چرخانمقالات

سرمایه‌داری عامل اصلی تخریب محیط‌زیست است نه انسان

امّا سؤال این است که آیا فقط انسان و ثروت‌های کلان سبب تخریب محیط‌زیست است وتأثیر تعیین‌کننده بر آن دارد، یا در اساس، نظام اقتصادی سرمایه‌داری است که به قصد کسب سود فزاینده، باعث افزایش بی‌حدّ آلاینده‌ها و در نتیجه سبب بحران‌های زیست‌محیطی می‌شود؟

در جهان امروز کمتر کسی است که در مورد بحران زیست‌محیطی که حیات بر روی کرهٔ خاکی ما را تهدید می‌کند کمترین تردیدی داشته باشد؛ بحرانی که تا کنون سبب نابودی ده‌ها هزار گونهٔ گیاهی و جانوری شده است و با سرعتی که گرمایش زمین به خود گرفته است، ده‌ها هزار گونهٔ دیگر- نیز حیات انسان- را نیز در معرض خطر نابودی قرار داده است.
در شرایط کنونی، شاهد آن‌چنان تغییرهای زیانبار آب‌وهوایی هستیم که کرهٔ زمین دست‌کم در چند هزار سال گذشته به خود ندیده است. ذوب شدن یخ‌های قطبی، افزایش سطح آب دریاها و اقیانوس‌ها، به وجود آمدن سیل‌ها و طوفان‌های فاجعه‌بار، آتش‌سوزی و نابودی وسیع جنگل‌ها و مرتع‌های سرسبز، افزایش گازهای گلخانه‌یی خطرناک مانند دی‌اکسید کربن و گاز متان در جوّ کرهٔ زمین، و به هم خوردن نظم زندگی حیات وحش، از جمله این تغییرها هستند. اینها تغییرهایی است که حتیٰ می‌تواند تأمین مواد غذایی کافی برای مردم جهان را نیز در آینده به خطر بیندازد. اگر گرمایش زمین به همین روند ادامه داشته باشد، در آینده‌ای نزدیک مهار کردن آن اگر غیرممکن نباشد، به‌یقین چالش‌های فراوانی را در برابر انسان قرار خواهد داد. تغییرهای زیانبار زیست‌محیطی خطری است که می‌تواند نابودی کامل نوع انسان و سایر گونه‌های زیستی را از روی کرهٔ زمین به همراه داشته باشد.
البته گازهای گلخانه‌یی به طور طبیعی ایجاد می‌شوند و برای کنترل دمای زمین و ایجاد شرایط لازم برای ادامهٔ زندگی ضروری‌اند. امّا متأسفانه پس از صنعتی شدن جهان، و از حدود دو قرن پیش که این روند شدّت یافت، ما شاهد جنگلزدایی‌های وسیع و در مواردی از بین رفتن سطح وسیعی از زمین‌های کشاورزی و افزایش گازهای گلخانه‌یی مضرّ در جوّ زمین هستیم که به طور عمده به دلیل افزایش استفاده از سوخت‌های فسیلی (به‌خصوص در حمل‌ونقل) و دامداری صنعتی در مقیاس عظیم رخ داده، و در نتیجه سبب آن‌چنان افزایش دمایی شده است که ظاهراً در بیش از سه میلیون سال گذشته، و دست‌کم در چند هزار سال گذشته، بی‌سابقه بوده است.
در بسیاری از نوشته‌ها و مقاله‌های تحلیلی در این زمینه، بر نقش فعالیت انسان به عنوان عامل اصلی تغییرهای زیانبار آب‌وهوایی و افزایش گازهای گلخانه‌یی تأکید می‌شود. البته روشن است که این تغییرها ناشی از فعالیت انسان است، و ناشی از پدیده‌های “طبیعی” (مثل یخ‌بندان‌ها و گرم‌شدن‌هایی که بارها در میلیون‌ها سال گذشته اتفاق افتاده) نیست، ولی عامل انسانی در این میان، فقط در پرتو نظام تولیدی حاکم قابل بررسی است که چیزی نیست جز نظام سرمایه‌داری سودمحور که به هدف کسب سود و انباشت سرمایه به هر وسیله‌ای متوسل می‌شود. در روز ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۰، مؤسسهٔ آکسفام، گزارشی را انتشار داد که در آن آمده است: “در حدود یک‌درصد از جمعیت جهان (۶۳میلیون نفر)، که پولدارترین افراد دنیا هستند، در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ دو برابر افراد فقیر دی‌اکسید کربن وارد جوّ زمین کرده‌اند.” انتخاب این بازهٔ زمانی به دلیل آن است که بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ انتشار آلاینده‌های محیط‌زیست در سراسر جهان دو برابر شده بود.
همین گزارش اضافه می‌کند که در این دوره، دو برابر شدن میزان آلاینده‌ها بر روی کرهٔ زمین به طور عمده مربوط به ۱۰درصد ثروتمندان جهان است و این که انتشار ۵۲ درصد گاز دی‌اکسید کربن در جوّ زمین نیز توسط همین ۱۰درصد صورت گرفته است. همچنین یک‌درصد جمعیت جهان نیز بیش از ۱۵درصد دی‌اکسید کربن وارد شده در جوّ را تولید کرده‌اند. بقیه نیز به سایر ثروتمندان ارتباط دارد. و این در حالی است که نیمی از جمعیت جهان، که به طور عمده قشرهای کم‌درآمد و محروم هستند، فقط مسبّب انتشار ۷درصد دی‌اکسید کربن بوده‌اند.
در دنیای کنونی، ما شاهد اختلاف‌های نجومی در تقسیم ثروت در میان مردم جهان هستیم. در یک سو، تعداد انگشت‌شماری از مردم را داریم که صاحب میلیاردها، و اخیراً تریلیون‌ها، دلار ثروت هستند. و در سوی دیگر، اکثریتی وجود دارد که صدها میلیون نفر از آنها حتیٰ از دسترسی به غذای کافی، فقط برای زنده ماندن و نه زندگی کردن، محروم‌اند. این اَبَرثروتمندان که با افزایش ثروت خود قدرت خرج کردن بدون حدّ و مرزی به دست آورده‌اند، از طریق زندگی‌های تجمّلی و ولخرجی‌های بی‌پایان و غیرضروری، به‌نوبهٔ‌خود محیط‌زیست روی کرهٔ زمین را بیشتر از آنچه که بوده، آلوده ساخته و به خطر انداخته‌اند.
بنا به گزارش گاردین، روزانه ۷هزار جِت خصوصی در جهان، از جمله بوئینگ ۷۳۷، فقط برای انتقال یک نفر پرواز می‌کنند. هر هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ گنجایش تا ۱۷۴ نفر را دارد، و هر بار نیز برای سوخت‌گیری به ۲۵هزار لیتر سوخت نیاز دارد، سوختِ فسیلی که احتمالاً می‌تواند مصرف سوختِ یک سالِ یک آبادی کوچک در آفریقا را تأمین کند.( گاردین، ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹)
مسافران این هواپیماها معمولاً از یک خانهٔ اشرافی در یک کشور، به کشوری دیگر و به خانهٔ اشرافی دیگر پرواز می‌‌کنند. خانه‌هایی که به‌خاطر متفاوت بودن با خانه‌های اکثریت مردم، در آنها از مصالح و موادی استفاده می‌شود که با سختی و با صدمه زدن به محیط‌زیست به دست می‌آید. مسافرت‌های هوایی روزمرّه به‌قصد انجام معامله یا برگزاری جلسه و همایش و دیدار صاحبان کسب‌وکارها و غیره هم مزید بر علت است.
سال گذشته در هفتمین “جلسهٔ سالانهٔ محیط‌زیست گوگل” که در منطقهٔ تفریحی و ساحلی “سیسیلی” ایتالیا و به‌خاطر “بحران‌”های زیست‌محیطی برگزار شد،  فرودگاه “پالِرمو” در انتظار ۱۱۴ جت خصوصی بود! برای برگزاری این جلسه بیش از ۲۰میلیون دلار خرج شده بود. به گزارش یورونیوز، یک پرواز از نیویورک به محل این جلسه در حدود ۲۴٫۴۵ تن دی‌اکسید کربن وارد جوّ می‌کند که برابر با شارژ کردن هم‌زمان باتری بیش از ۵۴۰هزار و ۶۵۲ تلفن دستی امروزی است.( یورونیوز، ۲ اوت ۲۰۱۹)
نمونهٔ دیگری از این قبیل ولخرجی‌ها که در این گزارش آمده است، از جمله مربوط به مؤسس خبرگزاری فاکس‌نیوز، “بری دیلر” است که در این نشست حضور داشت. او قایقی تفریحی به قیمت ۲۰۰میلیون دلار دارد که در ساعت ۵۰۰ لیتر سوخت مصرف می‌کند.
امّا سؤال این است که آیا فقط انسان و ثروت‌های کلان سبب تخریب محیط‌زیست است وتأثیر تعیین‌کننده بر آن دارد، یا در اساس، نظام اقتصادی سرمایه‌داری است که به قصد کسب سود فزاینده، باعث افزایش بی‌حدّ آلاینده‌ها و در نتیجه سبب بحران‌های زیست‌محیطی می‌شود؟
بی‌شک نمی‌توان نوع زندگی انسان و تأثیر آن بر محیط‌زیست را نادیده گرفت، ولی انسان خود به‌تنهایی مسئول فاجعهٔ زیست‌محیطی کنونی نیست. این فاجعه که هر روز ابعاد وسیع‌تری به خود می‌گیرد، نتیجهٔ کارکرد نظام اقتصادی و تولید سودوَرز ویرانگری است که در کرهٔ خاکی ما بر شالودهٔ کسب سودِ فزاینده سرمایه سازمان‌دهی شده و امروزه نظام مسلّط بر جهان است. به‌واقع، تأثیرهای مخرّب بر محیط‌زیست برگرفته از این نظام اقتصادی است که برای دستیابی به سود بیشتر و انباشت سرمایهٔ بیشتر، ضمن زدن لطمهٔ جدّی به آب و هوا و خاک، در تقابل با چرخهٔ طبیعی محیط‌زیست قرار می‌گیرد و به طبیعت فرصت بازیابی و ترمیم خود را نمی‌دهد. نظامی که در آن شرکت‌های فراملّی هیچ ارزشی برای طبیعت پیرامون قائل نیستند و تمام طبیعت، از آب و هوا گرفته تا جنگل‌ها، دریا‌ها و دیگر منابع طبیعی، در چشم آنها فقط منبعی برای سودآوری و انباشت هرچه بیشتر ثروت است و بس. اَبَرثروتمندان جهان به‌رغم ادعاهای تبلیغاتی خود در “نشست‌های” حفاظت از محیط‌زیست و ایجاد خیریه‌هایی برای جلوگیری از گرمایش بیش از حدّ زمین، همچنان به زندگی اشرافی خود در محل‌های امن ادامه می‌دهند و حاضرند به هر کاری دست بزنند تا خطری منافع آنها را تهدید نکند.
در اکتبر سال گذشته، بنا به گزارش گاردین، ۲۰ شرکت نفتی جهان مسئول انتشار بیش از ۳۵درصد دی‌اکسید کربن و گاز متان در سراسر جهان از سال ۱۹۶۵ تا امروز بوده‌اند که برابر با ۴۸۰میلیارد تن دی‌اکسید کربن است. جالب اینکه برخی از این شرکت‌ها که ۹۰درصد تولید آنها مانند سوخت اتومبیل، بنزین هواپیما، گازهای طبیعی و زغال سنگ است و سبب افزایش گازهای گلخانه‌یی شده است، داده‌های دانشمندان در مورد ضرورت ثابت نگاه داشتن دمای کره زمین در حداکثر یک‌ونیم درجه سلسیوس بالاتر از دمای زمین در زمان قبل از صنعتی شدن را تأیید می‌کنند. با این حال، ۵ شرکت بزرگ این گروه، برای جلوگیری یا به تأخیر انداختن توافقنامه‌های مربوط به مبارزه با تغییرهای زیانبار زیست‌محیطی، سالیانه بیش از ۲۰۰میلیون دلار به گروه‌های “لابی‌گر” پرداخت می‌کنند.
تأثیر شرکت‌های نفتی و انرژی تولید شده از سوخت‌های فسیلی در افزایش گازهای گلخانه‌یی و تخریب محیط‌زیست بسیار جدّی است. بر اساس یک گزارش تحقیقی در سال ۲۰۱۷ که توسط “اتحادیهٔ دانشمندان نگران در آمریکا و همکاران”* منتشر شد، میزان دی‌اکسید کربن و گاز متان انتشار یافته در تولید ۹۰ شرکت بزرگ صنعتی جهان از سال ۱۸۸۰ تا ۲۰۱۰ عامل اصلی افزایش نیمی از گرمایش زمین و یک‌سوم افزایش سطح آب دریاها بوده است.
در اینجاست که واقعیت تلخ نقش نظام سرمایه‌داری در تخریب محیط‌زیست به قیمت از بین رفتن گونه‌های متعدد حیوانی و گیاهی و به خطر افتادن زندگی بر روی کرهٔ زمین آشکارتر از همیشه می‌شود. این روند به مفهوم تراژدی در تاریخ انسان است، که در آن بیش از ۷میلیارد انسان به‌خاطر انگیزهٔ بی‌پایان سرمایه در کسب سود و انباشت نجومی، باید تاوان آسیب‌های وارد شده بر محیط‌زیست را بپردازند. برخلاف توصیه‌های آکسفام در گزارش ذکر شده مبنی بر وادار کردن اَبَرثروتمندان به کاهش انتتشار گازهای گلخانه‌یی، باید گفت که این پدیده برآمده از سرشتِ سرمایه‌داری حاکم است و بدون تغییر این نظام نمی‌توان شرایط را به طور قطع برای ترمیم و بهتر کردن محیط‌زیست مهیّا کرد. سرمایه‌داری نظامی است که فاجعه‌های زیست‌محیطی را با خود همراه دارد، نظامی است که برای تأمین نیازهای تولید و کسب سود خود هزاران هکتار جنگل را به آتش می‌کشد یا با قطع درختان تخریب می‌کند، رودخانه‌ها را خشک یا مسیرهای آنها را عوض می‌کند، اقیانوس‌ها را آلوده می‌کند، با مصرف انواع سم و مواد شیمیایی برای ازدیاد تولید کشاورزی و دامی زمین‌های را آلوده می‌کند، و سرزمین‌هایی به وسعت کل یک کشور را با سلاح‌های کشتار جمعی به مخروبه تبدیل می‌کند. در این میان شاهدیم که چگونه نیروهای راست افراطی تلاش می‌کنند تا با تغییر دادن قوانین یا با زیر پا گذاشتن معاهده‌های بین‌المللی، دست اَبَرثروتمندان و شرکت‌های فراملّی را برای تخریب هرچه بیشتر محیط‌زیست باز بگذارند. در آمریکا دولت ترامپ پژوهش‌های دانشمندان در مورد محیط‌زیست را مسخره می کند و منکر گرمایش زمین است، و در برزیل، بولسونارو به شرکت‌های فراملّی اجازه می‌دهد تا جنگل‌های آمازون را که “ریه‌های کرهٔ زمین” هستند برای ایجاد زمین برای کشت سویا به آتش بکشند.
تجربه به‌خوبی نشان داده است که به‌رغم افزایش خشک‌سالی‌ها، طوفان‌ها، و سایر فاجعه‌های ناشی از تغییرهای اقلیمی، ثروتمندان هرگز اهمیتی به آسیب‌های زیست‌محیطی و پیامدهای ناشی از آن- از جمله مهاجرت‌های گسترده مردم آسیب‌دیده- نمی‌دهند، هرچند که در رسانه‌ها ژست‌های روشنفکرانه و طرفدار محیط‌زیست به خود می‌گیرند، ولی همچنان به زندگی اشرافی و بدون خطر خود در جنگل‌ها و جزیره‌های خصوصی خود ادامه می‌دهند غافل از اینکه آنچه بر سر آب و هوا و زمین می‌آید، بر زندگی آنها نیز خواهی‌نخواهی اثر خواهد گذاشت. (شاید هم در فکر این‌اند که برای زندگی به کره‌های دیگر بروند!!) حقیقت تلخ این است که در فجایع طبیعی، بیشترین صدمه را البته همواره اقشار تحت ستم و محروم جامعه متحمل می‌شوند که از کمترین امکانات زیستی برخوردارند. امّا آن قشر کوچک از جمعیت کرهٔ زمین که سرمست از سود و ثروت اعتنایی به سرنوشت حیات روی کرهٔ زمین ندارد، کسانی‌اند که کوچک‌ترین ناراحتی از خود در قبال مرگ میلیون‌ها انسان که در فقر و گرسنگی به سر می‌برند، نشان نمی‌دهند. در حال حاضر، به دلیل افزایش آلودگی‌های بیش از اندازه و دور از انتظار در محیط‌زیست، میلیون‌ها انسان دچار نارسایی‌های جسمی از قبیل نارحتی‌های تنفسی، قلبی، کلیوی، و… شده‌اند و صدها میلیون نفر نیز بر اثر سیل‌های عظیم و ویرانی‌های ناشی از آنها یا با از دست دادن شغل و معیشت و کاشانهٔ خود، به دامان فقر و گرسنگی و مرگ و مهاجرت کشیده شده‌اند. چرخهٔ حیات طبیعی میلیون‌ها سالهٔ بسیاری از جانوران و گیاهان نیز صدمه زده است که تأثیر متقابل بر روی یکدیگر و نیز بر روی زندگی انسان داشته است، از بر هم خوردن شرایط زندگی خرس‌های قطبی تا زنبورهای عسل و پرندگان مهاجر گرفته تا وضعیت جانوران وحشی که بر اثر کمبود مواد غذایی به شهرها هجوم می‌آورند.
خوشبختانه جنبش‌های ارزشمند حمایت و حفاظت از محیط‌زیست امروزه در دنیا کم نیستند و روز به روز هم قدرتمندتر می‌شوند و خواست‌های انسان‌دوستانه و طبیعت‌دوستانهٔ‌ خود را به دولت‌های جهان تحمیل می‌کنند. دولت‌هایی هم هستند که در حدّ امکانِ خود تلاشی جدّی در راه معکوس کردن روند تخریب زیست‌محیطی کنونی می‌کنند و کاهش آلودگی‌ها می‌کنند. امّا برای دستیابی قطعی به شرایط لازم در راه بهبود محیط‌زیست و نجات زندگی بر روی کرهٔ زمین، نیاز به جایگزینی نظام اقتصادی سرمایه‌داری و اولویت دادن به نیازهای مردم عادی در مقابل کسب سود و انباش سرمایه است. از اَبَرثروتمندانی که از طریق چپاول منابع انسانی و طبیعی و در سایهٔ حمایت نظام اقتصادی موجود، خود به وجود آورندهٔ شرایط فاجعه‌بار زیست‌محیطی کنونی‌اند و موجودیت آنها بستگی به همین نظام دارد، نمی‌توان انتظار داشت تا به بهتر شدن شرایط یاری برسانند.
*(Union of Concerned Scientists in the US and colleges)

به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارهٔ ۱۱۱۷، ۳ آذرماه ۱۳۹۹

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا