگران” و “بازارگانان” را تهی توشان اند زرانبارنده، و نیــــــــــز زرکاهنده:

زراندوزان ز وَرز ما که می مانند،

وامانند.

تهی توشان بدون-شان توشه انبانبد و برزانند،

زربیزند اگر زیب اند.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا