دیدگاه‌ها

قانون در مقابل برخی کور و در مقابل مردم، هزار چشم دارد

در مناظره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری بسیاری از نامزدها به ویژه سه نامزد اصلی یکدیگر را متهم به دروغگویی، فساد، همکاری با سوءاستفاده کنندگان از بیت‌المال و غیر کردند. اما دیدیم که به سرعت یکی را مردم در راس یک قوه قرار دادند یکی دیگر از شخص اول مملکت حکم گرفت و سومی هم توسط نمایندگان مجلس به ریاست انتخاب شد. در واقع هر سه آنها در راس سه قوه قرار گرفتند.چرا؟ چون آنان تائید قدرت‌های اصلی کشور را با خود دارند.


فرشاد قربان‌پور-کلمه

قانون، تزئین نیست. یک پیمان است. پیمانی بین همه مردم یک کشور.
از همین روست که می‌گویند قانون بد از بی‌قانونی بهتر است.
در اصل همه باید در مقابل قانون برابر باشند. اما در کشور ما این‌گونه نیست. همه در برابر قانون برابر نیستند. چرا که چشم‌های قانون برخی را به هیچ وجه نمی‌بیند. که نمونه آن تغییر نام خیابان استاد شجریان توسط هفت آدم شخصی، یک آخوند و یک کودک بود.
همین جمع که خود را نماینده یک طیف از جمعیت ایران می‌دانند حتی از تعداد اعضای شورای شهر تهران هم کم تعداد‌تر بودند. پس چرا دست به چنین کاری زدند؟
پاسخ این است که آنها خود را برحق می‌دانند و بقیه را باطل. برحق بودن هم ربطی به تعداد ندارد.

هر کشوری که بخواهد بر مدار مردم‌سالاری بچرخد چه بخواهد و چه نخواهد باید معیاری مشترک ایجاد کند. این معیار مشترک، قانون است.
در واقع تسبیح مشترکی که تمام حلقه‌های یک جامعه را به هم ربط دهد، تنها قانون است.
اما این وسط برخی خود را فراقانونی می‌دانند.

برای مثال روزنامه کیهان چیزی می‌نویسد. در مقابل بسیاری از سیاسیون و حتا اصولگرایان به انتقاد از آن برمی‌خیزند اما حرف، همان حرف کیهان است.
کیهان رسمش این است که عقب نکشد. چرا؟ برای اینکه کیهان درون پوسته سخت قدرت جای گرفته است. خدشه بر او خدشه بر این پوسته هم محسوب می‌شود. پس به ناچار باید بپذیریم چیزی که کیهان می‌نویسد مورد تائید قدرت‌های اصلی مملکت نیز است.

در مناظره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری بسیاری از نامزدها به ویژه سه نامزد اصلی یکدیگر را متهم به دروغگویی، فساد، همکاری با سوءاستفاده کنندگان از بیت‌المال و غیر کردند.
اما دیدیم که به سرعت یکی را مردم در راس یک قوه قرار دادند یکی دیگر از شخص اول مملکت حکم گرفت و سومی هم توسط نمایندگان مجلس به ریاست انتخاب شد.
در واقع هر سه آنها در راس سه قوه قرار گرفتند.چرا؟ چون آنان تائید قدرت‌های اصلی کشور را با خود دارند.

پس از انتخابات مجلس دست‌کم یک نماینده مجلس یعنی آقای میرسلیم درباره اختلاس ۶۵ میلیارد تومانی، قالیباف را متهم دانست و خواستار رسیدگی پرونده شد.
با این حال اتفاقی حول آن اتهام رخ نداد. قالیباف رئیس مجلس شد و آقای میرسلیم هم همچنان نماینده مجلس است.
در واقع اینجا مشخص نیست که کدام یک از این دو دروغ میگویند.
قرار هم نیست معلوم شود. چرا؟ چون قدرت‌های اصلی کسور این‌گونه ترجیح می‌دهند.
حال آنکه در یک دعوا دست‌کم یک‌طرف باید محکوم شود.

یکی از طرح‌های اصلی و نخست مجلس جدید طرح توزیع قیر بود.
علی‌رغم انتقادهای اصوالگرایان و اصلاح‌طلبان این طرح تائید می‌شود‌. چرا که قدرت‌های اصلی را در پشتیبانی خود دارند.
بدین‌ترتیب دولت را مکلف به توزیع قیر می‌کنند.
اما قیر برای چه کسی؟
مردم که قیر مصرف نمی‌کنند.
پاسخ این است؛ توزیع قیر میان شرکت‌های راه‌سازی.
بعد‌ها مشخص می‌شود برخی از نمایندگان نیز شرکت راه سازی و آسفالت دارند.

دولت همواره از ادامه مذاکره با آمریکا حمایت کرده و اعلام می‌کند مشکلات ما با مذاکره قابل حل است.
اما می‌بینیم که مجلس با تصویب یک طرح، راه دولت را می‌بندد و قوه قضاییه هم اعلام می‌کند با هر کسی که در اجرای مصوبه مجلس اخلال کند برخورد خواهد کرد.
با کمال شگفتی چند روز بعد هم دولت که اساسا مخالف این طرح بود، آئین‌نامه اجرای آن را در هیات دولت تصویب می‌کند.

نام خیابانی در شهرک غرب به نام استاد شجریان تغییر می‌کند. کار را شورای شهر تهران انجام داده که لابد نماینده مردم است. ۸ نفر به اضافه یک کودک که در میان آن هشت نفر یک آخوند هم بود در یک اقدام اعتراضی نام خیابان را دوباره تغییر می‌دهند. آیا به نام قبلی‌اش تغییر می‌دهند؟
خیر. به نام شهید فخری‌زاده.
درحالیکه خیابان دیگری نیز در این شهر توسط شورای شهر به نام فخری‌زاده ثبت شده بود. آنان که خود را خانواده شهدا نامیده‌اند از تغییر نام خیابان به نام استاد شجریان ناراحتند.
در آن سو خانواده شهید فخری‌زاده بیانیه داده و از کار این عده انتقاد کرده و ضمن نکوهش کارشان تاکید می‌کنند که انتخاب نام خیابان‌ها از اختیارات شورای شهر است و خود را از این کارها تبرئه می‌کنند. اما آن ۸ نفر پشتیبانی قدرت را با خود دارند و از این عملکرد‌های خودسرانه نمی‌هراسند.
یک روز بعد هم فرمانداری تهران اعلام می‌کند هم شورای شهر اشتباه کرده و هم همین عده‌ای که نام خیابان را عوض کرده‌اند.

در کشوری که قانون را نادیده بگیرند همین است که می‌بینیم. هر کسی به قدرتی برتر وصل باشد، چهارچوب‌های قانونی را می‌تواند نادیده بگیرد.
چرا؟
چون قانون چشم دارد و در مقابل عملکرد برخی، کور است و در مقابل مردم عادی هزار چشم دارد.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا